بهگزارش قدس آنلاین، با افزایش دوباره تنشها از شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد، فضای عمومی اقتصاد و بازارها نیز به سرعت تحت تأثیر قرار گرفت. تجربه نشان میدهد در چنین مقاطعی، پیش از آنکه اثر واقعی تحولات سیاسی و امنیتی بر شاخصهای اقتصادی نمایان شود، بازارها به «احساس نااطمینانی» واکنش نشان میدهند. به همین دلیل نخستین نشانههای تغییر معمولاً در رفتار سرمایهها دیده میشود؛ جایی که بخشی از نقدینگی از بازارهای پرریسک فاصله میگیرد و به سمت داراییهایی حرکت میکند که از نگاه سرمایهگذاران توان بیشتری برای حفظ ارزش پول دارند.
در چنین شرایطی، اولویت بسیاری از فعالان اقتصادی دیگر صرفاً کسب سود نیست، بلکه مدیریت ریسک، حفظ قدرت خرید و افزایش نقدشوندگی داراییها اهمیت بیشتری پیدا میکند. همین تغییر در نگاه سرمایهگذاران موجب میشود برخی بازارها مانند بورس سریعتر تحت فشار قرار گیرند به گونهای که روز دوشنبه بورس با افزایش فشار عرضه و کاهش اشتهای ریسک روبهرو شد، در حالی که بازار ارز و طلا به دلیل نقش سنتی خود در پوشش ریسک و حفظ ارزش دارایی با رشد تقاضا مواجه شدند. بازارهایی مانند خودرو و مسکن نیز اگرچه با تأخیر بیشتری به شوکهای سیاسی و ارزی واکنش نشان میدهند، اما از مسیر انتظارات تورمی، نرخ ارز و رفتار احتیاطی فروشندگان و خریداران تحت تأثیر قرار میگیرند.
در همین زمینه با مهدی بنیاسدی کارشناس بازارهای مالی و میلاد یزدانپور کارشناس اقتصادی درباره رفتار اخیر بازارها و سناریوهای پیش روی اقتصاد گفتوگو کردهایم.
بورس؛ نخستین بازار در برابر شوک نااطمینانی
مهدی بنیاسدی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به ماهیت انتظاری بازار سهام گفت: بازار سهام معمولاً نخستین بازاری است که به افزایش ریسکهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی واکنش نشان میدهد. دلیل آن روشن است؛ ارزش سهام بر پایه انتظارات آینده شکل میگیرد. هر عاملی که چشمانداز سودآوری شرکتها، ثبات متغیرهای کلان یا افق تصمیمگیری سرمایهگذاران را مبهم کند، خیلی سریع در قیمتها منعکس میشود.
وی افزود: در دورههای افزایش تنش مثل این روزها، سرمایهگذاران پیش از آنکه به قطعیت رویدادها واکنش نشان دهند، به خودِ افزایش نااطمینانی واکنش نشان میدهند. به همین دلیل فشار فروش در بورس را باید واکنشی طبیعی به افزایش سطح ریسک دانست، نه لزوماً نشانه فروپاشی بنیادها.
این کارشناس بازارهای مالی ادامه داد: وقتی ریسک سیستماتیک بالا میرود، سرمایهگذار برای نگهداری سهم، بازده بالاتری مطالبه میکند. اگر بازار نتواند در کوتاهمدت این بازده مورد انتظار را فراهم کند، بخشی از فعالان ترجیح میدهند دارایی خود را نقد کنند یا به بازارهای با ریسک ادراکشده کمتر منتقل شوند.
بنیاسدی با اشاره به افت همزمان شاخص کل و شاخص هموزن گفت: افت همزمان این دو شاخص معمولاً به معنای فراگیر شدن فضای احتیاط است. باید میان اصلاح ناشی از بازنگری ریسک و شکلگیری وحشت عمومی تفاوت قائل شد. اگر معاملات بهطور کامل قفل نشود و در برخی صنایع همچنان تقاضای فعال وجود داشته باشد، میتوان گفت بازار هنوز در حال ارزیابی شرایط است.
وی درباره صنایع بزرگ بازار سرمایه نیز اظهار کرد: در گروههایی مانند پالایشیها، فلزات اساسی، پتروشیمیها و شرکتهای صادراتمحور فشار عرضه قابل انتظار است. این صنایع از یک سو به نرخ ارز، قیمتهای جهانی، نفت و تجارت خارجی وابستهاند و از سوی دیگر به دلیل نقدشوندگی بالاتر، در زمان افزایش ریسکهای کلان زودتر در معرض فروش قرار میگیرند.او تأکید کرد: فشار فروش در این گروهها در شرایط تنش مثل این روزها الزاماً به معنای ضعف بنیادی نیست، بلکه بیشتر نشانه تلاش سرمایهگذاران برای کاهش ریسک پرتفوی و افزایش نقدشوندگی است.
دلار؛ دماسنج انتظارات تورمی
بنیاسدی در ادامه با اشاره به بازار ارز گفت: در اقتصاد ایران، دلار فقط یک متغیر معاملاتی نیست؛ بلکه شاخصی برای سنجش آینده تورم، قدرت خرید و هزینه واردات است. در دورههایی که نااطمینانی افزایش مییابد، تقاضا برای ارز معمولاً از دو مسیر تقویت میشود؛ تقاضای احتیاطی و تقاضای انتظاری.
وی افزود: تقاضای احتیاطی زمانی شکل میگیرد که افراد برای حفظ ارزش دارایی خود بخشی از منابع ریالی را به ارز تبدیل میکنند. تقاضای انتظاری نیز زمانی تقویت میشود که بازار احتمال اثرگذاری تنشها بر تجارت خارجی، درآمدهای ارزی یا تورم را بالا ارزیابی میکند.این کارشناس بازارهای مالی گفت: حتی اگر عرضه ارز در کوتاهمدت تغییر جدی نکند، افزایش انتظارات تورمی میتواند قیمتها را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل بازار ارز معمولاً سریعتر از بسیاری از بازارهای دیگر به تحولات بیرونی واکنش نشان میدهد.
وی تأکید کرد: اگر نرخ ارز در سطوح بالا تثبیت شود، سیگنال آن به سایر بازارها منتقل میشود. اما اگر رشد آن هیجانی باشد و با کاهش نااطمینانی تعدیل شود، اثر آن نیز محدودتر خواهد بود.
طلا؛ پناهگاه سنتی سرمایه در فضای التهاب
بنیاسدی درباره وضعیت نوسانی بازار طلا نیز اظهار کرد: طلا در فضای افزایش ریسک، از نخستین گزینههای حفظ ارزش دارایی است. در ایران، قیمت طلا علاوه بر اونس جهانی، به شدت از نرخ ارز داخلی تأثیر میپذیرد، به همین دلیل ممکن است حتی با نوسان محدود در بازار جهانی، طلای داخلی رشد قابل توجهی را تجربه کند.
وی افزود: در شرایط فعلی رشد تقاضا برای طلا ترکیبی از دو عامل است؛ نخست افزایش نااطمینانی و تقاضای پناهگاهی و دوم نگرانی از کاهش ارزش پول ملی و تقویت انتظارات تورمی.
او با اشاره به تفاوت رفتار طلای جهانی و داخلی گفت: در بازار جهانی، طلا تحت تأثیر نرخ بهره آمریکا، ارزش دلار، بازده اوراق خزانه و سیاستهای بانکهای مرکزی قرار دارد، اما در بازار داخلی، نرخ ارز نقش تعیینکنندهتری دارد. بنابراین ممکن است رفتار این دو بازار کاملاً همسو نباشد.
بنیاسدی تأکید کرد: تا زمانی که نااطمینانی و انتظارات تورمی بالا باشد، تقاضا برای طلا تقویت میشود، اما اگر نرخ ارز آرام بگیرد یا تنشها کاهش یابد، بخشی از رشد هیجانی میتواند تعدیل شود.
خودرو؛ دارایی سرمایهای در سایه تورم
میلاد یزدانپور، کارشناس اقتصادی نیز در گفتوگو با قدس با اشاره به بازار خودرو گفت: بازار خودرو در ایران ویژگی خاصی دارد؛ این بازار هم کالای مصرفی است و هم در سالهای اخیر به یک دارایی سرمایهای تبدیل شده است. بنابراین در زمان افزایش نااطمینانی، فقط تقاضای مصرفی تعیینکننده نیست، بلکه انتظارات تورمی نقش اصلی را بازی میکند.
وی افزود: افزایش نرخ ارز معمولاً با فاصله زمانی بر بازار خودرو اثر میگذارد. خودروهای وارداتی و مونتاژی سریعتر واکنش نشان میدهند، زیرا هزینه قطعات و قیمت تمامشده آنها به دلار وابسته است. خودروهای داخلی نیز از مسیر هزینه تولید و فضای روانی بازار تحت تأثیر قرار میگیرند.
یزدانپور ادامه داد: در دورههای التهاب، فروشندگان محتاط تر میشوند و بخشی از عرضه از بازار خارج میشود، زیرا انتظار دارند قیمتها افزایش یابد. در مقابل، خریداران مصرفی با تردید مواجه میشوند. برخی برای جلوگیری از رشد قیمت اقدام به خرید میکنند و برخی دیگر خرید را به تعویق میاندازند.
وی تأکید کرد: نتیجه این وضعیت، افزایش فاصله میان قیمتهای پیشنهادی و معاملات واقعی است. اگر رشد نرخ ارز پایدار باشد، خودرو نیز وارد فاز افزایشی میشود، اما اگر رشد ارز کوتاهمدت و هیجانی باشد، احتمالاً افزایش قیمتها محدود به آگهیها خواهد بود.
مسکن؛ بازاری کُند اما اثرپذیر از انتظارات
این کارشناس اقتصادی درباره بازار مسکن گفت: مسکن بازاری کمنقدشوندهتر است و واکنش آن به شوکهای سیاسی و اقتصادی فوری نیست. اما این به معنای بیاثر بودن تحولات نیست. مسکن از مسیر انتظارات تورمی، نرخ ارز و هزینه ساخت تحت تأثیر قرار میگیرد.
وی افزود: در حال حاضر بازار مسکن با دو نیروی متضاد روبهرو است؛ از یک سو رشد انتظارات تورمی و افزایش هزینه ساخت و از سوی دیگر ضعف قدرت خرید و رکود معاملاتی.
او ادامه داد: در چنین شرایطی احتمال رکود تورمی وجود دارد؛ یعنی قیمتهای پیشنهادی افزایش پیدا میکند، اما حجم معاملات رشد محسوسی ندارد. این وضعیت موجب میشود بازار از نظر قیمتی مقاوم بماند، اما از نظر معاملاتی کمرمق باشد.
یزدانپور با اشاره به ارتباط میان بازارها گفت: در اقتصاد ایران نمیتوان بازارها را جدا از هم تحلیل کرد. نرخ ارز معمولاً نقش متغیر راهبر را دارد. وقتی دلار افزایش مییابد، طلا سریع واکنش نشان میدهد، خودرو با فاصله اثر میپذیرد و مسکن از مسیر هزینه ساخت و انتظارات تورمی تحت تأثیر قرار میگیرد.
وی افزود: در شرایط عادی، رشد نرخ ارز ممکن است برای برخی شرکتهای صادراتمحور بورس جذاب باشد، اما اگر افزایش دلار ناشی از ریسک و نااطمینانی باشد، اثر مثبت آن بلافاصله در سهام منعکس نمیشود، زیرا سرمایهگذار ابتدا نگران فضای کلی اقتصاد و ریسکهای سیستماتیک است.
۳ سناریو پیش روی بازارها
وی درباره مسیر آینده بازارها سه سناریو مطرح کرد و گفت: در سناریو نخست اگر تنشها کاهش پیدا کند، بخشی از هیجان بازارها تخلیه میشود؛ دلار آرام میگیرد، طلا اصلاح میکند و بورس نیز میتواند بخشی از افت خود را جبران کند.یزدانپور افزود: در سناریو دوم اگر نااطمینانی ادامهدار اما کنترلشده باشد، بازارها وارد مرحله نوسانی میشوند؛ دلار و طلا در سطوح بالا باقی میمانند، بورس با احتیاط حرکت میکند و مسکن در رکود تورمی باقی میماند.وی درباره سناریو سوم اظهار کرد: در صورت تشدید ریسک، انتظارات تورمی تقویت میشود و فشار بر بازار ارز افزایش مییابد. در چنین شرایطی طلا با تقاضای بیشتری روبهرو میشود و بورس در کوتاهمدت تحت فشار ریسک سیستماتیک باقی میماند.
بر اساس آنچه این کارشناسان تأکید کردند آن چیزی که امروز در بازارها دیده میشود بیش از آنکه نشانه یک بحران تثبیتشده اقتصادی باشد، بازتاب قیمتگذاری نااطمینانی است. مسیر آینده بازارها به ماندگاری یا کاهش نااطمینانی بستگی دارد. اگر ریسکها کاهش یابد، بخشی از واکنشهای هیجانی تعدیل میشود، اما اگر ادامه پیدا کند، بازارها خود را با سطح جدیدی از انتظارات تطبیق خواهند داد.