به گزارش خبرگزاری برنا از استان مرکزی، انفجار امروز ظهر در یک منزل مسکونی دو طبقه در خیابان جهانگیری اراک، ضمن تخریب کامل این واحد و وارد آمدن خسارت قابل توجه به ساختمانهای همجوار، موجب فروریختن آوار بر روی دو دستگاه خودروی شخصی نیز شد. صدای این انفجار، شوک اولیهای را در میان همسایگان ایجاد کرد.
بلافاصله تیمهای امدادی آتشنشانی اراک، دو تیم عملیاتی اورژانس ۱۱۵ اراک ، تیم آواربرداری سازمان پسماند شهرداری و گشت نیروی انتظامی در محل حادثه حاضر شدند.
حضور بهموقع و هماهنگی مطلوب این نیروها، سرعت عملیات امداد و نجات را افزایش داد و تلاش برای یافتن مفقودان پیش از غروب آفتاب جمعه به پایان رسید. در پایان این عملیات، جسد یک مرد میانسال از زیر آوار خارج شد.
نکته تأملبرانگیز آنکه امروز به دلیل تعطیلی ، کودکان در کوچه مشغول بازی نبودند، رفتوآمد عابران در کمترین سطح ممکن قرار داشت و بسیاری از منازل نیز خالی بودند؛ عاملی که بیتردید از شمار قربانیان این فاجعه کاست و گرنه ابعاد مصیبت میتوانست بسیار بزرگتر از یک کشته باشد. این شانس و اتفاق، هرگز نباید ما را نسبت به عمق خطر و ضرورت پیشگیری غافل کند.
بررسیهای اولیه حاکی از آن است که علت این حادثه، مشابه انفجار ماه گذشته در همین خیابان، تجمع گاز ناشی از استفاده ناایمن از گاز مایع (پیکنیک با کپسول گاز) در فضای بسته بوده است. این در حالی است که اکثر منازل این خیابان دارای حیاط هستند و امکان انجام فعالیتهایی همچون پختوپز، آبکاری یا فلزکاری که نیازمند گاز هستند، در فضای باز یا حیاط منزل وجود دارد. در چنین شرایطی، شهروندان باید بدانند بهمحض احساس بوی گاز، شیر اصلی را ببندند، تمام در و پنجرهها را باز کنند، هرگز جرقهای ایجاد نکنند (حتی روشن کردن کولر یا چراغ قوه)، و سریعاً با سامانه ۱۲۵ تماس بگیرند.
اما نگرانکنندهتر از خود حادثه، تکرار الگوی رفتاری خطرناکی است که ماه گذشته نیز به بهای جان و مال مردم تمام شده بود. سؤال اساسی اینجاست: چرا مردم از حوادث درس نمیگیرند و همچنان از گاز مایع در فضای بسته استفاده میکنند؟
در کنار این معضل، تجمع مردم و همسایگان در محل حادثه چالش بسیار جدیتری را رقم زده است. ازدحام جمعیت، مزاحمت برای تردد خودروهای امدادی و اورژانس، و تصویربرداری با تلفن همراه، نهتنها کمکی به عملیات نمیکند، بلکه متأسفانه بسیاری از شهروندان از این خطر آگاه نیستند که در برخی حوادث، احتمال انفجار دوم و ثانویه، ریزش مجدد آوار یا برقگرفتگی به دلیل آسیب دیدگی تأسیسات برقی وجود دارد. حضور افراد بدون تجهیزات ایمنی در منطقه عملیات، نه فقط جان خودشان، بلکه فرآیند امداد را نیز با مخاطره روبرو میسازد. فراتر از آن، توقف در حریم عملیاتهای امدادی و تجمع در منطقه حادثه، در بسیاری از موارد مصداق «ممانعت از امدادرسانی» محسوب شده و جنبه قانونی و قضایی پیدا میکند. پرسش اینجاست: تا کی باید سرعت امدادرسانی قربانی تجمعاتی شود که صرفاً برای ثبت عکس و فیلم شکل میگیرند؟ آیا باید منتظر بمانیم تا حادثه ثانویه، تماشاگران را قربانی کند تا اهمیت تخلیه صحنه درک شود؟
لازم به ذکر است نیروهای سازمان پسماند شهرداری اراک در این عملیات با حضور بهموقع و اقدام مؤثر در پاکسازی مسیر تردد خودروهای امدادی، سرعت عمل قابل تحسینی از خود نشان دادند.
اما پرسش راهبردی این گزارش به مسئولان و نهادهای متولی فرهنگی و رسانهای استان، بهویژه سازمان آتشنشانی و صداوسیما، دانشگاه علوم پزشکی این است: چرا با وجود وقوع دو انفجار مرگبار طی یک ماه در یک خیابان، همچنان خبری از یک کمپین مؤثر، پویش همگانی، آموزش چهرهبهچهره یا هشدارهای پیشگیرانه گسترده در سطح محله نیست؟ آیا باید منتظر سومین انفجار باشیم تا دستگاههای متوجهه از خواب سنگین بیدار شوند؟
واقعیت تلخ آن است که تا زمانی که اطلاعرسانی به «پخش چند تیتر خبری پس از حادثه» خلاصه شود و فرهنگسازی در عمل، بدون برنامه، بودجه و اراده جدی رها گردد، هیچ تغییری در رفتار پرخطر شهروندان رخ نخواهد داد. تجمع گاز در فضای بسته فقط یک اشتباه فردی نیست؛ حاصل غیبت نظاممند آموزش ایمنی در خانه، مدرسه و رسانه و مدیریت شهری است.
میشود با تولید محتوای جذاب، نصب هشدار در قبضهای گاز، اخطارهای صوتی در خودروهای شهرداری و آموزش در مساجد و سرای محلات، از این حوادث جلوگیری کرد. آیا هزینه این آموزشها از بهای یک زندگی انسانی بیشتر است؟
نکته محوری و تلنگر نهایی: پیشگیری از تکرار چنین فجایعی، نه با افسوس خوردن پس از حادثه، بلکه با تبدیل ایمنی به یک گفتمان عمومی و مطالبه اجتماعی ممکن میشود. شهروندان حق دارند بدانند چرا سازمانهای متولی، پیش از آنکه آوار بر سر ساکنان یک محله فرود آید، برای نجات جانها برنامه دارند. بیایید این پرسش را جدی بگیریم: آیا ما به عنوان جامعه، هنوز برای فرهنگسازی از حادثه درس نمیگیریم یا نمیخواهیم بگیریم؟
و اما یک نکته امیدوارکننده و واقعگرایانه: تجربه جوامع شهری نشان داده است که با اراده جمعی، ورود جدی رسانههای محلی و بسیج نهادهای مردمی، میتوان ظرف یک ماه رفتار یک محله را تغییر داد. از دست دادن یک قفسه فروشگاهی برای هشدار، بهتر از از دست دادن یک انسان در انفجار است. شاید این حادثه، نقطه پایانی بر بیتفاوتی باشد.
حالا که در اکثر سخنرانی های مدیران کلمه کلانشهر به دنبال اسم اراک یدک میشود نباید در فرهنگ سازی و پیشگیری از حوادث هم مانند کلانشهر ها دارای برنامه و الگو و چشم انداز هدفمند باشیم .