جوان آنلاین: تالابها رفتهرفته از بین رفتند، آن هم نه یکباره و ناگهانی، بلکه در سکوت سالهایی که کمآبی، تصمیمهای نادرست و نادیده گرفتن حقابه محیطزیست، حیاتشان را محدود کرد. هر بار که بحران آب جدیتر شد، تالابها در انتهای صف تخصیص قرار گرفتند. این در حالی است که همین زیستبومها نقش اساسی در کنترل گردوغبار، مهار سیلاب، حفظ تنوع زیستی و تأمین معیشت جوامع محلی دارند. اکنون، پیامد این روند در قالب گسترش گردوغبار، تشدید بیابانزایی و آسیب به سکونتگاههای انسانی خود را نشان میدهد.
همایش روز جهانی تالابها فرصتی شد تا بار دیگر این مسیر طیشده بازخوانی شود، مسیری که نشان میدهد بحران تالابها تنها یک مسئله محیطزیستی نیست. بلکه این بحران نتیجه تعارض طولانیمدت میان شیوههای توسعه و ظرفیتهای طبیعی سرزمین است. سخنان مطرحشده در این همایش، بر ضرورت تغییر نگاه به مدیریت آب، اولویتدهی به حقابه محیطزیست و نقشآفرینی جوامع محلی اشاره داشت. بیتردید، بدون توجه به این مؤلفهها، احیای تالابها فراتر از وعدههای تکراری مسئولان نخواهد رفت و قطعاً راه به جایی نخواهد برد.
باغهای سیب و انگور در مناطق دچار تنش آبی!
روز گذشته محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور با حضور در همایش روز جهانی تالابها، با اشاره به یک الگوی نگرانکننده در مدیریت منابع آب گفت: «هر زمان که آب کم میشود، اولین جایی که حقابهاش کاهش پیدا میکند، تالابها هستند». او توضیح داد که کاهش بارشها باعث شده در سالهای گذشته، حقابه محیطزیست عملاً در اولویت قرار نگیرد. حال این موضوع حالا مورد توجه دولت قرار گرفته و وعده داده شده که برای جبران آن «بهطور جدی» وارد عمل شوند.
عارف همچنین تصریح کرد که راهبرد دولت، اولویتدهی به حقابه محیطزیست است، حتی اگر این تصمیم به قیمت توقف کشاورزی در برخی مناطق پیرامونی تالابها تمام شود. او در عین حال گفت که چنین تصمیمی بدون توجه به معیشت جوامع محلی ممکن نیست: «اگر قرار است کشاورزی تعطیل شود، باید همزمان برای اشتغال مردم آن مناطق فکری اساسی کرد». به گفته معاون اول رئیسجمهور، مسئله تنها تأمین آب نیست، بلکه تعارضی جدی میان الگوی فعلی توسعه و بقای محیطزیست شکل گرفتهاست.
او با اشاره به گسترش باغهای سیب و انگور در مناطق دچار تنش آبی، این سؤال را پرسید که «آیا افزایش تولید این محصولات، آن هم در شرایط بحران آب، در مسیر حفاظت از محیطزیست است؟» و خود پاسخ داد: «در سالهای اخیر در مناطقی که با بحران آب مواجهایم، باغهای سبزی با تولیدات سیب و انگور داریم. متأسفانه باغداران ما توجیه نشدهاند که این اقدامات به معنای نابود کردن محیطزیست است.» او افزود: تالابها نقشی کلیدی در مهار گردوغبار، کنترل سیلاب، حفظ تنوع زیستی و تأمین معیشت محلی دارند، اما «اغلب تالابهای ایران در وضعیت مناسبی نیستند.»
معاون اول رئیسجمهور تجربه احیای دریاچه ارومیه را نیز مرور کرد. او گفت که در یک دهه گذشته کشورهای دوست کمکهای قابلتوجهی کردند، اما نتیجه چندان رضایتبخش نبود. حاصل این تلاشها در بهترین حالت، افزایش «حدود ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر» ارتفاع آب بودهاست. این عدد نشان میدهد بحران عمیقتر از آن است که با اقدامات مقطعی حل شود. او هشدار داد که گسترش نمکهای دریاچه ارومیه میتواند در بازهای ۵۰ تا ۱۰۰ ساله، دستکم شش تا هفت استان کشور را در معرض بیابانزایی قرار دهد و حتی برای کشورهای همسایه پیامدهای اقلیمی داشتهباشد.
عارف با اشاره به وضعیت بحرانی تالاب هامون گفت: بخشهایی از سیستان عملاً به بیابان تبدیل شده و کاهش شدید حقابه تالابها یکی از دلایل اصلی این وضعیت است. او همچنین رهاسازی فاضلاب در مسیر رودخانهها را نشانهای از ضعف جدی در حکمرانی آب و فرهنگ محیطزیستی دانست و گفت: «صرف برخورد قانونی کافی نیست و بیش از همه در این زمینه نیازمند تغییر فرهنگی هستیم.»
معاون اول رئیسجمهور در بخش دیگری از سخنانش به نقش سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی اشاره کرد: «در دولت چهاردهم به این نتیجه رسیدیم که نیازمند شریکی در مسیر حفاظت از محیطزیست هستیم که متأسفانه در برخی موارد با بیمهری و کممهری مواجه شدهاند؛ یعنی همان سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی.» او یادآور شد: «زمانی که این تشکلها فعالتر بودند، شاخصهای محیطزیستی کشور وضعیت بهتری داشت.» عارف در پایان با تأکید بر ضرورت واقعبینی هشدار داد که وعده احیای همه تالابها در بازههای کوتاهمدت، بیش از آنکه راهحل باشد، به بینتیجه ماندن سیاستها منجر خواهد شد.
صدور سند ۱۶ تالاب به نام سازمان محیطزیست
پس از آن، شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، ریشه بسیاری از چالشهای تالابهای کشور را در «رویکردهای سازهمحور، بخشی و بیتوجهی به نیازهای اکولوژیک» دانست. به گفته او، این رویکرد در کنار تشدید تغییر اقلیم و بحران آب، تالابها را به یکی از پرچالشترین مسائل محیطزیستی ایران تبدیل کردهاست.
او با بیان نقش تعیینکننده جوامع محلی گفت: «حفاظت از تالابها بدون مشارکت ساکنان پیرامونی آنها عملاً امکانپذیر نیست.» به گفته انصاری، این جوامع بیش از هر گروه دیگری انگیزه حفاظت دارند، چراکه «معیشتشان به حیات تالابها گره خورده است». او دانش سنتی و بومی را یکی از سرمایههای مغفولمانده در مدیریت تالابها دانست: «احیا، بهرهگیری و مستندسازی دانش بومی، سرمایهگذاری برای آینده است.»
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست به رویکرد دولت چهاردهم در این حوزه نیز اشاره کرد: «مسیر اصلاح در مدیریت تالابها آغاز شدهاست. ستاد هماهنگی مدیریت تالابها با هدایت معاون اول رئیسجمهور تشکیل شده و مصوبات آن با اولویت از سوی دستگاههای مرتبط پیگیری میشود.» به گفته انصاری، یکی از محورهای اصلی این رویکرد، تقویت هماهنگی بینبخشی میان نهادهای ذیصلاح و ذینفع است، موضوعی که سالها به عنوان نقطهضعف سیاستگذاری محیطزیستی شناخته میشد.
او «مدیریت یکپارچه حوضههای آبریز» را اقدامی بنیادین برای تأمین پایدار حقابه تالابها دانست: «کمیتههای متناظر ستاد مدیریت تالابها باید در سطح استانها و با ریاست استانداران به صورت منظم برگزار شوند. این موضوع نخستین مصوبه ستاد در دولت چهاردهم بوده و اجرای آن، نقش کلیدی در عبور از نگاه بخشی به مسئله تالابها دارد.»
انصاری با اشاره به مشخص شدن نیاز آبی محیطزیستی تالابها، از حرکت به سمت مدیریت مشارکتی خبر داد و گفت: «تلفیق دانش سنتی با علم و فناوریهای نوین، مبنای اتخاذ رویکردی علمیتر در مدیریت تالابها خواهد بود.» او همچنین از پیشرفت در تثبیت مالکیت تالابها خبر داد: «تاکنون اسناد حدود ۱۶ تالاب دریافت شده و روند صدور اسناد سایر تالابها نیز در حال انجام است تا سایر تالابها نیز به نام دولت و به نمایندگی سازمان محیطزیست ثبت شود.»
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست به ثبت تالاب گندمان در کنوانسیون رامسر و معرفی سه شهر تالابی نیز اشاره کرد و گفت: «فعالیت مرکز منطقهای کنوانسیون رامسر در ایران برای سه سال آینده تمدید شدهاست.» او تصریح کرد که استفاده از ظرفیتهای قانونی موجود، از جمله حقابه تالابها، بودجه پایدار و نظام پایش و گزارشدهی، نیازمند همراهی همه بخشهای دولت است.
انصاری همچنین اعلام کرد که اقدامات اولیه برای ثبت تالابهای گهر و هورالعظیم در کنوانسیون رامسر انجام شده و این تالابها در آستانه ثبت جهانی هستند. او به توجه قانون برنامه هفتم توسعه به تالابها نیز اشاره و ابراز امیدواری کرد که اجرای آن به تحقق مدیریت پایدار در این حوزه منجر شود.
در پایان، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست از طرح برگزاری همایش بینالمللی حفاظت از تالابهای کشور خبر داد: «پیگیری حقابه محیطزیستی، پایش هوشمند و بهرهگیری از فناوریهای نوین، از اولویتهای اصلی این سازمان در دوره جدید مدیریتی است.»
جایی که دانش بومی به علم میرسد
در بخش دیگری از این همایش، احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست، بر پیوند ناگسستنی طبیعت، فرهنگ و دانش انسانی در مدیریت تالابها اشاره کرد. او تالابها را نهتنها زیستگاه گونههای گیاهی و جانوری، بلکه بخشی از هویت فرهنگی کشور دانست: «حفاظت از آنها بدون بهرهگیری همزمان از دانش بومی و علم مدرن، راه به جایی نخواهد برد.»
لاهیجانزاده یادآور شد که دوم فوریه، مصادف با ۱۳بهمنماه، سالروز امضای کنوانسیون رامسر است و این روز نماد «یک پیمان جهانی و مسئولیتی مشترک» برای پاسداشت تالابهاست، مسئولیتی که محدود به دولتها نیست و همه جوامع انسانی را در بر میگیرد. به گفته او، تالابها ثروتی هستند که ارزش آنها فراتر از مرزهای ملی تعریف میشود.
او همچنین به نقش نسل جوان در حفاظت از محیطزیست اشاره کرد و اجرای برنامه مراسم توسط یک مجری جوان و دوستدار طبیعت را نمونهای از مشارکت مؤثر جوانان دانست؛ مشارکتی که میتواند حلقه اتصال میان دغدغههای امروز و راهحلهای آینده باشد.
در همین راستا، لاهیجانزاده از رونمایی دو اثر تخصصی خبر داد: «اطلس زیستگاههای ساحلی دریای خزر» و «کتاب حریم و حد بستر دریای خزر». او گفت: «این آثار با همکاری دانشگاه شهید بهشتی، معاونت محیطزیست دریایی و تالابها و استانهای شمالی کشور تهیه شدهاند و میتوانند مبنایی علمی برای تصمیمگیری دقیقتر در حوزه مدیریت سواحل و تالابهای شمال کشور فراهم کنند.»
معاون محیطزیست دریایی و تالابها همچنین به محوریت «دانش بومی» در برنامههای سال ۲۰۲۶ کنوانسیون رامسر اشاره کرد: «دانش بومی حاصل قرنها همزیستی انسان با طبیعت است و درکی عمیق از گونههای گیاهی و جانوری و چرخههای آبی تالابها ارائه میدهد. حفاظت از این میراث دانشی، به معنای حفاظت همزمان از تنوع زیستی و فرهنگی است و تلفیق دانش بومی با علم مدرن میتواند مدیریت تالابها را از سطح شعار به سطح اثرگذاری واقعی برساند.»
به گزارش «جوان»، اگرچه چالشهای تالابها عمیق و پیچیدهاند، اما مسیر بازگشت حیات به آنها هنوز هم ممکن است. البته که مدیریت پایدار و حفاظت از این زیستبومها، نه با تصمیمهای مقطعی و شعارهای کوتاهمدت، بلکه با همکاری میانبخشی دولتها، مشارکت فعال جوامع محلی و تلفیق دانش بومی با فناوریهای نوین به حقیقت میپیوندد. بدون شک هر تالاب احیاشده، نهتنها بازگشت آب و زندگی برای گونههای گیاهی و جانوری است، بلکه نشانهای از حفظ هویت فرهنگی و امنیت محیطزیستی مردمی است که در کنار آن زندگی میکنند. بنابراین میتوان گفت که احیای تالابها، مسئولیتی روزمره و مشترک است و با نگاه واقعبینانه و مشارکت همگانی، این مسیر میتواند نسل امروز و فردای کشور را با ثروتی زنده، ارزشمند و غیرقابل جایگزین پیوند دهد و یادآوری کند که طبیعت، میراثی است که مراقبت از آن به هر یک از ما بستگی دارد.