روی نیمکتی در حاشیه زایندهرود نشسته است؛ با موهای سپید، قامتی کمی خمیده و نگاهی که گاهی به آب روان دوخته میشود و گاهی به رهگذرانی که از کنارش عبور میکنند. نسیم خنکی از روی آب میوزد و برگ چنارهای قدیمی را به حرکت درمیآورد. صدای آب با همهمه آرام خانوادههایی درهمآمیخته که پس از جاری شدن دوباره زایندهرود برای تماشا و قدم زدن آمدهاند.
مرد سالمند لحظهای چشمهایش را میبندد و شروع به خواندن میکند؛
موی سپید و توی آینه دیدم
آهی بلند از ته دل کشیدم
تا زیر لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هی ام زد که خودت رو نباز
عشق باید پادر میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه
رفته بودم تا مثل یک کبوتر
باز کنم تو آسمون بال و پر
چند متر آنسوتر، جمعی از بازنشستگان روی نیمکتها و سکوهای سنگی کنار رودخانه نشستهاند. گروههای پنج و ششنفرهای که هر کدام خاطرات مشترکی از دههها کار و تلاش دارند؛ از کلاسهای درس و کارخانهها گرفته تا بیمارستانها، ادارات و کارگاهها. هر کدام داستانی دارند، اما نقطه مشترک حرفهایشان، نگرانی از هزینههای زندگی، درمان و آینده است.
امسال روز تکریم خانواده و بازنشستگان در حالی فرارسیده که بسیاری از بازنشستگان همچنان خواستار بهبود شرایط معیشتی، اجرای کامل همسانسازی حقوق و تقویت خدمات درمانی هستند. مردان و زنانی که روزگاری چرخ اقتصاد، آموزش، بهداشت و صنعت کشور را به حرکت درآوردند، امروز معتقد هستند فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی بیش از گذشته شده است.
با این حال، آنچه بازنشستگان را از بسیاری از گروههای اجتماعی متمایز میکند، نقشمحوری آنها در خانواده است. هنوز هم در بسیاری از خانههای ایرانی، پدربزرگها و مادربزرگها ستونهای اصلی خانواده به شمار میروند؛ کسانی که نهتنها تجربه و خرد خود را در اختیار نسل جوان قرار میدهند، بلکه گاه بخشی از بار اقتصادی خانواده را نیز بر دوش میکشند.
بازنشستگی در ایران و جهان؛ دو روایت متفاوت از یک دوران
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، بازنشستگی آغاز مرحلهای تازه از زندگی تلقی میشود؛ دورهای که فرد میتواند بدون دغدغههای شدید اقتصادی، به علایق شخصی، سفر، آموزش و فعالیتهای اجتماعی بپردازد.
در انگلستان، بسیاری از شوراهای محلی و مراکز خدمات اجتماعی برای سالمندان، برنامههای هفتگی ویژهای برگزار میکنند. تورهای تاریخی، بازدید از موزهها، سفرهای یکروزه، کلاسهای هنری و فعالیتهای داوطلبانه از جمله برنامههایی است که برای جلوگیری از افسردگی و انزوای سالمندان طراحی شده است. کارشناسان حوزه سالمندی معتقد هستند مشارکت اجتماعی یکی از مهمترین عوامل حفظ سلامت روان در دوران بازنشستگی است.
در آلمان، فرانسه و کشورهای اسکاندیناوی نیز نظامهای رفاهی تلاش میکنند بازنشستگان علاوه بر امنیت اقتصادی، از کیفیت زندگی مطلوب برخوردار باشند. دسترسی گسترده به خدمات درمانی، تخفیفهای حملونقل، مراکز فرهنگی ویژه سالمندان و خدمات مراقبت اجتماعی از جمله امکاناتی است که در اختیار آنان قرار میگیرد.
در مقابل، بسیاری از بازنشستگان ایرانی میگویند بخش عمده درآمد ماهانه آنان صرف هزینههای ضروری مانند دارو، درمان، اجاره مسکن و خوراک میشود؛ موضوعی که فرصت بهرهمندی از فعالیتهای فرهنگی و تفریحی را محدود کرده است.
در سالهای اخیر نیز تجمعهای صنفی بازنشستگان در شهرهای مختلف کشور نشان داده است که موضوعاتی همچون همسانسازی حقوق، حفظ قدرت خرید و بهبود خدمات درمانی همچنان از مهمترین مطالبات این قشر محسوب میشود.
در روز تکریم خانواده و بازنشستگان، پای صحبت چند بازنشسته در حاشیه زایندهرود نشستیم؛ مردان و زنانی که هر کدام بخشی از تاریخ کار و تلاش این سرزمین را در حافظه خود دارند.
بعد از ۳۵ سال تدریس، هنوز نگران هزینههای پایان ماه هستم
علیاکبر رستمی، بازنشسته آموزشوپرورش به ایسنا اظهار میکند: ۳۵ سال در مدارس مختلف تدریس کردم. زمانی که جوان بودم، تصور میکردم دوران بازنشستگی دوره آرامش است؛ دورهای که انسان میتواند حاصل سالها زحمت خود را ببیند و با خیال آسوده زندگی کند، اما واقعیت این است که بسیاری از بازنشستگان امروز با دغدغههایی روبهرو هستند که انتظارش را نداشتند.
وی میافزاید: هزینههای زندگی بهسرعت افزایش پیدا کرده است. حقوق بازنشستگی هرچند افزایشهایی داشته، اما این افزایشها با رشد هزینههای واقعی زندگی فاصله دارد. وقتی هزینه دارو، درمان، قبوض، خوراک و سایر مخارج را کنار هم میگذاریم، متوجه میشویم بخش زیادی از درآمد پیش از پایان ماه مصرف شده است.
این بازنشسته آموزشوپرورش بیان میکند: همسرم بیماری قلبی دارد و خودم نیز به دلیل مشکلات مفصلی تحت درمان هستم. هر ماه باید بخشی از درآمدمان را صرف دارو کنیم. گاهی هزینه برخی داروها و آزمایشها بسیار سنگین میشود.
رستمی ادامه میدهد: بسیاری از بازنشستگان در سالهای اخیر در تجمعهای صنفی شرکت کردهاند. مطالبه اصلی آنها اجرای کامل قوانین مرتبط با همسانسازی حقوق و حفظ قدرت خرید است. ما انتظار زندگی تجملاتی نداریم؛ فقط میخواهیم سالهای سالمندی با آرامش بیشتری سپری شود.
وی میگوید: روز تکریم خانواده و بازنشستگان باید فرصتی باشد تا مسئولان بیشازپیش به جایگاه سالمندان توجه کنند. اگر بازنشسته آرامش داشته باشد، خانواده نیز آرامش خواهد داشت؛ زیرا هنوز هم بسیاری از ما تکیهگاه فرزندان و نوهها هستیم.
بیماریهای امروز، یادگار سالهای کار سخت است
حسین کریمی، بازنشسته صنعت فولاد نیز اظهار میکند: بیش از ۳۰ سال در کارخانه کار کردم. شیفتهای شبانه، آلودگی محیط کار، سروصدا و فشار جسمی بخشی از زندگی ما بود. آن روزها کمتر به آینده فکر میکردیم و تصورمان این بود که دوران بازنشستگی زمان استراحت خواهد بود.
وی میافزاید: امروز بسیاری از همکارهایم با بیماریهای مختلف دستوپنجه نرم میکنند. مشکلات تنفسی، دردهای ستون فقرات، بیماریهای مفصلی و ناراحتیهای قلبی میان بازنشستگان شایع است. همین موضوع باعث میشود هزینههای درمانبخش قابلتوجهی از درآمد را به خود اختصاص دهد.
این بازنشسته فولاد بیان میکند: گاهی وقتی کنار دوستان بازنشسته مینشینیم، بیشتر صحبتها درباره دارو، پزشک و هزینههای درمان است. این موضوع واقعاً ناراحتکننده است، زیرا بازنشستگی باید زمان آرامش باشد، نه نگرانی.
کریمی ادامه میدهد: بسیاری از بازنشستگان امروز احساس میکنند فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی روزبهروز بیشتر میشود. به همین دلیل طی سالهای گذشته بارها شاهد تجمعهای صنفی بازنشستگان در شهرهای مختلف بودهایم. خواسته اصلی این افراد حفظ کرامت دوران سالمندی و اجرای کامل وعدههایی است که درباره بهبود وضعیت معیشتی داده شده است.
وی میگوید: وقتی درباره بازنشستگان کشورهای اروپایی میشنویم، متوجه میشویم بسیاری از آنها علاوه بر خدمات درمانی گسترده، از امکانات فرهنگی و تفریحی متنوع نیز برخوردار هستند. ما انتظار امکانات ویژه نداریم؛ فقط میخواهیم نتیجه سالها کار و پرداخت حق بیمه را در قالب یک زندگی آبرومندانه ببینیم.
بزرگترین نگرانی ما اجارهخانه است
فاطمه نادری، بازنشسته شهرداری اصفهان نیز اظهار میکند: سالها در شهرداری کار کردم و همیشه تصور میکردم پس از بازنشستگی فرصت بیشتری برای زندگی شخصی خواهم داشت، اما امروز بسیاری از دغدغههای ما اقتصادی است. من و همسرم هر دو بازنشسته هستیم و همچنان در خانه استیجاری زندگی میکنیم.
وی میافزاید: هر سال با نزدیکشدن زمان تمدید قرارداد اجاره، نگرانی تازهای آغاز میشود. هزینه مسکن در سالهای اخیر به یکی از مهمترین دغدغههای بازنشستگان تبدیل شده است. بسیاری از سالمندان درآمد ثابتی دارند و افزایش هزینههای مسکن فشار زیادی به آنها وارد میکند.
این بانوی بازنشسته شهرداری بیان میکند: بازنشستگان تنها به فکر خودشان نیستند. بسیاری از ما هنوز درگیر مسائل فرزندان و نوهها هستیم. گاهی فرزندان برای تأمین هزینههای زندگی نیازمند کمک هستند و پدر و مادر نمیتوانند بیتفاوت بمانند. همین موضوع باعث میشود فشار اقتصادی بیشتر شود.
نادری ادامه میدهد: روز تکریم خانواده و بازنشستگان باید یادآور نقش مهم سالمندان در خانواده باشد. سالمندان فقط دریافتکننده خدمات نیستند؛ آنها ستونهای عاطفی خانواده هستند و تجربیات ارزشمندی دارند که میتواند راهگشای نسلهای بعدی باشد.
گاهی درمان را به دلیل هزینهها عقب میاندازیم
محمدجواد رفیعی، بازنشسته بهداشت و درمان اظهار میکند: سالها در حوزه سلامت فعالیت کردهام و از نزدیک با مشکلات بیماران آشنا بودهام. امروز که خودم بازنشسته شدهام، بهتر از هر زمان دیگری شرایط سالمندان را درک میکنم.
وی میافزاید: بخش مهمی از مشکلات بازنشستگان به حوزه درمان مربوط میشود. بسیاری از سالمندان با بیماریهای مزمن مانند دیابت، فشارخون، بیماریهای قلبی و مشکلات مفصلی زندگی میکنند و نیازمند مراقبت مستمر هستند.
این بازنشسته بهداشت و درمان بیان میکند: متأسفانه گاهی برخی بازنشستگان به دلیل هزینههای بالا، مراجعه به پزشک یا انجام آزمایشهای تخصصی را به تعویق میاندازند. این موضوع میتواند سلامت آنان را با خطر مواجه کند.
رفیعی ادامه میدهد: بیمهها خدمات ارزشمندی ارائه میکنند، اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله وجود دارد. اگر پوشش درمانی گستردهتر شود، بخش بزرگی از نگرانیهای سالمندان کاهش پیدا خواهد کرد.
وی میگوید: سلامت سالمندان باید بهعنوان یک سرمایه اجتماعی دیده شود. هرچه سالمندان سالمتر و فعالتر باشند، خانواده و جامعه نیز از این ظرفیت ارزشمند بهره بیشتری خواهد برد.
بازنشستگی نباید مترادف با نگرانی باشد
ناصر میرزایی، بازنشسته سازمان تأمین اجتماعی، اظهار میکند: بازنشستگی در ذهن بسیاری از ما با آرامش و استراحت گرهخورده بود، اما امروز بسیاری از بازنشستگان ناچار هستند بخشی از دوران سالمندی را با نگرانیهای اقتصادی سپری کنند.
وی میافزاید: موضوع همسانسازی حقوق یکی از مهمترین مطالبات بازنشستگان در سالهای اخیر بوده است. بسیاری معتقد هستند حقوقها باید متناسب با نرخ واقعی تورم و هزینههای زندگی تعیین شود تا قدرت خرید بازنشستگان حفظ شود.
این بازنشسته تأمین اجتماعی میکند: در سالهای اخیر بازنشستگان بارها خواستههای خود را از طریق تشکلها و تجمعهای قانونی مطرح کردهاند. آنان معتقد هستند سالها حق بیمه پرداخت کردهاند و انتظار دارند دوران سالمندی با امنیت بیشتری همراه باشد.
میرزایی ادامه میدهد: بازنشستگان امروز تنها درباره خودشان صحبت نمیکنند. بسیاری از آنها نگران آینده و حتی کفن و دفن خود نیز هستند. همین مسئولیتپذیری نشان میدهد که بازنشستگان همچنان دغدغه مرگ را در کنار زندگی دارند.
بازنشستگان سرمایههای انسانی و اجتماعی کشور هستند
آرش نیکاندیش، پژوهشگر و کارشناس رفاه اجتماعی، اداره کار و رفاه اجتماعی اظهار میکند:
وقتی از بازنشستگی صحبت میکنیم، نباید صرفاً به موضوع حقوق ماهانه نگاه کنیم. در جهان امروز کیفیت زندگی سالمندان به مجموعهای از عوامل بستگی دارد؛ از امنیت اقتصادی گرفته تا سلامت جسمی، سلامت روانی، مشارکت اجتماعی و احساس ارزشمندی.
وی میافزاید: در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، بازنشستگان بهعنوان بخشی فعال از جامعه شناخته میشوند. سیاستگذاران تلاش میکنند زمینه حضور آنها در فعالیتهای فرهنگی، آموزشی، ورزشی و اجتماعی را فراهم کنند. در چنین کشورهایی بازنشستگی به معنای کنار رفتن از جامعه نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه از مشارکت اجتماعی است.
این کارشناس رفاه اجتماعی بیان میکند: برای نمونه در انگلستان برنامههای هفتگی ویژه سالمندان برگزار میکنند. برای اینکه سالمندی افسرده نشود باغ مهارت در نظر گرفتند تا سالمند با کاشت گل و گیاه احساس کارآمدی، پس از بازنشستگی کند. تورهای تاریخی، بازدید از موزهها، کلاسهای هنری، نشستهای اجتماعی و سفرهای کوتاهمدت بخشی از این برنامههای دیگر برای بازنشستهها است. هدف اصلی این طرحها جلوگیری از انزوای اجتماعی و کاهش افسردگی سالمندان است.
نیکاندیش ادامه میدهد: تحقیقات نشان میدهد احساس تنهایی یکی از مهمترین تهدیدهای دوران سالمندی است. به همین دلیل در کشورهای توسعهیافته تلاش میشود سالمندان ارتباط مستمر خود را با جامعه حفظ کنند. حتی در برخی کشورها دانشگاههای ویژه سالمندان یا دورههای آموزشی رایگان برای بازنشستگان وجود دارد.
وی تأکید میکند: یکی از چالشهای مهمی که کمتر درباره آن صحبت میشود، افزایش جمعیت سالمندی در کشور است. بر اساس روندهای جمعیتی، ایران در دهههای آینده با رشد قابلتوجه جمعیت سالمندان مواجه خواهد شد. این موضوع به معنای افزایش نیاز به خدمات درمانی، مراقبتی و رفاهی است و اگر از امروز برای آن برنامهریزی نشود، مشکلات پیچیدهتری در آینده ایجاد خواهد کرد.
این پژوهشگر تصریح میکند: امروز بسیاری از بازنشستگان برخلاف تصور عمومی، عملاً بازنشسته نشدهاند. بخشی از آنها برای جبران هزینههای زندگی ناچارند دوباره وارد بازار کار شوند؛ از رانندگی و مشاغل خدماتی گرفته تا فعالیتهای پارهوقت. این مسئله نشان میدهد که برای برخی افراد، بازنشستگی به معنای پایان اشتغال نیست؛ بلکه آغاز مرحله جدیدی از تلاش برای تأمین هزینههای زندگی است.
نیکاندیش توضیح میدهد: موضوع دیگری که باید موردتوجه قرار گیرد، فقر پنهان در میان سالمندان است. بسیاری از بازنشستگان به دلیل حفظ شأن و جایگاه اجتماعی خود، مشکلات اقتصادی را کمتر بیان میکنند، اما در عمل برای تأمین برخی نیازهای روزمره با دشواری مواجه هستند. این مسئله بهویژه در میان سالمندان تنها یا خانوادههای کمدرآمد بیشتر دیده میشود.
وی اظهار میکند: مشکلات اقتصادی بازنشستگان فقط یک مسئله فردی نیست. وقتی سالمند خانواده با دغدغههای مالی روبهرو باشد، این نگرانی به فرزندان و سایر اعضای خانواده نیز منتقل میشود. در واقع رفاه بازنشستگان به طور مستقیم با استحکام و آرامش خانوادهها ارتباط دارد و به همین دلیل توجه به این قشر، نوعی سرمایهگذاری اجتماعی محسوب میشود.
این پژوهشگر میگوید: امروز بیش از هر زمان دیگری به سیاستهای بلندمدت در حوزه بازنشستگی نیاز داریم. اصلاح ساختار صندوقهای بازنشستگی، افزایش پایداری منابع مالی، توسعه خدمات مراقبتی و توجه بهسلامت روان سالمندان از جمله موضوعاتی است که باید در اولویت قرار گیرد. جامعهای که برای سالمندان خود برنامه نداشته باشد، در واقع برای آینده خود برنامهریزی نکرده است.
نیکاندیش خاطرنشان میکند: بزرگترین مطالبه بازنشستگان شاید افزایش یک عدد در فیش حقوقی نباشد؛ آنها خواهان احساس امنیت هستند؛ امنیتی که به آنها اطمینان دهد پس از دههها کار و تلاش، میتوانند با آرامش، احترام و کرامت زندگی کنند. در روز تکریم خانواده و بازنشستگان باید بیش از گذشته به نقش سالمندان در تحکیم بنیان خانواده توجه شود. سالمندان تنها اعضای سالخورده خانواده نیستند؛ آنان حافظه تاریخی خانواده و انتقالدهنده ارزشهای فرهنگی و اخلاقی به نسلهای بعدی هستند.
وی میگوید: اگر بخواهیم جامعهای پویا و امیدوار داشته باشیم، باید شرایطی فراهم کنیم که بازنشستگان با آرامش، کرامت و امنیت زندگی کنند. توجه به معیشت، سلامت، مشارکت اجتماعی و نشاط روانی سالمندان، بخشی از الزامات توسعه پایدار هر جامعه است.
به گزارش ایسنا، خورشید کمکم پشت گنبدها و پلهای تاریخی اصفهان پنهان میشود. نسیم عصرگاهی همچنان روی آب زایندهرود میوزد و صدای جریان آب در زیر پلهای تاریخی میپیچد. خانوادهها آرامآرام راه خانه را در پیش میگیرند و جمعهای کوچک بازنشستگان نیز یکی پس از دیگری از کنار رودخانه پراکنده میشوند.
شاید مهمترین خواسته این نسل نه رفاه ویژه، بلکه آرامشی باشد که سالها برای رسیدن به آن تلاش کردهاند؛ آرامشی که در آن دغدغه دارو، درمان، اجارهخانه و هزینههای روزمره جای خود را به امنیت، احترام و آسودگی خاطر بدهد. نسلی که جوانی خود را صرف ساختن این سرزمین کرده، امروز انتظار دارد دوران سالمندی را باکرامت بیشتری سپری کند.
هنوز صدای مرد سالمند به گوش میرسد عصا به دست ایستاده و با نگاهی به زایندهرود جاری ادامه میدهد:
دیدم که شوقی ندارم به پرواز
عقل هی ام زد که خودت رو نباز
عشق باید پادر میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه
رفتم که با شادی و سازش کنم
گلهای گلدون و نوازش کنم
از دل بی حوصله غمگین شدم
تشنه دلداری و تسکین شدم
تازیر لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هی ام زد که خودت رو نباز
عشق باید پادر میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه
و زایندهرود همچنان جاری است؛ همانگونه که آرزوهای بازنشستگان برای روزهایی آرامتر، همچنان در جریان است.
انتهای پیام