به گزارش «راهبرد معاصر»؛ استعمار در سه دوره با سه رویکرد جلوه پیدا کرد:
- نخست، استعمار کهنه: در این دوره استعمارگر در کشور مستعمره حضور پیدا میکرد و با کنار زدن حاکمیت ملی بهطور مستقیم به حکمرانی در مستعمره میپرداخت.
- دوم، استعمار نو: در این رویکرد استعمارگر افرادی را در بدنه حاکمیتی کشور مستعمره نفوذ میداد با دو هدف؛ نخست، پایین آوردن کارآمدی حکمرانی کشور مستعمره که درنتیجه به وابستگی برای رفع ناکارآمدی میانجامید و دوم، حفظ منافع کشور استعمارگر با چهره خودی و فریبنده.
- سوم، استعمار فرانو: پیچیدهترین حالت استعمار که در این رویکرد، تودههای مردم از کشور مستعمره با تغییر باورها، ارزشها و خواستهها، منافع کشور استعمارگر را پیگیری و علیه منافع ملی کشورشان اقدام میکنند. اصلیترین ابزار این استعمار شبکه سازی انسانی بر مدار علوم انسانی ترجمهای و مبتنی بر نگاه و منافع استعمارگر و رسانههای استعماری است.
اشتباه راهبردی اینکه در دوره استعمار فرا نو تنها تمرکز بر افشای خط نفوذ و معرفی نفوذی باشد
برای مقابله با استعمار کهنه باید مردم را پر اراده کرد و با ایجاد قدرت درونی، آنها را از حالت انفعال و ترس به حالت اقدام و نقشآفرینی آورد تا با نقشآفرینی مردم بساط استعمار برچیده شود و استقلال جلوه کند.
در استعمار نو باید خط ادعای نفوذی را مبنیبر اینکه نرمافزار نجات در دستان استعمار است برملا، ادعای ناکارآمدی کشور مستعمره را افشا و با این روش، خط نفوذ را خنثی کرد و نفوذی را از معادلات قدرت بیرون کشید و کنار زد. با این ترتیبات نفوذی و خط نفوذ حذف میشود و استقلال جلوه میکند.
در استعمار فرانو اصل ماجرا اصلاح معادلات ذهن مردم است. باید حجم زیادی از معنا و ادبیات ایجابی تولید شود. باید با نشاندادن مزیت ها و تفاوت نگاهها، خط تاریک استعمار را در کالبد علوم و رسانهها معلوم کرد و شبکههای انسانی افراد فریبخورده را با برتری منطقی از هم پاشید.
اشتباه راهبردی اینکه در دوره استعمار فرا نو تنها تمرکز بر افشای خط نفوذ و معرفی نفوذی باشد. نکته این است که نفوذ در اذهان شکل گرفته و باید با گزارههای ایجابی امیدبخش و هم افزایی برای بالاآوردن کارآمدی، نخست اذهان ناامید و فروریخته را ساخت تا بتوان خط نفوذ را حذف کرد. در غیر این صورت تودههای مردم همانطورکه برای منافع دشمن کار میکنند برای حفظ شبکه نفوذ هم تلاش خواهند کرد.
این اشتباه راهبردی، پدیده پرتکرار بعضی از جریان انقلابی تکلیفگراست، در شرایطی که خطر فشار استکبار را بیخ گوششان حس کردهاند. حجم ادبیات سلبی و نفوذ نمایی و افشای افراد بهشدت بالاست و آنچه دیده نمیشود، ادبیات ایجابی و اقناعکننده برای آحاد جامعه است.
آنقدر که جبهه انقلاب تولید ادبیات برای افشای افراد نفوذی در ساختارهای حکمرانی و خواص اجتماعی و بر ذهنیت ایجاد کودتا تلاش میکنند، همت برای تولید ادبیات ایجابی و قابل فهم برای آحاد مردم درجهت ادامه جنگ و تکمیل مبارزه تا شکستن دشمن وجود ندارد. آنقدر که برای کوبیدن اقتصاد لیبرال وقت میگذاریم برای تبیین مزیتهای نگاه اقتصادی خودمان ادبیات تولید نکردهایم. آنقدر که برای افشای خط منحوس بی حجابی، شبیخون فرهنگی ادبیات سلبی تولید کردهایم عقلانیت فرهنگی اندیشه انقلاب را فریاد نزدهایم.
آنقدر که بچههای انقلاب جریانشناس هستیم و ایده تقابل داریم ایدههای ایجابی برای ایجاد اقناع تولید نکردهایم. آنقدر که افراد جریان مخالف را میشناسیم داستاننویس، مخترع و دانشمند علوم انسانی همراه و انقلابی نمیشناسیم.
خیلی وقتها قافیه عرصه اجتماعی را به بیدقتی در اولویتها و کم توجهی به مهندسی پیامها و درک نکردن متغیرهای زمانی باختهایم
در استعمار فرانو تا بطلان اندیشه نفوذی را اثبات و مزیت نگاه خودمان را اقناعی نکنیم، تقابل با شخص نفوذی به وی ضریب اجتماعی میدهد، چون هنوز شبکه انسانی او وجود دارد. هنوز یادمان نرفته است آنها که خلع لباس شدند و مخاطبانشان چند برابر شد.
در استعمار فرانو تا وقتی ایدهای ایجابی برای ایجاد افق امیدبخش، با تصویر نکردهایم تأکید بر وجود شبکه نفوذ فقط پیام ضعف و بنبست به تودههای خاکستری در معرض انتخاب دادهایم.
ما خیلی وقتها قافیه عرصه اجتماعی را به بیدقتی در اولویتها و کم توجهی به مهندسی پیامها و درک نکردن متغیرهای زمانی باختهایم. اما عادت کردهایم این شکست را به گردن برتری ابزاری، فناوری رسانهای و تبلیغاتی دشمن بیاندازیم.
این سر تأکید چندباره امام شهید است بر اینکه امروز دوره بیان عناصر قدرت ملی است و همینطور تأکید چندباره امام شاهد بر اینکه باید امروز به نقاط قوت پرداخت. راز تأکید چندباره دو امام بر وحدت است و دلیل اصرار آنها بر تبیین و ایجاد ادبیات ایجابی و اقناعی.
∎