اما با توجه به اختلافات اساسی بین دو طرف، افزایش سریع استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه و نگرانی اسرائیل از موشکهای بالستیک ایران، مسیر ممکن است کوتاهتر از آن چیزی باشد که تهران تصور میکند.
به گزارش روز نو مذاکرات روز جمعه در عمان درباره برنامه هستهای تهران بین آمریکا و ایران موفقیتآمیز بود: به این معنا که به قهر یا حمله هوایی منجر نشد و انتظار میرود گفتوگوها در آینده ادامه یابد.
روز شنبه، وزیر امور خارجه ایران سید عباس عراقچی موضع تهران را تکرار کرد – اینکه ایران بر حق غنیسازی اصرار دارد و موشکهای بالستیک قابل مذاکره نیستند. ترامپ نیز عصر جمعه به خبرنگاران گفت که مذاکرات «شروع خوبی» داشته است و او «عجلهای» برای رسیدن به توافق ندارد. او گفت ایران باید با «عدم تولید سلاح هستهای» موافقت کند.
اما اظهارات رئیس جمهور آمریکا باعث سردرگمی شد. ایران پیش از این بارها گفته است که هیچ قصدی برای تولید سلاح هستهای نداشته و نخواهد ساخت؛ و مذاکرهکنندگان آمریکایی نیز گفتهاند که حرف آخر واشنگتن این است که تهران با عدم غنیسازی اورانیوم موافقت کند.
خواستههای آمریکا، همانطور که در ابتدا مطرح شد، این است که ایران تمام اورانیوم غنیشده خود—تقریباً ۴۴۰ کیلوگرم (حدود ۹۷۰ پوند) با غنای ۶۰ درصد—را تحویل دهد؛ برد موشکهای بالستیک خود را محدود کند تا نتوانند به سرزمینهای اشغالی برسند؛ و به حمایت از گروههای مقاومت منطقهای، مانند حماس، حزبالله و حوثیها، پایان دهد.
ترامپ که در گذشته طرفدار اقدام نظامی سریع و محدود بوده است، به نظر میرسد توافقی را ترجیح میدهد که بتواند آن را به عنوان یک پیروزی اعلام کند، بدون اینکه درگیر یک جنگ طولانی و منطقهای شود. چنین جنگی میتواند باعث مرگ صدها آمریکایی شود، به اسرائیل ضربه سختی بزند، بازارهای انرژی جهان را مختل کند و به احتمال زیاد جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» را که به شدت از جنگهای طولانی آمریکا در خاورمیانه و افغانستان انتقاد کرده است، برافروخته کند.
ایران تجربه طولانی در مذاکره دارد. حتی اکنون، پس از جنگ ژوئن با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا و سرکوب اعتراضات، تهران برگهای برندهای دارد.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، گفت: نکته واقعاً جالب این است که ایران همچنان بر چارچوب مذاکره اصرار دارد، گویی هیچچیز تغییر نکرده یا هیچ تهدید داخلی از سوی اعتراضات یا ناوگان و تهدیدهای ترامپ وجود ندارد.
«شرایط و ضوابط مذاکره دقیقاً همانهایی هستند که پاییز گذشته و قبل از جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن وجود داشتند.»
او گفت سوال این است که آیا ترامپ صبر و شکیبایی لازم برای یک توافق بر مبنای مذاکره را دارد یا خیر. وی افزود تهران آشکارا در حال محکزدن این موضوع است.
همانند ونزوئلا، افزایش حضور نظامی در نزدیکی ایران با هدف افزایش فشار بر این کشور برای اعطای امتیاز طراحی شده است، اما نیروهای آمریکایی همچنین به زمان بیشتری برای آمادهشدن جهت یک جنگ منطقهای احتمالی نیاز دارند.
تحلیلگران میگویند لفاظیهای اولیه ترامپ در حمایت از ناآرامیها که هزاران نفر از آنان جان باختند، اعتبار خودش را به خطر انداخته و احتمال اقدام نظامی را به طور قابلتوجهی بیشتر از گذشته کرده است.
در ادامه در مضامینی آمده است:، اما در مورد اینکه مداخله نظامی چه دستاوردهایی خواهد داشت، تردیدهایی نیز وجود دارد. حتی اگر مداخله نظامی آمریکاییها منجر به تحول حکومت شود، احتمال ظهور یک دولت دموکراتیک بسیار کم است. تحلیلگران میگویند که به احتمال زیاد، یک دولت نظامی تندرو بر سر کار خواهد آمد که به عنوان بهترین عامل بازدارنده در برابر حملات آینده، به سمت سلاح هستهای حرکت خواهد کرد.
علیرغم اعتراضات گسترده، واکنش شدید حکومت نشان داد که هیچ شکاف قابل مشاهدهای در آن وجود ندارد؛ و تریتا پارسی، پژوهشگر مسائل ایران در موسسه کوئینسی برای کشورداری مسئولانه در واشنگتن، گفت: یک دیدگاه قوی در ایران وجود دارد مبنی بر اینکه ترامپ نگرشی افراطی و اغراقآمیز در مورد ضعف ایران دارد.
پارسی گفت اگر قرار است دیپلماسی جواب بدهد، «ایرانیها معتقدند که یک جنگ کوتاه و شدید ممکن است برای اصلاحِ برداشتِ ترامپ و وادارسازی او به پذیرش خواستههای واقعبینانهتر ضروری باشد».
او گفت حتی اگر ایران در چنین جنگی متحمل خسارات زیادی شود، آمریکاییها و اسرائیلیها نیز متحمل خسارات زیادی خواهند شد و «ترامپ تحمل کمتری برای خسارات یا یک جنگ طولانی دارد».
وی افزود، حرف آخر ترامپ، که هنوز هم ممکن است حرف اصلی باشد – غنیسازی صفر، محدودیت موشکهای بالستیک و عدم حمایت از گروههای مقاومت – «معادل تسلیم کامل خواهد بود، حتی اگر ایران از نظر نظامی شکست نخورده باشد». تحلیلگران بر این باورند که این خواستهها، دیر یا زود، منجر به فروپاشی مذاکرات خواهد شد.
اما با توجه به اینکه ترامپ توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران را «بدترین توافق تاریخ» خوانده است، یک توافق سریع بر سر غنیسازی به تنهایی میتواند از نظر سیاسی برای او مشکلساز باشد. در این مذاکرات، ایران از توقف کامل غنیسازی خودداری میکند، اما بنا به گزارشها حاضر است غنیسازی هستهای خود را به ۳ درصد محدود کند – بسیار کمتر از ۶۰ درصدی که از زمان خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ انجام میداد.
اما آن توافق، غنیسازی ایران را به ۳.۶۷ درصد محدود کرد؛ بنابراین بازگشت به توافقی مشابه سال ۲۰۱۵ به سختی میتواند یک پیروزی تلقی شود. توافق سال ۲۰۱۵ «بندهای مبهم» و محدودیتهای زمانی داشت که ترامپ نیز از آنها انتقاد کرد. میتوان گفت که یک توافق جدید که نامحدود باشد، میتواند توافق بهتری باشد، حتی اگر بسیاری از تحریمهای اقتصادی را لغو کند و جمهوری اسلامی را تا حد زیادی پابرجا نگه دارد.