شناسهٔ خبر: 78547737 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

وحدت شکنان مشغول کارند

صاحب‌خبر -



پیش از نهایی شدن هر توافقی، دامن زدن به تحلیل‌های شتاب‌زده و تشبیه‌های تاریخ‌سوز (مانند کاپیتولاسیون)، نه نقد منصفانه، که جنگ روانی علیه تاب‌آوری ملی است. حفظ انسجام در شرایط جنگی، یک ضرورت راهبردی است، نه یک توصیه‌ اخلاقی


همزمان با بروز نشانه‌ها از نهایی شدن توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، جریان کم‌اطلاع داخلی، پروژه سازمان‌یافته‌ای را برای القای «شکاف میان میدان و دیپلماسی» آغاز کرده‌اند. این پروژه که ماهیتاً یک عملیات روانی هدفمند است، فارغ از محتوای واقعی مذاکرات و پیش از نهایی شدن هرگونه متن توافق، فضای رسانه‌ای را غوطه ور به روایت‌های دوقطبی و تنش‌آفرین کرده است.

در کنار این جریان، بخش هایی از صداوسیما از نیز همان دقایق نخستی که احتمال اعلام توافق در روز گذشته بالا رفت، با دعوت از جریانی خاص تحت عنوان کارشناس، سعی کرد به جنگ سیاست مذاکراتی رسمی کشور برود. همچنانکه یکی از کارشناس شبکه خبر در آنتن تلویزیون مدعی می‌شود «با صراحت میگم، بخش عمده‌ای از شروط ده‌گانه در توافق وجود ندارد.» این اظهارات در حالی مطرح شد که مقامات وزارت خارجه اعلام کرده بودند هنوز هیچ متنی نهایی نشده است.

همزمان، محمود نبویان، مجددا ساز تزریق اطلاعات و تحلیل های نادرست را کوک کرده که به تحریک بخشی از مردم منجر می شود. اما او باید پاسخگو باشد که اگر مخالف مذاکره است چرا عضو تیم مذاکره شده بود و اینکه آیا او به عنوان نماینده مجلس و عضو تیم مذاکره‌کننده اگر درباره مفاد متن احساس خطر کرده به مرجع بالاتر دسترسی ندارد که گزارش خود را درباره وضعیت مذاکره ارائه کند و آن را به کف خیابان نکشاند و فضای تنش، ناامیدی و ترس را در جامعه القا نکند.

رفتارهای خلاف مصلحت ملی برخی افراد نوعی سیاسی بازی و طرح در مناسبات جدید قدرت را تداعی می کند. اگر این جماعت دغدغه کشور و منافع ملی را دارد به توصیه‌های وحدت رهبری جدید و توصیه اتحاد مقدس رهبر شهید تمکین کند و انسجام جامعه را در شرایط جنگی هدف قرار ندهد. همچنانکه یک فرد برخلاف توصیه موکد و صریح رهبر انقلاب درباره پرهیز از اختلاف‌افکنی حتی در مورد مسائل موجه به طور آشکارا مردم را دعوت به ساکت و ساکن نبودن می‌کند و توافق برای پایان جنگ را با کاپیتالاسیون مقایسه می کند! او سپس مدعی می‌شود که عده‌ای می‌خواهند رهبر عزیز و ملت را تسلیم کنند.

این جماعت خود را موظف به حفاظت از شروط رهبری می‌داند اما چگونه است که گوش شنوایی برای پذیرش و عمل به توصیه‌های وحدت رهبری ندارند! این جریان برای پیشبرد اهداف خود انگاره اینکه عده‌ای درحال فشار به رهبری برای تحمیل یک تفاهم ذلیلانه هستند را به تصویر می کشد.

جای تعجب است که رسانه‌ها و تحلیل‌گران خارجی ترامپ را شکست خورده این جنگ می‌دانند و همین موضوع موجب عصبانیت ترامپ از رسانه‌های امریکایی شده اما یک نماینده عضو کمیسیون امنیت ملی در اظهاراتی که تنها دست ترامپ را برای روایت‌سازی جعلی برای پیروزی بر ایران پر می‌کند، مدعی می‌شود «سخاوتمندی مفرط در پای میز مذاکره، محاسبات دشمن رو عوض کرد تا فکر کنه که ایران ضعیفه و میتونه آن را ببلعد.» به گفته مهدی محمدی مشاور سیاسی رئیس مجلس «آفت قضاوت عجولانه، شکاف میان مردم و بدبینی به ارکان تصمیم گیر کشور است و «کسانی که با اهداف سیاسی فضا را مسموم میکنند به جمهوری اسلامی ضربه میزنند.»این جریان با «تضعیف تاب‌آوری ایرانیان» و «ایجاد تردید در افکار عمومی» سعی دارد این تصویر را بسازد که نیروهای مسلح در میدان به دستاوردهایی رسیده‌اند، اما تیم دیپلماتیک در حال از دست دادن آنها پشت میز مذاکره است. در مقابل اما واقعیت میدانی کاملاً متفاوت است و طراحان میدان، دیپلماسی و خیابان دور یک میز و در حال مدیریت امور هستند. همچنانکه سید مجید موسوی فرمانده هوافضا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز خود در توصیه‌ای از مردم خواست«با پیوند زدن میدان، خیابان و دیپلماسی» دشمن را از صحنه‌ تلاش مذبوحانه خود خارج و عزت و اقتدار رو برای ایران و ملت‌های آزاده فراهم کنند. امروز شورای عالی امنیت ملی با حضور فرماندهان ارشد نظامی، وزیر خارجه و رئیس مجلس و سایر ارکان قانونی کشور، راهبرد کلان را تعیین می‌کند. هیچ خط قرمزی بدون هماهنگی با فرماندهان نظامی تعیین نمی‌شود و هیچ تفاهمی بدون اجماع ملی ارائه نمی‌گردد. ضمن آنکه دستاوردهای میدان به عنوان «اهرم فشار» در اختیار تیم مذاکره قرار گرفته است. علاوه بر آنکه رهبر انقلاب نیز بر تمام ارکان نظام مسلط هستند و با تدبیر امور به دنبال تامین منافع ملی کشور هستند.
اما در حقیقت پروژه «جدایی میدان و دیپلماسی» یک عملیات روانی سازمان‌یافته است، نه یک واقعیت عینی. دشمن با شکست در میدان نظامی، اکنون به جنگ روانی روی آورده تا تاب‌آوری ایرانیان را هدف قرار دهد. واقعیت میدانی نشان می‌دهد که طراحان میدان، دیپلماسی و خیابان کاملاً هماهنگ عمل می‌کنند و دستاوردهای مذاکرات حاصل همین هماهنگی است. ضرورت راهبردی برای حفظ دستاوردهای جنگ است.
رسانه ملی و نخبگان سیاسی وظیفه دارند پیش از نهایی شدن هر توافقی، از دامن زدن به تحلیل‌های شتاب‌زده و جهت‌دار خودداری کنند. همچنین از شخصیت‌های عمومی انتظار می‌رود نقد خود را در کانال‌های رسمی و بدون تحریک افکار عمومی دنبال کنند. حفظ انسجام ملی در شرایط جنگی، نه یک توصیه اخلاقی، که یک ضرورت راهبردی برای حفظ دستاوردهای میدان و دیپلماسی است.