شناسهٔ خبر: 78511942 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

مبارزه با ویروس اضطراب مالی کودکان و نوجوانان

والدین فکر می‌کنند که فرزندان، متوجه مشکلات مالی نمی‌شوند. اما این موضوع درست نیست. نه تنها مشکلات مالی را می‌فهمند، بلکه به استرس و اضطرابی دچار می‌شوند که چندان هم به چشم نمی‌آید.

صاحب‌خبر -

چه زمانی متوجه‌ی شیوع بیماری آنفولانزا در خانه می‌شویم؟ وقتی تب همه بالا رفته است و علائم آن خودش را نشان می‌دهد. اضطراب مالی در خانواده هم همین‌طور است. گاهی خیلی قبل‌تر از آن‌که والدین متوجه شوند، ذهن کودکان و نوجوانان را به خود درگیر کرده است.

در واقع، بسیاری از والدین اهمیت برگزاری جلسات مالی خانواده را نادیده می‌گیرند زیرا فکر می‌کنند که فرزندانشان برای صحبت در مورد پول کوچک هستند، نمی‌فهمند یا علاقه‌ای ندارند. اما این موضوع اصلا درست نیست. حتی اگر سعی کنید که کودک و نوجوان خود را از مسائل مالی دور نگه دارید، باز هم درباره‌ی آن می‌فهمند.  

و البته نه تنها متوجه می‌شوند، بلکه به استرس و اضطراب مالی هم دچار می‌شوند. در ادامه‌ی این مقاله، به این موضوع می‌پردازیم که چگونه به کودکان کمک کنیم تا از پس اضطراب مالی بربیایند. پس همراه ما باشید.

نشانه‌های پنهان بروز مشکلات مالی در خانواده‌ها

یکی از سوالات رایج والدین این است که وقتی ما درباره‌ی مشکلات مالی صحبت نمی‌کنیم، فرزندمان چگونه از این موضوع مطلع می‌شوند؟ خیلی ساده، رفتار و کارهای شما این موضوع را نشان می‌دهند. در ادامه تعدادی از نشانه‌ها برشمارده‌ایم.

تغییر در رفتار والدین

وقتی مشکلات مالی اوج می‌گیرد، حضور واقعی شما کنار فرزندانتان کمتر می‌شود. ممکن است که کنار آن‌ها بنشینید اما آن‌ها متوجه می‌شوند که ذهن و فکر شما کنارشان نیست. مثلا وقتی با ذوق و شوق، ماجراهای خود را برای شما تعریف می‌کنند، آن‌ها را از خود دور می‌کنید یا این‌که با یک جواب سطحی مانند «آهان»، «چه خوب»، «آره، جالبه» واکنش نشان می‌دهید.

همین نشانه‌ها باعث می‌شوند که آنان کم‌کم به وجود یک مشکل در خانه حساس شوند. بنابراین به‌دقت، رفتارها و حرف‌های شما را زیرنظر می‌گیرند. پس از مدتی، با کنار هم گذاشتن تکه‌های پازل، به این نتیجه می‌رسند که اتفاقی نگران‌کننده در خانه در حال رخ دادن است: مشکلات مالی.

اشارات پنهان

نشانه‌هایی که به مشکلات مالی اشاره می‌کنند، از چشم فرزندتان پنهان نمی‌ماند، مانند: درددل‌های پشت تلفن با دوستان، صحبت‌های آهسته‌ی پدر و مادر درباره پول، نگرانی هنگام پرداخت هزینه‌ها، به تعویق افتادن بعضی خریدها یا واکنش‌های خاص به قبض‌ها و مخارج روزانه.

کودکان و نوجوانان معمولاً از کنار هم قرار دادن این نشانه‌ها، به وجود مشکلات مالی در خانواده پی می‌برند. البته ممکن است که برداشت‌های آنان از واقعیت هم نگران‌کننده‌تر باشد.

مثلا شما نگران هستید که با افزایش هزینه‌ها، دیگر از پس هزینه‌های جانبی مانند ثبت‌نام او در کلاس‌های فوق‌العاده برنیایید. اما برداشت فرزند شما این است که به‌زودی بی‌خانمان می‌شویم و اسباب و اثاثیه‌مان به کوچه ریخته می‌شود.

افزایش درگیری در خانواده

با افزایش دغدغه‌های مالی، طبیعی است که آرامش روحی شما هم کمتر شود. موضوعی که بر رفتار شما با دیگر اعضای خانواده هم تاثیر می‌گذارد. یکی از نشانه‌های آن، این است که پدر و مادر بیشتر از گذشته با هم دعوا می‌کنند. همین موضوع هم سبب می‌شود که کودکان و نوجوانان، در مورد ثبات زندگی خود احساس ترس، مسئولیت و سردرگمی کنند.

البته این تنش‌ها معمولاً به رابطه‌ی پدر و مادر با یکدیگر محدود نمی‌شود و پس از مدتی بر تعامل آن‌ها با فرزندان نیز اثر می‌گذارد.

رفتار نامناسب با کودکان

وقتی دائماً با فشارهای مالی، نگرانی از آینده و استرس‌های روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کنید، ممکن است که ناخواسته صبر و حوصله‌تان کمتر شود. در چنین شرایطی احتمال دارد زودتر عصبانی شوید، واکنش‌های تندتری نشان دهید یا نسبت به نیازهای عاطفی فرزندتان کم‌توجه‌تر باشید.

مثلا اگر فرزندتان، اتفاقی یک لیوان را بشکند، بر سر او فریاد می‌زنید و می‌گویید: «دیدی چه‌کار کردی؟ می‌دونی اگه بخوام یه دست لیوان نو بخرم، پولش چه‌قدر میشه؟»

یا این‌که به درخواست‌های او واکنش تندی نشان می‌دهید. مثلا پاسخ منطقی به درخواست خرید مدادرنگی، توضیح دادن درباره‌ی این است که به تازگی برای او مدادرنگی خریده‌اید. بعد هم از او بپرسید که چرا مدادرنگی‌های جدید می‌خواهد. اما در حالتی که عصبی هستید، احتمالا این‌گونه واکنش نشان می‌دهید: «باز هم مدادرنگی می‌خوای؟ با قبلی‌ها چه‌ کار کردی؟ چرا این‌قدر پول برات بی‌ارزشه؟ مگه نمی‌دونی توی چه وضعیتی هستیم؟»

کودکان و نوجوانان چگونه اضطراب خود را درباره‌ی مشکلات مالی نشان می‌دهند؟

مهم‌ترین دلیلی که باعث اضطراب مالی فرزندان شما می‌شود، احساس از دست رفتن ثبات زندگی‌شان است. هم‌چنین دیدگاه کودکان و نوجوانان درباره‌ی مسائل مالی، معمولا صفر و صدی است. مثلا وقتی شما می‌گویید: «از این ماه، باید صرفه‌جویی کنیم»، آن‌ها این را می‌شنوند: «ما دیگر نمی‌توانیم از پس خرید غذا و خوراکی بربیاییم و گرسنگی و بی‌خانمانی در کمین ما است.»

در پاسخ به این افکار نگران‌کننده و دغدغه‌های ترسناک، رفتار آن‌ها هم تغییر می‌کند. نشانه‌های رایج این تغییر رفتار عبارت است از:

  • بازگشت عادات بد قدیمی مثل شب ادراری یا ناخن جویدن.
  • کاهش عملکرد تحصیلی همانند انجام ندادن تکالیف و افت نمرات.
  • افزایش نگرانی و سوال‌های مکرر درباره آینده مثل «بابا، ما پول داریم؟»، «قراره از این خانه برویم؟»
  • مشکلات خواب که با دیر خوابیدن، کابوس دیدن یا بیدار شدن‌های مکرر در طول شب خود را نشان می‌دهد.
  • گوشه‌گیری و انزوا.
  • زودرنجی و پرخاشگری مثل عصبانی شدن بر سر موضوعات کوچک یا درگیری با خواهر، برادر و همکلاسی‌ها.
  • احساس مسئولیت بیش از حد که خود را با اقداماتی چون تلاش برای حل مشکلات بزرگسالان یا احساس گناه بابت هزینه‌های شخصی نشان می‌دهد.
  • نگرانی افراطی درباره خرج کردن پول مانند خودداری از درخواست نیازهای معمول یا احساس عذاب وجدان هنگام خرید.
  • شکایت از علائم جسمی بدون علت پزشکی مشخص مثل دل‌درد، سردرد یا احساس خستگی مداوم.
  • تلاش برای پنهان کردن نیازها و خواسته‌های خود تا بار اضافی روی دوش خانواده نباشند.

چگونه با فرزندان درباره‌ی مشکلات مالی صحبت کنیم؟

روانشناسان می‌گویند اگر کودکان در خانواده‌ای کم‌درآمد یا دارای بدهی قابل توجه بزرگ شوند، احتمال ابتلای آن‌ها به مشکلات سلامت روان افزایش می‌یابد. این‌جاست که نقش والدین پررنگ‌تر از پیش می‌شود. در واقع شاید اکنون کار خاصی برای رفع مشکلات مالی از دستتان بر نیاید ولی امن کردن فضای روانی خانه همچنان در اختیار شما است.

کودکان بیش از آن‌که به میزان موجودی حساب بانکی خانواده توجه کنند، به احساس امنیتی که از والدین دریافت می‌کنند، واکنش نشان می‌دهند. لازم نیست که آن‌ها از تمام جزئیات مشکلات مالی باخبر شوند. اما باید بدانند که بزرگسالان خانواده در حال مدیریت شرایط هستند و قرار نیست که بار این نگرانی‌ها را به دوش آن‌ها بیندازند.

برای این‌که از شدت استرس و اضطراب مالی فرزندان خود کم کنید، در ادامه، تعدادی راه‌کار پیشنهاد داده‌ایم.

مشخص کنید که درباره‌ی چه مواردی باید با فرزندان خود صحبت کنید!

لازم نیست که فرزندان خود را در جریان ریز به ریز جزئیات مالی خانواده قرار دهید. مثلا واقعا لازم است که فرزند شما بداند قیمت شیر، ۳۰٪ زیاد شده یا این‌که این ماه، هزینه‌ی تعمیر ماشین بیشتر شده است!؟

اما صحبت کردن درباره‌ی بحران‌های مالی مهم، از نگرانی‌ها و فکر و خیال‌های آن‌ها می‌کاهد. مثلا اگر امسال اجاره‌ خانه‌ی شما از حد معمول بیشتر شده، فرزندتان را در جریان این موضوع قرار دهید که مدتی نمی‌توانید مانند گذشته برای هزینه‌های جانبی خرج کنید.

هم‌چنین، سطح این اطلاعات باید متناسب با سن فرزندتان باشد. مسلما، میزان درک فرزند نوجوان شما از مسائل مالی با کودک ۷ساله‌تان متفاوت است. بنابراین بهتر است که با هر کدام از فرزندان خود به صورت جداگانه، درباره‌ی مسائل مالی صحبت کنید.

نکته‌ی مهم: حتما به فرزند خود اطمینان دهید که این مشکلات مالی، غیرقابل کنترل نیستند و شما از پس آن‌ها بر می‌آیید. این موضوع واقعا مهم است که فرزندتان دچار احساس ناامنی و بی‌ثباتی نشود.

بیش از حد از اعداد و ارقام استفاده نکنید!

با فرزندان خود شفاف صحبت کنید تا نگران مشکلات مالی نباشند. اما لازم نیست که آن‌ها را با جزئیات پیچیده، بدهی‌ها، اقساط یا اعداد و ارقام متعدد بمباران کنید. کودکان و نوجوانان معمولا توانایی تحلیل این اطلاعات را مانند بزرگسالان ندارند. هم‌چنین ممکن است که از شنیدن برخی اعداد، برداشت‌های نادرست یا اغراق‌آمیز داشته باشند.

بهتر است به جای تمرکز بر ارقام، درباره‌ی تغییراتی که در سبک زندگی خانواده ایجاد می‌شود، صحبت کنید و دلیل آن‌ها را به زبان ساده توضیح دهید.

درباره‌ی احساساتشان سوال بپرسید!

کودکان و نوجوانان وقتی با استرس مالی مواجه می‌شوند، ممکن است که:

  • در مورد تهیه‌ی اقلام مورد نیاز خود مضطرب شوند.
  • به خاطر خواسته‌های خود احساس گناه کنند.
  • فکر کنند که مشکلات تقصیر آنهاست.

والدین نقش مهمی در آموزش نحوه ابراز احساسات به کودکان دارند. اگر متوجه تغییر جسمی، عاطفی یا رفتاری در فرزندتان شدید، در مورد آن سؤال کنید. سپس، به فرزندتان اجازه دهید تا بدون قضاوت، آنچه را که احساس می‌کند، با شما در میان بگذارد.

والدین با گفتن جملاتی مانند: «اشکالی نداره که ناراحتی. طبیعیه که بترسد.» به فرزند خود کمک می‌کنند تا احساساتش را بپذیرد.

مشکل و برنامه را توضیح دهید!

 تحقیقات در مورد استرس کودکان نشان می‌دهد که چارچوب‌بندی مثبت و پیشگیرانه به کودکان کمک می‌کند تا بر این موقعیت غلبه کنند. با توضیح ساده‌ی موقعیت و اینکه چه اقدامی انجام می‌دهید، شروع کنید: «ما به اندازه‌ی دلخواه پول نداریم، اما برنامه‌ای داریم تا از پس این مشکل بر بیاییم.»

ترس‌ها و احساس گناه را با جملات اطمینان‌بخشی تسکین بخشید: «این تقصیر شما نیست. ما می‌توانیم خواسته‌های معقول شما را برآورده سازیم، بنابراین سعی کنید که نگران این بخش نباشید.»

سعی کنید از گفتن «ما نمی‌توانیم از عهده‌ی این وضع بربیاییم» و سایر جملاتی که استرسِ نداشتن پول کافی را منتقل می‌کنند، خودداری کنید. در عوض، بر اهمیت بودجه‌بندی و عدم اسراف تأکید کنید. به عنوان مثال: «این ممکن است بهترین راه برای خرج کردن پولمان نباشد زیرا می‌دانم که می‌خواهیم برای چیز دیگری پس‌انداز کنیم.»

از فرزند خود بخواهید که در امور مالی کمک کند!

مسلما از فرزندتان توقع ندارید که در این سن، وارد بازار کار شود و پول دربیاورد. احتمالا تنها خواسته‌ی شما این است که درس بخواند. اما توقع هم نداشته باشید که فرزندتان منفعل بماند. در واقع، وقتی مسئولیتی را روی دوش او نگذارید، خودش به دنبال راه‌حل می‌گردد و احتمالا راه‌کارهایش هم چندان مورد علاقه‌ی شما نخواهد بود.

مشارکت دادن فرزندان در برنامه‌ی مالی خانواده به آن‌ها، حس مفید بودن می‌دهد. از آن‌ها بخواهید در کاهش برخی هزینه‌های غیرضروری به شما کمک کنند. مثلا می‌توانند در مصرف آب، برق و گاز صرفه‌جویی کنند، بیشتر از وسایل خود مراقبت کنند تا نیاز به تعویض آن‌ها کمتر شود یا برای تفریحات کم‌هزینه‌تر ایده بدهند.

البته دقت کنید که مسئولیت‌های واگذار شده باید متناسب با سن و توانایی فرزندتان باشد. هدف این نیست که او بار مشکلات مالی خانواده را به دوش بکشد؛ بلکه باید احساس کند که سهمی در بهتر شدن شرایط دارد. این احساس مشارکت، اضطراب ناشی از ناتوانی و درماندگی را کاهش می‌دهد. هم‌چنین به فرزندتان می‌آموزد که در مواجهه با مشکلات، به جای فکر و خیال‌های بیهوده، دنبال راه‌حل بگردد.

و در پایان

مشکلات مالی تنها مخصوص خانواده‌ی شما نیست. اما این مسئولیت شما است که از فرزندتان در برابر این چالش‌ها، محافظت کنید. این موضوع به معنای پنهان‌کاری یا وانمود کردن به بی‌مشکل بودن نیست. کودکان و نوجوانان معمولاً متوجه می‌شوند که اوضاع مثل گذشته نیست.

مهم این است که در کنار صداقت، به آن‌ها اطمینان بدهید که مسئولیت حل مشکلات بر عهده بزرگ‌ترها است، نه آن‌ها. جمله‌ای مانند «این روزها باید در بعضی هزینه‌ها صرفه‌جویی کنیم اما من و بابا برایش برنامه‌ریزی کرده‌ایم.» بسیار آرامش‌بخش‌تر از سکوت، دعواهای مداوم یا صحبت‌های پراسترس درباره آینده است.

فراموش نکنید که کودکان برای رشد سالم، بیش از هر چیز به یک خانه‌ی امن نیاز دارند. خانه‌ای که در آن بتوانند سؤال بپرسند و نگرانی‌هایشان را بیان کنند. آن‌ها باید مطمئن باشند که حتی در روزهای سخت، عشق، حمایت و توجه شما را از دست نخواهند داد.