به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رهبر معظم انقلاب اسلامی با همه نقش مهمی که در مبارزه با رژیم پهلوی داشت چندان به آن پرداخت نشده است. به مناسبت چهل و هشتمین پیروزی انقلاب اسلامی بخشهایی از زندگی ایشان منتشر میشود که قسمت سوم آن را در ادامه میخوانید:

دیدار با تبعیدیها
علی اصغر پورمحمدی از کسانی بود که بهمن ماه به دیدار امام خامنهای در تبعید رفت؛ وی از این دیدار میگوید: «ما اولینبار بین دو ترم دانشگاه در بهمن ۱۳۵۶ با یکی دو نفر از همدانشگاهیها و دوستان به ایرانشهر آمدیم. یک کیف هم همراهمان بود که محتویات آن، اعلامیههای جدید و چند کتاب بود. یک پاسبانی دم در ایستاده بود و از ما پرسید شما با کی کار دارید؟ گفتم با آقای خامنهای. گفت: باید بروید شهربانی احراز هویت شوید. کیف را از دیوار انداختیم دورن خانه آقای خامنهای و به سمت شهربانی رفتیم. در مسیر دیدیم که آقای خامنهای، هاشمینژاد، طبسی، حجتی کرمانی و یک نفر دیگر به طرف خانه میآمدند که از روبهرو با آنها مواجه شدیم. ما حدود یک هفتهای مهمان آقای خامنهای بودیم. سفر خیلی خوبی بود.
یک سری اعلامیه جدید هم برای ایشان آورده بودیم؛ که ایشان هم دیدند. از جمله آنها، اعلامیه و کتابهایی بود که گروه فرقان نوشته بودند و بعضی از سورههای قرآن را تفسیر کرده بودند. آقا تورقی کردند و از همان صفحه اول کتاب ایراد گرفتند. ایشان گفتند اینها هر کسی هستند، خیلی بیسواد هستند و از دین اسلام چیزی نمیدانند. مثلا گروه فرقان عبدالله بن ابی را با یک عبدالله دیگر اشتباه گرفته بودند. خلاصه از همان صفحه اول چند ایراد گرفتند. اعلامیه گروه فرقان را هم خواندند که اعلامیه بدی بود. مثلا در آن آمده بود که در مبارزه با رژیم، نمیشود که بازاری و روحانی و دانشجو و کسبه با هم متحد باشند، بلکه مبارزه مردان آبدیده میخواهد و این گونه مبارزه، مشت کوبیدن بر سندان است. آقای خامنهای انا گفتند که در این انقلاب هر چه یاران ما بیشتر باشد، این چه ایرادی دارد؟ چه کسی گفته یک گروه که یک گروه خاصی باید باشند؟
البته آقای خامنهای همیشه در جواب کسانی که معتقدند که در مبارزه، چپ و مسلمان نداریم و همه گروههای مبارزه باید به هم بپیوندیم، مخالف بودند و میگفتند که در راه ما باید گروههایی مثل کمونیستها جدا باشد و باید حریمها حفظ شود. مثلا من یک کتابی به نام مبانی علم اقتصاد از رفسنجان تهیه کرده بودم که جلد قرمزی هم داشت. این کتاب را به ایرانشهر بردم و به آقای خامنهای دادم. ایشان تورقی کردند و گفتند که این کتاب خلاصه کاپیتال مارکس است. راه ما جدا است. مکتب ما مکتب اسلام است و همیشه پرچم اسلام برای ما مهمتر است.
پس از وقایع خونین قم امام خمینی (ره) در نجف سخنرانی کردند و پیام دادند و اجازه ندادند شعله روشن شده خاموش شود. دوم بهمن دوباره پیام آتشینی دادند: «شاه میخواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده.» شهرهای ایران یکی پس از دیگری در چهلم شهدای پیشین شعلهور میشد و امام خمینی (ره) هم برای هر حادثهای پیامی جداگانه مینوشت. تبریز، اصفهان، شیراز، تهران و... شعلهور شده بود. قیام ۲۹ بهمن تبریز در چهلم شهدای قم بیش از بقیه خبرساز شد.
در آخرین روزهای سال ۱۳۵۶ آیتالله صدوقی همراه گروهی از جمله کاظم راشدپور یزدی معروف به راشد یزدی با مکارم شیرازی که در چابهار تبعید بود دیدار کرد همچنین به دیدار امام خامنهای و تبعیدیها ایرانشهر رفت.
انتهای پیام/ 161
∎