خبرگزاری آنا، شهلا رزاقی، دکتری فیزیک، دانش آموخته دانشگاه صنعتی امیرکبیر و نویسنده کتاب راهنمای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر- کتابچه «تولید برق از طریق احداث نیروگاههای زغالسنگسوز و مقایسه آن با سایر فناوریهای تولید برق» که به همت گروه بررسیهای اقتصادی ساتبا تدوین شده است، تصویری روشن از هزینههای آشکار و پنهان تولید برق از زغالسنگ و مزیتهای فزاینده انرژیهای تجدیدپذیر ارائه میدهد.بررسیهای کارشناسی انجامشده در این کتابچه و همچنین دادههای منتشرشده از سوی آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نشان میدهد که اگرچه زغالسنگ در سال ۲۰۲۵ میلادی همچنان حدود ۳۵ درصد از برق جهان را تأمین کرده است، اما روندهای جهانی انرژی بهطور معناداری در حال تغییر به نفع منابع کمکربن و تجدیدپذیر است.
زغالسنگ؛ برق ارزانِ ظاهری با هزینههای زیستمحیطی سنگین
بر اساس تحلیلهای ارائهشده در فصلهای مختلف کتابچه ساتبا، تولید برق از زغالسنگ اگرچه در نگاه نخست میتواند از منظر دسترسی به سوخت، مزیتهایی داشته باشد، اما هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی آن قابل چشمپوشی نیست. انتشار بالای دیاکسیدکربن، آلایندههای محلی، مصرف بالای آب و آثار منفی بر سلامت عمومی، از جمله پیامدهایی است که در مقایسه با فناوریهای تجدیدپذیر، جایگاه زغالسنگ را بهطور جدی تضعیف میکند.
در همین چارچوب، انتخاب روش تولید برق صرفاً تابع هزینههای سرمایهگذاری نیست، بلکه شرایط اقلیمی، پیامدهای زیستمحیطی و اثرات بلندمدت اقتصادی نقش تعیینکنندهای در این تصمیم دارند.تشدید بحرانهای زیستمحیطی جهانی باعث شده است سیاستگذاران انرژی در سطح جهان به سمت گزینههایی با آلودگی کمتر و کارایی بالاتر حرکت کنند.
تجدیدپذیرها؛ مسیر کمهزینهتر برای محیط زیست و آینده انرژی
انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه خورشیدی و بادی، در مقایسه با نیروگاههای زغالسنگسوز، آثار زیستمحیطی بهمراتب کمتری دارند.عدم وابستگی به سوخت فسیلی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری بیشتر با اهداف توسعه پایدار، از جمله مزیتهایی است که باعث شده سهم این منابع در سبد برق جهانی بهطور پیوسته افزایش یابد.
بر اساس گزارش IEA، پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ میلادی سهم زغالسنگ در تولید برق جهانی به کمتر از ۲۵ درصد کاهش یابد، در حالی که سهم انرژی خورشیدی به بیش از ۲۵ درصد خواهد رسید. همچنین رشد تقاضای برق در این بازه زمانی عمدتاً از طریق انرژی خورشیدی فتوولتائیک، انرژی بادی و انرژی هستهای تأمین خواهد شد.
مطالعات ارائهشده در کتابچه ساتبا نشان میدهد که حتی در کشورهایی که زغالسنگ همچنان نقش پررنگی در تولید برق دارد، از جمله چین، روند تولید برق از این منبع تا سال ۲۰۳۵ میلادی به پایینترین سطوح ممکن خواهد رسید.در مقابل، برخی اقتصادهای پیشرفته با اتکا به انرژیهای پاک، بهویژه زمینگرمایی و خورشیدی، سهم بالایی از برق خود را با حداقل آثار زیستمحیطی تأمین میکنند.
از دیدگاه راهبردی تولید برق از طریق نیروگاههای زغالسنگسوز میتواند نقش مکمل در تامین پایدار انرژی ایفا کند. ولی توجه به این نکته حائز اهمیت است که مسیر منطقی برای بهره برداری از این منبع انرژی در چارچوب توسعه پایدار، توسعه تدریجی نیروگاههای زغالسنگسوز با رویکرد فناوریهای نوین پاک و پایش مداوم اثرات زیستمحیطی آن است. در مقابل، انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان گزینهای پاکتر، پایدارتر و همسو با آینده انرژی جهان، نقشی کلیدی در کاهش آلایندگی و تأمین امنیت انرژی ایفا میکنند.
انتهای پیام/