شناسهٔ خبر: 76913393 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: عصر ایران | لینک خبر

ناآرامی‌های اخیر و دانش‌آموزانی که دانش‌آموز نبودند!

حضور سنین کم در تظاهراتی از جنس آنچه دیدیم یعنی شکست در القای آموزه‌های خاص در مدارس و دهه‌ها ظاهر سازی چون این بچه ها شبیه آموزه‌های ایدیولوژیک و محفوظات تحمیلی در مدارس نیستند

صاحب‌خبر -

 
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- مدیر کل آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش گفته «بسیاری از نوجوانان بازداشتی در ناآرامی‌های خون‌بار اخیر، در سن دانش‌آموزی بودند اما دانش‌آموز نبودند.»


 سمیۀ ابراهیمی از این گزاره  نتیجه گرفته است: «مدرسه، کارکرد محافظتی و سلامت روان دارد».

خانم مدیرکل اما می توانست نتایج دیگری هم بگیرد:

یکی این که چرا این نوجوانان به تحصیل ادامه ندادند و چرا کسی سراغ آنان نرفت؟ مگر اطلاعات آنان در مدارس قبلی و مشخصا دبستان ثبت نشده بود؟ اگر رفتند والدین چه پاسخی دادند؟ آیا اساسا خبر داشتند یا نه؟

پرسش مهم دیگر این است که خانواده خواسته ادامه ندهند یا خود نوجوان سرباز زده است؟ دلیل اقتصادی داشته یا این که نوجوان تصور کرده وقت تلف کردن است و برادر لیسانسه و فوق لیسانس بیکار را دیده و منصرف شده و ترجیح داده سراغ کسب و کار برود؟


خانم مدیر کل ساده سازی و به نوجوانان توصیه کرده به منابع امن مراجعه کنند و منابع امن را این گونه برشمرده: والدین، مربی، معلم و مسجد محله.  


بنده خدا تصور می کند دهه 50 یا 60 است و می توان پرسید: والدین درگیر معیشت و هزار گرفتاری چگونه می خواهند او را راهنمایی کنند و آیا واقعا این خانم نمی داند این نوجوانان بیشتر وقت خود را در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی می گذرانند و هر چه هم بگویید ناامن است جذابیت های آن چنان است که نمی توانند دل بکنند و این سه هفته هم که اینترنت را قطع کرده اند طبعا سراغ ماهواره و بازی های رایانه ای می روند.


یا می توان پرسید از کدام معلم به عنوان منبع امن برای موضوعات غیر درسی صحبت می کند؟ معلمانی که خود در زندگی شان مانده اند و حوصله ندارند و اصلا کو کلاس و مدرسه که معلم نقش ایفا کند؟ همین امروز فرزند یکی از همکاران را دیدم که پدر او به جای او داشت امتحان می داد! کل آموزش مملکت، لوث شده آن وقت این خانم دل خوش کرده به این که دانش آموزانی که در اعتراضات بودند هیجان زده شدند و شرکت نداشتند و داشتند رد می شدند و آسیب دیدند و فعالان هم نوجوان هم بودند اما محصل نبودند.


منبع امن دیگر مسجد است. از دو حال خارج نیست: یا این خانم مدیر کل مسجدرو نیست یا هست. اگر هست قاعدتا باید بداند مساجد از نوجوان و جوان خالی است و پیرمردها و پیرزن ها غالبا روی صندلی نشسته نماز جماعت می خوانند و مسجد را هم حکومتی کرده اند و رابطه سابق با امام جماعت برقرار نیست.


حالا بگذارید ما هم نتیجه بگیریم: حضور سنین کم در تظاهراتی از جنس آنچه دیدیم یعنی شکست در القای آموزه‌های خاص در مدارس و دهه ‌ها ظاهر سازی چون این بچه ها شبیه آموزه‌های ایدیولوژیک و محفوظات تحمیلی در مدارس نیستند چه در تظاهرات شرکت کرده باشند چه نه. چه عبوری تیری یا ساچمه‌ای به آنان اصابت کرده باشد چه در تجمعات خشونت‌آمیز حاضر بوده باشند. اصلا چه ترک تحصیل کرده باشند و چه در این مدرسه ‌های ملال‌آور وقت تلف کنند. 

با این همه منتظر می مانیم تا ببینیم خانم مدیر کل با بودجه ‌ای که در اخیتار دارد تا چه حد آسیب شناسی می کند و تا چه اندازه در رفع آن می کوشد. و نکتۀ آخر این که نمی دانم تخصص و رشته تحصیلی این خانم چیست ولی این حجم از ساده سازی هم جای شگفتی دارد و این که به بیان نکات بدیهی بسنده کند چرا که ریشه یابی حضور ناجوانان در خشونت ها نشان دهنده هویت یابی است و جست و جوی گم شده ای که مدارس فرسوده و این نظام آموزشی کهنه نتوانسته به آنها رایه کند یا تاثیر پذیری از شبکه های خارجی و کاش وزیر آموزش و پرورش به ایشان اجازه دهد قدری فراتر از کلیشه های صدا و سیما تحلیل کند و اصلا مگر کار او تفسیر و استنتاج است؟ او باید کارشناسان را دعوت کند تا دریابد قصه نه چنان است که می پندارند و شاید یک دلیل هم این باشد که فرزندان کار به دستان در مدارس غیر انتفاعی درس می خوانند و خبر ندارند جاهای دیگر چه خبر است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر