طرفداری | مارکیان یولیانوویچ مازورکویچ (Markiian Yulianovych Mazurkevych) یا مایک مازورکی (Mike Mazurki) زاده 25 دسامبر 1907 در شهر کوپچینسه اتریش-مجارستان سابق و اوکراین امروزی است. در کودکی مارکیان بود که خانوادهاش به شهر کوهوس ایالت نیویورک کوچ کردند تا فرزندشان با نامی آمریکایی یعنی «مایک» بزرگ شود. پس از گذراندن دورههای ابتدایی تحصیل در موسسه لاسال، از شاگردان ممتاز کالج منهتن بود و با مدرک لیسانس هنر، فارغالتحصیل شد. او سپس به دانشکده حقوق فوردهام رفت و پس از پایان تحصیلات در این دانشکده، رسماً یک وکیل دادگستری شد. همزمان با پیشرفت در تحصیل، مایک از ورزشکاران مطرح کالج و دانشگاهش بود و در مسابقات فوتبال، میدرخشید.

کسب درآمد بیشتر، جاذبهای بود که باعث شد تا مایک به کشتی حرفهای روی آورد. او پس از یاد گرفتن کشتی، توانست تا به درآمدی 10 برابر وکالت دست یابد اما آسیبهای حرفهای که در آن زمان، جنبه نمایشی نداشت، باعث شد تا مایک، چندین ماه را در بیمارستان سپری کند. او با بزرگان زیادی کشتی گرفت و توانست تا در شهر آلبانی، از سرآمدهای حرفه خود شود. در یکی از همین کشتیها بود که یادداشتی در رختکن به دست مایک رسید؛ مردی پس از آن به سمت او رفت و خود را جوزف فون اشترنبرگ معرفی کرد. فون اشترنبرگ که از کارگردانان هالیوودی بود، فیلم جدیدی را با نام «ژست شانگهای»، در دست ساخت داشت. او برای یکی از نقشهای خود، مازورکی را بسیار مناسب میدید. این کشتیگیر تنومند، پیشنهاد کارگردان اتریشی را قبول و نقش یک باربر چینی را در این فیلم ساخت 1941، ایفا کرد. در ادامه، دنیای سینما شاهد فیلمهای دیگری از مازورکی با نامهای «تاکسی، میستر»، «ماه بمبافکن» و «روح کانترویل» بود.

مهمترین فیلم کارنامه سینمایی مازورکی، فیلم سینمایی «قتل، عزیزم»، به کارگردانی ادوارد دیمیتریک بود که او با ایفای نقش یک اوباش، از هیکل تنومند، صدای خشدار و چهره کمی خشن خود، بهترین استفاده را برد. نقشهای مهم بعدی کشتیگیر سابق، قاتل و روانپریش و چاقو به دست در «دیک تریسی (1945)»، خدمتکار ترسناک و خنجرزن در فیلم نوآر «رهاشده (1949)»، کشتیگیر استخوانشکن و خفهکننده در فیلم «شب و شهر (1950)»، همکاری با مریلین مونرو و جان وین در «بعضیها داغشو دوست دارن (1959)» و نقش یک سرهنگ در فیلم «داناونز ریف» بود. بازی در سریالهای مطرحی چون «وکیل مدافع»، «کلانتر کوچیز»، «ماجراهای جیم بوی»، «جانی نیمه شب»، «قطار واگن»، «پری میسون»، «میستر اد»، «رنگو»، «من جینی را دوست دارم»، «بونانزا»، «منیکس»، «دود اسلحه»، «فرشتگان چارلی» و «جزیره فانتزی»، از دیگر تجربیات مازورکی در عرصه تصویر بود.

در سال 1975، بالاخره او به نقش اصلی یک فیلم در «چالش برای آزادی» رسید و ایفاگر کاراکتر «ترپر» بود. او تا سال 1990، فعالیت قابل توجهی در فیلم و سریالهای مختلف داشت و پس از حضور در فیلم سینمایی «رئیس مافیا»، دیگر در قاب تلویزیون و سینما، دیده نشد. او در سال 1984، حضور در یک موزیک ویدیو از راد استوارت به نام «شیفتگی» را تجربه کرده بود؛ مازورکی اعتقاد داشت که این موزیک ویدئو، او را بیش از فیلمهایش محبوب کرده است. نقشهایی از جنس شرورهای ترسناک و تهدیدکننده، وجه مشترک فیلمهای مازورکی بود زیرا او با صورتی ناهموار و صدایی خشن، بسیار خوب این مدل کاراکترها را به تصویر میکشاند. او در طول فعالیتهای هنری خود، کشتی را رها نکرد و به عنوان داور در این ورزش حضور داشت. این علاقه باعث شد تا مازورکی در سال 1965، سازمانی غیرانتفاعی را با نام «کوچه گل کلمی»، برای تجدید دیدار کشتیگیران حرفهای، تأسیس کند. در لوگوی این سازمان، قالبی نقرهای از گوش چپ مازورکی دیده میشود که به مرور به نمادی از کشتیگیران تبدیل شد. جایزه «آیرون مایک»، سالانه به کشتیگیران برتر از سوی این سازمان داده میشود. گفته میشود، گوش شکسته مشهور مازورکی، در دوران حضورش در فوتبال آمریکایی، به شکل گل کلم درآمده بود و این اتفاق، ربطی به کشتی نداشت اما به نشانه معروف کشتیگیران تبدیل شد. مازورکی تا زمان فوتش، ریاست سازمان «کوچه گل کلمی» را برعهده داشت. او در 9 دسامبر 1990، در سن 82 سالگی، دار فانی را وداع گفت.
