شناسهٔ خبر: 77021995 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

پرچمدار انقلاب اسلامی/ ۵

اهل جیرفت خویشاوند و برادران من بودند

امام خامنه‌ای از خاطرات روز‌های تبعید خود در جیرفت می‌گویند: ««یک روز گرم تابستانی با چند مامور ژاندارمری وارد شهر جیرفت شدم. در شهر هیچ کس را نمی‌شناختم. اما هنوز چند روزی از ورود من به این شهر نگذشته بود که احساس کردم در میان خویشاوندان، برادران و عزیزان خود هستم.»

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رهبر معظم انقلاب اسلامی با همه نقش مهمی که در مبارزه با رژیم پهلوی داشت چندان به آن پرداخت نشده است. به مناسبت چهل و هشتمین پیروزی انقلاب اسلامی بخش‌هایی از زندگی ایشان منتشر می‌شود که قسمت پنجم آن را در ادامه می‌خوانید: 


تبعید به جیرفت

اوضاع حکومت در تهران، قم و شهر‌های بزرگ نیز نابسامان بود، حضور تبعیدی‌ها در شهر‌های کوچک، سراسر کشور را انقلابی کرده بود. حکومت چاره‌ای برای جابه‌جایی تبعیدی‌ها نمی‌دید و گمان می‌کرد با تغییر مکان تبعید فعالیت آنها در مکان‌های ناآشنا سخت‌تر خواهد بود. در حکمی راشد یزدی را به ایذه فرستادند، فخرالدین رحیمی را به اقلید و امام خامنه‌ای را به جیرفت. ایشان درباره آن روز‌ها می‌گوید: «یک روز گرم تابستانی با چند مامور ژاندارمری وارد شهر جیرفت شدم. در شهر هیچ کس را نمی‌شناختم. در ابتدای ورود ماموران بنده را به شهربانی جیرفت راهنمایی کردند. با این وضعیت وارد جیرفت شدم. اما هنوز چند روزی از ورود من به این شهر نگذشته بود که احساس کردم در میان خویشاوندان، برادران و عزیزان خود هستم.» 

اوضاع کشور در حال تغییر بود. حکومتی‌ها به قدری در اوضاع سردرگم پایتخت گرفتار بودند که بر اوضاع شهر‌های دیگر مسلط نبودند. ماه رمضان بود و مسجد جامع شلوغ، سخنران سومین شب احیا یعنی پنجم شهریور امام خامنه‌ای بود ایشان همزمان با سقوط دولت جمشید آموزگار، از امام خمینی (ره) تمجید کرد. 

امام خامنه‌ای از خاطرات شهر جیرفت می‌گوید: «جیرفت شهر کوچکی بود با خیابان‌های معدود ولی دریایی از محبت و صمیمیت در این شهر موج می‌زد. ماه رمضان در گرمای تابستان، این مسجد جامع زنان و مردان بسیاری را به سمت خود جذب می‌کرد تا بتوانند حقایقی را از زبان طلبه‌های تبعیدی بشنوند. من خودم آن شب‌ها در مسجد جامع جیرفت چندین سخنرانی کردم، ماموران رژیم طاغوت مانع بودند، اما شوق و علاقه مردم این مانع‌ها را برمی داشت. نکته جالب این بود اولین شعار انقلابی و فریاد اعتراض علیه رژیم طاغوت، از پشت پرده‌ای که زن‌ها نشسته بودند، بلند شد.» 

در جیرفت تبعیدی‌های معروفی بودند و اغلب‌شان از تبعیدگاه‌های قبلی به جیرفت منتقل شده بودند. برخی قبل از امام خامنه‌ای و برخی پس از استقرار ایشان، آقای عبدالرحیم ربانی شیرازی که تبعید خود را در سردشت سپری می‌کرد، طبق رای کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی قم به جیرفت منتقل شد. البته کمیسیون یاد شده تبعیدگاه جدید آقایان حسین نوری همدانی، محمد یزدی، محمدجواد حجتی کرمانی، ناصر مکارم شیرازی، محمدعلی گرامی، عبدالمجید معادی‌خواه، حاج قاسم دخیلی، حسین سلیمانی و غلامحسین خردمند را جیرفت تعیین کرده بود. آن روز‌ها جیرفت، شهر اول تبعیدی‌های نهضت اسلامی بود. آنها هفت روحانی و دو کاسب بودند. اوضاع آشکارا در حال تغییر بود. یخ‌های اختناق در حال آب شدن بودند. اما پایه‌های این کوه یخی همچنان زیر آب قرار داشت. در جیرفت رژیم به مردم سخت گرفته بود و مردم می‌ترسیدند خانه‌شان را به تبعیدی‌ها اجاره بدهند. تبعیدی‌های جدید که می‌آمدند به همان خانه‌ای می‌رفتند که امام خامنه‌ای، ربانی املشی و سایر تبعیدی‌ها بودند. 

حضور فعال تبعیدی‌ها، سرگرد فلاحی، رئیس شهربانی جیرفت را به این نتیجه رساند که ادامه اقامت آنان در منطقه خطرناک و موجبات اخلال در نظم و آسایش عمومی است. او از فرماندار شهر خواست در کمترین زمان اقامت اجباری تبعیدی‌ها تغییر کند. استدلال او این بود که مردم جیرفت که از آگاهی سیاسی و اجتماعی و مذهبی دور نگه داشته شده‌اند، توسط روحانیون تبعیدی‌ای که سر از این شهر درآورده‌اند، تحریک شده، رخداد‌های ناگواری را پدید خواهند آورد. امام خامنه‌ای درجیرفت هم نامه‌نگاری با آیت‌الله صدوقی را ادامه داد؛ ازجمله درباره فاجعه سینما رکس آبادان وکشتار رژیم پهلوی در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷. درشرایطی که صدای شکست شدن استخوان‌های رژیم به گوش می‌رسید، شخصیت پرطرفداری مثل آیت‌الله شریعتمداری درسخنرانی‌اش ازتندرو‌ها انتقاد کرده بود که امام خامنه‌ای نامه‌ای هم برای او نوشت. 

منبع: روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای/ جعفرعلی شیرنیا 

انتهای پیام/ 161