شناسهٔ خبر: 78518049 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: حوزه | لینک خبر

چگونه اسراف را در زندگی روزمره تشخیص دهیم؟

حوزه/ اسراف به معنای «جابه‌جا مصرف کردن» است. از قتل فرد بی‌گناه تا نوشیدن آب بعد از غذا و انتخاب ملاک‌های اشتباه در ازدواج. قناعت یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد؛ این نه‌تنها مانع پیشرفت نیست، بلکه موتور رشد جامعه است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری حوزه، یکی از آموزه‌های پرتکرار و اساسی در فرهنگ اسلامی، پرهیز از اسراف و آراستگی به قناعت است. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، همواره در بیانات خود بر اجتناب از هرگونه اسراف، چه در مصرف شخصی و چه در مدیریت کلان کشور، تأکید کرده‌اند. ایشان اسراف را نه فقط یک رفتار فردی، بلکه آفتی اجتماعی می‌دانند که می‌تواند منابع کشور را تحلیل ببرد و عدالت را با چالش مواجه کند.

با توجه به این سفارشات، بر آن شدیم تا در گفتگویی با حجت‌الاسلام مهدی شریف بهشتی، کارشناس خانواده و تربیت معنای دقیق اسراف و قناعت، تفاوت آن‌ها با مفاهیم مشابه و نقش تعیین‌کننده‌شان در اصلاح الگوی مصرف و تحقق جامعه اسلامی را جویا شویم. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفتگوست که تقدیم مخاطبان ارجمند می‌گردد.

«إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ خدا اهل اسراف را دوست ندارد. تعابیر و توصیه‌های مختلفی داریم مبنی بر اینکه از اسراف فاصله بگیرید و از آن طرف اهل قناعت باشید. اما معنای اسراف چیست؟

خیلی از ماها فکر می‌کنیم اسراف یعنی اینکه زیاد مصرف نکنید و این‌طور زیاد مصرف کردن را به عنوان اسراف می‌شناسیم، در حالی که اسراف معنای دیگری دارد که اتفاقاً معنای دقیق و قشنگی هم هست. اسراف یعنی اینکه «جا به جا مصرف نکنی». به‌جا مصرف کردن می‌شود قناعت و جابه‌جا مصرف کردن می‌شود اسراف.

چند مثال قرآنی و غیرقرآنی در باب اینکه چه شکلی می‌شود که با جابه‌جا مصرف کردن دچار اسراف می‌شوید:

۱. مثال قرآنی درباره قتل: خدا در قرآن می‌فرماید:

«لا تُسْرِفُوا فِی الْقَتْلِ»؛ یعنی در قتل اسراف نکنید. منظور این نیست که «کمتر بکُشید»، بلکه می‌گوید: حق ندارید کسی را که مستحق قصاص نیست، به قتل برسانید. یعنی قتل را در جای نادرست به کار نبرید.

این اتفاق، از نشانه‌های اسراف است و متأسفانه گاهی رخ می‌دهد. برای مثال، فرض کنید بحرانی در یک جامعه اتفاق می‌افتد؛ مثلاً هواپیمایی سقوط می‌کند. بعد برای آرام کردن آن جامعه، فردی را مقصر جلوه می‌دهند و می‌گویند: «فلانی مقصر بوده» یا «او کوتاهی کرده است». به این ترتیب، یک نفر را قربانی ماجرا می‌کنند تا آن بحران فروکش کند.

*مثال دیگر در خوردن و آشامیدن

قرآن می‌فرماید: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»؛ یعنی بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید. این هم به معنای «زیاد نخورید» نیست (چون آن را میدانیم و نیاز به توصیه نیست)، بلکه یعنی جابه‌جا نخورید؛ مثلاً غذای حرام نخورید، در جای نادرست و برای هدف نادرست از نعمت استفاده نکنید.

*معنای اسراف؛ جابه‌جا مصرف کردن، نه زیاد مصرف کردن

اسراف یعنی چیزی را در جای نادرست خود به کار ببرید؛ مثلاً جایی که باید غذا بخورید، آب بنوشید و جایی که باید آب بنوشید، غذا بخورید. این جابه‌جایی دقیقاً همان اسراف است.

برای روشن شدن موضوع به یک مثال علمی و ملموس توجه کنید:

بسیاری از ما بعد از خوردن غذا، بلافاصله آب می‌نوشیم. این کار اسراف است. چرا؟

زیرا معده برای هضم غذا، اسیدی ترشح کرده است. نوشیدن آب بلافاصله پس از غذا، این اسید را رقیق می‌کند. در نتیجه معده مجبور می‌شود دوباره از نو اسید ترشح کند تا هضم غذا انجام شود. این یعنی اتلاف انرژی و کار اضافی برای بدن.

در حالی که اگر همان آب را پیش از غذا می‌نوشیدیم، نه‌تنها اسرافی رخ نمی‌داد، بلکه مفید هم بود. پس نوشیدن آب بعد از غذا، هم اسراف است و هم نتیجه‌اش خراب کردن کار هضم و از بین بردن برکت غذاست.

چگونه اسراف را در زندگی روزمره تشخیص دهیم؟

*اسراف در ازدواج؛ جابه‌جا کردن ملاک‌ها

اسراف در ازدواج یعنی ملاک‌های فرعی را جایگزین ملاک‌های اصلی کنید. متأسفانه امروزه این اتفاق بسیار می‌افتد. ملاک‌های اصلی ازدواج عبارت‌اند از: ایمان، اخلاق، اصالت و شأنیت خانوادگی.

اما اگر به جای این‌ها، زیبایی، پول، ثروت، شهرت یا تحصیلات را ملاک اصلی قرار دهید، مرتکب اسراف شده‌اید. در این صورت عمر خود را تباه می‌کنید، جوانی‌تان را از دست می‌دهید و نسل آینده‌تان را نابود می‌سازید. زیرا ملاک‌ها را جابه‌جا به کار برده‌اید.

اما اگر هر ملاکی سر جای خودش قرار گیرد، آنگاه کار درست، عین قناعت و نشانه حقانیت خواهد بود.

*اسراف در کشاورزی؛ جابه‌جا کردن نوع درخت

یا مثلاً در جایی که می‌توان درخت میوه کاشت، درخت غیرمثمر بکارید. یا در منطقه‌ای که باید درخت کم‌آب کاشت، درخت پرآب بکارید. این نیز اسراف آشکار است.

*اسراف در مدیریت و مسئولیت‌ها: مصداق بارز جابه‌جایی

چرا جابه‌جا عمل کردن اسراف است؟ زیرا اگر به‌جا عمل می‌کردید، آن کار عین قناعت بود. به عنوان مثال، فرض کنید مسئولی را در پستی قرار دهید که نه تخصص آن را دارد و نه تعهدش را. این پست، جایگاه مدیریتی یا کاری او نیست. چنین کاری آشکارا اسراف است. چرا؟ زیرا هم عمر خودِ او، هم عمر دیگران و هم تمام زیرساخت‌های مرتبط با آن پست از بین می‌رود. او برای آن کار ساخته نشده است. این همان اسراف است.

اما قناعت آن است که هر کسی در جایگاه خودش بنشیند. نتیجه این قناعت، آبادانی مملکت و جهان خواهد بود.

*آیا قناعت عبادت است؟

باید نخست معنای عبادت را روشن کنیم.

تعریف عبادت در یک کلمه: شباهت

عبادت، در یک کلمه، یعنی؛ شباهت یافتن مخلوق به خالق. ما عبادت می‌کنیم تا شبیه خدا شویم.

البته روشن است که انسان هرگز مثل خدا نمی‌شود، اما می‌تواند شبیه او گردد. شبیه خدا شدن یعنی اینکه بنگریم خدا چه صفاتی دارد، سپس آن صفات را در وجود خود زنده کنیم. هر چه این صفات بیشتر و والاتر در وجود ما جلوه کند، به خدا نزدیک‌تر می‌شویم. زیرا انسان از راه شباهت به خالق، به او تقرب می‌یابد. شفاعت نیز ریشه در همین شباهت و صفات الهی دارد.

در ذات که نمی‌توانیم ما شباهتی پیدا کنیم، و آن شباهت در صفات است. خدا چه صفتی را دوست دارد؟ مثال می‌زنم: خدا رازق است، خب شما هم رازق باشید. یعنی چی؟ خدا نان‌رسان است، شما هم نان‌رسان باش.

چگونه اسراف را در زندگی روزمره تشخیص دهیم؟

خدا ستار و پرده‌پوش است، تو هم شبیه خدا شو تا به خدا نزدیک بشوی. تو هم پرده‌پوش باش، تو هم عیب دیگران را برملا نکن. خدا غفار است، می‌آمرزد، تو هم ببخش، تو هم از خطای دیگران بگذر. این شباهت سبب تقرب انسان به خداست. خدا هر کاری را در جای خودش، هر چیزی را در جای خودش قرار می‌دهد؛ این یعنی قناعت.

یعنی هر چیزی در جای خود. یعنی جابه‌جا خدا کاری را انجام نمی‌دهد. این یعنی قناعت. به عکسش، جابه‌جا انجام دادن را گفتیم اسراف است. اینکه خدا اهل اسراف نیست و اهل اسراف را دوست ندارد، شما هم اهل اسراف نباش تا به خدا نزدیک بشوی. و این نزدیک شدن به خدا یعنی عبادت. پس قطعاً می‌توان گفت کسانی که اهل اسراف نیستند، یا به تعبیری اهل قناعت و صرفه‌جویی هستند، اینها کسانی هستند که به خدا نزدیک‌ترند و اهل عبادت‌اند و شباهتی به خدا پیدا کردند.

* آیا قناعت جلوی پیشرفت و جلوی رشد اقتصادی جامعه را نمی‌گیرد؟

و از آن طرف آیا این قناعت داشتن می‌تواند سبب این بشود که پیشرفتی در جامعه ما حاصل بشود؟

باید گفت که اتفاقاً قناعت می‌تواند موتور محرکه‌ای برای جامعه باشد. چرا؟ چون آن نعمتی که در دست انسان قرار گرفته، وقتی در جای خودش استفاده بشود، سبب رشد و تعالی است. شما یک دانه را اگر در جای خودش قرار دهی، سبز می‌شود، رشد می‌کند، به شما ثمر می‌دهد. ولی اگر دانه را در جایی که زمینه رشدی در آن نیست قرار دهیم رشدی در او نیست، در نتیجه آن دانه را ضایع کردی و این کفران نعمت است.

قرآن کریم در این باره وعده داده است:

«وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ»؛ یعنی اگر کفران نعمت کنید، همانا عذاب من سخت خواهد بود. چرا که نعمت را در جای خودش استفاده نکردید.