به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «تلاش بی وقفه»، «پُرکاری و دوندگی و پیگیری»، «صداقت»، «سلامت اقتصادی» و «زهد و دنیاگریزی» از ویژگی های مهم و ماندگار رئیس جمهور شهید، حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید ابراهیم رئیسی است. او بیشترین سال های عمرش را در دستگاه قضایی به سر برد و متوجه شد که بیشترین آفت مدیریت کشور، رخوت سیستم اداری و بروکراسی زمینگیر کننده و عدم نظارت و پیگیری است. البته قبلش باید بدانیم که او در چه حالی سُکّان دولت را در دست گرفت و پیش تر چه فضاهایی در دولت حاکم بود. دولتی که عاشق مذاکره با آمریکا و به تعبیر خودشان «کدخدا» بود و همه چیزها را به رفع تحریم ها و توافق با آمریکا گره زده بود، حتی آب خوردن را. دولتی سنگین و بی تحرک، با مدیرانی پیر و فرتوت و خسته ولی بسیار پُرادعا، که غالبشان دیگر حال و حوصله دوندگی و تلاش و خستگی نداشتند و این بار به جای استراحت در منزل و لذت از بازنشستگی، می خواستند تحت عنوان مدیر دولتی و با امکانات بیت المال، به رفع خستگی و سپری کردن دوران بازنشستگی بپردازند. همه نگاهها به غرب بود و فراموشی همسایگان و بی توجهی به بلوک شرق و بلوک جنوب (به ویژه آفریقا و آمریکای لاتین) کاملاً هدفمند.
رسانه های غربگدای رویافروشی که دائم به مردم، رویای گشایش اقتصادی پسابرجامی می فروختند. همگان در انتظار گلابی برجام، آخرش به جای مروارید، آب نبات و کاپ اخلاق نصیب کشور شد. بعد از افتضاح مذاکراتی و توافق خسارتبار، گفتند برجام ماهیتی غیراقتصادی داشته! بعدها هم سروکله فرانچسکو و تغییر متن نهایی توافق نامه مطرح شد، بدون هیچ گونه بازخواست و دادگاه قضایی. پشت میز نشینی و تصمیمات در اتاق های دربسته و برنامه ریزی و نظارت از راه دور، رایج شد. اما شهید جمهور، پارادایم حکمرانی را از مدیریت پشت میزنشینی و کنترل از راه دور، به حضور بی واسطه در متن بحرانها و حوادث و حضور در صحنه، تغییر داد.
در سالهایی که دولتمردان پیر و فرتوت و مدیران خسته و ناامید، به بهانه های مختلف، فقدان اولویت ها به زعم خودشان، تحریم، امید و انتظار گشایش اقتصادی پسابرجامی، فراگیری کرونا و ترس عمومی ناشی از آن و... از حضور در میان مردم و شهرستانها سر باز می زدند و مردم را به واسطه عدم کارآمدی و بی تحرکی شان، شاکی و ناامید می کردند، ولی رئیسی با تلاش شبانه روزی و سفرهای متعدد و بازدیدهای گوناگون و پیگیری های جدّی و غیرفرمایشی اش، به دنبال «بازسازی سرمایه اجتماعی نظام» و «ایجاد امید و انگیزه و دلگرمی در میان مردم» بود. به تعبیر دکتر محمد فنایی اشکوری، استاد فلسفه: «دولتی داشتیم که حاصلش تسلیم شدن و ذلّت در برابر دشمن و بر باد دادن دستاوردهای هسته ای از یک سو و غارت و اختلاس بیت المال و رکود و فلاکت اقتصادی از سوی دیگر بود. نه چرخ سانترفیوژ چرخید و نه چرخ صنعت و اقتصاد. سانترفیوژ، بتن شد، کاخانجات یکی پس از دیگری تعطیل، کارگران بیکار، اقتصاد فلج و خزانه خالی شد. خانم کلینتون وزیر امور خارجه وقت آمریکا در خاطراتش نوشت که با انتخاب روحانی، ایران را بیست سال عقب راندیم، بدون اینکه یک تیر شلیک کنیم! دولتی که برخی مسئولانش جز به فکر زراندوزی و اشرافیت و کاخ سازی در شمال تهران و لواسان نبودند...» (کانال شخصی در ایتا، تاریخ 10 تیر 1403)
مدیری خدمتگزار و بی حاشیه
شهید رئیسی در نگاه اهالی سیاست به عنوان یک «مدیر سالم» و «خدمتگزاری بی ادعا و باورمند و معتقد به انقلاب اسلامی» شناخته می شد که از حاشیه سازی گریزان بود و در دوره مدیریت دستگاه قضایی و اجرایی کشور سعی کرد ـ حتی الامکان ـ کمتر دچار حاشیه شود و هم دستگاه های تحت مدیریت خودش را از حاشیه ها دور بسازد. از سویی به خاطر سلامت اقتصادی و مراقبت اقتصادی و روحیه ساده زیستی و عدم تجملگرایی خودش و خانواده اش، از این ناحیه هم بی حاشیه بود. گرچه همواره از سوی برخی رسانه های غربگرا و سیاست زده، تلاش می شد مواضعش آیت الله علم الهدی (امام جمعه مشهد و پدر همسر شهید رئیسی) به او نسبت داده شود تا بلکه از محبوبیتش کاسته شود یا حواشی برای او و دولتش ایجاد شود.
توجه به محرومان و مستضعفان
حفظ «روحیه مردمی» و «توجه به قشر محروم و مستضعف» از جمله روحیات مثبت شخصیتی و مدیریتی اوست. شاید این امر برگردد به اینکه خودش در سنین کودکی، پدرش را از دست داد و درد سخت فقر و نداری و محرومیت را چشیده بود. به نقش و جایگاه مردم در نظام اسلامی باور داشت و تلاش داشت نقش مردم را در عرصه حکمرانی تقویت کند. در این زمینه به ایده های چون احیای جهاد سازندگی و دستیاران مردمی سازی رسیده بود. باورهای عمیق و اعتقادات دینی محکم او را از دنیاطلبی و اشرافیگری و رفاه طلبی دور کرده بود و همین دنیاگریزی و عدم تعلّقات به امور دنیوی (مانند ثروت و شُهرت و قدرت طلبی) باعث شد در امور محوله و مأموریتهایش، خوش بدرخشد و کارنامه قابل قبولی از خود یادگار بگذارد.
درخشش دوره ریاست سازمان بازرسی کل کشور
شاید دوره ده ساله او بر سازمان بازرسی کل کشور بهترین دوره تجلّی مدیریت و تفکر راهبردی او در عرصه قضایی و پیشگیری از جُرم بود. در این دوره است که روحیات انقلابی و مبارزه با فساد و تخلّفات او ظهور و بروز بیشتری می یابد. از سویی دیگر، راهبردهای ماندگاری در سازمان بازرسی کل کشور طراحی می کند و درصدد اصلاح ساختاری نظارت اداری کشور برمی آید و اگرچه به جاهای خیلی خوب می رسد، ولی با تغییرات مدیریتی در این سازمان و تغییر محل خدمتش (اگرچه ارتقای جایگاه مدیریتی اش نیز بود)، این رویه، چندان عملیاتی نمی شود. کمبود بودجه برای جذب کارشناسان خُبره و سالم و توانمند در سازمان بازرسی کل کشور و عدم تخصص های به روز و محدودیت کارشناسان و همچنین عدم نظارت دقیق بر عملکرد آنان و... باعث شد این سازمان راهبردی در نقش نظارتی و بازرسی خود ـ آن چنان که قانون پیش بینی کرده ـ موفق و کارآمد نباشد.
دوره دادستانی دادگاه ویژه روحانیت
دادستانی «دادگاه ویژه روحانیت» یکی از مسئولیت های شهید رئیسی است که کمتر بدان توجه می شود. متأسفانه فعالیت های این دادگاه، آنچنان که لازم است شفاف سازی و رسانه ای نمی شود و لذا نمی توان تحلیلی از دوره مدیریتی و دادستانی شهید رئیسی ارائه داد. لذا برخی معتقدند هر آنقدری که او در سازمان بازرسی کل کشور موفق بود و درخشیده بود، در این دادگاه نتوانست تغییرات و تحولات ماندگاری از خود به یادگار بگذارد. البته این نقد یا نکته هم محل تأمل است؛ چون اطلاعات بسیار کمی درباره عملکرد این دادگاه وجود دارد و اظهارنظرات بیش از اینکه تحلیلی باشد، حدس محور و تخیّلی هست. شاید هم دلایل مختلفی داشته باشد و اینکه شهید رئیسی، در کنار معاون اولی قوه قضائیه، این مسئولیت به او سپرده شد و وقت و تمرکز لازم برای طراحی ساختارهای مناسب در این دادگاه را نیافته بود یا به یک سری افراد یا تیم مُعتمد خود در این دادگاه بسنده کرده بود.
فعال در عرصه تبلیغ و سخنرانی و تدریس
شهید حجت الاسلام والمسلمین رئیسی اگرچه در دستگاه قضایی و در بین مسئولان و مدیران شناخته بود، ولی تا مدتها در بین مردم، آنچنان شناخته شده نبود و نهایتاً بیشتر به عنوان یک شخصیت قضایی سالم و سخنران برخی مراسمات مذهبی مانند شب های قدر و برخی مراسمات انقلابی و نماینده مردم خراسان جنوبی در مجلس خبرگان رهبری شناخته می شد. باید انصاف داشت او سخنران حرفه ای و مدرس حوزوی مشهوری محسوب نمی شد و طبیعی است که نباید از هر مدیری، انتظار یک خطیب و مبلغ و مدرس حوزوی حرفه ای داشت، چرا که از سن بیست و اندی سالگی، وارد دستگاه قضایی شده است و شرایط حساس و پُرتلاطم کشور در دهه شصت اجازه نمی داد انقلابیون به امور تحصیلی و مشغولیت های فردی خودشان بپردازند. او و همفکران و همکارانش با پیروزی انقلاب اسلامی و با توصیه های مکرر امام امت و شهید بهشتی، تمام همّت و وقتشان را در خدمت انقلاب و رفع مشکلات مردم و حفظ امنیت کشور گذاشتند و کمتر فرصت و فراغت تبلیغ و تحصیل و تدریس داشته اند. اما حفظ زی طلبگی، اهتمامش به امر تبلیغ و تدریس و حفظ این روحیات حوزوی خودش خیلی ارزشمند است. در دوره های مختلف مسئولیتی خود تلاش داشت سنگر تبلیغ و تدریس را ترک نکند؛ هرچند مبلغ و مدرس حوزوی برجسته ای محسوب نمی شد ولی سعی داشت خودش را در فضای عمومی و بین مردم یا فضای علمی و مدارس علمیه و طلاب نگه دارد. تحصیلاتش را تا اخذ درجه دکترای حقوق ادامه داد و در برخی مراکز دانشگاهی و حوزوی، تدریس می کرد. شاید با توجه به سختی و زُمُختی کار قضایی، این منبرها و تدریس ها برایش یک نوع فراغت و آرامش فکری محسوب می شد. از سوی دیگر می توان حدس زد شهید رئیسی از اینکه دچار آفت «عمل گرایی سیاسی» و «عمل گرایی صرف» نشود، به تدریس و تبلیغ روی می آورد. او عاقبت عملگرایی صرف برخی مسئولان نظام و دوستان و همکارانش را دیده بود. عملگرایی صرف، به عقیم و ابتر ماندن یا امتداد نیافتن و فروپاشی هویتی و استحاله و انقطاع معرفتی آنها منجر شده است و آنها را تاریخ مصرف دار کرده بود. از سویی دیگر برنامه منظم تدریس و تبلیغ او نشان می دهد که برایش مفید و درس آموز و نشاط آفرین بود و او همواره در مسیر آموختن و تحقیق و پژوهش بود و بدین واسطه نمی خواسته است از دنیای علم و پژوهش باز نماند.
تحول در آستان قدس رضوی
حضور او در آستان قدس رضوی فرصت ظهور و بروز روحیات مردمی و تحول مدیریتی او را بیشتر از گذشته رقم زد. ساختار سنتی و اداره پُرحاشیه و غیرشفاف آستان قدس در دوره طولانی مدت مرحوم حجت الاسلام والمسلمین عباس واعظ طبسی باعث شد که همگان از این تغییر استقبال کنند و تحولات مدیریتی دوره شهید رئیسی، به ویژه جوانگرایی و ساختارسازی و فسادستیزی و شفافیت زایی، نمودها و بازخوردهای خوبی یابد و امیدهای بسیاری را برانگیزاند. دستگیری یا محکومیت قضایی چندین مقام بلند پایه آستان قدس در دوره گذشته، به وجه تولیت قبلی لطمات زیادی زده بود. لذا اقدامات رئیسی تحت رصد رسانه ها و نظارت عمومی بود. درخشش این دوره و اقدامات راهبردی و تحولی و تلاش برای شفافیت زایی، حسادت و کینه عده ای و فرصت طلبی برخی دیگر را برانگیخت. چرا که برنامه های تحولی او آینده برخی ها را به خطر انداخت و فرصت طلبان و ظاهرالصلاح های ناکارآمد هم برای کسب وجهه و آینده خود، تلاش کردند به تیم او نزدیک شوند. او با توجه به ارتباطاتی که از قبل در تهران و سراسر کشور داشت، فضای بسته گذشته آستان قدس را باز کرد و پای غیرخراسانی ها را به آستان باز کرد. از سویی برای گسترش برنامه های معارفی و مذهبی، صداوسیما و دیگر مراکز فرهنگی و هنری و رسانه ای را به کمک و همکاری طلبید. «صحن نو» یا «موزه زنده زیارت» در محل کارخانه نخریسی مشهد، از جمله اقدامات فرهنگی این دوره است که موزه زنده تاریخ انقلاب اسلامی بود. او کارهای ارزشمندی را در دوره تولیت آستان قدس رضوی انجام داد: ایجاد معاونت های علمی و راهبردی و تلاش در زمینه حمایت از دانشمندان و پژوهشگران ایرانی، گسترش دامنه خدمات اجتماعی و رفاهی آستان در سطح استان و حتی کشور، بازکردن حلقه های مدیریتی در آستان قدس، عزل و برکناری برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد و بی انگیزه، جذب نیروهای جوان و نخبه و همچنین فراهم کردن ابتکاری به نام «خادم یاری» در تمام استانها و استفاده از ظرفیت های مردمی در آستان قدس و... اگرچه او تکلیف و مأموریتش فکر می کرد و به امر ریاست جمهوری و ارتقای مدیریتی اش نمی اندیشید، ولی معدودی از اطرافیان تیم هایش، گویا طرحها و برنامه هایی داشتند و سعی کردند با توجه به اقبال مردمی و عمومی به او، خود را به او نزدیک کنند تا از این نمد، کلاهی برای خود ببافند. لذا برخی معتقدند که حلقه های اولیه ای که با شهید رئیسی در آستان قدس بودند، در دوره انتخاب مدیران و حتی وزرا، تا حدی به حاشیه رفتند و آن تیم برنامه ریزِ فرصت طلب گرد او توانست در برخی حوزه ها موفق بشود و برخی چهره های سیاسی معمولی در عرصه مدیریتی (در سطوح و لایه های مختلف) انتخاب بشوند، نه مدیران توانمند و کارآمد. همین حوادث باعث دلخوری برخی از انقلابیون و عدم استفاده از همه ظرفیت های نخبگان انقلابی و ارزشی در دوره و دولت او شد.
جوانگرایی و فرصت تجربه مدیریتی برای جوانان
رئیسی تلاش داشت از حضور جوانان انقلابی و ارزشی در عرصه های مدیریتی استفاده کند؛ فرصتی که در دولت هشت ساله تدبیر و امید، کمتر پیش آمد و فرصتی برای حضور و تجربه مدیریتی آنها در عرصه حکمرانی فراهم نبود و غالباً در سطح کارشناس باقی مانده بودند. اما بعد از هشت سال دوری آنها از حاکمیت و حکمرانی، این فرصت در اختیار برخی نخبگان جوان انقلابی قرار گرفت که در سطوح مدیریتی حضور یابند. البته پیش تر او تجربه حضور جوانان و نحبگان جوانان انقلابی را در دوره تحولی آستان قدس آشکارا دیده بود و باورهایش، مصادیقی نیز یافته بود و برایش، الهام بخش بود.
توجه به زیرساختها و کارهای بنیادی
روحیه تبلیغی و خطابی او باعث شد که برخی گمان کنند در دوره مدیریت قوه مجریه هم بیشتر مدیران زیردست را خطاب کند و آنها را وعظ و ارشاد نماید ولی اینگونه نبود. او همواره به دنبال ساختارسازی و طراحی سازوکارهایی برای حل بنیادین مشکلات و موانع بوده است و اگر متوجه فساد یا تخلّفات مدیری می شد، بی ملاحظه و درنگ، برخورد قاطع انجام می داد. متأسفانه برخوردهای قاطع او با مدیران متخلف، هنوز به درستی رسانه ای نشده است. لذا اگرچه تعابیری مثل اینکه مدیران باید فلان و چنان کنند و... در سخنان او بسیار شنیده و خوانده می شود، فقط یک روی قضیه است و روی دیگر قضیه که برخوردهای قاطع با تخلّفات و قصورات مدیران هست، که غالباً رسانه ای نشده است. این ماجرا البته درباره برخی روسای جمهور قبلی و فعلی هم صدق می کرد؛ گویی خودشان هنوز باور نکرده اند که مدیر اصلی دستگاه اجرایی کشورند و اقتضای چنین جایگاهی، اینگونه خطابه هایی نیست. فرق شهید رئیسی با برخی روسای جمهور قبلی این بود که نظارت بر عملکرد آشنایان و مدیرانش را می پذیرفت و مخالف هر گونه برخورد و نظارت بر عملکرد آنها نمی شد. نمونه اش برخورد با وزیر کشاورزی و عزل او بود. او اگرچه مانند دیگر مدیران و روحانیون، اهل مشورت با مُعتمدان و اطرافیانش بود و طبیعی بود در برخی از عرصه هایی که شناخت و تجربه یا مطالعات فراوانی نداشت، دچار اشتباهاتی شود از جمله در زمینه انتخاب وزرا به ویژه جهاد کشاورزی، علوم، میراث فرهنگی و گردشگری، فرهنگ و ارشاد اسلامی. اما با توجه به سلامت مالی و صداقت و اخلاصش وقتی متوجه انتخاب اشتباه وزیری شد، او را عزل کرد و به دستگاه قضایی سپرد.
باور جدی به «می شود و می توانیم»
رئیسی به «می شود و ما می توانیم» باور و اعتقاد قلبی داشت و تلاش هایش را کرد که این انگاره حقارت آمیز دشمن شادکُن «نمی شود و ما نمی توانیم» را در کشور ریشه کن یا بی اثر سازد. او با تلاش و تکاپو و میدان دادن به برخی نخبگان جوان، در برخی عرصه ها، توانست دریچه های امید را برای بسیاری بگشاید. به نظرم بزرگترین جُرم رئیسی، از نگاه دشمنان و مُغرضان، همین ایجاد امید و انگیزه به انقلاب و کارآمدی نظام اسلامی بود. او تلاش داشت باور به «می شود و می توانیم» را در بین مسئولان و مدیران به ویژه در دستگاه اجرایی کشور نهادینه کند. اگرچه او شعارها و برنامه های مدیریتی مفید و خوبی داد ولی در عمل نتوانست به همه آن شعارها و برنامه ها جامه عمل بپوشاند و ترک فعل ها و بی عملی مُمتد و انباشت شده سالهای دولت موسوم به تدبیر و امید و بیماری کرونا و تلفات ششصد ـ هفتصد نفره روزانه آن و بعدتر هم فضای سیاسی کشور به سمت و سوهایی کشیده می شد که توان زیادی از او و دولتش صرف کارهای ناتمام قبلی و رفع تعطیلی کارخانه ها و دیگر موضوعات کرده بود. به ویژه ماجرای فتنه پس از درگذشت مهسا امینی، تا چندین ماه، فضای کشور را دچار آشوب و ناامنی کرد. خوشبختانه او در مهار بیماری کرونا و رفع تعطیلی کارخانه ها، توفیقات زیادی به دست آورد و باعث رویش امید و افزایش اعتماد عمومی در جامعه شده بود. او برنامه ها و سیاست های خوبی در دستور کار خودش داشت از جمله اینکه: باید با برخی مدیران، به واسطه ترک فعل، برخورد شود. مدیرانی که نمی توانند کار کنند، کنار بروند. احیای حقوق عامه در اولویت قرار بگیرد. ساخت سالانه یک میلیون مسکن برای مردم. راه اندازی گشت ارشاد مدیران. کم توجهی به سیاست های پیشنهادی اقتصاددانان غربگرا و محدودیت طرفداران اقتصاد سرمایه داری و لیبرال و توجه به اساتید اقتصاد اسلامی در دوره دولتش. اگرچه در عرصه اقتصادی، ناهمگونی نظری و راهبردی و عملی در تیم اقتصادی او مورد انتقاد برخی دلسوزان بود، گرچه به مرور و حین کار، تلاش شد این امور کمتر به چشم بخورد. حجت الاسلام دکتر سعید فراهانی فرد، مسئول ستاد همکاری حوزه علمیه و وزارت اقتصاد گفت: «یکی از برکات دولت شهید رئیسی این بود که برای اولین بار، ارتباط بین وزارت اقتصاد و حوزه علمیه، به شکل رسمی تری شروع شد؛ بدین صورت که ستادی برای همکاری های بین وزارت اقتصاد و دارایی و حوزه علمیه شکل گرفت.» توجه به شرق و توازن دیپلماسی و حضور فعالانه در مناسبات و برنامه ها و دهها شعار و برنامه مدیریتی راهبردی ولی متأسفانه هم فرصت چندانی برای تحقق و اجرای موثر آن برنامه ها فراهم نشد و بعضاً فرصت هایی که به واسطه مدیران معمولی و غیرکارآمد یا نیمه کاره ماندن دوره دولت، از دست رفت. تحول در علوم انسانی و ارتقای آموزش و پرورش سرعت زیادی یافت. اگرچه شخصاً به تحول در علوم انسانی و ترویج علوم انسانی اسلامی اعتقاد داشت ولی نتوانست وزیر توانمند و باورمند و سازکارهای مناسبی برای تحقق غالب ایده هایش بیابد. همسر فرهیخته اش از پیشگامان و نظریه پردازان عرصه علوم تربیتی است و لذا با غالب چهره های شاخص علوم انسانی اسلامی آشنایی اجمالی داشته است. مقدمات ساخت مسکن های ملی فراهم شد و مراحل اولیه و میانی آن آغاز شد ولی برخی از آن برنامه ها و شعارها چون در عمل و زمین تحقق نیافت، آن اثرات لازم و بنیادین را بر مشکلات مردم نداشت ولی دولت تمام سعی اش را کرد با اقدامات حمایتی و یارانه های مختلف (از جمله وام های فرزندآوری و بیمه کودکان و اقشار ضعیف)، این مشکلات و نیازهای فوری و فوتی مردم، را تا حد زیادی، مرتفع کند. قرار بود از فعالیت های مردمی در عرصه نظارت و بازرسی مدیران استقبال شود (طرح سوت زنی) ولی در عمل اتفاق خاصی برای نظارت مردمی روی ندارد. او به فهم مشکلات کلان کشور رسیده بود و هر چقدر می گذشت دقیق تر و عمیق تر می شد ولی برای برون رفت از این مشکلات، راهبردهای جامع و کارآمد و مهمتر از همه، مدیرانی توانمند و تحولساز نداشت و برخی امور، نیز به آزمون و خطا گذشت. اگرچه سلامت نفس، صداقت و نظارت حین اجرای او باعث می شد زودتر متوجه اشتباهات حوزه مأموریتی شود و حتی الامکان به حل، اصلاح و تکمیل آنها اقدام کند. البته همین امور دستمایه انتقاد و سوءاستفاده منتقدان و جناح سیاسی رقیب قرار گرفت و در ایام انتخابات پس از شهادت وی، مانور زیادی روی این مسائل و طرح های ناتمام دادند و نطق شان در انتقاد از این دولت باز شد و جریان انقلابی و گفتمان ارزشی را زیرسئوال می بردند؛ بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به ضعف ها و کم کاری ها و بی عملگی و بی انگیزگی و پشت میزنشینی هشت ساله دولت پیر و فرتوت و بی انگیزه حجت الاسلام حسن روحانی داشته باشند و این نطق های انتقادی و اعتراضی شان را در دولت همفکر و همسوی خودشان، بیان کرده باشند.
توجه به جنگ روایت ها
رئیسی به جنگ روایت ها توجه داشت و بر اهمیت کار روایتگری تأکید می کرد و می گفت: «مرزهای فرهنگی نیز باید مرزبانی شوند و ما به مرزبانان فرهنگی نیازمندیم. مهمترین کار، روایتگری است. چرا که امروز، جنگ، جنگ روایتهاست.» او به روایت پیشرفت توجه داشت و ستادی هم برای «روایت پیشرفت» راه انداخت ولی این تیم های روایتگری، علیرغم تلاش هایشان، هم به مدل های تاثیرگذاری برای این روایتگری نرسیده بودند و هم اینکه موضوع جدیدی بود و در این عرصه ها، آنقدر باتجربه و مبتکر و حتی توانمند نبودند و نتوانستند آنچنان که انتظار می رفت، نقش آفرین و جریانساز باشند؛ اگرچه زیرساخت ها و تجربیات و سنگ بنایی شد برای روایت پیشرفت موثرتر. ناگفته نماند که تبلیغات منفی و زهرآگین دهها ساله دشمنان هم بی تأثیر نبود.
برخورد صادقانه با مردم
دکتر رئیسی سعی داشت صادقانه با مردم برخورد کند، صادقانه حرف بزند، صادقانه مشکلات و چالش ها را با مردم در میان بگذارد و مردم وقتی صداقت و تلاش های خستگی ناپذیر او را می دیدند، غالباً امیدوار بودند که مشکلات به مرور کمتر و کمتر شود. صداقت او در ذهن عموم مردم می نشست. اگر چه برخی رسانه ها و مردم عادی هم غالباً تحت تأثیر چهره ها و رسانه های خاص، به او بدبین بودند و سوءظن داشتند ولی او خودش را به مرور در ذهن و دل مردم جا انداخت که اگر چه او آن منجی و مدیر ماورایی مورد انتظار نیست ولی مدیری دلسوز و دغدغه مند است که نمک روی زخم مردم خود نمی پاشد، آنها را مسخره و توهین نمی کند، به آنها بی احترامی و بی توجهی نمی کند. از قبل مدیریت برای خودش و تیم مدیریتی اش، کیسه نمی دوزد و به دنبال منفعت شخصی خودش و خانواده اش نیست. او مدیری است که از تفریحاتش می گذرد، دنبال خوشگذرانی و حرکت های نمایشی نیست. او مدیری است که به زیرساخت ها و کارهای بنیادین توجه دارد و به دنبال کارهای سطحی و زودگذر نیست.
تلاش برای «ایران قوی» و علل نگرانی دشمنان از او
شهید رئیسی به دنبال تحقق «ایران قوی» بود و همین شاخک های دشمنان و بدخواهان را به او و تیمش حساس کرد. وجود شهید رئیسی به چند دلیل برای بلوک غرب و نظام سرمایه داری و غربگرایان داخلی قابل تحمل نبود:
الف. افزایش سرمایه اجتماعی نظام و ایجاد امیدواری بین مردم (با انواع اقدامات ملی و استانی و خدمات عمومی اش).
ب. تقویت پایه های زیرساختی در حوزه اقتصادی و نظامی کشور و اعتقاد به اقتصاد مقاومتی و تلاش برای تحقق آن و کاهش وابستگی به بیرون و توسعه زیرساخت های کریدوری کشور. او تلاش داشت جلوی شرطی شدن اقتصاد و وابستگی اش به تحولات جهانی را حتی الامکان بگیرد و قطعاً در ادامه به ابتکارات موثرتری برای «دلارزدایی از اقتصاد ایران» روی می آورد.
ج. تقویت پشتوانه معنوی و دیپلماسی قوی و فعال برای جبهه مقاومت و تأکید ویژه بر همسایگان. او به دنبال مذاکره و توافق به هر قیمتی نبود. و لذا دشمنان و بدخواهان و حسودان منافع خود را در خطر دیدند و تلاش داشتند به هر طریق ممکن، سرعت حرکت و پیشروی دولت در این عرصه ها را بگیرند و آن را درگیر حاشیه ها و خاله زنک بازی های سیاسی و جناحی و باندی بکنند.
شهادت، مُزد زحمات فراوان و تلاشهای بی وقفه
خدای متعال «اخلاص» و «صداقت» و «دلسوزی» و «تلاش های فراوان» او را دید و خریدارش شد. او پشت میزنشین نبود و تجربیات مدیریتی جدیدی را فرا روی انقلاب اسلامی قرار داد. او در دوره کوتاه حضور و مسئولیت هدایت دولت تلاش کرد مسیر حرکت کشور را ـ که به سوی غربگرایی افراطی و هضم در فرهنگ غربی و پذیرش کامل نظم آمریکایی ـ پیش می رفت، تا حدی تغییر دهد و جلوی این حرکت پُرشتاب را بگیرد و حداقل سرعتش را کُند کند و در برخی از موارد، به مسیر حرکت گفتمان انقلاب اسلامی بیاورد و از بیراهه و کجراهه در بیاورد؛ خصوصاً در عرصه آموزش و پرورش و دیپلماسی خارجی و توجه به خودکفایی داخلی. در حد ممکن تلاش کرد نخبگان را به حضور و ماندن در ایران تشویق کند و جلوی ناامیدی مفرط دولتی و حاکمیتی ـ که زمینه ساز مهاجرت بی رویه و یأس و بی انگیزگی نخبگان بود ـ را تا حدی بگیرد، چرا که در دوره دولت قبلی، برخی از همین سازوکارهای دولتی و دانشگاهی و برخوردهای تحقیرآمیزشان، تاحدی مروج و مشوق مهاجرت نخبگانی گسترده بود و مشخص نیست که در آینده ای نزدیک، خیانت و نفاق برخی دولتمردان و مدیران آن دوره، بیش از گذشته، آشکار شود.
میراث بزرگ برای آیندگان
میراث بزرگ او برای آیندگان، احیای مدیریت جهادی و اثبات این حقیقت بود که می توان در اوج قدرت بود ولی همیشه به فکر مردم و خادم ملت باقی ماند. او به دنبال یافتن بهانه برای کار نکردن و مسئولیت گریزی و فرافکنی نبود، بلکه مسئولیت پذیر بود و همین مسئولیت پذیری از ویژگیهای بارز او بود. غالب کارشناسان باانصاف و باتجربه معتقد بودند که اگر دولت رئیسی هشت سال به کار جهادی خود ادامه می داد، قطعاً بسیاری از مشکلات کشور حل می شد و کشور با سرعت بیشتری در مسیر پیشرفت و تعالی قرار می گرفت.
یادداشت از یاسر عسگری، پژوهشگر تاریخ معاصر
انتهای پیام/