به گزارش «راهبرد معاصر»؛ فرمانده قرارگاه حضرت خاتمالانبیاء(ص) شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد در بیانیهای از آغاز عملیات پاسخ ایران به جنایت رژیم صهیونیستی خبر داد و اعلام کرد: رژیم متجاوز صهیونیستی با نقض مکرر آتشبس شرارت های خود علیه مردم مظلوم لبنان با چراغ سبز و حمایت آمریکای جنایتکار و سکوت مجامع بین المللی را روز به روز افزایش داده و با استفاده از سلاح های ممنوعه ازجمله بمب های فسفری مرتکب جنایات جنگی میگردد. با وجود هشدارهای قبلی جمهوری اسلامی ایران، رژیم کودک کش صهیونیستی با عبور از همه خطوط قرمز و افزایش حملات در جنوب لبنان، ضاحیه بیروت را هدف قرار داده است.
در ادامه بیانیه آمده است: پیش تر اخطار داده بودیم در صورت گسترش جنایت در ضاحیه بیروت، اهدافی را در سرزمین های اشغالی مورد هجوم قرار می دهیم. ارتش صهیونیستی باید حملات خود به جنوب لبنان و ضاحیه را متوقف نماید و در صورت گسترش حملات خود به آن منطقه یا پاسخ به اقدام ایران با ضربات کوبندهتر و پشیمان کننده روبهرو و حملات ویرانگری علیه رژیم و حامیان آن آغاز خواهد شد.
این تحول نتیجه جمع بندی طبیعی نخبگان سیاسی و نظامی ایران است که در مواجهه با تجاوز خارجی متحد شدند
این موضع پس از آن اتخاذ شد که شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان نتیجه مذاکرات واشنگتن را رد و بر خودداری از تفکیک عرصههای مختلف و معادله «ضاحیه جنوبی بیروت در مقابل شمال» تأکید کرد. این بیانیه منعکسکننده دیدگاه راهبردی منسجمی است که ثبات منطقهای را به طور جداییناپذیری با پایان دادن به اشغالگریها و تجاوزها مرتبط میداند و دفاع از لبنان، سوریه و منطقه را در اولویتهای سیاسی و نظامی ایران قرار میدهد.
این تغییر به راهبرد «جنگ دائمی» - یا رویارویی مداوم - نشان دهنده تصمیمی عملگرایانه و اصولی است که تهران پس از دههها فشار و تجاوز اتخاذ کرد. ایران ایده مذاکره را بیهوده رها نکرد؛ بلکه متوجه شد تکیه بر توافقات جزئی با واشنگتن، که شرایط یکجانبهای را تحمیل میکند و حقوق ملتها را نادیده میگیرد، دیگر گزینه مناسبی نیست. ترور بزدلانه شهید قاسم سلیمانی و به دنبال آن حملات مستقیم به رهبران عالی رتبه ایران، ازجمله امام سیدعلی خامنهای (ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی، ثابت کرد تکیه صرف بر «صبر راهبردی» به اشتباه به عنوان ضعف تعبیر میشود. بنابراین، ایران به دکترین بازدارندگی فعال مبتنی بر کل محور مقاومت روی آورده است و هرگونه تجاوزی را برای دشمنانش پرهزینه میکند.
این تحول نتیجه جمع بندی طبیعی نخبگان سیاسی و نظامی ایران است که در مواجهه با تجاوز خارجی متحد شدند. پس از خسارات سنگین، اولویت حفظ انسجام ملی و انقلاب احیا و دفاع از اصول انقلابی (گسترش روحیه مقاومت و مقابله با استکبار) به بخش اصلی هویت جمهوری اسلامی تبدیل شد. این هویت منبع قدرتی است که از فروپاشی داخلی جلوگیری و مردم را در مواجهه با محاصره، پشت سر رهبری متحد میکند. همه جناح های داخلی ایران اکنون متفق القول اند که ادامه جنگ، منافع ملی را بهتر حفظ میکند.
مقام های ارشد ایران معتقدند (من فکر میکنم حق با آنهاست) ادامه جنگ، دستاوردهای راهبردی بیشتری نسبت به هر توافق صلح شکننده به همراه خواهد داشت و تاریخ ثابت میکند آمریکا فقط زبان زور میفهمد. از ویتنام تا افغانستان، جنگهای فرسایشی واشنگتن را مجبور به عقبنشینی کردند. دیپلماسی ایران، همانطور که شهید سلیمانی میگفت، به دیپلماسی میدانی تبدیل شده و اکنون ابزاری انعطافپذیر است که زمان میخرد، تناقضات طرف مقابل را آشکار و آمادگی کامل نظامی را حفظ میکند.
حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی محاسبات تهران را تغییر داده که البته این موضوع به نفع اتخاذ سیاستی تهاجمی-دفاعیتر است. ایران به جای اینکه صرفاً پاسخی محدود دهد، در حال توسعه قابلیتهای بازدارنده جامع به وسیله متحدان طبیعی خود است که نماینده اراده مردم منطقه در مواجهه با اشغالگری هستند. این افزایش تنش حسابشده، محاسبه راهبردی دقیق مبتنی بر انعطافپذیری و عمق راهبردی است. در درون نخبگان، تعادلی بین ترس محتاطانه از زیان و عزمی که مقاومت را تنها راه عزت و استقلال میداند، حاکم است.
ایران از خود و عزت ملی دفاع و تأکید می کند ثبات واقعی با پایان دادن به تجاوز، اشغالگری و دخالت خارجی آغاز میشود
در مقایسه با «صبر راهبردی» پیشین، راهبرد تقابل پایدار با وجود چالشهای اقتصادی که عمدتاً به تحریمهای ظالمانه و نه سیاست ایران نسبت داده میشوند، در حفظ دستاوردهای میدانی و جلوگیری از فروپاشی منطقهای محور مقاومت مؤثر و در خسته کردن دشمن و تقویت وحدت داخلی موفق بوده است. جدیترین خطر پیش روی این راهبرد، احتمال خطای محاسباتی دشمنان و تلاشهای شان برای تحمیل جنگ تمام عیار، اما ایران بارها ظرفیت استثنایی خود را برای تابآوری و سازگاری نشان داده است.
ما همین حالا هم با «جنگ سردِ در حال جوشش» مواجهیم، جایی که نه صلحِ کاذبِ تحمیلشده با زور وجود دارد و نه جنگِ تمامعیاری که همه را نابود کند. این وضعیت به نفع ایران و محورِ مقاومت است، زیرا تعادل راهبردی را حفظ، از تسلیم جلوگیری میکند و در را به روی توافقِ جامع و عادلانه مبتنی بر عقبنشینی از سرزمینهای اشغالی و احترام به حاکمیتِ کشورها میگشاید.
بهره سخن
جنگ فرسایشی به سیاست بلندمدت ایران بستگی دارد. این هوس نیست، بلکه انتخاب وجودی است که به وسیله تجاوز مداوم علیه ایران و مردم منطقه تحمیل شده است.
ایران از خود و عزت ملی دفاع و تأکید می کند ثبات واقعی با پایان دادن به تجاوز، اشغالگری و دخالت خارجی آغاز میشود. این مسیر با وجود دشواریهایش، جایگاه تهران را به عنوان قدرت منطقهای ضروری تقویت میکند و راه را برای توازن قوای جدیدی که به حقوق ملتها احترام میگذارد، هموار میکند. منطقه برای دستیابی به صلحی شرافتمندانه، نه تسلیم، به چنین مواضع استواری نیاز دارد.
∎