فرارو- در مغازه علی را که باز میکنی، بوی چسب و چرم مشامتان را پر میکند. او یک مغازه تعمیرات وسایل چرمی در خیابان فردوسی تهران دارد. کنار دیوار سه چمدان نیمهباز قرار گرفته. یکی دستهاش شکسته، دیگری زیپش پاره شده و سومی گوشههایش ساییده شده است.
به گزارش فرارو، علی ۳۲ ساله است و بیشتر روز را میان همین چمدانها، کیفها و ابزارهای تعمیر میگذراند. شغل خانوادگی را به گفته خودش سالها پیش از دوران دانشگاه آغاز کرد و بعدها به حرفه اصلی زندگیاش تبدیل شد. او میگوید: «دانشجو بودم اما دانشگاه را رها کردم و وارد فضای ادبیات و کارگاههای شعر شدم. همزمان این کار را هم کنار پدربزرگم ادامه دادم. البته از دوران دبیرستان در مغازه رفتوآمد داشتم اما از اوایل دهه ۹۰ بهصورت جدی وارد حرفه چرمدوزی و تعمیرات آن شدم.»
این روزها اما نه از رونق سالهای گذشته خبری هست و نه مشتریانی که برای خرید کیف و چمدان نو به مغازهها مراجعه میکردند. علی حالا فقط تعمیر میکند. نه فروش دارد و نه قصدی برای ورود دوباره به بازار عرضه محصولات چرمی.
رکود بازار چرم را میتوان در آمارها دید اما رد اصلیاش در روایت فعالان این صنف ملموستر است. کاهش قدرت خرید خانوارها، تورم مستمر و رشد هزینههای تولید، تقاضا برای محصولات چرمی را کاهش داده. همزمان، افزایش قیمت مواد اولیه در بازارهای جهانی فشار بیشتری بر این صنعت وارد کرده. حاصل این روند، بازاری است که در آن مشتریان خرید محتاطتری دارند و فعالان زنجیره چرم، از تولیدکننده تا تعمیرکار، با کاهش درآمد و افزایش هزینهها دستوپنجه نرم میکنند.
علی در توضیح این وضعیت میگوید: «قبلا در مغازه خانوادگی فروش هم داشتیم اما الان کرکره فروش را پایین و به تعمیرات روی آوردهایم. بازار پر شده از محصولاتی که سریع تولید میشوند و قیمت پایینتری دارند. طبیعی است که بسیاری از مشتریها به سمت همانها بروند. محصولی که کیفیت بالاتری داشته باشد، قیمت بیشتری هم دارد و خیلیها دیگر توان خریدش را ندارند.»
در همین حال، آمارها نیز واقعیت را با اعداد و ارقام پررنگ میکنند. طبق اعلام رئیس اتحادیه کفاشان دستدوز تهران، سرانه خرید کفش در ایران به حدود ۲ جفت در سال رسیده؛ رقمی که حدود پنج سال پیش بین ۴ تا ۵ جفت بود. به بیانی، صنعتی که سالانه حدود ۲۷۰ میلیون جفت کفش تولید میکند و گردش مالی آن بین ۲ تا ۵ میلیارد دلار تخمین زده میشود، حالا کاهش تقاضا کمرش را شکسته. صنعتی که حدود ۱۲ هزار کارگاه رسمی را در خود جای داده و برای نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده بود.
از کارگاه چرم در تهران تا بازارهای جهانی
افزایش قیمت چرم فقط محصور به بازار داخلی نیست. بخشی از این افزایش قیمت ریشه در تحولات جهانی دارد. طی ماههای اخیر، گزارشهایی درباره رشد قیمت اسید سولفوریک، یکی از مواد پرکاربرد در فرآوری چرم و بسیاری از صنایع دیگر به گوش رسید. محدودیتهای صادراتی چین، اختلال در زنجیرههای تأمین و تنشهای ژئوپلیتیک از جمله عوامل افزایش قیمت این ماده هستند.
اسید سولفوریک در فرآیندهای مختلف صنعتی از جمله دباغی و فرآوری چرم کاربرد دارد. افزایش قیمت آن، هزینه تولید را در بسیاری از صنایع بالا برده و در نهایت به رشد قیمت مواد اولیه منجر شده است.
در ایران اما عوامل جهانی با مشکلات داخلی گره خوردهاند: تورم، نوسانات ارزی و افزایش هزینههای تولید باعث شدهاند فشار بر فعالان صنعت چرم دوچندان شود.
محمد از فعالان باسابقه بازار چرم تهران میگوید: «در سالهای اخیر قیمت چرم گاوی و گاومیش که از اصلیترین مواد اولیه این صنعتند، چندین برابر شده.» به گفته او، افزایش قیمت تنها به چرم محدود نمیشود و هزینه تهیه نخ، چسب، یراقآلات و سایر ملزومات تولید هم رشد قابل توجهی داشتهاند.
این افزایش هزینهها در نهایت خود را در قیمت محصول نهایی نشان میدهد. از کمربند گرفته تا کیف و کفش.
علی میگوید جهش قیمت چرم را بهخوبی به خاطر دارد: «وقتی قیمت چرم بالا رفت، خیلی از مشتریها دیگر سراغ کیف چرمی نمیرفتند. قبلا میشد یک کیف باکیفیت خرید اما الان برای خیلیها سخت شده.» با این حال، افزایش قیمت محصولات جدید هم به رونق بازار تعمیرات منجر نشد؛ شاید در نگاه اول به نظر برسد وقتی مردم توان خرید کالای جدید را ندارند، به تعمیر روی میآورند اما هزینه تعمیر نیز به شکل قابل توجهی افسار گسیخت.
علی به زیپهای روی میز اشاره میکند و میگوید: «قیمت زیپ، دسته چمدان، فوم، مشمع و بقیه لوازم مصرفی خیلی بالا رفته. قبلا کسی که نمیتوانست خرید کند، وسیلهاش را تعمیر میکرد. الان همان تعمیر هم هزینه قابل توجهی دارد.»
چرمدوزی؛ شغلی که آرامآرام به حاشیه رفت
در سالهای گذشته بسیاری از مشاغل سنتی با تغییر الگوی مصرف و شرایط اقتصادی کوچکتر شده یا در سناریوی بدتر، از بین رفتهاند. چرمدوزی و تعمیرات کیف و چمدان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
علی به تنهایی کار میکند. نه کارگری دارد و نه شاگردی که در مغازه کنارش باشد. میگوید تا امروز نیرویی نداشته که بخواهد تعدیل کند اما همین که هزینههای جاری مغازه را تأمین کند هم کار آسانی نیست: «اجاره مغازه، هزینههای روزمره و خرج زندگی همه با خودم است. شرایط اقتصادی واقعا سخت شده. قبلا شاید میشد هفتهای یک بار زمانی را برای استراحت یا تفریح در نظر گرفت اما الان بیشتر وقت آدم صرف کار و تأمین هزینهها میشود.»
او از هزینههای پیشبینینشده هم گلایه دارد «از خرابی خودرو گرفته تا تعمیر تجهیزات مغازه». هزینههایی که در شرایط رکود بیش از گذشته خود را نشان میدهند.
علاوه بر این، بازار محصولات ارزانقیمت نیز بخشی از سهم تولیدکنندگان سنتی را ربوده. کالاهایی با قیمت کمتر که هرچند دوام و کیفیت پایینتری دارند ولی برای بخشی از مصرفکنندگان تنها گزینه قابل دسترس محسوب میشوند.
ترکیب این عوامل، صنعت چرم را در وضعیتی قرار داده که فعالان آن از کاهش تقاضا، افزایش هزینهها و نامشخص بودن آینده سخن میگویند. صنعتی که همچنان صدها هزار نفر از آن ارتزاق میکنند، میان فشار تورم داخلی، افزایش قیمت مواد اولیه و تغییر رفتار مصرفکنندگان گرفتار شده است.
در مغازه علی، یک چمدان قدیمی روی میز کار قرار دارد. زیپ آن باید تعویض شود و بخشی از بدنهاش نیاز به ترمیم دارد. او با دقت مشغول کار میشود. بیرون از مغازه، بازار همچنان در جریان است ولی نه با همان سرعت و رونق گذشته.