شناسهٔ خبر: 76991607 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

چرا «ماشین» بهترین اتاق مشاوره برای نوجوانان است؟

کنار هم نشستن و حذف تماس چشمی مستقیم، فشار روانی گفت‌وگوهای سخت را کم می‌کند و مغز نوجوان را از حالت دفاعی خارج می‌کند.

صاحب‌خبر -

همه ما آن لحظات سنگین را تجربه کرده‌ایم که وقتی می‌خواهیم با نوجوانمان درباره یک موضوع جدی حرف بزنیم، به محض اینکه روبروی او می‌نشینیم، انگار یک دیوار بتنی بین ما بالا می‌رود. حقیقت این است که برای یک نوجوان، نگاه مستقیم و متمرکز والدین، بیشتر از آنکه حس صمیمیت بدهد، شبیه اتاق بازجویی است که راه حرف زدن را می‌بندد. اما بهتر است بدانید فضای محدودی مثل داخل ماشین، به طور غیرمنتظره‌ای این سد را می‌شکند. جایی که چون مجبور نیستند در چشم‌های شما زل بزنند، گاردشان ناخودآگاه پایین می‌آید و قفل زبانشان باز می‌شود.  

نگاه کردن به جاده به جای نگاه کردن به همدیگر

در روان‌شناسی مدرن خانواده، مفهوم گفتگوی شانه‌به‌شانه (Side-by-Side Conversation) به عنوان یکی از کارآمدترین استراتژی‌ها برای نفوذ به دنیای ذهنی نوجوانان شناخته می‌شود. این رویکرد بر این اصل استوار است که برخلاف بزرگسالان که صمیمیت را در ارتباط چشمی مستقیم جستجو می‌کنند، نوجوانان ارتباط رو در رو را غالباً نوعی تقابل یا بازجویی ادراک می‌کنند. زمانی که والدین در مقابل فرزند خود می‌نشینند، سیستم عصبی نوجوان به دلیل تمرکز مستقیم والد، در وضعیت هشدار قرار می‌گیرد و ترشح هورمون کورتیزول افزایش می‌یابد؛ این وضعیت منجر به فعال شدن پاسخ‌های دفاعی نظیر سکوت یا پرخاشگری می‌شود. در مقابل، چیدمان فیزیکی داخل اتومبیل به طور طبیعی این فشار را خنثی می‌کند، زیرا هر دو نفر به جای خیره شدن به یکدیگر، به یک نقطه مشترک در جلو نگاه می‌کنند و این پیام ناخودآگاه را مخابره می‌کنند که «ما در یک مسیر و در کنار هم هستیم، نه در مقابل هم.»

مغز نوجوان در بخش آمیگدال (مرکز احساسات و ترس) بسیار فعال است. وقتی والد مستقیماً به چشم نوجوان نگاه می‌کند، ممکن است آمیگدال پیام «خطر» صادر کند و نوجوان یا پرخاشگر شود (حمله) یا ساکت بماند (فرار).

تاثیر بر سیستم عصبی نوجوان

مغز نوجوان در بخش آمیگدال (مرکز احساسات و ترس) بسیار فعال است. وقتی والد مستقیماً به چشم نوجوان نگاه می‌کند، ممکن است آمیگدال پیام «خطر» صادر کند و نوجوان یا پرخاشگر شود (حمله) یا ساکت بماند (فرار). در ماشین، به دلیل وضعیت نشستن، سیستم عصبی در حالت آرامش بیشتری قرار می‌گیرد و بخش پری‌فرونتال (مرکز تفکر منطقی) بهتر عمل می‌کند.

چرا بهترین گفتگوها در مسیر اتفاق می‌افتند؟

نبود تماس چشمی مداوم در محیط ماشین، به نوجوان «فضای تنفس روانی» می‌دهد تا بدون ترس از قضاوت فوری که معمولاً در میمیک صورت والدین (مثل بالا رفتن ابرو یا جمع شدن لب‌ها) دیده می‌شود، افکار خود را پردازش و بیان کند.

 این حواس‌پرتیِ ملایم که ناشی از تمرکز والد بر رانندگی است، پارادوکس جالبی ایجاد می‌کند؛ والدینی که تمام توجه خود را به صورت کلامی و بصری به نوجوان معطوف نمی‌کنند، امنیت روانی بیشتری برای او فراهم می‌سازند تا لب به سخن بگشاید.

 در واقع، نوجوان می‌داند که این گفتگو تا ابد طول نمی‌کشد؛ وقتی به مقصد برسید، بحث تمام می‌شود. این "نقطه پایان" باعث می‌شود او کمتر احساس گیر افتادن کند.

ماشین یک فضای محصور و خصوصی است که در آن مزاحمت‌های محیطی مثل حضور خواهر و برادر یا صدای تلویزیون وجود ندارد. این «حباب فیزیکی» نوعی صمیمیت اجباری اما ملایم ایجاد می‌کند و خواه ناخواه تمرکز بر شنیدن فعالانه بدون نیاز به واکنش‌های هیجانی شدید افزایش می‌یابد.

در ماشین، به دلیل وضعیت نشستن، سیستم عصبی در حالت آرامش بیشتری قرار می‌گیرد و بخش پری‌فرونتال (مرکز تفکر منطقی) بهتر عمل می‌کند.

استراتژی‌های اجرایی برای مدیریت گفتگوی ماشینی

البته یادتان باشد که برای بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های فضای ماشین، والدین باید آگاهانه نقش یک «همسفر شنونده» را ایفا کنند تا یک «راننده بازجو». یکی از مهم‌ترین تکنیک‌ها در این مسیر، مدیریت جو صوتی است؛ خاموش کردن کامل رادیو ممکن است سکوت را سنگین و اضطراب‌آور کند، در حالی که پخش یک موسیقی ملایم در پس‌زمینه، مانند یک ضربه‌گیر عمل کرده و از شدت تنش جملات سخت می‌کاهد.

 در طول مسیر، والد باید آگاهانه تمرکز بصری خود را بر جاده حفظ کند؛ حتی اگر نوجوان موضوعی تکان‌دهنده یا بحث‌برانگیز را مطرح کرد، چرخش ناگهانی سر به سمت او می‌تواند بلافاصله گارد دفاعی نوجوان را فعال کند. حفظ نگاه به جلو در این لحظات، به نوجوان اطمینان می‌دهد که والد در حال پردازش شنیده‌هاست و نه حمله کردن.

علاوه بر این، هنر طرح سوال در این فضا نقشی حیاتی دارد. به جای استفاده از پرسش‌های بسته یا بازجویانه که با «چرا» شروع می‌شوند و نوجوان را در موضع ضعف قرار می‌دهند، بهتر است از جملات دعوت‌کننده و باز استفاده شود؛ عباراتی که با «داشتم فکر می‌کردم نظر تو در مورد... چیه» یا «کنجکاوم بدونم چطور با این قضیه کنار اومدی» شروع می‌شوند، فضای گفتگو را از یک بازجویی یک‌طرفه به یک هم‌فکری دوطرفه تبدیل می‌کنند.

 در نهایت، والدین باید به یاد داشته باشند که هدف از این گفتگوها، رسیدن به یک نتیجه قطعی در پایان مسیر نیست، بلکه صرفاً باز نگه داشتن کانال‌های ارتباطی است. اتمام گفتگو به محض رسیدن به مقصد، حتی اگر بحث ناتمام مانده باشد، به نوجوان این حس امنیت را می‌دهد که این فضا قابل کنترل است و او برای ساعت‌ها در یک بن‌بست کلامی گرفتار نخواهد شد.