صاحبخبر - گروه سیاسی-سید مجید حسینی: روز گذشته، مصطفی پوردهقان نماینده مجلس دوازدهم، در گفت و گویی فاش کرده است که تندروها در آخرین جلسه با ستار هاشمی به وزیر گفته بودند: «مردم به قطع بودن اینترنت عادت کرده اند و اصرار داشته اند که قطعی اینترنت تداوم داشته باشد؛ حتی آنها می گفتند اینترنت بسته باشد تا پلتفرم های داخلی رشد کنند!»
این منطق، اگرچه در ظاهر رنگی از حمایت از تولید ملی دارد، اما در واقعیت، امتداد همان تفکری است که دهههاست اقتصاد ایران را در انحصار ناکارآمدی حبس کرده است. این دیدگاه، نه یک راهبرد اقتصادی، که یک خطای استراتژیک تاریخی است. ما در حال تکرار همان سناریوی خودرویی هستیم؛جایی که با حصارکشی دور بازار، نه تنها تولید داخلی رشد نکرد، بلکه به یک انحصار ناکارآمد خصولتی بدل شد. امروز، اینترنت ایران، قربانی همان نگاهی شده که پیشتر صنعت خودرو را به زانو درآورد.
انحصار موتور محرک نیست
دهههاست که به بهانهی حمایت از تولید ملی، درهای کشور را به روی رقابت بینالمللی بسته شده است و صنعت خودروی ایران، نماد تام و تمام این تفکر است. سیاستگذاران با همین استدلال محدودسازی رقبا، درهای کشور را به روی خودروهای خارجی بستند تا شاید «ایرانخودرو» و «سایپا» در نبود رقیب، جان بگیرند و به برندهایی جهانی تبدیل شوند. نتیجه چه شد؟ نه تنها کیفیت ارتقا نیافت، بلکه بازار به انحصار مطلق دو خودروساز درآمد که با تکیه بر رانت و حمایت دولتی، نه تنها نیازی به نوآوری ندیدند، بلکه مصرفکننده را مجبور کردند به هر قیمت و با هر کیفیتی، به محصولات آنها تن دهند.
در نبود رقیب، شرکتهای داخلی نیازی به تحقیق و توسعه ندیدند. آنها میدانستند که مردم چارهای جز خرید محصولات آنها ندارند. نتیجه، تبدیل شدن صنعت خودرو به یک بازار انحصاری بود که در آن، کیفیت فدای رانت شد و مصرفکننده، تنها بازندهی بزرگ این بازی.
امروز، همان سناریو در فضای مجازی در حال تکرار است. جریان تندرو، فیلترینگ یا قطع اینترنت بین الملل را به مثابه دیوار تعرفهای میبیند که قرار است دور پلتفرمهای داخلی کشیده شود تا آنها در غیاب پیام رسان های بین المللی رشد کنند. اما واقعیت بازار دیجیتال این است که رشد در آزمایشگاه ایزوله اتفاق نمیافتد.
پلتفرمهای بزرگ دنیا در فضای رقابت آزاد متولد شدند و بالیدند. وقتی شما یک کاربر را مجبور میکنید که از یک پلتفرم خاص استفاده کند، عملاً انگیزهی ارتقای کیفیت، بهبود تجربه کاربری و امنیت دادهها را از صاحبان آن پلتفرم گرفتهاید. پلتفرمی که با فیلتر رقیب، کاربر جذب میکند، در حقیقت به جای رشد ساختاری، به انحصار تحمیلی دست یافته است.
خشم تندروها از بازگشت اینترنت
اما چرا نمایندگان تندرو اینچنین بر طبل استیضاح میکوبند؟ عصبانیت جریان تندرو از وصل شدن اینترنت بین المللی یا تلاش وزیر برای بازگرداندن دسترسیها، ریشه در یک ترس عمیقتر دارد. این جریان، فضای باز اینترنت را نه یک بستر اقتصادی، بلکه تهدیدی علیه هژمونی گفتمانی خود میبیند.
در دنیای امروز، جریان اطلاعات از کنترل متولیان رسمی خارج شده است. برای جریانی که معتقد است مذاکره با جهان، خیانت است و تنها راه، مقاومت ایدئولوژی است، وجود اینترنت آزاد حکم نشت اطلاعاتی را دارد که میتواند نقشه های سیاسیشان را نقش بر آب کند. آنها دیگر به فیلترینگ هم رضایت نمی دهند و تنها به دنبال قطع اینترنت بین الملل هستند.
تلاش برای استیضاح وزیر ارتباطات، در واقع تسویهحساب با دولت در جبههای است که از نظر آنها خاکریز اصلی محسوب میشود. آنها وزیر را نه به دلیل عملکرد فنی، بلکه به دلیل اینکه در مقابل تمامیتخواهی سایبری مقاومت حداقلی نشان داده، تحت فشار گذاشتهاند. این نمایندگانِ استیضاحکننده، عملاً به وزیر پیام میدهند که: «اگر میخواهی بمانی، باید به اجرای محدود سازی اینترنت بین الملل تن دهی.»
وزیر ارتباطات در این میان، تنها یک هدف نمادین است. عصبانیت این جریان، ناشی از این است که وزیر در مواردی، نشانههایی از مقاومت در برابر تمامیتخواهی سایبری نشان داده است. برای آنها، استیضاح یک پیام روشن به دولت است: هرگونه تلاش برای باز کردن مسیرهای ارتباطی بینالمللی، به معنای اعلان جنگ است. این نمایندگان نه دغدغهی توسعهی زیرساخت را دارند و نه نگران کیفیت پلتفرمهای داخلی هستند؛ دغدغه اصلی آنها خالصسازی فضای مجازی است تا بتوانند مدل حکمرانی خود را بدون مزاحمت پیش ببرند.
تاوان محدود سازی اینترنت
هزینهی این تئوری انحصار، از جیب مردم و بخش خصوصی پرداخت میشود. کسبوکارهای کوچک، فریلنسرهایی که برای بقا به بازارهای جهانی نیاز دارند، و حتی شرکتهای بزرگ که برای تبادلات خود به زیرساخت پایدار شبکه نیاز دارند، در این میان قربانی میشوند. همانطور که انحصار خودرو، باعث عقبماندگی تکنولوژیک صنعت ما شد، انحصار فضای مجازی نیز باعث مهاجرت نخبگان نرمافزاری و مرگ استارتاپهایی میشود که میخواستند در فضای رقابتی رشد کنند، نه در فضای گلخانهای.
استدلال رشد پلتفرمهای داخلی با بستنِدسترسیها، یک مغالطه اقتصادی بزرگ است. شرکتهای موفق دیجیتال در جهان، نه در فضای بسته، بلکه در بازارهای رقابتی متولد شدند. آنها با ارائه سرویسهای بهتر، امنتر و جذابتر، توانستند سهم بازار بگیرند.
وقتی با قطع اینترنت بین الملل و تداوم فیلترینگ، رقیب خارجی حذف میشود، عملا انگیزهی نوآوری از پلتفرم داخلی سلب میشود. وقتی تیم توسعهدهنده میداند که کاربر مجبور به استفاده از آنهاست، چرا باید برای بهبود تجربهی کاربری یا امنیت دادهها هزینه کند؟ متاسفانه در این فضای تنها چیزی که رشد میکند، رانت انحصاری است.
در این میان نباید فراموش کرد که بسیاری از کسبوکارهای نوپا که به پلتفرمهای جهانی متکی بودند، یا تعطیل شدند یا مهاجرت کردند. این یک فرار مغزها در ابعاد دیجیتال است که آیندهی تکنولوژیک ایران را به دههها عقب پرتاب میکند.
نباید فراموش کرد که تاریخ اقتصادی ایران پر است از پروژههایی که با نام استقلال شروع شدند و با شکست مطلق اقتصادی پایان یافتند. استیضاح وزیر ارتباطات، جدیدترین اپیزود از این سریال تکراری است. مجلس دوازدهم اگر به دنبال رشد واقعی پلتفرم های داخلی است، باید بداند که راه حمایت از پلتفرمهای داخلی، بستن دروازههای جهان نیست. در این میان استیضاحکنندگان نه به دنبال توسعه، که به دنبال تسویه حساب با دولت و محدودسازی حداکثری فضای زندگی مردم هستند.
استیضاح وزیر ارتباطات، اگرچه با شعارهای دهانپرکن حمایت از پلتفرمهای داخلی همراه است، اما در واقعیت امر، یک عقبگرد استراتژیک است. مجلس دوازدهم اگر به دنبال رشد واقعی است، باید بداند که رشد با محدودسازی رقیب حاصل نمیشود؛ بلکه با ارتقای کیفیت محصول داخلی در شرایط رقابتی به دست میآید.
بدون شک برخورداری از اینترنت آزاد، حق طبیعی جامعهای است که میخواهد در اقتصاد دیجیتال جهان سهم داشته باشد. سیاستمدارانی که اینترنت را کوچه بنبست میبینند، باید بدانند که با بستن این کوچه، تنها کسانی را که در آن محبوس میشوند، مردم ایران هستند.
تاریخ اقتصادی دهههای گذشته گواهی میدهد که مدل ایرانخودرویی برای مدیریت فضای مجازی، راه به جایی نخواهد برد؛ جز آنکه در نهایت، اعتماد عمومی و ظرفیتهای فناورانه ی کشور را به مسلخ ببرد.
نمایندگان مجلس اگر واقعا به دنبال نظارت و بهبود شرایط زندگی مردم هستند به جای استیضاح وزیر برای بازکردن بازگرداند اینترنت بین الملل، به انحصارگران سایبری هشدار دهند. وقت آن رسیده است که پلتفرمهای داخلی با تکیه بر رضایتِکاربر رشد کنند، نه فیلترینگ و محدود سازی رقبای جهانی.
∎