به گزارش ایسنا، نیویورک تایمز نوشت: ترامپ در حال انجام یک آزمایش واقعی است؛ او به تندروهای واشنگتن عملا نشان میدهد آنچه دههها اصرار دارند، یعنی جنگ تمامعیار با ایران، چگونه است. نتایج اولیه بسیار تکاندهنده است. این جنگ در مسیر هزینه کردن بیش از یک تریلیون دلار برای آمریکا و منجر به خسارات عظیمی به پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه شده، ذخایر موشکهای رهگیر را که ایالات متحده برای بازدارندگی در برابر چین و سایر دشمنان بالقوه به آنها متکی است، به طور قابل توجهی کاهش داده، دهها میلیون نفر را در سراسر جهان در معرض خطر گرسنگی حاد قرار داده، تورم را در ایالات متحده افزایش داده و منجر به مرگ یا زخمی شدن صدها آمریکایی و هزاران ایرانی، از جمله بیش از ۱۰۰ کودک در نتیجه حمله موشکی آمریکا به یک مدرسه ابتدایی در شهر میناب شده است.
در حالیکه رئیس جمهور آمریکا معمولا در تشریح اهداف جنگ چرخشهای زیادی داشته، اما در طول سه ماه گذشته عموما بر سه هدف تاکید کرده است؛ از بین بردن موشکهای بالستیک ایران، پایان دادن به برنامه هستهای ایران و کمک به مردم ایران برای سرنگونی دولتشان که عملا هیچکدام از این اتفاقات نیفتاده و طبق اطلاعات آمریکا، ایران ۷۰ درصد از ذخایر موشکی قبل از جنگ خود را حفظ کرده است. برنامه هستهای ایران همچنان به قوت خود باقی است و دولت ایران به رغم ترور رهبر و تعداد زیادی از فرماندهان نظامی با قدرت و حمایت مردمی پابرجاست، در واقع، میتوان گفت که دولت ایران از زمان شروع جنگ قویتر است و با محدود کردن تردد از طریق تنگه هرمز، توانایی خود را برای فلج کردن اقتصاد جهانی نشان داده است.
چگونگی یا زمان پایان جنگ علیه ایران هنوز نامشخص است. اما یک چیز واضح است؛ چنین فجایع سیاست خارجی همچنان رخ خواهند داد، مگر اینکه افرادی که از آنها حمایت میکنند، پاسخگو شوند.
اگر چنین محاسبهای پس از حمله آمریکا به عراق رخ میداد، احتمال اینکه ایالات متحده امروز با ایران در جنگ باشد، بسیار کمتر بود. در دوره دوم ریاست جمهوری جورج بوش پسر، اکثر آمریکاییها معتقد بودند که حمله به عراق یک اشتباه بوده است و سالها پس از آن، با رای دادن مکرر به نامزدهای مخالف جنگ برای ریاست جمهوری، مانند باراک اوباما یا حتی خود دونالد ترامپ، به جای کاندیداهایی که از تهاجم علیه عراق حمایت میکردند، مانند هیلاری کلینتون و جان مککین، نارضایتی خود را ابراز کردند.
با این حال، وقتی صحبت از مناصب انتصابی شد، مقامات حامی جنگ عراق پاداش گرفتند. اوباما، جو بایدن را به عنوان معاون خود و هیلاری کلینتون و جان کری را که به تصویب جنگ عراق رای داده بودند، به عنوان وزیران خارجهاش انتخاب کرد. دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود، جان بولتون را در پست مشاور امنیت ملی گذاشت. وقتی بایدن رئیس جمهور شد، آنتونی بلینکن را به عنوان وزیر امور خارجه خود انتخاب کرد که هنگام رای فاجعهبار خود به جنگ، عضو ارشد سیاست خارجی او بود.
این عدم پاسخگویی فراتر از قوه مجریه گسترش مییابد. چند سال پیش، اندیشکده کوئینسی بررسی کرد که کدام کارشناسان چه دموکرات و چه جمهوریخواه بین سالهای ۲۰۲۱ به کمیته امور خارجی مجلس دعوت شدهاند. دومین اندیشکدهای که بیشترین دعوت را دریافت کرد، بنیاد دفاع از دموکراسیها بود که در آستانه جنگ عراق در وبسایت خود اعلام کرد: «ما میدانیم که صدام در حال ساخت سلاحهای کشتار جمعی شامل تسلیحات بیولوژیکی، شیمیایی و هستهای است و همچنان یک تهدید جدی است.»
موسسه امریکن انترپرایز نیز به طور مشترک در رتبه سوم بیشترین دعوت قرار گرفت که قبل از حمله به عراق به این موضوع افتخار میکرد که «نقش محوری در تعریف تهدید صدام و ترسیم چگونگی بازسازی عراق پس از برکناری او داشته است.» مقامات بنیاد دفاع از دموکراسیها و موسسه امریکن انترپرایز، بار دیگر از جمله پر سر و صداترین مدافعان جنگ امروز هستند.
این به آن معنا نیست که هر سیاستگذار یا کارشناسی که از یک جنگ شکستخورده حمایت کرده است، باید از بحثهای عمومی طرد شود. اما حداقل، باید انتظار داشته باشیم که تحلیلگران و مقامات دولتی که قضاوتشان نادرست از آب در میآید، فراتر از ابراز تاسف صِرف از اشتباهات خود بروند و نشان دهند که فرضیات زیربنایی را مورد بازنگری قرار دادهاند.
با به چالش کشیدن آشکار تفکری که زیربنای جنگهای عراق و ایران بود، طبقه سیاست خارجی آمریکا اعتیاد خود به نیروی نظامی را کنار خواهد گذاشت و تشخیص خواهد داد که واشنگتن باید در درجه نخست راهحلهای دیپلماتیک با دشمنان خود را در اولویت قرار دهد، نه اینکه سعی کند آنها را با چماق به تسلیم وادار کند.
اما به جای اینکه از طرفداران جنگ خواسته شود اشتباهات گذشته خود را جبران کنند، معمولا به آنها فرصت داده میشود تا دوباره جنگ را ترویج دهند. اول مارس، یک روز پس از حمله ایالات متحده به ایران، لیندسی گراهام یکی از تندروترین سیاستمداران سنا، در برنامه «ملاقات با مطبوعات» در شبکه ان.بی.سی مدعی شد: «ما برنامه موشکی و برنامه هستهای آنها را نابود کردیم.»
وقتی دو ماه و نیم بعد، پس از آنکه این ادعا درست از آب درنیامد، او در همان برنامه حاضر شد، از او خواسته نشد که در مورد آن اظهارات پاسخ دهد و پیشبینی کرد که «اگر به فعالیتهای نظامی برگردیم و ایران را بیشتر تضعیف کنیم، میتوانیم خیلی زود به این ماجرا پایان دهیم.»
۲۰ سال پیش، زمانی که نیروهای آمریکایی در مناطق بغداد و رمادی کشته میشدند، تصور اینکه آمریکا جنگ بیدلیل دیگری را برای سرنگونی یک دولت در خاورمیانه آغاز کند، دشوار بود. با این حال، اکنون جنگ دیگری از این دست رخ داده است.
رای اخیر مجلس نمایندگان آمریکا برای توقف جنگ علیه ایران با توسل به قانون اختیارات جنگی، نشانهای از این است که سیاستمداران بیشتری بالاخره به حال و هوای ضد جنگ کشور توجه میکنند. اما این یک گام کوچک اولیه است. بدون یک حسابرسی عمیقتر، باید انتظار داشته باشیم که فجایع خودساخته آینده نه تنها قدرت آمریکا در سراسر جهان، بلکه ایمان مردم به دموکراسی آمریکا در داخل کشور را بیشتر تضعیف کند.»
انتهای پیام