به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مدعی شده، این کشور ضربات بسیار سختی به ایران وارد خواهد کرد و «نیروی دریایی، هوایی، سامانههای راداری، پدافند هوایی و سایر توانمندیهای دفاعی ایران از بین رفته است». وی درباره جزیره خارک (قطب صادرات نفت ایران) ادعا کرد: در آیندهای نهچندان دور، ما کنترل جزیره خارک و دیگر نقاط زیرساختی نفتی را در دست خواهیم گرفت و تسلط کامل بر بازارهای نفت و گاز ایران به دست خواهیم آورد؛ همانگونه که این کار را در ونزوئلا انجام دادهایم.
تجربه نشان داده است تهدید و فشار علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ دستاوردی برای واشنگتن نداشته است
یاوهگویی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا درباره تسخیر جزیره خارک بیش از آنکه تهدید واقعی باشد، نمایش آشکاری از توهم و بیاطلاعی نسبت به واقعیتهای ژئوپلیتیکی خلیجفارس است. کسی که گمان میکند میتوان با زبان زور و خیالپردازی درباره خاک ایران سخن گفت، بیتردید اطلاعی از تاریخ این منطقه و توان و اراده ملت ایران ندارد.
چنین اظهاراتی نهتنها مغایر اصول منشور ملل متحد و حقوق بینالملل است، بلکه تلاشی برای اقناع افکار عمومی داخلی و سرپوش گذاشتن بر ناکامیهای سیاست خارجی آمریکا به شمار میرود. تجربه نشان داده تهدید و فشار علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ دستاوردی برای واشنگتن نداشته است و نخواهد داشت.
جزیره خارک بخشی جداییناپذیر از خاک ایران است و هرگونه تصور درباره تعرض به تمامیت ارضی کشور، با پاسخی قاطع و پشیمانکننده مواجه خواهد شد. خلیجفارس نه صحنه نمایش قدرتهای فرامنطقهای، بلکه عرصه اراده ملتهای منطقه است.
واقعیت آنکه ایران امروز از سطحی از توان بازدارندگی برخوردار است که هرگونه محاسبه ماجراجویانه علیه منافع و امنیت ملی کشور را با هزینههای سنگین و غیرقابل پیشبینی مواجه میکند. از همین رو، تهدیدهای لفظی و نمایشهای رسانهای نهتنها معادلات منطقه را تغییر نمیدهد، بلکه بیش از پیش ضعف راهبردی و سردرگمی تصمیمگیران آمریکایی را آشکار میکند.
دوران سیاست مبتنی بر تهدید، زورگویی و ماجراجویی نظامی پایان یافته و اگر واشنگتن واقعاً به دنبال ثبات و امنیت است، راه آن چیزی جز احترام متقابل، پایبندی به حقوق بینالملل و گفتوگوی مسئولانه نیست و لفاظیهای تحریکآمیز و خیالپردازیهای شکستخورده تأثیری ندارد.
هدفی در دسترس، اما با هزینهای گزاف
جزیره خارک که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آن عبور میکند، یکی از حساسترین زیرساختهای اقتصادی کشورمان است. اما تجربه جنگ تحمیلی سوم نشان داده است هرگونه تلاش برای هدف قرار دادن خارک، با پاسخ «نامتناسب» و «همارز» ایران مواجه خواهد شد. به عبارت دیگر، اگر خارک بمباران شود، تأسیسات مشابه در متحدان منطقهای آمریکا (مانند پالایشگاههای بقیق و خریص در عربستان، یا مجتمعهای پتروشیمی امارات) در تیررس خواهند بود.
«توهم ونزوئلایی شدن ایران» نه تنها به سود واشنگتن نیست، بلکه میتواند به «ونزوئلایی شدن متحدان عرب آمریکا» تبدیل شود
بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آن به صراحت اعلام شده «زیرساخت در برابر زیرساخت»، همچنان پابرجاست. گذشته از این، جزیره خارک به دلیل استقرار سامانههای پدافندی پیشرفته و استحکامات نظامی، هدفی آسان برای تصرف زمینی نیست و هرگونه عملیات آبی-خاکی در آن، به فاجعه لجستیک نظامی برای آمریکا تبدیل خواهد شد.
لفاظی انتخاباتی یا تهدید جدی؟
اظهارات ترامپ درباره «تصرف جزیره خارک» را باید در چارچوب «جنگ روانی» و «بازی انتخاباتی» وی ارزیابی کرد، زیرا میکوشد با نمایش چهرهای تهاجمی، پایگاه رأی تندروهای جمهوریخواه را که از «کندی اقدامات نظامی علیه ایران» ناخرسند هستند، به سمت خود جذب کند. اما واقعیت میدانی نشان میدهد حتی اگر چنین حملاتی انجام شود، ایران قادر خواهد بود با پاسخ «همارز و نامتناسب»، منطقه را به سمت بیثباتی و آشوبی بیسابقه سوق دهد.
در چنین شرایطی، «توهم ونزوئلایی شدن ایران» نه تنها به سود واشنگتن نیست، بلکه میتواند به «ونزوئلایی شدن متحدان عرب آمریکا» تبدیل شود. آنچه مسلم است، اینکه ایران، ونزوئلا و خلیجفارس هم کارائیب نیست.
∎