شناسهٔ خبر: 78509550 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

فرش ایرانی؛ سقوط یک میراث ۴۵۰۰ ساله از قله صادرات به مرز بقا

صاحب‌خبر -
گروه اقتصادی: در روزی که نام فرش ایرانی دوباره بر سر زبان‌ها می‌افتد، واقعیت بازار این کالای تاریخی، بیش از هر زمان دیگری تلخ و هشداردهنده است. صنعتی که در اوایل دهه ۱۳۷۰ یکی از پرچم‌داران صادرات غیرنفتی ایران بود و بیش از ۲ میلیارد دلار ارزآوری داشت، حالا  سقوطی نزدیک به ۹۸ درصد دارد. این فقط افت یک کالا نیست؛ روایت فروپاشی تدریجی زنجیره‌ای است که از دار قالی در روستاها آغاز می‌شود و به ویترین بازارهای جهانی ختم می‌شود.
 
به گزارش رکنا؛فرش دستباف ایران زمانی نه فقط یک محصول صادراتی، بلکه یک برند فرهنگی و اقتصادی بود؛ کالایی که هم هویت ایرانی را نمایندگی می‌کرد، هم اشتغال روستایی ایجاد می‌کرد و هم در بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا مشتریان وفادار داشت. امروز اما همان صنعت، زیر فشار تحریم، رکود، سیاست‌گذاری ناهماهنگ، جهش هزینه تولید، افت گردشگری و تغییر ذائقه مصرف‌کننده، به صنعتی کم‌جان و زخمی تبدیل شده است.
 
سقوطی که دیگر نمی‌توان آن را نوسان بازار نامید
 صنعت فرش دستباف ایران در قیاس با دوران اوج خود، حدود ۹۷.۹ درصد از درآمد صادراتی‌اش را از دست داده است. حتی اگر مبنای مقایسه را سال ۱۳۹۶، یعنی آخرین سال پیش از بازگشت تحریم‌ها قرار دهیم، باز هم تصویر تکان‌دهنده است. فرش دستباف ایران در سال ۱۳۹۶ هنوز بیش از ۴۰۰ میلیون دلار صادرات داشت و به ۵۵ کشور صادر می‌شد. آلمان، امارات متحده عربی، ژاپن و چین در صدر خریداران بودند. حالا همین صادرات به کمتر از ۴۱.۷ میلیون دلار رسیده؛ یعنی افتی نزدیک به ۹۰ درصد در کمتر از یک دهه.

این اعداد، زبان بی‌رحم اقتصادند. آنچه از دل این آمار بیرون می‌آید، فقط کاهش فروش نیست؛ از دست رفتن بازار، تضعیف برند ملی، خروج بافندگان از حرفه، کاهش سرمایه‌گذاری و عقب‌نشینی ایران از بازاری است که زمانی مالک معنوی و تاریخی آن بود.

ضربه اصلی در سال ۱۳۹۷؛ وقتی بازار آمریکا از دست رفت
بازگشت تحریم‌ها در سال ۱۳۹۷، مهم‌ترین ضربه را به فرش ایرانی وارد کرد. این تحریم‌ها موجب شد فرش دستباف ایران بزرگ‌ترین بازار خود یعنی ایالات متحده را از دست بدهد. بازار آمریکا برای فرش ایرانی فقط یک مقصد تجاری نبود؛ اعتباری و برندساز فرش ایران بود. حذف این بازار، زنجیره فروش جهانی فرش ایران را به‌شدت مختل کرد.

وقتی یک محصول ممتاز، بزرگ‌ترین بازار خود را از دست می‌دهد، تنها حجم فروش پایین نمی‌آید؛ قیمت‌گذاری، شبکه توزیع، اعتماد خریدار، امکان بازاریابی مجدد و حتی قدرت چانه‌زنی صادرکننده هم ضربه می‌خورد. فرش ایران دقیقا با همین وضعیت روبه‌رو شد. پس از حذف آمریکا، بازارهای دیگر هم نتوانستند این خلأ را جبران کنند.

رقبایی که جای ایران را گرفتند
بازار جهانی هیچ‌گاه منتظر نمی‌ماند. در فاصله‌ای که ایران با محدودیت‌های تجاری، بانکی و لجستیکی درگیر بود، رقبایی مانند هند، چین، نپال و پاکستان از فرصت استفاده کردند و جای خالی ایران را در بخشی از بازار جهانی پر کردند. این کشورها با هزینه تولید پایین‌تر، شبکه‌های صادراتی روان‌تر، حضور فعال‌تر در نمایشگاه‌ها و تطبیق سریع‌تر با سلیقه روز، توانستند سهم بیشتری به دست آورند.
فاجعه فقط از دست رفتن بازارهای خارجی نیست. بنا بر روایت فعالان این حوزه، اکنون برخی از همین کشورها به بازار ایران هم فرش صادر می‌کنند. این وضعیت، یک تناقض تلخ را آشکار می‌کند؛ کشوری که قرن‌ها یکی از نمادهای جهانی فرش دستباف بوده، حالا در بازار داخلی خود نیز تحت فشار واردات قرار گرفته است.

صنعتی که دو میلیون نفر به آن وابسته‌اند
اهمیت فرش فقط در ارزآوری آن خلاصه نمی‌شود. دست‌کم ۲ میلیون نفر در ایران، از جمله شمار زیادی از زنان در مناطق روستایی، به این صنعت وابسته‌اند. برای بسیاری از این خانوارها، قالیبافی نه شغل جانبی، بلکه تنها راه تأمین معاش است. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهد که بخشی از این نیروی کار امروز گاه روزانه فقط چند دلار درآمد دارد.در چنین شرایطی، بحران فرش صرفا بحران یک کالای صادراتی نیست؛ بحران اشتغال روستایی، بحران معیشت زنان، بحران مهاجرت از روستا و بحران فرسایش یک مهارت تاریخی است. هر دار قالی خاموش، فقط توقف تولید نیست؛ قطع یک رشته از حافظه فرهنگی و اقتصادی ایران است.

رکود گردشگری؛ ضربه‌ای خاموش اما جدی
فرش دستباف ایران طی چندین دهه از حضور گردشگران خارجی هم سود می‌برد. بسیاری از گردشگران غربی که به ایران می‌آمدند، فرش را به‌عنوان سوغاتی، هدیه یا کالای هنری خریداری می‌کردند. اما با افت صنعت گردشگری در ایران، این مسیر فروش نیز ضعیف شد.کاهش تعداد گردشگران خارجی، به‌ویژه گردشگران با قدرت خرید بالا، به معنای از دست رفتن بخشی از مشتریان سنتی فرش است. افزون بر این، سلیقه مصرف‌کننده جهانی هم تغییر کرده است. امروز خانه‌ها کوچک‌تر شده‌اند، دکوراسیون مینیمال رواج یافته، مصرف‌کننده به خرید سریع و سبک تمایل بیشتری دارد و کالاهای بزرگ و گران‌قیمت، سخت‌تر فروخته می‌شوند.فعالان بازار می‌گویند حتی برای یک خریدار اروپایی نیز خرید یک فرش ابریشمی ۳۰ تا ۴۰ هزار دلاری دیگر تصمیمی ساده نیست. هزینه بالای حمل، دشواری انتقال، تشریفات گمرکی و دغدغه‌های مالی نیز این خرید را پیچیده‌تر کرده است.

بحران فقط تحریم نیست؛ سیاست‌گذاری داخلی هم متهم است
کارشناسان، رکود بازار فرش دستباف ایران را حاصل مجموعه‌ای از عوامل می‌دانند. تحریم‌های بین‌المللی و قطع دسترسی به بازارهای حیاتی، فقط بخشی از ماجراست. بخش دیگر به سیاست‌های داخلی بازمی‌گردد؛ از جمله سیاست‌های ارزی و پولی ناکارآمد، دشواری بازگشت ارز صادراتی، افزایش هزینه مواد اولیه، رشد دستمزد، ضعف بیمه و نبود حمایت مؤثر دولتی.

صادرکننده فرش با کالایی طرف است که هم تولید آن زمان‌بر است، هم حاشیه سود آن در قیاس با ریسک‌ها کاهش یافته، هم جابه‌جایی و فروش آن پیچیده است. وقتی همین صادرکننده با مقررات سختگیرانه ارزی، دشواری نقل‌وانتقال پول، مالیات، هزینه نمایشگاه، حمل‌ونقل و نبود شبکه بازاریابی حرفه‌ای هم روبه‌رو می‌شود، طبیعی است که توان رقابت خود را از دست بدهد.در چنین وضعیتی، فرش ایران نه فقط از بازار جهانی عقب می‌افتد، بلکه در داخل کشور هم به کالایی کم‌رمق تبدیل می‌شود؛ کالایی که تولیدکننده‌اش ناراضی است، صادرکننده‌اش درمانده است و مصرف‌کننده‌اش اغلب توان خرید آن را ندارد.

فرش دستباف؛ میراثی که هنوز مزیت دارد
با وجود این تصویر بحرانی، مزیت‌های ذاتی فرش دستباف ایران همچنان پابرجاست. محمدعلی زرینه‌کفش، قائم‌مقام اتحادیه کشوری فرش دستباف ایران و استاد دانشگاه هنر، در گفت‌وگو با رکنا تأکید کرده است که فرش دستباف ایرانی میراثی ۴۵۰۰ ساله و کاملا ارگانیک است؛ میراثی که تنها یک کالا نیست، بلکه حاصل هزاران ساعت کار، تجربه و انتقال دانش میان نسل‌هاست.

او بر این نکته تأکید دارد که مواد اولیه فرش دستباف، شامل پشم، پنبه و ابریشم، عمدتا طبیعی‌اند و همین ویژگی، فرش دستباف را از بسیاری از کف‌پوش‌های صنعتی متمایز می‌کند. زرینه‌کفش همچنین می‌گوید برخلاف تصور عمومی، همه فرش‌های دستباف گران نیستند و ایران با بیش از ۱۰۰ منطقه بافت، تنوعی گسترده از نظر طرح، رنگ و قیمت دارد. به گفته او، در مناطقی مانند چهارمحال‌وبختیاری، کردستان، محلات، ملایر و ترکمن‌صحرا نیز فرش‌های باکیفیت و در عین حال ارزان‌تر تولید می‌شود.
این بخش از ماجرا مهم است، چون یکی از مشکلات امروز بازار فرش، شکاف میان واقعیت و تصور عمومی است. بخش بزرگی از جامعه، فرش دستباف را فقط با نمونه‌های بسیار گران‌قیمت تبریز و قم می‌شناسد، در حالی که دامنه قیمت در این بازار بسیار متنوع‌تر از آن چیزی است که اغلب تصور می‌شود.

ادعاهای سلامت‌محور؛ امتیاز تبلیغاتی یا نیازمند داوری علمی
قائم‌مقام اتحادیه کشوری فرش دستباف ایران در اظهارات خود، فرش دستباف را کالایی سلامت‌محور توصیف کرده و در برابر آن، درباره آثار منفی برخی فرش‌های ماشینی نیز هشدار داده است؛ از جمله درباره الیاف پلاستیکی، الکتریسیته ساکن و کیفیت برخی رنگ‌ها.این موضع از منظر تبلیغاتی و صنفی قابل‌فهم است، اما بخش پزشکی و سلامت این ادعاها نیازمند ارزیابی مستقل از سوی نهادهای استاندارد، بهداشتی و آزمایشگاهی است. آنچه بدون تردید می‌توان گفت، این است که فرش دستباف به دلیل استفاده از مواد طبیعی، دوام بالا، ارزش افزوده فرهنگی و قابلیت ماندگاری، مزیت‌های واقعی و قابل‌اعتنایی دارد. اما در حوزه ادعاهای درمانی یا زیان‌های قطعی برای انواع دیگر کف‌پوش، باید با دقت و بر پایه داده‌های علمی سخن گفت.

بحران سلیقه نیست؛ بحران قدرت خرید است
یکی از روایت‌های رایج درباره رکود فرش این است که نسل جدید دیگر فرش نمی‌خواهد. این روایت فقط بخشی از حقیقت است. واقعیت بزرگ‌تر، سقوط قدرت خرید در بازار داخلی است. خانواده‌ای که برای هزینه مسکن، خوراک، آموزش و درمان تحت فشار است، طبیعی است که خرید فرش دستباف را به اولویت‌های بعدی منتقل کند.

در نتیجه، حتی اگر علاقه فرهنگی به فرش هنوز وجود داشته باشد، توان خرید آن کاهش یافته است. از سوی دیگر، بازار نتوانسته با سرعت کافی خود را با نیازهای نسل جدید تطبیق دهد. فرش‌های کوچک‌تر، طرح‌های مدرن‌تر، فروش اقساطی، عرضه آنلاین حرفه‌ای، شناسنامه‌دار کردن محصول و روایت‌سازی برای مصرف‌کننده جدید، هنوز آن‌گونه که باید در مقیاس ملی جدی گرفته نشده است.

فرش ایرانی هنوز می‌تواند برگردد، اما نه با شعار
اگر قرار باشد فرش ایرانی دوباره از وضعیت بقا خارج شود، نسخه نجات آن روشن است. این صنعت قبل از هر چیز به ثبات و عقلانیت در سیاست‌گذاری نیاز دارد؛ به‌ویژه در حوزه صادرات و بازگشت ارز. در گام بعد، بیمه بافندگان، تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به مواد اولیه، حمایت از طراحی معاصر، حضور مؤثر در بازارهای دیجیتال و بازسازی برند جهانی فرش ایران ضروری است.

فرش ایران همچنین نیازمند بازاریابی حرفه‌ای جدید است. جهان امروز با جهان دهه ۱۳۷۰ فرق کرده است. مشتری جدید، هم اصالت می‌خواهد، هم داستان محصول را می‌خواهد، هم خرید آسان، هم ارسال مطمئن و هم امکان مقایسه. اگر فرش ایرانی همچنان با منطق قدیمی عرضه شود، رقبایی که سریع‌تر و انعطاف‌پذیرتر عمل می‌کنند، بازار را در اختیار خواهند گرفت.

فرش دستباف ایران هنوز یک میراث زنده است، اما دیگر یک قدرت بلامنازع اقتصادی نیست. صنعتی که در اوایل دهه ۱۳۷۰ بیش از ۲ میلیارد دلار صادرات داشت، در سال ۱۴۰۳ به ۴۱.۷ میلیون دلار رسیده و نزدیک به ۹۸ درصد از ظرفیت ارزی دوران اوج خود را از دست داده است. بازگشت تحریم‌ها در سال ۱۳۹۷، از دست رفتن بازار آمریکا، پیشروی رقبای منطقه‌ای، افت گردشگری، خطاهای سیاست‌گذاری داخلی، گرانی تولید و افت قدرت خرید داخلی، همه دست به دست هم داده‌اند تا فرش ایرانی از کالای افتخارآفرین به کالایی گرفتار در حاشیه بازار تبدیل شود.

با این همه، هنوز همه چیز از دست نرفته است. فرش ایرانی مزیت دارد؛ از اصالت تاریخی و تنوع منطقه‌ای گرفته تا کیفیت هنری و ظرفیت انطباق با طراحی مدرن. آنچه کم است، نه ریشه فرهنگی، بلکه تصمیم اقتصادی درست، بازاریابی مدرن و حمایت مؤثر است. اگر این سه ضلع ترمیم نشود، فرش ایرانی بیش از آنکه در خانه‌های جهان پهن شود، فقط در سخنرانی‌ها و مناسبت‌ها ستایش خواهد شد.