شناسهٔ خبر: 76957113 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

بازگشت به درون؛ لزوم بازنگری در اولویت‌های دکترین امنیت

ساری- ایرنا- بازسازی اعتماد، تقویت نهادهای سیاسی، کاهش تنش‌های اجتماعی و مهم‌تر از همه، مدیریت روایت‌های داخلی و پیشگیری از تبدیل مسائل داخلی به پرونده‌های بین‌المللی، مهم‌ترین اولویت‌هایی است که با تمرکز بر مفهوم «بازگشت به درون» در دکترین امنیت کشور می‌تواند راه نفوذ، دخالت و تجاوز آشکار قدرت‌های بزرگ با تکیه بر «واژه‌های متجاوز» و اصطلاحات فریبنده‌ «جهان جدید» را ببندد.

صاحب‌خبر -

در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، مفهومی وجود دارد که کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است: «بازگشت به درون». این مفهوم، برخلاف برداشت‌های سطحی، نه یک «انزواگرایی کلاسیک» است و نه عقب‌نشینی از جهان. بلکه یک بازتنظیم راهبردی است که در آن دولت‌ها در لحظه‌های حساس، تنش‌های فراملی را به حداقل می‌رسانند تا بتوانند ظرفیت‌های داخلی را بازسازی کنند. این رویکرد در دهه‌های مختلف تا امروز، بارها در میان اندیشمندان امنیت ملی آمریکا مطرح شده است؛ از واقع‌گرایانی مانند «کنت والتز» تا نهادگرایانی مانند «رابرت کوهن» و حتی نظریه‌پردازان امنیت انسانی.

اما آنچه این نظریه را برای امروز ایران مهم می‌کند تاریخ آن نیست، بلکه کاربرد آن در جهان جدید است. جهانی که در آن طنین‌های مشکوکِ نهادهای بین‌المللی، سکوت‌های معنادارِ قدرت‌های بزرگ و ظهور واژه‌های شبه اخلاقی مانند «مداخله بشردوستانه» می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات ناخواسته در محیط امنیتی کشورها شود.

در چنین جهانی به نظر می‌رسد که بازنگری موقت در دکترین امنیتی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است.

واژه‌های متجاوز و طنین‌های مشکوک جهانی

در ادبیات روابط بین‌الملل، واژه‌ها هرگز بی‌طرف نیستند. اصطلاحاتی مانند «مداخله بشردوستانه»، «مسئولیت حمایت»، «حفاظت از غیرنظامیان» و «مداخله پیشگیرانه» در ظاهر مفاهیمی اخلاقی‌اند، اما در عمل بارها به‌عنوان پیش‌درآمد مداخله نظامی استفاده شده‌اند. نمونه‌های تاریخی آن فراوان است؛ از بالکان تا لیبی، از عراق تا افغانستان.

در همه این موارد پیش از ورود نیروهای نظامی، واژه‌ها وارد شدند! واژه‌ها فضا را آماده کردند، برای مداخله نظامی مشروعیت ساختند و سپس عملیات تجاوز سرزمینی آغاز شد. اکنون نیز جهان پر شده از واژه‌هایی که اگرچه ظاهری نرم دارند، اما طنین‌شان کثیف و خطرناک ست.

سکوتی که باید شنیده شود

نهادهای بین‌المللی برخلاف تصور عمومی، همیشه بی‌طرف نیستند. در بسیاری از موارد، سکوت آن‌ها از فریادشان خطرناک‌تر است.

در روابط بین‌الملل، سکوت یک نهاد می‌تواند معانی مختلف داشته باشد؛ آماده‌سازی افکار عمومی جهانی، انتظار برای تغییر موازنه قدرت، هماهنگی پشت‌پرده میان قدرت‌های بزرگ و ایجاد فضای مبهم برای اقدام بعدی.

این سکوت‌ها همان «طنین‌های مشکوک» هستند؛ طنین‌هایی که اگر شنیده نشوند، می‌توانند کشورها را غافلگیر کنند.

بی‌تردید «بازگشت به درون»، به معنای بستن درها نیست. بلکه یعنی بازسازی ستون‌های داخلی امنیت ملی. در نظریه‌های امنیت ملی، سه ستون اصلی وجود دارد: «انسجام داخلی»، «ظرفیت نهادی» و «تاب‌آوری اجتماعی». توجه به این ستون‌های مهم از دغدغه‌های این روزهاست که بارها توسط کنش‌گران گفته شده است. اما «بازگشت به درون» یعنی «کاهش تنش‌های غیرضروری»، «تمرکز بر شکاف‌های داخلی»، «تقویت نهادهای سیاسی»، «بازسازی اعتماد عمومی» و «جلوگیری از تبدیل مسائل داخلی به پرونده‌های بین‌المللی».

جهان در حال ورود به دوره‌ای است که در آن قدرت‌های بزرگ به‌دنبال بازتعریف حوزه نفوذ هستند و نهادهای بین‌المللی نقش دوگانه بازی می‌کنند. نکته بسیار مهم این‌که رسانه‌ها میدان نبرد جدید شده‌ و در این فضا و بستر، تصویرها و واژه‌ها می‌توانند به بهانه‌ای برای اقدام نظامی تبدیل شوند.

در چنین شرایطی باید از کوچک‌ترین تعارضات پرهیز کرد. چرا که هر شکاف داخلی می‌تواند از نگاه سوءاستفاده‌گرانه در جهان جدید، به پرونده حقوق بشری، گزارش ویژه، قطعنامه و بهانه به‌کارگیری اصطلاحات خوش‌ظاهر و سودجویانه‌ای مانند «مداخله بشردوستانه» و دیگر واژه‌های کثیف و به ظاهر اخلاقی تبدیل شود.

بازگشت به درون؛ دکترین آینده امنیت ملی ایران

اگر بخواهیم از تجربه‌های جهانی درس بگیریم، باید بپذیریم که امنیت ملی از داخل آغاز می‌شود و صد البته انسجام داخلی مهم‌تر از هرگونه ائتلاف خارجی است. با این نگاه بی‌تردید قلب‌های مردم، عمق استراتژیک است.

بازگشت به درون به معنای بازسازی اعتماد و تقویت نهادهای سیاسی و کاهش تنش‌های اجتماعی و مهم‌تر از همه، مدیریت روایت‌های داخلی و جلوگیری از تبدیل مسائل داخلی به پرونده‌های بین‌المللی است.

با تکیه بر باور قلبی و پایبندی به اصول میهن‌پرستی و دلبستگی به آرمان‌های این سرزمین، باید باور داشته باشیم که این دکترین، نه انزواست، نه عقب‌نشینی؛ این دکترینِ امنیت یا تغییر موقت اولویت‌ها، هوشمندی استراتژیک است.

*پژوهشگر و دانش‌آموخته علوم سیاسی