فرارو- تنگه بابالمندب این روزها تنها یک مرز آبی نیست، بلکه به نقطه جوش اقتصاد و ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده است. با اعلام ممنوعیت تردد کشتیهای اسرائیلی از این شاهراه حیاتی، زنگ خطر برای تجارت بینالمللی به صدا درآمده است؛ تصمیمی که اگرچه در ظاهر محدود به نظر میرسد، اما پسلرزههای آن از بازار جهانی نفت تا شرکتهای بزرگ بیمه و غولهای کشتیرانی را در بر گرفته است.
به گزارش فرارو، آمارهای بینالمللی به روشنی گویای اهمیت استراتژیک این منطقه است. در حال حاضر، بیش از ۱۲ درصد از کل تجارت جهانی در حوزههای انرژی (نفتی و غیرنفتی) از طریق بابالمندب انجام میشود. این آبراه، تنها مسیر دسترسی به دریای سرخ از اقیانوس هند، دریای عرب و خلیج عدن به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن، به معنای ایجاد گره کور در زنجیره تامین کالا در جهان است.
شوک به بازار طلای سیاه
تنگه بابالمندب یکی از کلیدیترین کریدورهای ترانزیت نفت خام است که شرق و غرب جهان را به یکدیگر متصل میکند. این مسیر بهویژه برای تامین انرژی کشورهای اروپایی از طریق دریای مدیترانه، شاهرگی غیرقابل جایگزین است.
برای درک بهتر اهمیت این مسیر، کافی است به حجم صادرات منطقه نگاهی بیندازیم. طبق آمارها، روزانه ۷ میلیون بشکه نفت از طریق دریای سرخ صادر میشود که بخش عمدهای از آن به مقصد چین و بازارهای شرق آسیا میرود. (عربستان نیز پس از بسته شدن احتمالی تنگه هرمز، همواره روی صادرات از طریق بابالمندب حساب ویژه باز کرده است).
همین اهمیت استراتژیک باعث شد تا تنها با انتشار خبر «ممنوعیت تردد کشتیهای اسرائیلی»، بازار نفت واکنش هیجانی نشان داده و قیمت طلای سیاه تا مرز ۹۸ دلار در هر بشکه جهش کند. تداوم این وضعیت و ایجاد اختلال بیشتر در عبور و مرور نفتکشها، میتواند بهای سوخت را در سراسر جهان با نوسانات جدی مواجه کرده و موج جدیدی از تورم را به اقتصاد جهانی تزریق کند.
سایه ناامنی بر سر کشتیرانی؛ دور زدن آفریقا به جای عبور از سوئز
اگرچه یمن اعلام کرده است که این محدودیت تنها مختص به شناورهای مرتبط با اسرائیل است، اما روانشناسی بازار و حساسیتهای امنیتی، کل صنعت کشتیرانی را در این مسیر تحتالشعاع قرار داده است.
با بالا رفتن ریسک امنیتی، عبور شناورها از این منطقه با چالشهای جدی مواجه شده است. این مسئله مستقیماً بر دو فاکتور کلیدی «نرخ حملونقل» و «حق بیمه کشتیها» تاثیر میگذارد. شرایط بهگونهای پیش میرود که احتمال دارد شرکتهای بزرگ بیمه، از پوشش ریسک عبور از این آبراه امتناع کنند.
در صورت وقوع چنین سناریویی، خطوط کشتیرانی مجبور خواهند شد مسیرهای امنتر اما بسیار طولانیتر را جایگزین کنند؛ یعنی انصراف از عبور از دریای سرخ و کانال سوئز، و انتخاب مسیر طولانی «دور زدن قاره آفریقا». تصمیمی که نهتنها هزینههای ترانزیت را به شدت افزایش میدهد، بلکه زمان رسیدن کالاها به مقصد را روزها به تاخیر انداخته و هزینه نهایی مصرفکننده را در سراسر جهان بالا خواهد برد.