شناسهٔ خبر: 78519373 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: حوزه | لینک خبر

چرا جریان روشنفکرانِ غرب‌زده از بعثت مردم عصبانی است؟

حماسه مردم مبعوث شده و بینش و آگاهی آنان، بار دیگر ثابت کرد که تلاش روشنفکران غرب‌زده به عنوان افسران فکری نظام سلطه محکوم به شکست است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری حوزه، تحولات پس از آغاز جنگ رمضان ثابت کرد که روشنفکرانِ غرب‌زده خواسته یا ناخواسته با نظام سلطه و در رأس آن، آمریکایی‌ها به یک تقسیم کار رسیده‌اند به این معنا که تا زمانی، دشمنِ بیگانه و متجاوز به بهانه‌های واهی و برپایه خوی وحشی‌گری و سلطه‌گرانه خویش بر سر مردم ما موشک و بمب می‌ریخت و از زمانی به بعد نیز، جماعت موسوم به غرب‌زدگان آمریکاپرست با فرسایش اجتماعی و دوقطبی‌سازی، موشک‌هایشان را متوجه هدفی چون خدشه بر امنیت فکری و روانی جامعه ایرانی کرده و همچنان می‌کنند.

برخی از اندیشمندان مطرح جهان، قرن بیستم را قرن روشنفکران می‌دانستند، با این حال به نظر می‌رسد که در یکی دو دهه اخیر، از قدرت تأثیرگذاری روشنفکران به خصوص آنان که وابسته فکری یا سازمانی به بلوک های قدرت داشته و دارند، به شدت کاسته شده و در این میان، روشنفکران غرب‌زده و شیفته ایالات متحده آمریکا وضعیت ناگوارتری هم داشته اند با این‌حال نمی توان به طور کلی از شیوه‌ی کنشگری و تأثیر آن‌ها بر بخش‌هایی از جامعه غافل شد.

تغییر رویه روشنفکری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

به تعبیر حجت الاسلام و المسلمین داود مهدوی زادگان پژوهشگر علوم سیاسی، مردم ما عمدتاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روشنفکری را تجربه کردند به نحوی که تا پیش از انقلاب چنین تجربه‌ای وجود نداشته است.

وی در همین زمینه بیان داشت: جریان روشنفکری پیش از انقلاب، یک جریان چپ بود و خیلی شعارهای تندی را مطرح می‌کرد، پس از انقلاب هم باطن شعارهای آن‌ها را فهمیدیم و هم رویه دیگر روشنفکری را تجربه کردیم. بعد از انقلاب بسیاری از شعارهای این‌ها رنگ باخت و اثری نداشت. آن‌ها مواضع ضدسرمایه داری و ضد امپریالیستی و دفاع از محرومین و... داشتند، اما بعد از انقلاب دیگر از این حرف‌ها سخنی به میان نبود. روشنفکری در طبقه متوسط شهری خلاصه شد. شعارها و آرمان‌های روشنفکری، زندگی شهری بود و دیگر از شعارهای قبل از انقلاب خبری نبود.

وی همچنین اضافه کرد: رویه دیگر روشنفکری که روشنفکری لیبرال است، قبل از انقلاب برجسته نبود و حتی آثار آن‌ها هم زیاد نبود. بعد از انقلاب این‌ها به یک باره برجسته شدند. بسیاری از افرادی که ژست ضد سرمایه داری داشتند الان به شدت مدافع سرمایه داری اند و آمال و آرزوهای آن‌ها این بود که مقیم آمریکا شوند و عده‌ای از آن‌ها هم مقیم آمریکا شدند. مفهوم چپ آمریکایی، خیلی برای ما واضح است، چون آن را تجربه کردیم. این یک واقعیت است و ما یک چپ آمریکایی هم داریم. روشنفکری‌ که این همه ضد استبداد حرف می‌زد و سخنرانی می‌کرد، بعد از انقلاب حامی شاه شد.

ترویج فردگرایی و سبک زندگیِ لیبرال

جریان روشنفکری البته شاخه‌های گوناگونی دارد با این حال طیف غرب‌زده آن‌ها کسانی هستند که با ترویجِ الگوهای زندگی غربی همچون تبلیغ اموری چون اصالت لذت، رفاه‌طلبیِ فردی و تغییر در الگوی خانواده کوشیده و می کوشند تا پیوند میان مردم و ارزش‌های جمعیِ دینی که ستون فقرات انقلاب اسلامی است را سست کنند. هدف آن ها در واقع این است که دغدغه‌های مردم از «آرمان‌های کلان ناظر به انقلاب اسلامی و ارزش های الهی به نیازهای مادی و فردی آن هم با قرائت اندیشه غربی و آمریکایی تقلیل یابد و لذا همگرایی روشنفکران غرب زده با قرائت اسلام آمریکایی نیز ریشه در همین قضیه دارد.

تلاش برای سکولاریزه کردن فضای جامعه

از جمله اصلی ترین تلاش های جریان روشنفکری متمایل به غرب و آمریکا، تلاش مستمر برای جداییِ دین از سیاست و مدیریت اجتماعی است. در واقع این جریان سعی دارد با استفاده از دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی، نگاهی سکولار را به جامعه تزریق کند تا به زعم خود مدیریتِ مبتنی بر فقه و احکام شرعی را ناکارآمد یا غیرعلمی جلوه دهد. به همین خاطر است که شاهدیم روشنفکران غرب زده به عنوان افسران فکری نظام سلطه ضمن چشم فروبستن بر دستاوردهای انقلاب اسلامی، می کوشند تا با سیاه نمایی وضع فعلی، مردم و نسل جوان را نسبت به نظام جمهوری اسلامی و مسئولان آن بدبین کنند و در این راستا از ظرفیت رسانه های متمایل به جریان غرب و آمریکا نیز نهایت استفاده را می‌کنند.

تضعیفِ خودباوری ملی و ترویج غرب‌باوری

بر همین اساس باید گفت که روشنفکران غرب‌زده با سیاه‌نماییِ تاریخ ایران و دستاوردهای پس از انقلاب اسلامی، کوشش بسیاری در ایجاد و پمپاژ حس حقارت ملی دارند. در این روایت، به زعم آنها همه‌چیز در غرب مدرن و پیشرفته و تقابل آن با ایرانِ سنتی و عقب‌مانده تبیین و تشریح می شود تا راه برای پذیرشِ استانداردهای غربی به عنوان تنها راه نجات هموار گردد.

صدالبته بهره گیری از ابزارهای فرهنگی و هنری برای به چالش کشیدن هنجارهای بومی و دینی، از دیگر روش‌های آنان است چه آن که می کوشند با تغییرِ درکِ جامعه از مفاهیمِ اخلاقی، تهی‌سازیِ ساختارهای عقیدتی انقلاب از درون را کلید بزنند تا در وهله بعدی به دنبال تحقق اهدافشان مبنی بر نفوذ در ساختار تصمیم‌سازی کشور باشند.

مهر باطل بر دوگانه‌سازی جریان روشنفکری

دکتر فرزاد جهان‌بین، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل فرهنگی با تاکید بر اینکه جریان نیروی اجتماعی انقلاب اسلامی، پاسبان اصیل ایران است، گفت: این جریان برخلاف ادعاهای روشنفکران، فهم دقیقی از دشمن و ماهیت ضد استعماری دارد و اساساً یکی از ضربات جدی که مقاومت مردم در خیابان به جریان روشنفکری زد، درهم شکستن دوگانه‌سازی کاذبی بود که "امر ملی" را در برابر "امر امت" قرار می‌داد.

وی همچنین افزود: حقیقت امر آن است که حضور مردم در میدان در طول بیش از یکصد شب اخیر ثابت کرد که دلسوزترین نیروها برای میهن عزیزمان همان‌هایی هستند که به آرمان‌های انقلاب اسلامی دلبسته‌اند و لذا دلیل عصبانیت این روزهای جریان روشنفکری از مردم مبعوث شده را باید در همین ابطال نظریات‌ روشنفکران غربزده از سوی توده‌های مردم بصیر ایران اسلامی جستجو کرد.

گزارش از: سید محمدمهدی موسوی