شناسهٔ خبر: 77059252 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان | لینک خبر

آمریکا کمپین دستاورد از طریق فشار را گسترش داد

آنچه از مذاکرات می‌دانیم

ترامپ در آستانه بازگشت مذاکره‌کنندگان از عمان، فرمانی اجرایی را امضا کرد کهطبق آن علیه شرکای تجاری ایران تعرفه اعمال شود؛ حرکتی که مانند نمایش قوای نظامی و فشار رسانه‌ای، حلقه‌ای تازه در استراتژی «فشار مرکب» واشنگتن است. این اقدام، فضای مذاکرات را غبارآلود کرده و طرفین را به جای تمرکز بر اصل گفت‌وگو، درگیر واکنش به فشارهای جدید می‌کند.

صاحب‌خبر -
علی ملکیعلی ملکیخبرنگار

تا اینجا همه‌چیز شبیه ۲۳ فروردین است؛ مسقط، بدرالبوسعیدی، گفت‌وگوی غیرمستقیم، ویتکاف و عراقچی، اخبار ضدونقیض، خوش‌بینی برخی رسانه‌ها و مهم‌تر از همه «تحریم هم‌زمان با مذاکره.»

روز جمعه، پیش از آنکه مذاکره‌کنندگان ایرانی و آمریکایی به پایتخت‌های خود بازگردند، دونالد ترامپ فرمان اجرایی‌ را امضا کرد که به دولت آمریکا اختیار می‌دهد علیه کشور‌هایی که با ایران تجارت می‌کنند، تعرفه اعمال کند. این اقدام را می‌توان نسخه اقتصادی همان نمایش قوای نظامی ناوگان‌ها و اسکادران‌های آمریکا در منطقه دانست؛ اقدامی که در کنار فشار رسانه‌ای و تحرکات نظامی، یک اهرم اقتصادی تازه به راهبرد «فشار مرکب» واشنگتن اضافه می‌کند. مهم‌ترین اثر این‌دست فشار‌ها، هل‌دادن مذاکرات مسقط به اتاقی غبارآلود است که طرفین را بیش از پرداختن به اصل گفت‌وگو، مشغول غبارزدایی از فضای موجود می‌کند.

برای آنکه چند روز یا چند ماه دیگر از مذاکرات فعلی تحت عنوان «عملیات فریب» یاد نشود، لازم است راهبرد فشار حداکثری با دقت و حساسیت حداکثری موردتوجه و ارزیابی قرار گیرد. 

ذره‌بین روی مسقط

گزارش رسانه‌های بین‌المللی از مذاکرات روز جمعه میان ایران و آمریکا در مسقط، تصویری از یک رویارویی پیچیده میان دیپلماسی و تهدید نظامی را ترسیم می‌کند.

1- شکاف در راهبرد آمریکا
رسانه‌های آمریکایی مانند سی‌ان‌ان و ان‌بی‌سی بر این باورند که دونالد ترامپ در موقعیت دشواری قرار گرفته است. از یک‌سو، او تحت‌فشار افکار عمومی داخلی است که نگران تورم و قیمت مسکن هستند و ورود به یک جنگ جدید در خاورمیانه می‌تواند به پایگاه رأی او در انتخابات میان‌دوره آسیب جدی بزند. ازسوی‌دیگر، ترامپ با تقویت حضور نظامی در منطقه و استقرار ناو هواپیمابر و موشک‌های تاماهاوک، به دنبال ایجاد اهرم فشار دیپلماتیک است. تحلیلگران این رسانه‌ها اشاره می‌کنند ایران برخلاف عراق یا ونزوئلا، کشوری یکپارچه‌تر‌ است و هرگونه حمله به آن می‌تواند به یک جنگ فرسایشی با تلفات بالا و بی‌ثباتی در زیرساخت‌های انرژی منطقه منجر شود. به همین دلیل، مقامات ارشد واشنگتن هنوز به اجماعی درباره هدف نهایی -تغییر رژیم یا صرفاً محدودکردن آن- نرسیده‌اند.

2- نگرانی متحدان
اکونومیست و جروزالم پست به تغییر مواضع بازیگران منطقه‌ای پرداخته‌اند. اسرائیل که در ابتدا نگران واکنش‌های موشکی ایران بود، اکنون به‌شدت نگران یک «توافق بد» است که ایران را از زیر فشار‌های اقتصادی خارج کند؛ لذا مقامات خود را برای متقاعدکردن واشنگتن به اقدام نظامی به آمریکا فرستاده است. کشور‌های عربی مانند عربستان و اردن مواضع دوگانه‌ای دارند؛ آن‌ها ازیک‌طرف نگران قدرتمندترشدن ایران در صورت عدم برخورد هستند و ازسوی‌دیگر از تبعات ویرانگر جنگ بر امنیت و اقتصاد خود هراس دارند. در این میان، کشور‌های همسایه مانند ترکیه به‌شدت با مداخله نظامی مخالفند؛ چراکه تحریم‌های ایران مستقیماً بر اقتصاد مناطق مرزی آن‌ها مانند استان وان تأثیر گذاشته و باعث رکود در صنعت گردشگری و تجارت شده است.

3- پافشاری ایران بر خطوط قرمز
گزارش‌های وال‌استریت ژورنال و نورنیوز حکایت از آن دارد که ایران در میز مذاکره موضعی تهاجمی و دفاعی را هم‌زمان پیش برده است. عباس عراقچی صراحتاً اعلام کرده تهران نه غنی‌سازی را متوقف می‌کند و نه سوخت هسته‌ای را به خارج از کشور منتقل خواهد کرد. رسانه‌های عربی مانند القدس العربی و الأخبار لبنان نیز تأکید کرده‌اند ایران اجازه نمی‌دهد دستور کار مذاکرات به مسائل موشکی و منطقه‌ای گسترش یابد. برخی از این رسانه‌ها اشاره کرده‌اند نمایش توانمندی‌های موشکی ایران، مانند موشک خرمشهر۴، سایه سنگینی بر فضای مذاکرات انداخته و به واشنگتن پیام داده است که هرگونه «ماجراجویی» با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.

4- فضای عدم قطعیت
رسانه‌های اقتصادی مانند رویترز و بارونز گزارش داده‌اند بازار‌های جهانی به‌شدت به اخبار مسقط حساس هستند. قیمت طلا و نفت با هر موج خبری از مذاکرات نوسان می‌کند. افزایش قیمت طلا و بازگشت بیت‌کوین به کانال‌های بالاتر نشان‌دهنده نگرانی معامله‌گران از شکست احتمالی دیپلماسی است. قیمت نفت نیز که در ابتدا کاهش یافته بود، با امید به جلوگیری از جنگ گسترده، بخشی از افت خود را جبران کرد. کارشناسان در گفت‌وگو با الجزیره، این مذاکرات را به یک «سفر اکتشافی در مه» تشبیه کرده‌اند که در آن هیچ‌یک از طرفین به دیگری اعتماد ندارد و صرفاً در حال سنجش جدیت طرف مقابل هستند.

5- سایه جنگ همچنان بر منطقه سنگینی می‌کند
در نهایت، خبرگزاری‌هایی مانند فرانسه (لو فیگارو)، رویترز و رسانه‌های آسیایی از جمله هند و پاکستان گزارش داده‌اند که دور اول مذاکرات علی‌رغم اختلافات عمیق، در فضایی «سازنده و محتاطانه» پایان یافته است. هر دو طرف توافق کرده‌اند که برای مشورت با پایتخت‌های خود بازگردند و دور بعدی گفت‌وگو‌ها را احتمالاً در عمان برگزار کنند. بااین‌حال، رسانه‌های بین‌المللی متفق‌القول هستند که مسیر دیپلماسی بسیار ناهموار است و تا زمانی که آمریکا بر خواسته‌های فراتر از هسته‌ای اصرار ورزد و ایران بر حقوق غنی‌سازی خود پافشاری کند، سایه جنگ و تحریم همچنان بر منطقه سنگینی خواهد کرد.

چشم‌انداز پیش رو

چشم‌انداز تعاملات میان ایران و ایالات متحده در قاب مذاکرات مسقط، در سه حالت قابل صورت‌بندی است.

1- آبراهام لینکلن بدون برج دیدبانی
بررسی اتمسفر حاکم نشان می‌دهد که علی‌رغم لفاظی‌های تند و تقویت بی‌سابقه حضور نظامی در منطقه، واشنگتن در حال حاضر هیچ چشم‌انداز روشن، زودرس یا کم‌هزینه‌ای برای آغاز یک درگیری نظامی نمی‌بیند. این بدچشم‌اندازی ریشه در چند عامل دارد.
نخست، اولویت‌های داخلی در ساختار سیاسی آمریکا تغییر کرده و بدنه جامعه آمریکا با چالش‌های اقتصادی جدی روبه‌روست. ورود به یک جنگ جدید در خاورمیانه به معنای بی‌ثباتی فوری در بازار‌های انرژی و جهش قیمت سوخت خواهد بود که مستقیماً بر نتایج رویداد‌های سیاسی آتی تأثیر منفی می‌گذارد. برای دولتمردان فعلی، خطر فروپاشی اعتماد عمومی در داخل، بسیار فراتر از منافع احتمالی یک ماجراجویی خارجی است.
دوم، برآورد‌ها حاکی از آن است که ساختار سیاسی و اجتماعی ایران تفاوت ماهوی با تجربیات پیشین واشنگتن در منطقه دارد. ایران کشوری یکپارچه‌تر تلقی می‌شود و هرگونه اقدام نظامی علیه آن یک جنگ فرسایشی و طولانی‌مدت منطقه‌ای را رقم خواهد زد که ریسک تلفات انسانی و مادی آن برای ارتش آمریکا غیرقابل‌پیش‌بینی است. علاوه بر این، در داخل هیئت حاکمه واشنگتن نیز اجماعی درباره هدف نهایی وجود ندارد. مشخص نیست که هدف از فشار، تغییر ساختار است یا صرفاً محدودکردن توانمندی‌ها. این ابهام در پیش‌بینی فردای حمله باعث شده حتی تندروترین جناح‌ها نیز در اجرای تهدیدات خود دچار تردید شوند.

2- خطوط قرمز و منطق دفاعی ایران
در مقابل فشار‌های حداکثری، ایران با رویکردی سفت‌وسخت وارد میدان شده و از مواضع اصولی خود عقب‌نشینی نکرده است. تهران صراحتاً اعلام کرده غنی‌سازی در داخل خاک خود را به‌عنوان یک حق حاکمیتی ادامه خواهد داد و با شروطی نظیر توقف کامل غنی‌سازی یا انتقال مواد هسته‌ای به خارج از کشور موافقت نخواهد کرد. همچنین، ایران با قاطعیت دستور کار مذاکرات را محدود نگاه داشته و اجازه نداده موضوعاتی نظیر توانمندی‌های موشکی، نفوذ منطقه‌ای یا مسائل حقوق بشری به میز گفت‌وگو‌های هسته‌ای اضافه شود.
دونالد ترامپ صبح روز گذشته در پاسخ به سؤال خبرنگاری درباره محدودشدن مذاکرات از سوی ایران به مسئله هسته‌ای گفت: «توافقی که به موضوع هسته‌ای محدود شود، قابل‌قبول است، به این شرط که هیچ سلاح هسته‌ای وجود نداشته باشد.» نکته حائز اهمیت دیگر، پیوند میان میدان و دیپلماسی است. نمایش توانمندی‌های نوین دفاعی و موشکی هم‌زمان با گفت‌وگو‌ها، سایه سنگینی بر فضای مذاکرات انداخته و این پیام را مخابره کرده است که تهران برای دفاع از امنیت ملی خود در برابر هرگونه «ماجراجویی یا خواسته‌های بیش از حد»، آمادگی کامل دارد. این موضع‌گیری باعث شده طرف مقابل دریابد فشار نظامی و تهدید، لزوماً به تغییر رفتار ایران در میز مذاکره منجر نمی‌شود و ایران تنها در چهارچوب احترام متقابل و حفظ حقوق خود حاضر به گفت‌وگوست.

3- ضرورت واقع‌بینی
کارزار همه‌جانبه اردیبهشت، خرداد و تیر سال جاری علیه موجودیت ایران و تغذیه جنگ شهری دی‌ماه، فضایی از بی‌اعتمادی عمیق را به وجود آورده که خوش‌بینی نسبت به هرگونه توافق سریع یا آسان را از بین برده است. علاوه بر این، ترامپ بلافاصله پس از مذاکرات تحریم‌هایی علیه ایران اعمال کرد و حتی تعرفه 25 درصدی علیه کشور‌های تعامل‌کننده با ایران ته‌مانده‌های ظرف خوش‌بینی را نیز از میان برد. مذاکرات فعلی به‌درستی به یک «سفر اکتشافی در مه» تشبیه شده است؛ مسیری که در آن هیچ‌یک از طرفین به دیگری اعتماد ندارد و صرفاً در حال سنجش میزان جدیت طرف مقابل هستند. سوابق خروج یک‌جانبه از توافقات قبلی و حملات نظامی مستقیم به ایران، دیوار قطوری از سوءظن ایجاد کرده که حتی رسیدن به یک تفاهم اولیه را به امری بسیار دشوار تبدیل کرده است. ازسوی‌دیگر، فشار‌های بازیگران ثالث که منافع خود را در تداوم تنش می‌بینند، مسیر دیپلماسی را ناهموارتر کرده است. نوسانات شدید در بازار‌های جهانی طلا، نفت و رمزارز‌ها هم‌زمان با اخبار مذاکرات، گویای این واقعیت است که اقتصاد جهانی نیز نسبت به پایداری هرگونه توافقی مشکوک است. در نهایت، تا زمانی که لغو تحریم‌ها به شکلی واقعی و با تضمین‌های معتبر صورت نگیرد و واشنگتن از مطالبات فراتر از موضوع هسته‌ای دست نکشد، سایه سنگین بدبینی بر مذاکرات باقی خواهد ماند و مسیر پیش رو همچنان سخت و پرچالش خواهد بود.