شناسهٔ خبر: 76973173 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

نگاهی به دو فیلم روز نخست جشنواره فجر؛

از «غوطه‌ور» تا «غبار میمون»: فاصلهٔ میان قصه‌گویی و شعار

تهران-ایرنا- «غوطه‌ور» اثر محمدجواد حکمی و «غبار میمون» ساخته آرش معیریان. اگرچه هر دو فیلم در ژانر معمایی و سیاسی قدم گذاشته‌اند، اما سرنوشتی کاملاً متضاد را تجربه کرده‌اند. این تقابل، در واقع نبرد پنهان «قصه‌گویی» با «شعارزدگی» است؛ نبردی که کیفیت نهایی یک اثر سینمایی را تعیین می‌کند.

صاحب‌خبر -

در نخستین روز جشنواره فیلم فجر دو فیلم و یک انیمیشن به نمایش در آمدند. وجه تشابه دو فیلم داستانی، درونمایه های سیاسی و ایدئولوژیک آن بوده که حتی در گونه سینمای سیاسی و ژانر تریلر هم قابل طبقه بندی هستند. در ادامه نگاهی تحلیلی تر به ساختار سینمایی و فرم محتوای هنری این دو فیلم شده است:

«غوطه‌ور» : تریلر روان‌شناختی ایرانی با همه قوت‌ها و ضعف‌ها

فیلم «غوطه‌ور» به کارگردانی محمدجواد حَکَمی، تلاشی جدی و قابل تأمل برای احیای ژانر تریلر معمایی در سینمای ایران محسوب می‌شود. این اثر با بهره‌گیری از قواعد کلاسیک و امتحان‌پس‌داده این ژانر جهانی، می‌کوشد قصه‌ای پیچیده و مبتنی بر تعلیق را پیش ببرد و مخاطب را در فرآیند کشف حقیقت همراه کند.

در این مسیر، فیلمنامه نقشی محوری ایفا می‌کند و موفقیت فیلم تا حد زیادی وابسته به توانایی آن در ایجاد ابهام معنادار، ارائه سرنخ‌های هوشمندانه و حفظ کشش تا نقطه اوج است. «غوطه‌ور» در بخش‌هایی توانسته با طراحی صحنه‌های مواجهه و گفت‌وگوهای چندلایه، این تعلیق را با موفقیت نسبی ایجاد کند و مخاطب را تا اواخر فیلم کنجکاو نگاه دارد.

یکی از نقاط قوت «غوطه ور»، پرهیز از شعارزدگی و اولویت دادن به «سینما» و «قصه» بر پیام مستقیم است.

یکی از نقاط قوت اثر، پرهیز از شعارزدگی و اولویت دادن به «سینما» و «قصه» بر پیام مستقیم است. به بیان دیگر، فیلم ترجیح می‌دهد ایدئولوژی و درونمایه‌های اجتماعی خود را در لایه‌های زیرین روایت و از طریق ساختار ژانر و کنش‌های شخصیت‌ها بیان کند، نه با دیالوگ‌های مستقیم و خطابه‌ای. این رویکرد، فیلم را به اثری سیال و نمایشی نزدیک‌تر می‌سازد.

از لحاظ اجرایی و بازیگری، «غوطه‌ور» انتخابی آگاهانه و قابل دفاع دارد. حضور بازیگرانی با حالات و سبک‌های متفاوت، مانند آیدا ماهیانی و محیا دهقانی (با انرژی دراماتیک و مستعد هیجان) در مقابل محسن قصابیان و مهران غفوریان (با تسلط در بازی‌های مبتنی بر رفتار و زیرمتن)، تعادل جالبی ایجاد کرده است. به نظر می‌رسد فیلم با طراحی سکانس‌های خاص، فرصت ابراز وجود را برای هر یک از این بازیگران فراهم کرده تا بتوانند در لحظات اوج، عیار هنری خود را به نمایش بگذارند. این تقابل و همکاری بازیگران، بر جذابیت بصری و حسی فیلم افزوده است.

همچنین، تلفیق ژانر معمایی با رویکرد اجتماعی و درونمایه روان‌شناختی، یکی از جذاب‌ترین وجوه فیلم است. این ترکیب سبب می‌شود مخاطب نه تنها برای کشف معما، که برای درک انگیزه‌های پیچیده شخصیت‌ها و ریشه‌های رفتاری آنان نیز دنباله‌روی قصه باشد و با موقعیت‌های دراماتیک همذات‌پنداری کند. افزون بر این، ارجاعات سینمایی فیلم، مانند تشابه نقش محسن قصابیان به شخصیت آل پاچینو در «بی‌خوابی»، برای مخاطبان آشنا به سینما جذابیت فرامتنی ایجاد می‌کند.

با این وجود، «غوطه‌ور» از برخی ضعف‌های ساختاری و محتوایی رنج می‌برد. مهم‌ترین نقد، پرداخت سطحی و حاشیه‌ای به ایده محوری درگیری دو دختر (نگار و ماهک) و ریشه‌های روان‌شناختی و عاطفی رابطه آنان است. فیلم علیرغم مطرح کردن موضوعی حساس مثل همجنس‌گرایی (یا احساسات شدید عاطفی همجنس‌خواهانه)، به جای واکاوی عمیق این رابطه و انگیزه‌های کشمکش، بیشتر بر جنبه «موش و گربه‌بازی» و تعقیب و گریز ظاهری متمرکز می‌شود. این مسئله باعث می‌شود احساسات پیچیده شخصیت‌ها در پس حرکات نمایشی و صحنه‌های مهیج اما کم‌عمق، به حاشیه رانده شود.

از سوی دیگر، برخی قسمت‌های فیلم حالتی کشدار و گاه تکراری پیدا می‌کنند، انگار که فیلمساز برای پر کردن زمان، مجبور به حاشیه‌روی شده است. در نهایت، این حس به وجود می‌آید که فیلم با وجود دسترسی به سوژه‌ای خاص و جسورانه (به ویژه در فضای سینمای ایران)، نتوانسته از این فرصت به صورت کامل و عمیق بهره ببرد. پرداخت این موضوع نه تنها می‌توانست غنای دراماتیک اثر را افزایش دهد، بلکه فرصتی برای ارائه تصویری انسانی و پیچیده از چنین روابطی فراهم می‌کرد، اما در نهایت به عنصری کم‌رنگ و بیشتر در خدمت پیشبرد معمایی سطحی تقلیل یافته است.

از «غوطه‌ور» تا «غبار میمون» : فاصلهٔ میان قصه‌گویی و شعار

در مجموع، «غوطه‌ور» فیلمی است با ظرفیت‌های بالا در ژانر تریلر و اجرای قابل قبول بازیگران، که به دلیل ضعف در پرداخت عمق روان‌شناختی شخصیت‌ها و تمرکز بیش از حد بر جنبه‌های مکانیکی تعلیق، از تبدیل شدن به یک اثر ماندگار بازمانده است. با این حال، همین تلاش برای احیای تریلر روان‌شناختی و رویکرد غیرشعاری آن، «غوطه‌ور» را به تجربه‌ای قابل بحث و توجه در سینمای معاصر ایران تبدیل می‌کند.

«غوطه‌ور» از برخی ضعف‌های ساختاری و محتوایی رنج می‌برد. مهم‌ترین نقد، پرداخت سطحی و حاشیه‌ای به ایده محوری درگیری دو دختر (نگار و ماهک) و ریشه‌های روان‌شناختی و عاطفی رابطه آنان است

فیلم «غبار میمون» : تغییر مسیر ناموفق آرش معیریان به سینمای سیاسی

تغییر مسیر ناگهانی آرش معیریان از ساخت کمدی‌های عامه‌پسند و پرطرفدار به عرصه‌ پیچیده‌ی «سینمای استراتژیک» و تریلر سیاسی، اقدامی جسورانه و غیرمنتظره بود؛ حرکتی که به همان اندازه عجیب و ناگهانی به نظر می‌رسید و نتیجه‌ نهایی آن در فیلم «غبار میمون» نیز غریب، آشفته و دور از انتظار از کار درآمد. این فیلم که با ادعای ارائه‌ی یک تریلر سیاسی-امنیتی ساخته شده، از همان ابتدا تا انتها در هاله‌ای از بی‌ثباتی، ناهمگونی و سردرگمی روایی دست و پا می‌زند. فیلم مدام میان موقعیت‌های مختلف و شخصیت‌های متعدد در نوسان است، بی‌آنکه بتواند پیوندی منطقی یا جریانی سیال میان آن‌ها ایجاد کند. تماشاگر در مواجهه با این اثر، نه با یک قصه‌ی منسجم، که با ملغمه‌ای از صحنه‌ها، دیالوگ‌های سنگین و شخصیت‌هایی عموماً مبتذل و کارتونی مواجه می‌شود که هر یک تلاش می‌کنند با بیان شفاهی و اغلب پیچیده، موقعیت حقیقی و حقوقی خود و ابعاد «توطئه» را توضیح دهند.

در این میان، دیالوگ نقشی حیاتی اما کاملاً شکست‌خورده ایفا می‌کند. «غبار میمون» عمیقاً متکی بر گفت‌وگوهایی است که قرار است بار انتقال مفاهیم امنیتی، سیاسی و ایدئولوژیک را بر دوش بکشند و هسته‌ داستان را شکل دهند. با این حال، حجم انبوه دیالوگ‌های پرطمطراق، نامفهوم و غالباً شبه فلسفی، نه تنها نتوانسته کارکرد اصلی خود را به عنوان موتور محرکه‌ی یک تریلر مهیج انجام دهد، بلکه حتی در انتقال ساده‌ترین مفاهیم داستانی نیز ناتوان می‌نماید. این دیالوگ‌ها بیشتر به «بیانیه‌خوانی» یا متون خشک تئوری‌پردازی شبیه هستند تا گفت‌وگوهای طبیعی، دراماتیک و پیش‌برنده‌ی قصه.

در نهایت، ما با فیلمی مواجه می‌شویم که در یک شکست دوگانه محصور شده است: از یک سو، در قالب یک اثر سینمایی صرف، کاملاً ناتوان از جذب، همراه‌سازی و ایجاد تعلیق برای مخاطب عام است و از سوی دیگر، در قامت یک فیلم «استراتژیک» یا ایدئولوژیک هدفمند، قادر به انتقال مؤثر و تأثیرگذار پیام‌های ثقیل و پیچیده‌ی خود نیست.

ضعف‌های فنی نیز بر این ناکامی کلی سایه افکنده است. تدوین فیلم فاقد ریتم و انسجام لازم است و به جای ایجاد پیوستگی و تشدید کشش، بر گسست و سردرگمی اثر می‌افزاید. فیلم به جای «قصه‌گویی» تصویری و سینمایی، به «بیانیه‌خوانی» متوسل می‌شود و از ابزارهای ذاتی سینما غافل می‌ماند. نتیجه‌ی این همه، نه تنها یکی از ضعیف‌ترین آثار در کارنامه‌ی آرش معیریان، بلکه یکی از غیرقابل تحمل‌ترین و گمراه‌کننده‌ترین تجربه‌های سینمایی در ژانر سیاسی-امنیتی ایران است.

از «غوطه‌ور» تا «غبار میمون» : فاصلهٔ میان قصه‌گویی و شعار

«غبار میمون» حتی در جذب مخاطب عام که ممکن است با نام کارگردان یا بازیگرانش به سالن سینما کشیده شوند، نیز به احتمال زیاد ناکام خواهد ماند، چرا که فاقد کوچک‌ترین جذابیت روایی یا سرگرم‌کنندگی لازم است. این فیلم بیشتر شبیه به یک طرح اولیه‌ آشفته و بلندپروازانه است که هرگز به مرحله‌ی بازنویسی و پرداخت نرسیده و نهایتاً به عنوان اثری گم‌شده در «غبار» ایده‌های بلند اما اجرای ضعیف، خود را محکوم به فراموشی سریع کرده است.