در دور اخیر درگیریها، اسرائیل حملاتی را علیه اهداف نظامی در داخل ایران انجام داده که در پاسخ به حملات موشکی ایران صورت گرفته است؛ حملاتی که خود ایران آن را در چارچوب واکنش به تشدید درگیریها در جبهه لبنان و حملات اسرائیل علیه نیروهای همپیمان خود تعریف میکند.
در مقابل، ایران نیز با شلیک موشک به سمت اسرائیل، تلاش کرده است نشان دهد که در معادله بازدارندگی منطقهای همچنان بازیگر فعال و تعیینکننده است، نه یک کنشگر منفعل در برابر فشارهای نظامی.
منطق ژئوپلیتیکی رفتار ایران
در سطح تحلیل ژئوپلیتیک، اقدام ایران را میتوان در سه لایه تفسیر کرد:
1 . بازدارندگی همزمان با مذاکره
در بسیاری از منازعات پیچیده، بازیگران تلاش میکنند در حالی که میز مذاکره فعال است، از طریق اقدامات محدود نظامی:
• قدرت چانهزنی خود را افزایش دهند.
• هزینه فشار طرف مقابل را بالا ببرند.
• و موقعیت ضعف را از بین ببرند.
این همان منطق بازدارندگی در حین دیپلماسی است.
2 . مدیریت جبهههای چندگانه (لبنان–ایران–اسرائیل)
در این درگیری، لبنان نقش کاتالیزور دارد. در واقع بخشی از تنشها نه مستقیماً ایران–اسرائیل، بلکه:
«ایران–اسرائیل از طریق جبهه لبنان» مدیریت میشود. این وضعیت باعث میشود مرز میان جنگ مستقیم و غیرمستقیم عملاً محو شود.
3 . سیاست افزایش هزینه بدون ورود به جنگ تمامعیار
هر دو طرف تلاش میکنند: سطح درگیری را بالا ببرند، اما از ورود به جنگ گسترده جلوگیری کنند.
این یک وضعیت کلاسیک از درگیری کنترلشده است.
در مجموع، درگیری اخیر را نمیتوان صرفاً یک مبادله آتش نظامی دانست. این وضعیت بیشتر شبیه یک بازی چندسطحی ژئوپلیتیکی است که در آن جنگ و مذاکره از هم جدا نیستند؛ بلکه دو ابزار یک بازی واحد برای تنظیم موازنه قدرت در منطقهاند.