شناسهٔ خبر: 76932303 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

روایت اصالت در صدای دف

دف، سازی است که تجربه می‌شود. صدایش، صدای فرد نیست، صدای جمع است؛ ضربانی که هم‌زمان در دل آیین، موسیقی و حافظه‌ تاریخی این سرزمین می‌تپد. دف، بازگشت به یکی از اصیل‌ترین نمودهای موسیقی ایرانی است؛ سازی که قرن‌ها حامل معنا بوده و امروز، بیش از هر زمان دیگر، ظرفیت گفت‌وگو با جهان را دارد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری ایمنا، دف از کهن‌ترین سازهای کوبه‌ای در جغرافیای فرهنگی ایران است. شواهد تاریخی، تصویری و مکتوب نشان می‌دهد که این ساز از دیرباز در آیین‌ها، مناسک مذهبی، جشن‌ها حضور داشته است. دف، برخلاف بسیاری از سازها، همواره پیوندی مستقیم با جمع، حرکت و آیین داشته و کمتر به‌عنوان سازی فردی تعریف شده است.

ورود دف به موسیقی رسمی ایران

تا پیش از دهه‌های پایانی قرن گذشته، دف بیشتر در بسترهای آیینی و محلی شنیده می‌شد و حضور محدودی در موسیقی رسمی و صحنه‌ای داشت. اما با ورود آگاهانه‌ی این ساز به گروه‌نوازی‌های موسیقی ایرانی، دف به‌تدریج جایگاه تازه‌ای پیدا کرد. استفاده از دف در کنار سازهای دستگاهی، امکان تازه‌ای برای گسترش بیان ریتمیک موسیقی ایرانی فراهم آورد.

این ورود، یک اتفاق مقطعی نبود، بلکه نتیجه‌ بازنگری در ظرفیت‌های مغفول‌مانده‌ موسیقی ایرانی بود. دف، با گستره‌ صوتی متنوع و توان ایجاد ریتم‌های پیچیده، توانست نقش مهمی در پویایی اجراهای گروهی ایفا کند و از حاشیه به متن بیاید.

روایت اصالت در صدای دف

دف روی صحنه؛ از خانقاه تا کنسرت

در سال‌های اخیر، دف به یکی از پرحضورترین سازهای کوبه‌ای در کنسرت‌های موسیقی ایرانی تبدیل شده است. اجراهای صحنه‌ای، چه در قالب گروه‌های موسیقی اصیل و چه در پروژه‌های آیینی و عرفانی، نشان داده‌اند که دف توان ایجاد ارتباط مستقیم و عاطفی با مخاطب را دارد.

کنسرت‌هایی که با محوریت موسیقی آیینی، مقامی و عرفانی برگزار شده‌اند، نقش مهمی در معرفی دوباره‌ی دف به مخاطبان شهری و جوان داشته‌اند. در این اجراها، دف نه‌تنها همراهی‌کننده‌ ریتم، بلکه گاه عنصر اصلی روایت موسیقایی بوده است؛ سازی که با ضرباهنگ خود، فضای اجرا را شکل می‌دهد.

دف‌نوازان شاخص و نقش آن‌ها در احیا

گسترش دف‌نوازی معاصر، حاصل تلاش هنرمندانی است که این ساز را از محدودیت‌های کلیشه‌ای خارج کردند و به آن نگاهی تخصصی و هنری بخشیدند. این نوازندگان، با تکیه بر سنت‌های محلی و آیینی، اما با زبان اجرایی امروز، دف را به سطحی تازه رساندند.

نقش این هنرمندان، تنها در اجرا خلاصه نمی‌شود. آموزش دف، تدوین متدهای آموزشی، حضور در گروه‌های حرفه‌ای و معرفی این ساز در داخل و خارج از کشور، از جمله اقداماتی است که باعث شده دف امروز به‌عنوان سازی جدی و مستقل شناخته شود.

روایت اصالت در صدای دف

وضعیت فعلی دف؛ محبوب اما مسئولیت‌زا

دف امروز، یکی از پرطرفدارترین سازهای ایرانی در میان هنرجویان است. سادگی ظاهری، امکان یادگیری گروهی و جذابیت اجرایی، باعث شده بسیاری از جوانان به سمت این ساز گرایش پیدا کنند. با این حال، همین محبوبیت، چالشی جدی نیز به همراه داشته است.

دف، سازی است که در عین سادگی، نیازمند درک عمیق ریتم، کنترل بدنی و شناخت فرهنگی است. فاصله‌گرفتن از ریشه‌های آیینی و تبدیل دف‌نوازی به نمایش صرف سرعت و تکنیک، خطری است که همواره این ساز را تهدید می‌کند. حفظ شأن هنری دف، نیازمند آموزش صحیح و آگاهانه است.

دف و جهان؛ زبانی مشترک برای معرفی ایران

ریتم، زبانی جهانی است و دف، از این منظر، یکی از مستعدترین سازهای ایرانی برای ارتباط بین‌المللی به‌شمار می‌رود. حضور دف در اجراهای بینافرهنگی، فستیوال‌های موسیقی جهان و پروژه‌های تلفیقی، نشان داده که این ساز می‌تواند بدون نیاز به ترجمه، مخاطب جهانی را جذب کند.

دف، نماینده‌ی وجهی از فرهنگ ایرانی است که بر جمع، آیین و معنا تأکید دارد؛ وجهی که می‌تواند تصویر انسانی‌تر و عمیق‌تری از ایران به جهان ارائه دهد. استفاده‌ی هوشمندانه از این ظرفیت، نیازمند برنامه‌ریزی فرهنگی و حمایت مستمر از هنرمندان این حوزه است.

کنسرت‌هایی که دف را از حاشیه به متن آوردند

ورود دف به موسیقی رسمی ایران، بیش از آنکه نتیجه‌ی یک تصمیم نهادی باشد، حاصل چند اجرای تعیین‌کننده و کنسرت‌هایی بود که نگاه جامعه‌ی موسیقی را نسبت به این ساز تغییر داد. در دهه‌ی شصت و هفتاد، زمانی که موسیقی ایرانی به‌تدریج دوباره امکان حضور صحنه‌ای پیدا می‌کرد، دف در برخی اجراها نقشی فراتر از همراهی ساده ایفا کرد و به عنصر هویتی اجرا بدل شد.

روایت اصالت در صدای دف

کنسرت‌های گروه شمس، به سرپرستی کیخسرو پورناظری، از نخستین تجربه‌هایی بودند که دف را به‌عنوان یک ساز محوری به مخاطب شهری معرفی کردند. در این اجراها، دف نه در حاشیه، بلکه در مرکز روایت موسیقایی قرار داشت؛ ضرباهنگی که با اشعار مولانا و فضای عرفانی آثار، پیوندی ارگانیک برقرار می‌کرد. این کنسرت‌ها، چه در تالار وحدت و چه در اجراهای خارج از کشور، نقش مهمی در تغییر نگاه عمومی به دف داشتند.

یکی دیگر از جریان‌های تعیین‌کننده در سرنوشت دف، فعالیت‌های گروه کامکارها بود. در کنسرت‌های این گروه، دف نه‌تنها به‌عنوان ساز کوبه‌ای، بلکه به‌عنوان عنصری ساختاری در تنظیم‌ها حضور داشت. این نگاه حرفه‌ای به دف، باعث شد این ساز جایگاهی پایدار در گروه‌نوازی موسیقی ایرانی پیدا کند.

کنسرت‌های متعدد کامکارها در داخل و خارج از ایران، به‌ویژه اجراهایی که بر موسیقی کردی و ریشه‌های آیینی آن تکیه داشتند، دف را به مخاطبان بین‌المللی نیز معرفی کردند. این اجراها نشان دادند که دف می‌تواند نماینده‌ی بخشی از هویت موسیقایی ایران در صحنه‌های جهانی باشد.

دف‌نوازانی که مسیر را عوض کردند

در میان هنرمندان تأثیرگذار دف، نام بیژن کامکار جایگاهی بنیادین دارد. او از نخستین نوازندگانی بود که دف را از فضای صرفاً آیینی به بستر موسیقی صحنه‌ای و گروهی آورد و برای آن نقشی مستقل تعریف کرد. نگاه او به دف، نگاهی موسیقایی و ساختارمند بود، نه صرفاً ریتمیک.

در ادامه، ارژنگ کامکار با رویکردی آکادمیک‌تر، به گسترش تکنیک‌ها و حضور دف در تنظیم‌های پیچیده‌تر کمک کرد. نقش او در تثبیت دف به‌عنوان سازی جدی در موسیقی ایرانی، به‌ویژه در گروه‌نوازی، قابل چشم‌پوشی نیست.

مسعود حبیبی نیز از جمله نوازندگانی است که دف را به سطحی تازه از بیان فردی رساند. اجراهای تکنوازی و نگاه پژوهش‌محور او، نشان داد که دف می‌تواند به‌تنهایی روایتگر باشد، نه صرفاً همراه‌کننده.

در کنار این نام‌ها، باید به پژمان حدادی نیز اشاره کرد که اگرچه بیشتر با سازهای کوبه‌ای دیگر شناخته می‌شود، اما نگاه نوگرایانه‌ی او به ریتم و کوبه‌ای‌ها، در ارتقای جایگاه دف در موسیقی معاصر ایران بی‌تأثیر نبوده است.

کنسرت‌های بینافرهنگی و جهانی‌شدن دف

در سال‌های اخیر، دف در پروژه‌های بینافرهنگی و اجراهای خارج از ایران حضوری پررنگ داشته است. فستیوال‌های موسیقی جهان، اجراهای آیینی و کنسرت‌های تلفیقی، بستری فراهم کرده‌اند که دف به‌عنوان سازی با زبان جهانی ریتم، شنیده شود. این اجراها، بدون آنکه دف را از ریشه‌های فرهنگی‌اش جدا کنند، آن را در گفت‌وگویی جهانی قرار داده‌اند.

دف، سازی است که تاریخ، آیین و موسیقی را در خود جمع کرده است. صدای آن، نه فقط ضرب، که روایت است؛ روایتی از زیست جمعی ایرانیان. ششم دی، روز نواهای محلی و موسیقی ملی، فرصتی است برای شنیدن دوباره‌ی این صدا؛ صدایی که اگر اصالتش حفظ شود، می‌تواند همچنان در ایران و فراتر از مرزها طنین‌انداز باشد.

اگر دف امروز به‌عنوان سازی شناخته‌شده، محبوب و تأثیرگذار در موسیقی ایرانی حضور دارد، این جایگاه حاصل چند اجرای سرنوشت‌ساز و تلاش هنرمندانی است که به این ساز هویت، شأن و زبان بخشیدند. دف، نه به‌واسطه‌ی مد، بلکه با پشتوانه‌ی تاریخ، آیین و اجراهای ماندگار، به متن موسیقی ایران راه یافته است.