شناسهٔ خبر: 78469385 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

واکاوی پیوند هویت ایرانی و جریان مهدویت در روایات اسلامی

پژوهشگر حوزه مهدویت در یک نشست تخصصی با عنوان «حوادث آخرالزمانی» که به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد قم برگزار شد، به تشریح ابعاد پنهان جایگاه ایرانیان در روایات آخرالزمانی، نسب‌شناسی تاریخی ایرانیان و تقابل جهان‌بینی صهیونیسم با شیعیان پرداخت.

صاحب‌خبر -

حجت‌الاسلام و المسلمین جواد ابوالقاسمی، استاد حوزه و دانشگاه در اولین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی مهدویت که با عنوان «مهدویت و آخر الزمان» صبح امروز ۱۸ خرداد به‌همت جهاد دانشگاهی قم به‌صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: واژه آخرالزمان در روایات ما یک مفهوم کاملا نسبی است و نباید آن را به اشتباه تنها به چند سال یا یک دهه پیش از ظهور محدود بدانیم. آخر همواره در برابر اول قرار می‌گیرد و بسته به دوره تاریخی مورد نظر، مصادیق متفاوتی دارد. برای مثال، در روایات آمده است که ولادت پیامبر اکرم(ص) خود آغازگر دورانی از آخرالزمان است، همچنین در صفحه ۳۴۶ کتاب «امالی» شیخ صدوق روایتی در مورد حضرت زهرا(س) یا حضرت خدیجه(س) نقل شده که دوره زندگانی آن بانو را در آخر الزمان معرفی کرده است.

وی افزود: همچنین در صفحه ۵۰۷ کتاب «خصال» شیخ صدوق، امیرمؤمنان(ع) به بزرگان یهود می‌فرمایند: «پیامبر(ص) با ایشان عهد بسته‌اند که گروهی از اصحاب را که روزها روزه می‌گیرند، شب‌ها شب‌زنده‌داری می‌کنند و قرآن می‌خوانند (اشاره به خوارج) را در «آخر الزمان» خواهند کشت.» بنابراین، دوران امامت امیرمؤمنان(ع) نیز مصداقی از آخرالزمان تعریف شده است.

ابوالقاسمی ادامه داد: روایات دیگری نیز آخرالزمان را با این وقایع توصیف می‌کنند که این روایات در کتاب «کمال الدین و تمام النعمه، صفحه ۳۳۰» آمده که ساخت شهر بغداد (زورا) در زمان خلفای عباسی، زمان ولادت حضرت مهدی(عج)، زمان ظهور حضرت، نزول حضرت عیسی(ع) و حتی رواج تبرج و پوشش‌های بدن‌نما توسط زنان را از علائم یا مقاطع آخرالزمان دانسته‌اند، بنابراین هم‌اکنون نیز در بستر گسترده‌ای از آخرالزمان قرار داریم.

وی تصریح کرد: در بحث مهدویت و ارتباط آن با آخرالزمان، ما دچار برخی خطاهای استراتژیک شده‌ایم که یکی از این خطاها این است که تلاش برای تشکیل حکومت توسط اهل‌بیت(ع) منحصر به شخص امام مهدی(عج) است؛ حال آنکه بر اساس روایات متعدد، تمام ائمه(ع) تلاش برای تشکیل حکومت داشته‌اند؛ نکته‌دیگر اینکه اگر با دیدگاه‌های دینی درباره مقدرات الهی و قومیت‌ها آشنا می‌شدیم، متوجه می‌شدیم در ادیان و فرهنگ‌های مختلف، دوره‌هایی برای حکومت هر قوم یا فرقه مشخص شده است که اغلب به جنبه‌های قومیتی و خاندانی مرتبط است.

ابوالقاسمی اضافه کرد: برای مثال، یهودیان خود را بنی‌اسرائیل (فرزندان اسرائیل) می‌نامند و بر هویت قومیتی تأکید دارند، جالب است بدانید حتی در آمریکا تحقیقی انجام شده که نشان می‌دهد ۴۲ نفر از ۴۳ نفر روسای جمهور پیشین این کشور، از نظر پدری یا مادری به خاندان پادشاه جان در انگلستان بازمی‌گردند؛ این نشان‌دهنده اهمیت نسب و خاندان در تحولات تاریخی است.

ایرانیان امت ابراهیم(ع) هستند

وی ادامه داد: بر اساس روایات نبوی و کتب معتبر تاریخی، نسب ایرانیان به حضرت اسحاق(ع) و از طریق او به حضرت ابراهیم(ع) می‌رسند، پیامبر اکرم(ص) در احادیثی که در منابع مشهور اهل سنت مانند «البلدان» اثر ابن فقیه همدانی و آثار ابونعیم اصفهانی نقل شده فرموده‌اند: «ایرانیان پسرعموهای ما و از نسل اسحاق(ع) هستند»، همچنین در روایتی از ابن عباس نیز آمده است که وقتی صحبت از فارس شد، پیامبر(ص) فرمودند: «ایرانیان پسرعموهای ما هستند»؛ منظور از کلمه «عصبه» در این روایت، بستگانی است که پشت و پناه باشند.

ابوالقاسمی بیان کرد: اشعار صدر اسلام نیز این موضوع را تأیید می‌کنند، «جریر بن عطیه تمیمی» و «دعبل خزاعی»، شاعر مشهور دوران اهل‌بیت(ع)، در اشعار خود به‌صراحت بیان کرده‌اند که ایرانیان از نسل اسحاق(ع) هستند، حتی مورخان سرشناسی مانند طبری و مسعودی نقل کرده‌اند که منوچهر، از پادشاهان بزرگ ایران که پس از فریدون به حکومت رسید، از نسل اسحاق بن ابراهیم(ع) بوده است.

وی افزود: از آنجا که اسحاق(ع) دو فرزند به نام‌های عیسو و یعقوب داشت و عیسو فرزند ارشد بود، ایرانیان که از نسل او هستند، در سنت بنی‌اسرائیل مصداق «بزرگ‌زاده» یا «نخست‌زاده» محسوب می‌شوند که حق تقدم در افتخارات را دارند. رهبران صهیونیستی همواره ایرانیان را با قوم «عمالیق» یکی می‌دانند و از آن به عنوان مانیفست جنگ با ایران یاد می‌کنند.

ابوالقاسمی با بیان اینکه عمالیق دانستن ذریه عیسو و ایرانیان یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌های تاریخی در تورات تحریف شده است، گفت: یهودیان برای توجیه جنگ ابدی با ذریه عیسو و ایرانیان و ایجاد روحیه در میان پیروان خود، در تورات تحریف ‌شده مدعی شده‌اند که عیسو (جد ایرانیان) با کنیزی ازدواج مخفیانه کرده و فرزندانش عمالیق هستند و طبق باور صهیونیست‌ها، خداوند پیروزی قطعی و همیشگی بر عمالیق را به یهودیان وعده داده است، به همین دلیل رهبران آن‌ها، از جمله نتانیاهو، مدام تکرار می‌کند که ایرانیان همان عمالیق هستند و ما بر آن‌ها پیروز خواهیم شد. اما روایات معتبر شیعه این ادعا را کاملا رد می‌کند. در کتاب «کافی» اثر کلینی، امام صادق(ع) می‌فرمایند: «زمانی که اسماعیل (ع) متولد شد، عمالیق دور کعبه زندگی می‌کردند.»

ابوالقاسمی یادآور شد: این یعنی آن که قوم عمالیق پیش از تولد حضرت اسماعیل(ع) در آن منطقه ساکن بودند و اصلا از نسل ابراهیم (ع) نیستند. بنابراین، پیروزی وعده‌ داده‌ شده بر عمالیق، ارتباطی به جنگ یهود با ایرانیان ندارد و این یک فریب شیطانی (مشابه فریب مشرکان در جنگ بدر) برای تهییج یهودیان در جنگ با حق است. تا با روحیه بیشتری به مقابله با ایرانیان بیایند.

وی ادامه داد: جالب است بدانید که در خود تورات، یعقوب به شدت از عیسو و ذریه او می‌ترسد و حتی هفت بار در مقابل برادرش سجده می‌کند تا خشم او را بخواباند و بزرگ‌ترین ترس بنی‌اسرائیل در تورات، نه از خدا، بلکه از ذریه عیسو است و بیان شد که طبق روایات و مدارک تاریخی ایرانیان از ذریه عیسو هستند. در قرآن کریم نیز به نقش ایرانیان در آخرالزمان اشاره شده است، در آیه سوم سوره جمعه، خداوند از گروهی به عنوان «وَءَاخَرِینَ مِنهُمۡ» یاد می‌کند که هنوز به پیامبر(ص) ملحق نشده‌اند اما مشمول فضل ویژه الهی هستند.

وی افزود: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ؛ اوست که در میان مردم أمّی، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی‌های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند» (سوره جمعه/ آیه ۲) کلمه «الْأُمِّیِّینَ» در این آیه به معنای درس‌نخوانده یا مردم عادی نیست، بلکه به معنای «منسوب به أمّت یا همان لقب حضرت ابراهیم(ع)» است.

ابوالقاسمی تصریح کرد: حضرت ابراهیم در قرآن «اُمَّةً» نامیده شده است و یهودیان مدعی بودند که چون کتاب آسمانی دارند، از دایره عمومی امت ابراهیم خارج شده‌اند، اما سایر ذریه ابراهیم (از جمله فرزندان اسماعیل و عیسو) همچنان در دایره «اُمّت» باقی ماندند، درواقع مصادیق «وَءَاخَرِینَ مِنهُمۡ» که در آن زمان هنوز اسلام نیاورده بودند، ایرانیان هستند که بعدها به این دین ملحق شدند و مشمول آن فضل ویژه الهی گشتند. این مطلب در روایات نبوی نیز بیان شده که مصداق این آیه، ایرانیان هستند.

وی بیان کرد: خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ؛ ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمی رساند] خدا به زودی گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند.»(سوره مائده/ آیه ۵۴) پیامبر اکرم(ص) دقیقا همین عبارت را در جنگ خیبر درباره امیرالمؤمنین علی(ع) به کار بردند.

ابوالقاسمی با بیان اینکه آن قوم جدیدی که در آیه ۵۴ سوره مائده به آنها اشاره شده است، همان پیروان راستین مکتب علوی هستند، گفت: در ادامه همین آیه ویژگی‌های این گروه چنین بیان شده است: «أذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ؛ با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌ ترسند.» در تفاسیر معتبر اهل سنت و شیعه، مانند «تفسیر کبیر» فخر رازی و «صحیح بخاری»، وقتی از پیامبر(ص) درباره مصداق این آیه پرسیدند، ایشان با اشاره به سلمان فارسی فرمودند: «ایرانیان هستند.»

پایداری ایرانیان در مسیر مهدوی

وی بیان کرد: روایات متعددی در کتب معتبری چون «بحارالأنوار» علامه مجلسی و «غیبت نعمانی» وجود دارد که به قیام مردمانی از مشرق (قم) اشاره می‌کند. بر اساس این روایات، این گروه دو بار طلب حق می‌کنند و به آن‌ها داده نمی‌شود و بار سوم که می‌خواهند حقشان را به آنها بدهند، شمشیرها را بر دوش می‌گذارند و دیگر آن را زمین نمی‌گذارند، مگر اینکه به صاحب اصلی‌اش امام زمان (عج) تحویل دهند. این نشان‌دهنده پایداری و عدم انحراف این جریان تا لحظه ظهور است.

ابوالقاسمی در تفسیر عبارت «أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ» از امام صادق(ع) نیز سه تفسیر ارائه داد و گفت: اولین تعبیر «استبقاء نفس» است که در اصطلاح قدیم به معنای نگه داشتن انرژی و نیرو برای لحظات حیاتی و پایانی یک رقابت است، امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اگر من در آن زمان بودم، تمام توانم را در ابتدا صرف نمی‌کردم، بلکه نیرویم را برای لحظه ظهور و یاری امام زمان(عج) ذخیره می‌کردم.»

وی افزود: دومین احتمال، تعبیر «حفظ جان با شمشیر» است؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «باقی‌ماندگان شمشیر (کسانی که با تدبیر و شمشیر از خود دفاع می‌کنند) تعدادشان بیشتر است»، یعنی من در آن دوران شمشیر را در دست نگاه می‌داشتم تا احتمال زنده‌ماندنم بیشتر شود و بتوانم در رکاب امام زمان(عج) حضور یابم. سوم، تعبیر «حفظ ایمان در فتنه‌ها» است، با توجه به اینکه در روایت آمده «کشته‌شدگان آن‌ها شهیدند»، مسیر آن‌ها حق است، اما فتنه‌های آخرالزمان بسیار سنگین است و ممکن است فرد زنده بماند اما از مسیر مهدوی خارج شود؛ لذا باید دین خود را برای یاری امام زمان در این فتنه‌ها حفظ کند و این سه تفسیر بر لزوم آمادگی همه‌جانبه جسمی و روحی برای یاری امام زمان (عج) تأکید می‌کنند.

انتهای پیام