اگرچه آتشبس به مفهوم توقف جنگ و فروكش کردن حملات دو كشور به يكديگر است اما در جنگ ايران با ايالاتمتحده امريكا و رژيم صهيونيستي، آتشبس شكل ديگري به خود گرفته به اين معنا كه از «نه جنگ و نه صلح»، به «هم جنگ و هم صلح» رسيده است و در حيني كه گفتوگوهای غيرمستقيم ادامه دارد، بمباران و نبرد هوايي و دريايي هم در حال انجام هست .
چرا شرايط آتشبس دو كشور به اين مرحله از پيچيدگي رسيده است؟ در دو مقاله گذشته، به شرايط پيچيده جنگ و صلح ايران و امريكا پرداختهام. واقعيت اين است كه عمق اختلافات بين دو كشور و نحوه عملكرد ترامپ به شكلي هست كه همه اركان روابط را در بر ميگيرد. آتشبس نيز از پيچيدگيهاي خاص خودش برخوردار شده است.
1- بياعتمادي عميق: بزرگترين مشكل در مذاكرات بين ايران و امريكا، بياعتمادي است، زيرا حداقل در 2 مورد اخير هنگام مذاكره، واشنگتن زير ميز زده و همه دستاوردها را از بين برده است. علاوه بر تاريخي از اتفاقاتي كه موجب بياعتمادي دوطرف گرديده، رفتار و گفتار ترامپ خود دليل متقني بر سوءظن است.
2- درك ترامپ از آتشبس: رييسجمهور امريكا در تعريف از آتشبس گفته است: آتشبس يعني زماني كه با شدتِ ملايمتري شليك ميكنيد! اين درجه از فهم يك موضوع مهم، در قاموس هيچ دايرهالمعارفي نميگنجد.
3- خواست ترامپ از صلح: رييسجمهور امريكا پس از آنكه نتوانست خواستههايش را با جنگ به دست آورد، به اين نتيجه رسيد كه از طريق فشار سياسي و ديپلماتيك حاصل نمايد. او صلح را به معناي كسب خواستههايش از طريق فشار ميداند.
4- مذاكره با بمب: شيوه ديپلماسي با قايقهاي توپدار مربوط به قرنهاي گذشته است اما آقاي هگست، وزير جنگ امريكا فكر ميكند هنوز ميتواند از آن استفاده نمايد. وي بمباران را وسيلهاي براي كمك به ديپلماسي دانسته است.
5- رژيم اسراييل: اگرچه موانع مهمي براي جلوگيري از حل و فصل بين ايران و امريكا هنگام آتشبس وجود دارد اما مهمترين مانع در راه توافق، رژيم صهيونيستي است. اين رژيم كه خواهان ادامه جنگ ميباشد، با بهكارگيري ترفندهاي مختلف تلاش ميكند از هرگونه دستاورد مثبتي براي پايان يافتن جنگ، ممانعت نمايد. باتوجه به اينكه به نظر ميرسد نتانياهو ابزاري براي فشار به ترامپ دارد و قرار است هر پيشرفتي در مذاكرات، با او تنظيم شود، كسب توافق بسيار سخت گرديده است.
6- شرايط لبنان: باتوجه به اينكه يكي از شروط ايران براي هرگونه آتشبس، تسري آن به همه منطقه به خصوص لبنان ميباشد، رژيم صهيونيستي نيز تمام تلاش خود را ميكند كه يا لبنان را از اين توافق مجزا نموده يا با ناامن كردن و ادامه جنگ در لبنان، هرگونه توافق را تخريب نمايد.
7- درز اطلاعات توسط ترامپ: يكي از ويژگيهاي رييسجمهور امريكا، بازي با اطلاعات محرمانه در رسانههاست. او كه فكر ميكند با لو دادن اطلاعات ميتواند در سرتيتر رسانهها باقي بماند، گاهي روند و نتايج يك مذاكره را تخريب كرده و موجب مشكلات براي مذاكرهكنندگان ميگردد. او خواستههاي خود را به نام دستاورد آتشبس و مذاكره منتشر ميكند و همين موجب برخي شكستها در زمان مذاكره ميشود.
8- ارجحيت موضوعات: اهميت موضوعات مورد مذاكره براي تهران و واشنگتن متفاوت است. ايران خواهان پايان محاصره دريايي، بازگرداندن اموال بلوكه شده، به رسميت شناختن مديريت ايران بر تنگه هرمز و... ميباشد و امريكا نيز به دنبال به صفر رساندن غنيسازي ايران، بازگشايي تنگه هرمز، تخليه مواد هستهاي غني شده به ميزان 60درصد و... است. اين تفاوت ارجحيت خواستهها، اگرچه طبيعي است اما موجب فاصله زياد بين دادهها و خروجيهاي مذاكرات ميگردد.
9- مقاومت بر خواستهها: هر دوطرف مذاكرهكنندگان ايراني و امريكايي بر انجام خواستههاي خود تاكيد و مقاومت دارند و اين برگرفته شده از شرايط داخلي و بينالمللي آنهاست. در طرف ايراني، مردمي كه مشكلات جنگ و حضور در خيابان را تجريه كردهاند، حاضر نيستند از دستاوردهايشان عقبنشيني كنند و در طرف امريكايي نيز، ترامپ با سرزنش و فشار احزاب و گروهها و حتي دوستان خارجياش مواجه است كه او را به دليل شروع جنگي بيحاصل مورد شماتت قرار ميدهند، بنابراين به دست آوردن حداكثر خواستهها، براي دو طرف اهميت بالايي دارد.
دليل پيچيدگي مذاكرات ايران و امريكا در هر زمان اين است كه دوطرف فقط درباره توقف درگيريها صحبت نميكنند، بلكه آنها بايد مجموعهاي از مسائل امنيتي، هستهاي، اقتصادي و منطقهاي را مورد گفتوگو قرار دهند و يافتن راهحلي براي 47 سال اختلاف و كشاكش، نميتواند در يك زمان كوتاه صورت پذيرد.