شناسهٔ خبر: 77065896 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: بازتاب | لینک خبر

چشم‌انداز معامله هسته‌ای جدید؛ سناریوی محتمل توافق ایران و آمریکا چیست؟

صاحب‌خبر -

نیویورک‌تایمز در ادامه می‌نویسد: حتی با وجود «ناوگان زیبای» رئیس‌جمهور ترامپ در نزدیکی سواحل ایران، تهران بار دیگر به راهبردی آشنا متوسل شده است؛ راهبردی مبتنی بر به تعویق انداختن مسئله برنامه هسته‌ای از طریق کش دادن مذاکرات.

با این حال با توجه به شکاف‌های بنیادین میان دو طرف، افزایش شتابان نیروهای آمریکایی در منطقه و نگرانی‌های اسرائیل درباره توان موشک‌های بالستیک ایران، این مسیر ممکن است بسیار کوتاه‌تر از آن باشد که تهران تصور می‌کند.

گفت‌وگوهای روز جمعه در عمان میان آمریکا و ایران درباره برنامه هسته‌ای تهران، از این منظر «موفق» تلقی شد که نه به مشاجره انجامید و نه به حملات هوایی. انتظار می‌رود این مذاکرات به‌زودی ادامه پیدا کند؛ آن‌هم بر سر آنچه عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از آن به‌عنوان «چارچوبی» برای «گفت‌وگوهای آینده» یاد کرده است.

عراقچی در گفت‌وگو با رسانه‌های ایرانی گفت: «شروع خوبی بود. توافق کردیم مذاکرات ادامه پیدا کند، اما در پایتخت‌ها مشورت خواهیم کرد که چگونه ادامه دهیم. اگر این روند ادامه داشته باشد، می‌توانیم در جلسات بعدی به یک چارچوب محکم برای گفت‌وگوهای آینده برسیم.»

او روز شنبه نیز در پیامی در تلگرام، بار دیگر موضع ایران را تکرار کرد؛ اینکه تهران بر حق غنی‌سازی اصرار دارد و موضوع موشک‌های بالستیک قابل مذاکره نیست.

عراقچی همچنین افزود که هرچند مذاکرات مستقیم میان آمریکا و ایران انجام نشد، اما «فرصتی برای دست دادن با هیئت آمریکایی» وجود داشت؛ و تصریح کرد این سخنان را در گفت‌وگویی با شبکه الجزیره بیان کرده است.

دونالد ترامپ نیز شامگاه جمعه به خبرنگاران گفت مذاکرات «شروع خوبی» داشته و او برای رسیدن به توافق «عجله‌ای ندارد». به گفته او، ایران باید با «نداشتن سلاح هسته‌ای» موافقت کند.

با این حال، اظهارات ترامپ ابهام‌هایی را ایجاد کرد. ایران پیش‌تر اعلام کرده هرگز به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نخواهد رفت؛ ادعایی که دولت‌های غربی آن را نمی‌پذیرند. از سوی دیگر، مذاکره‌کنندگان خود ترامپ گفته‌اند خط قرمز واشنگتن این است که ایران با «غنی‌سازی صفر» موافقت کند.

مطالبات آمریکا آن‌گونه که در ابتدا مطرح شد، شامل این موارد است:

  • ایران تمام اورانیوم غنی‌شده خود — به‌ویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم (نزدیک به ۹۷۰ پوند) اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی که برای ساخت حدود ۱۰ سلاح هسته‌ای کافی است — را تحویل دهد

  • برد موشک‌های بالستیک خود را به‌گونه‌ای محدود کند که به اسرائیل نرسند

  • حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای مانند حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها را متوقف سازد.

اسرائیل به‌طور خاص نگران بازسازی سریع تأسیسات تولید موشک‌های بالستیک ایران است؛ تأسیساتی که در صورت وقوع جنگ، از اهداف اولیه حمله خواهند بود.

ترامپ که در گذشته طرفدار اقدام نظامی سریع و محدود بوده، اکنون به نظر می‌رسد ترجیح می‌دهد به توافقی دست یابد که بتواند آن را به‌عنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند، بدون آنکه درگیر جنگی طولانی و منطقه‌ای شود؛ جنگی از همان نوعی که ایران در صورت حمله، تهدید به آن کرده است.

چنین جنگی می‌تواند به کشته شدن صدها آمریکایی منجر شود، ضربه‌ای سنگین به اسرائیل وارد کند، بازارهای جهانی انرژی را مختل سازد و به احتمال زیاد جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» را که به‌شدت منتقد جنگ‌های طولانی‌مدت آمریکا در خاورمیانه و افغانستان است، شعله‌ور کند.

ایران و عباس عراقچی سابقه‌ای طولانی در مذاکره و فرسوده کردن نسل‌های متوالی از دیپلمات‌های غربی دارند. حتی در شرایط کنونی، ایران همچنان از برخی مزیت‌ها برخوردار است. حکومتی که احساس تهدید می‌کند، احتمال کمتری دارد در واکنش‌های تلافی‌جویانه خود خویشتنداری نشان دهد؛ و همین موضوع یکی از دلایلی است که متحدان آمریکا در خلیج فارس — از جمله عربستان سعودی، مصر و عمان — خواهان یافتن راه‌حلی دیپلماتیک هستند.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای مؤسسه چتم‌هاوس، می‌گوید: «آنچه واقعاً جالب است این است که ایران همچنان بر چارچوب مذاکراتی اصرار دارد، گویی هیچ چیز تغییر نکرده یا تهدیدهای ترامپ وجود ندارد. شرایط و مفاد مذاکره دقیقاً همان‌هایی است که پاییز گذشته و پیش از جنگ ۱۲روزه ماه ژوئن مطرح بود.»

به گفته او، پرسش اصلی این است که آیا ترامپ صبر و حوصله لازم برای رسیدن به یک توافق مذاکره‌شده را دارد یا نه؛ و تهران آشکارا در حال آزمودن همین مسئله است.

همانند آنچه در مورد ونزوئلا رخ داد، افزایش حضور نظامی آمریکا در نزدیکی ایران با هدف افزایش فشار برای گرفتن امتیاز از تهران صورت می‌گیرد؛ اما در عین حال، نیروهای آمریکایی برای آمادگی در برابر یک جنگ منطقه‌ای احتمالی نیز به زمان بیشتری نیاز دارند.

این وضعیت به آن معناست که هنوز زمانی برای گفت‌وگو وجود دارد؛ هرچند مشخص نیست این زمان تا چه اندازه طولانی خواهد بود. به گفته تحلیلگران، لحن اولیه ترامپ در حمایت از تحولات اخیر ایران، اعتبار شخصی او را به میان کشیده و احتمال اقدام نظامی را به‌مراتب بیش از گذشته افزایش داده است و در عین حال، تردیدهای جدی درباره دستاوردهای یک مداخله نظامی وجود دارد.

تریتا پارسی می‌گوید اگر دیپلماسی قرار است به نتیجه برسد، «ایرانی‌ها بر این باورند که شاید یک جنگ کوتاه اما شدید لازم باشد تا برداشت ترامپ اصلاح شود و او به پذیرش مطالبات واقع‌بینانه‌تر تن دهد.» به گفته او، حتی اگر ایران در چنین جنگی متحمل خسارات سنگین شود، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نیز آسیب خواهند دید و «ترامپ تحمل کمتری برای تلفات انسانی یا یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت دارد.»

با این حال، یک توافق سریع که صرفاً بر غنی‌سازی هسته‌ای متمرکز باشد، می‌تواند از نظر سیاسی برای ترامپ دردسرساز شود؛ چرا که او توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران را «بدترین توافق تاریخ» توصیف کرده بود. در مذاکرات کنونی، ایران از توقف کامل غنی‌سازی خودداری می‌کند، اما بنا بر گزارش‌ها حاضر است سطح غنی‌سازی را به ۳ درصد محدود کند؛ سطحی بسیار پایین‌تر از غنای نزدیک به سطح تسلیحاتیِ ۶۰ درصدی که پس از خروج ترامپ از توافق ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ به آن دست یافت.

توافق ۲۰۱۵ نیز غنی‌سازی ایران را به ۳.۶۷ درصد محدود کرده بود؛ از این رو بازگشت به ترتیبی مشابه آن توافق، به‌سختی می‌تواند «پیروزی» تلقی شود. افزون بر این، توافق یادشده دارای «بندهای غروب» و محدودیت‌های زمانی بود؛ بندهایی که ترامپ به‌شدت از آن‌ها انتقاد می‌کرد.

در مقابل، یک توافق جدید بدون محدودیت زمانی می‌تواند به‌عنوان توافقی بهتر معرفی شود؛ حتی اگر به لغو بخش قابل‌توجهی از تحریم‌های اقتصادی بینجامد و جمهوری اسلامی را تا حد زیادی در جایگاه کنونی خود حفظ کند.