به گزارش شهرآرانیوز، نگارخانه «رضوان» مشهد این بار متفاوت از بقیه نمایشگاههایی بود که به رنگ دیوارهای خود دیده بود. در روزی که مصادف شده است با آغاز دهه مبارک فجر و چهلوهفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نوجوانانی هنرمند که خود مایه امید این کشور هستند، در نمایشگاه «سرای امید» گرد هم آمدند تا ۴۱ اثر خود را در قالبهای نقاشی، طراحی، گرافیک، خط و ترکیبی از همه اینها با موضوعاتی که بوی وطن میدهند، به نمایش بگذارند.
هنرمندان نوجوان فرانگار
هنر همواره صدای فریاد هنرمندان متعهد بوده و خواهد بود و رهروان این مسیر نیز این رسم را از پیشکسوتان خود آموختهاند؛ مانند نوجوانان ۱۳ تا ۱۹سالهای که عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان رضوی هستند و علاوه بر این، چند سالی است عضو باشگاه هنری تصویرگران فرانگار هم هستند و هنر وجودی خود را از این طریق قصد دارند به نمایش بگذارند. امروز هم برای نخستین بار است نمایشگاه هنری متمرکزی با عنوان «سرای امید» از سوی کانون برگزار شده است تا ۴۰ نفر از نوجوانان هنرمند مشهدی، کنار یکدیگر برای برپایی یک نمایشگاه گروهی در نگارخانه رضوان مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی تمامقد بایستند و در آثار خود، تصاویری را که رنگوبوی وطن و امید دارند، به نمایش بگذارند.
لیلا قوامی، کارشناس مسئول آفرینشهای هنری کانون پرورش فکری خراسان رضوی، درباره این باشگاه و جزئیات نمایشگاه هنری «سرای امید» به شهرآرانیوز گفت: باشگاه فرانگار از دو سال پیش تشکیل و پس از عضوگیری، فرایند استعدادیابی خود را آغاز کرده است. اعضای ورودی به این انجمن، طی یک فرایند دوساله در کارگاههای آموزشی تحت نظر اساتید برجسته فعالیت کردند که توانستند آثار شاخصی طی این مدت خلق کنند؛ از جمله تابلوی گروهی «سلسلهالذهب»، و پردهنگار ۲در۱۰ متری «مرز پرگهر» که با مشارکت بیش از ۳۰ نفر از اعضا، پس از جنگ ۱۲روزه خلق شد.
پشت هر قاب، روایتی نشسته است
قوامی با بیان این مطلب که محور اصلی تولیدات نوجوانان باشگاه، کشور و مفاهیمی هستند که گوشهای از موفقیت و افتخارات وطن و مردم ایران را به نمایش میگذارند، افزود: نمایشگاه «سرای امید» نیز با هدف کشف و بروز استعداد نوجوان برگزار شده است. طی یک فرایند دوماهه، فراخوانی با موضوعات مادر، وطن، مادران شهید، شهدای هستهای، شهدای جنگ، شهدای مقاومت و داستانهای شاهنامه و... منتشر شد تا هنرمندان بتوانند با این موضوعات ارتباط برقرار کنند. پس از انتخاب موضوع، چندین جلسه گفتوگو با اعضا برای یافتن روایتهای آثار صورت گرفت.
وی خاطرنشان کرد: تمام آثاری که شما در نمایشگاه میبینید، دارای روایت هستند؛ به این معنی که اعضا برای هر اثر خود گفتمان و توضیحاتی دارند. این آثار تنها ایدههای ذهنی نبودند، بلکه هنرمندان برای خلق تصاویر، روایتسازی و حتی تحقیق کردند و برای خلق جزئیات هر اثر وقت صرف کردند که این موضوع برای یک نوجوان بسیار ارزشمند است. ما نیز در طول اجرای هر طرح، کنار بچهها بودیم و راهنماییشان میکردیم تا به بهترین نسخه خود برسند.
تابلویی به رنگ اتفاقات تلخوشیرین کشور
خط روایت را میتوان در هر اثر همانطورکه لیلا قوامی گفته است، دید. به سراغ هریک از هنرمندان نوجوان که میرفتیم، میتوانست برای اثر خود داستانی شیرین از شخصیتی که طراحی کرده است، تعریف کند؛ به همین دلیل، مخاطبان و بازدیدکنندگان بزرگسال، با شوق، شنوای ارائه این سرمایههای امید بودند. مانند هانیهسادات نجار که از جمله شرکتکنندگان و اعضای قدیمی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان است و تابلوی هنری جالبی را خلق کرده است.
در تابلوی او، دختری شاد با لباسهای رنگی ایستاده است که گویی مسیری را میخواهد طی کند. او در توضیح اثر خود میگوید: تابلوی من یک اثر گرافیکی با محوریت رویدادهای مهم ایران بعد از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی است. ایده این کار از حرف مادرم آغاز شد. مادرم بیان کرد که «تمام سختیها و رنجهایی که پشت سر گذاشتهایم، پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی بوده است».
هانیهسادات ادامه میدهد: از آنجا که رشتهام گرافیک است، کارهایم دارای یک چهارچوب مشخص است. به همین دلیل، تمام اتفاقات را یک دختر نوجوان که نماد یک دختر دهههشتادی است، روی خطی سیر میکند که حرف «ح» را که نمادی از حماسهسازی نسل زِد است، نشان میدهد. این دختر از اتفاقات تلخ و شیرین ازجمله شهادت حاج قاسم سلیمانی، مرگ پیروز (بچهیوز ایرانی)، کشف و تولید واکسن کرونا، مسمومشدن دختران دانشآموز در مدرسه، شهادت شهید رئیسی، پرتاب موفقیتآمیز سه ماهواره ایرانی به فضا، پیروزی ناهید کیانی در المپیک، جنگ ۱۲روزه، حوادث دیماه ۱۴۰۴ و... عبور میکند. انتهای اثر نیز به رنگ طلایی بوده که نماد روزهای بهتر و نامشخص و البته امیدوار آینده است.
این هنرمند جوان در پاسخ به سؤالی درباره انگیزه و پشتوانه تحقیقاتی اثرش و انتخاب موضوع تابلوی خود میگوید: احساس کردم به عنوان یک دهههشتادی که این حوادث را پشت سر گذاشتهام، نیاز دارم آنها را بیان کنم. برای هریک از این پلانها، یک روز تحقیق داشتم و هیچ اغراقی در آنها نیست. سعی کردم اتفاقات خوب و بد را کنار هم بیاورم تا هم سختیهای کشورم دیده شود و هم زیباییهایش؛ چراکه معتقدم هیچچیز مطلقاً خوب یا بد نیست و همهچیز دارای جنبههای مثبت و منفی است.
از شاهنامه تا رویدادهای ملی در خلق اثر
شاهنامه، این شاهکار ادبی فردوسی در هر عرصهای میتواند دستمایه هنری هنرمندان بزرگ و کوچک شود، مانند اثری که پروین شریفی ۱۳ساله خلق کرده است و با تصویرگری گردآفرید، خواسته نمادی از حفاظت کشور توسط زنان شجاع ایرانی را به تصویر بکشد.
شریفی درباره اثر هنری مفهومی خود میگوید: میخواستم توی اثرم، تصویری از نمادهای ایران را نشان بدهم که به این نتیجه رسیدم یکی از نمادهای مهم ما دختران ایرانی که در شاهنامه آمده، یعنی «گردآفرید» را در مرکز نقشه ایران نقاشی کنم که نماد حفاظت از ایران است. در بالای نقشه ایران، شعر معروف «چو ایران نباشد، تن من مباد» به همراه نقشونگارهایی کار شده که هرکدام از رنگها، تنوع شهرها و استانهای کشور را نشان میدهد که هرجا چه رنگ و هویتی دارد. گلهای قرمزی هم که پایین نقشه ایران دیده میشود، نماد خون شهداست به این معنا که همیشه سایه شهدا بر کشورمان قرار دارد و اگر کشور ما اینطوری دیده میشود، فقط به خاطر خون شهداست.
شایان رحمتی هم نوجوان ۱۴سالهای است که جلوی تابلوی خود ایستاده و داستان آن را دارد برای یکی از بازدیدکنندگان توضیح میدهد. انتخاب او مربوط به صحنه سوم شاهنامه که مربوط به نبرد رستم با اژدهاست، میشود. شایان که از اعضای جدید کانون است، درباره تابلوی خود میگوید: من از بچگی نقاشیکردن را شروع کردم و شاهنامهخوانی هم تمرین میکردم. وقتی متوجه فراخوان و این نمایشگاه شدم، از میان سوژهها، شاهنامه را که نشانی از هویت ایرانی است، انتخاب کردم و یکی از صحنههای پیروزی رستم را به نمایش گذاشتم.
تولید اثر هنری با الهام از فیلمهای فاخر ایرانی
سپیده بحرودی ۱۵ساله هم یکی دیگر از دختران نوجوانی است که اثری در این نمایشگاه دارد. او علاوه بر استعدادی که در نقاشی دارد، اهل قصهگویی و داستاننویسی هم هست. اثر او برگرفته از فیلم معروف و پرجایزه «شیار ۱۴۳» است. خودش درباره آن توضیح میدهد: وقتی این فیلم را دیدم، اثر عمیقی بر من گذاشت و سعی کردم رنج یک مادر شهید را نشان بدهم و گذشتن یک انسان از گذشته تا امروز را به تصویر بکشم.
بحرودی که تابلویش ترکیبی از تکنیکهای قلم فلزی و آبرنگ و کلاژ است، میگوید: من با الهام از فیلم شیار ۱۴۳، مادری جوان که فرزندش را در آغوش دارد سمت راست تابلو نقاشی کردم که پشت او، باغی از گلهای آفتابگردان که رنگ امید است، قرار دارد و در سمت چپ آن، همان مادر، قنداقهای در آغوش دارد با این تفاوت که بعد از سالها انتظار و امید به بازگشت فرزندش، سهم او چند تکه استخوان شده است و پشت سر او، باغی از گلهای لاله که نماد شهادت است، به تصویر کشیدم.
اینجا همه نوجوانان با ایدهای که از جان و باورشان برمیخیزد، به خلق اثری هنری برای وطن و دفاع از آن پرداختهاند که در گفتوگو با هرکدامشان، میتوان امید، این سرمایه ارزشمند دوران جوانی و زندگی را دید. آنها به اندازه وسع خود، تصمیم گرفتهاند قدمی برای آبادی و پیشرفت این کشور بردارند و فقط کمی حمایت میخواهند که دیده شوند. این گزارش هم تلاشی اندک بود برای نمایش دنیای امیدوارانه «سرای امید».