شناسهٔ خبر: 76942853 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: میراث آریا | لینک خبر

رمزگشایی از «جعبه‌سیاه تمدن» ایران برای ترسیم «نقشه راه آینده»

زمان آن رسیده است که این غول خفته، سرش را به سمت جنوب بچرخاند، چشم در چشمِ امواج بدوزد و پس از سده‌ها، نخستین گامِ آبی‌اش را به سوی افق‌های اقیانوسی بردارد. میراث ما در دل موج‌هاست، نه در دل غبار؛ و این میز، نخستین گام برای بازگشت به خانه‌ واقعی ما، یعنی «دریا» است.

صاحب‌خبر -

مهدی ده دار، پژوهشگر پیشرفت دریاپایه در یادداشتی نوشت: تمثیلی کهن در جهان فلسفه و اندیشه، وجود دارد که انسان‌های امروز را بسان کودکانی می‌بیند که بر شانه‌های غول‌هایی باستانی ایستاده‌اند. این ایستادن بر بلندا، به ما اجازه می‌دهد افق‌های دورتری را ببینیم، اما شرط لازم آن، شناختِ دقیق غولی است که بارِ تمدن ما را بر دوش می‌کشد. در فلات ایران، ما با یک تراژدی تمدنی روبرو هستیم؛ ما بر شانه‌های غولی ایستاده‌ایم که پاهایش در آب‌های نیلگون خلیج‌فارس و دریای عمان (مکران) است، اما چشمانش سده‌هاست که صلب و خیره، تنها به شن‌های روان پایتخت در فلات مرکزی دوخته شده است. ما دچار نوعی «سرگیجه‌ خشکی» و «فراموشی آبی» شده‌ایم؛ قامتمان بلند است، اما نگاهمان به افقی اشتباه دوخته شده است.

میراثی که در غبار گم شد

واقعیت تاریخی گواهی می‌دهد که هویت ایرانی هرگز محدود به مرزهای خاکی نبوده است. سده‌ها پیش، دریانوردان ایرانی نبض تجارت و دانش جهان را در دست داشتند. نجوم دریایی، گاه‌شماری‌های دقیق اقیانوسی، دانش بومی لنج‌سازی و دریانوردی ایرانیان (که امروز در فهرست میراث ناملموس یونسکو می‌درخشد) و طب باستانی دریایی، بخشی از «جعبه‌سیاه» تمدنی ماست که متأسفانه در سده‌های اخیر، در زیر لایه‌های غبارِ بوروکراسیِ مرکزگرا مدفون شده است. استعمار، مانند جادوگری خبیث، سال‌ها پیش وردی در گوش این ملت خواند: «دریا جای نهنگان و دشمنان است؛ تو مردِ خاکی، پس به زمین سفت و کوهستان بچسب؛ قله ها را فتح کن نه اقیانوس ها را!» و ما چنان در این طلسم غرق شدیم که حتی «دی‌ان‌دی» (DNA) تمدنی‌مان هم بویِ خاک کویر گرفت و از دریا، این خویشاوند کهن، واهمه کردیم.

میز توسعه فرهنگ دریایی؛ بازخوانی یک شناسنامه

راه‌اندازی «میز ملی توسعه فرهنگ دریایی ایران» در زیرمجموعه شورای‌عالی صنایع دریایی، فراتر از یک اقدام نمادین اداری، تلاشی برای «آشتی‌کنان تمدنی» است. این میز، در حقیقت یک «رصدخانه فرهنگی» است که مأمور شده تا میان «نخبگان» و «موج‌ها» پیوندی ساختاری بزند. حضور چهره‌های دریاگستر و متخصصان حوزه واژه‌ها در کنار فن‌سالارانی در جامعه دریایی ایران، نشان از یک اراده همه‌جانبه برای استخراج نقشه‌ای دارد که در آن، هر ایرانی در خانه‌اش یک پنجره رو به دریا داشته باشد، حتی اگر فرسنگ‌ها از ساحل دور باشد.

این میز تخصصی قرار است متخصصان را به «کیمیاگران فرهنگی» تبدیل کند تا از میان جوهرهای سیاه، نقشه‌ای برای شکوفایی استخراج کنند. هدف این است که میراث دریایی ایران از قفسه‌های خاک‌گرفته کتابخانه‌ها به صحنه نمایش، پرده سینما، صفحه تلویزیون، امواج رادیوو متون درسی بازگردد. ما نیازمند بازخوانی اسطوره‌های دریایی، آیین‌های باستانی «نوروزِ دریا» و موسیقیِ «نهمه‌» و «یامال» دریاورزان و صیادان هستیم تا هویت ملی‌مان دوباره با شرجی و موج پیوند بخورد.

بازگشت به دریا؛ بیداری غول خفته

اگر بخواهیم طبق آموزه‌های فلسفی، بر شانه‌های غول بایستیم و دوردست‌ها را ببینیم، باید ابتدا غبارِ شن را از چشمان این غول (تمدن ایرانی) بشوییم. توسعه دریامحور، پیش از آنکه نیازمند جرثقیل‌های غول‌پیکر و بنادر پیشرفته باشد، نیازمند یک «دگرگونی فرهنگی» است.

«میز توسعه فرهنگ دریایی» مأمور است تا ثابت کند ایران، فراتر از یک خشکیِ وسیع، روحیِ سیال و آبی دارد که تنها منتظر یک «مفسر» و «مترجم» صادق بود تا دوباره از جهان امروزینش، ادراک دقیق‌تری داشته باشد. زمان آن رسیده است که این غول خفته، سرش را به سمت جنوب بچرخاند، چشم در چشمِ امواج بدوزد و پس از سده‌ها، نخستین گامِ آبی‌اش را به سوی افق‌های اقیانوسی بردارد. میراث ما در دل موج‌هاست، نه در دل غبار؛ و این میز، نخستین گام برای بازگشت به خانه‌ واقعی ما، یعنی «دریا» است.

انتهای پیام/