پیروزیهای اروگوئه و ایتالیا نشان داد که مزیت بازی در خانه چقدر میتواند در جام جهانی مهم باشد. موسولینی از جام جهانی به نفع خود به عنوان ابزاری تبلیغاتی استفاده کرده بود، به همان شیوهای که هیتلر با المپیک ۱۹۳۶ برلین انجام داد. حالا، با اروپایی که بر لبه جنگ لرزان بود، فیفا در انتخاب میزبان رقابتهای ۱۹۳۸ دیپلماتیک عمل کرد. سومین دوره جام جهانی در سال ۱۹۳۶ به فرانسه اعطا شد، با موافقت ۴۰ عضو از ۵۴ عضو فیفا. فرانسویها امیدوار بودند بتوانند جامی را که به نام یک فرانسوی نامگذاری شده بود ببرند. آرژانتین، که کوپا آمریکای ۱۹۳۷ را برده بود، نیز برای میزبانی جام جهانی اقدام کرد، با این باور که محل برگزاری بین آمریکای جنوبی و اروپا متناوب خواهد بود. با این حال، فیفا مشکلات سفر در سفر اول به اروگوئه را مد نظر داشت. تعداد اعضای فیفا تا سال ۱۹۳۸ به ۵۷ کشور رسیده بود، و اکثر این کشورها از اروپا بودند. از نظر فیفا، واگذاری جام جهانی به یک کشور اروپایی منطقی تر بود. انتخاب فیفا همچنین از روی وفاداری به ریمه بود، مردی که یک دهه قبل نقش بزرگی در راهاندازی این تورنمنت ایفا کرده بود. این انتخاب آرژانتین را خشمگین کرد، که همراه با اروگوئه تورنمنت را تحریم کردند. ایتالیاییها، که به عنوان قهرمان به طور خودکار صلاحیت حضور داشتند، مدال طلای المپیک ۱۹۳۶ را نیز برده بودند و با فهرستی بازسازی شده به جام جهانی بازگشتند. تیم پوتزو قویتر و پالودهتر از تیمی بود که در سال ۱۹۳۴ به میدان فرستاده بود و حول محور کهنهکاران مئاتزا و فراری میچرخید. این بار، تیم با مدافعان آلفردو فونی و پیترو راوا، همراه با گلزنهای درخشان سیلویو پیولا و جینو کولائوسی ظاهر شد. پیولا، که جای مئاتزا را به عنوان بااستعدادترین مهاجم کشور گرفته بود، در سال ۱۹۱۳ به دنیا آمده بود. او حرفهٔ خود را در شانزده سالگی با پرو ورچلی، یکی از قویترین باشگاههای ایتالیا در آن زمان آغاز کرد. در بیست و یک سالگی، پیولا اولین بازی ملی خود را در مارس ۱۹۳۵ انجام داد و هر دو گل پیروزی ۲-۰ مقابل اتریش را به ثمر رساند. سال قبل، پیولا با لاتزیو قرارداد بسته بود و هشت فصل را با این باشگاه مستقر در رم سپری کرد قبل از اینکه برای تورینو، یوونتوس و نووارا بازی کند. در همین حال، تهاجم و اشغال اتریش توسط نازیها به امید این کشور برای شرکت در جام جهانی پایان داد. هیتلر اقدام موسولینی در الحاق بازیکنان چند ملیتی در سال ۱۹۳۴ را تحسین کرد - که محرک الحاق اتریش زادگاهش توسط آلمان شد. آلمانیها تصمیم گرفتند شانس خود برای بردن جام را تقویت کنند و چندین بازیکن اتریشی را برای تیم ملی خود برگزیدند. تانکهای آلمانی وارد اتریش شدند. تیم شگفتانگیز دیگر وجود نداشت و زینلار، که چهار سال قبل برای اتریش در جام جهانی بازی کرده بود، از پوشیدن پیراهن آلمان خودداری کرد. زینلار در سال ۱۹۰۳ در روستای کوزلوف، واقع در جمهوری چک امروزی به دنیا آمده بود. پدر زینلار، که بنّا بود، خانوادهاش را به وین برد تا زندگی بهتری جستجو کند. خانواده زینلار، که شامل ماتیاس کوچک و سه خواهرش میشد، به حومه فاووریتن وین نقل مکان کردند، شهرکی صنعتی که پر از کارخانهها و زمینهای خالی بود. روی همین قطعات خاکی لخت بود که زینلار اولین بار فوتبال بازی کرد. زینلار، که اولین بازی حرفهای خود را در سال ۱۹۱۸ در پانزده سالگی با هرتای وین انجام داد، به طور گستردهای بزرگترین بازیکن تاریخ اتریش در نظر گرفته میشود. او سِحری از سبکی ظریف داشت و به دلیل فیزیک عضلانی و لاغرش میتوانست به سرعت در زمین حرکت کند. توانایی او در لغزیدن از میان دفاع حریفان مانند یک برگ کاغذ، لقب "مرد کاغذی" را برایش به ارمغان آورد. زینلار، که قدش ۱ متر و ۷۵ سانتیمتر و وزنش فقط ۷۵ کیلوگرم بود، ورزشکاری شکننده نبود، و اغلب برای توپ با بازیکنان تن به تن میزد قبل از آنکه به یکی از دوهای افسانهای خود برود که اغرب منجر به گل میشد. مقام چهارم اتریش در جام جهانی ۱۹۳۴، آغاز پایان تیم شگفتانگیز را نشان داد. در ۲۴ ژانویه ۱۹۳۷، میزل برای آخرین بار روی نیمکت اتریش نشست. تیم به میزل یک پیروزی خداحافظی هدیه داد، با شکست فرانسه ۲-۱ در پاریس. میزل چند هفته بعد در پنجاه و پنج سالگی درگذشت. علاوه بر این، اشغال اتریش توسط نازیها هر امیدی برای رقابت تیم شگفتانگیز در جام جهانی ۱۹۳۸ را از بین برد. اما قبل از اینکه آلمانیها بتوانند فهرست اتریش را پاکسازی کنند - و زینلار را از آنِ خود بدانند - بازیای بین دو تیم ترتیب داده شد. در سوم آوریل ۱۹۳۸، اتریش آلمان را ۲-۰ شکست داد و زینلار یکی از گلها را به ثمر رساند. وقتی او برای تیم "آلمان بزرگ" در آن تابستان برای جام جهانی فراخوانده شد، زینلار هر کاری کرد تا از آن معاف شود، حتی ادعا کرد سنش و آسیبهای مزمن زانویش بازی را برایش دشوار میکند. اما آشفتگی سیاسی آن زمان شروع به تأثیرگذاری بر زینلار کرد، که دچار بحرانی روانی شد. نه تنها اتریش در حال از هم پاشیدن بود، بلکه زندگی شخصی او نیز چنین بود. چند روز قبل از سی و ششمین سالگرد تولدش در ۲۳ ژانویه ۱۹۳۹، زینلار در نتیجه مسمومیت با مونوکسید کربن به طور تراژیکی خفه شد و درگذشت. در کنارش روی تخت، یک فاحشه ایتالیایی بیهوش به نام کامیلیا کاستانیولا قرار داشت، که او را تنها چند روز قبل ملاقات کرده بود. او هرگز از کما بیرون نیامد. مرگ زینلار در هالهای از رمز و راز پیچیده شده و یک تحقیق رسمی که توسط نازیها در طول یک دوره دو روزه انجام شد، آن را یک حادثه اعلام کرد. مورخان حدس میزنند که این یک قتل-خودکشی یا حتی یک قتل دوگانه بوده، اما پس از این همه دهه شواهد کمی برای کار کردن باقی مانده است. حدود ۱۵,۰۰۰ سوگوار در روز تشییع جنازه زینلار در خیابانهای وین صف کشیدند و به ورزشکاری که تجسم ملت اتریش بود خداحافظی کردند. از دست دادن اتریش تقریباً به سود انگلیس تمام شد. انجمنهای بریتانیایی، که هنوز عضو فیفا نبودند، دعوت شدند تا در جام جهانی بازی کنند. هر چهار انجمن رد کردند. جای خالی اتریش منجر شد فیفا دوباره از بازیکنان انگلیسی دعوت کند، اما آنها امتناع کردند و گفتند زمان کافی برای آماده شدن برای مسابقه ندارند. دبیر فیفا، ایوو اشریکر، فکر میکرد حضور انگلیس میتواند اعتباری به تورنمنت بیافزاید. بالاخره، انگلیسیها، که بازی را اختراع کرده و صادر کرده بودند، در سال ۱۹۳۴ در یک بازی خونین که بعداً "نبرد هایبوری" نام گرفت، ایتالیا را ۳-۲ شکست دادند. این بازی ثابت کرد آنچه بسیاری قبلاً مشکوک بودند: انگلیس تیم بهتری بود. در همین حال، اسپانیا، که چهار سال قبل ترکیبی قوی به میدان فرستاده بود، در میانه یک جنگ داخلی بود و شرکت نکرد. مکزیک نیز انصراف داد و جایگزین آن کوبا شد، که در تورنمنت جنجال به پا کرد. با کنارهگیری آرژانتین و اروگوئه، برزیل تنها نماینده آمریکای جنوبی بود. یک تیم آسیایی برای اولین بار در یک جام جهانی ظاهر شد: هند شرقی هلند (اندونزی کنونی). ژاپن، تنها تیم دیگر آسیایی که علاقه نشان داده بود، تصمیم گرفت شرکت نکند و سهمیه خود را به دلیل درگیری جنگی با چین از دست داد. فیفا پیشنهاد داد تیم هند شرقی هلند در یک پلیآف برای کسب سهمیه جام جهانی با تیم ایالات متحده روبرو شود، اما این بار آمریکاییها - که چهار سال قبل در شرایط مشابه در مقابل مکزیک موفق شده بودند - رد کردند. هند شرقی هلند هدیه بی نظیری را کسب کرد و بدون بازی حتی یک بازی مقدماتی، سهمیه نهایی را به دست آورد. تورنمنت، که از ۴ تا ۱۹ ژوئن برگزار شد، دوباره با فرمت حذفی برگزار شد. این فرمول راهی بیرحمانه برای برگزاری تورنمنت بود و تیمهایی را که چهار سال تمرین کرده بودند مجبور میکرد پس از فقط یک بازی به خانه بازگردند. تورنمنت در نه شهر برگزار شد - پاریس، تولوز، رنس، استراسبورگ، آنتیب، لو آور، لیل، بوردو و مارسی - و فرانسه به طور خودکار به جام جهانی راه یافت. فیفا همچنین قوانین خود را در مورد فهرست تیمها و بازیهای مساوی سفتتر کرد: هر تیم باید در آستانه تورنمنت فهرستی از بیست و دو بازیکن ارائه میداد و اگر فینال مساوی میشد، تیمها قهرمان مشترک اعلام میشدند. تیمهای سرشناس، فرانسه، ایتالیا، آلمان، چکسلواکی، مجارستان، کوبا و برزیل بودند، که تضمین میکرد هیچ یک در دور اول با هم روبرو نشوند. ایتالیاییها برای بازپسگیری جام مورد علاقه بودند - و این بار فشار موسولینی را که پشت سرشان نفس میکشید نداشتند. با این وجود، تیم پوتزو حضور شوم دوچه را احساس میکرد. موسولینی نهایت تلاش خود را کرد تا وارد ذهن بازیکنان شود، و در آستانه بازی افتتاحیه ایتالیا مقابل نروژ برای تیم تلگرافی فرستاد با پیامی کوتاه اما روشن: "ببر یا بمیر."
بازی های دور اول
آلمان و سوئیس در ۴ ژوئن در ورزشگاه پارک دو پرنس پاریس تورنمنت را آغاز کردند. بازی پس از وقت اضافه ۱-۱ تمام شد، و باعث تکرار بازی شد که پنج روز بعد برنامهریزی شد. بازی دوم در همان محل برگزار شد و تیم آلمانی بازی سرسختی با بازیکنان متولد اتریش را به نمایش گذاشت. پیشتازی زودهنگام ۲-۰ آلمان این توهم را ایجاد کرد که این برای آنها کاری آسان خواهد بود. سوئیسیها برنامههای دیگری داشتند. با عقبافتادگی ۲-۱ در نیمه اول، سوئیس ثابت کرد عملکردش در بازی اول تصادفی نبود و در دقیقه ۶۴ با گلی از آلفرد بیکل بازی را مساوی کرد. سوئیس پیروزی ۴-۲ را با گلهای آبیگلن در دقیقه ۷۵ و ۷۸ مهر و موم کرد. آلمانیهای تحقیر شده دوباره زود به خانه بازمیگشتند. در همین حال، ایتالیا در ۵ ژوئن در ورزشگاه ولودروم مارسی مقابل نروژ آغاز به کار کرد. برخلاف تماشاگران خانگی که چهار سال قبل آنها را تشویق کرده بودند، آتزوری با شعار و هجوها مواجه شدند پس از آنکه قبل از شروع بازی به تماشاگران سلام فاشیستی دادند. ایتالیاییها جمعیت را نادیده گرفتند و شروع درخشانی داشتند، و در دقیقه دوم با گل فراری پیشتاز و ۱-۰ جلو افتادند. ایتالیاییها این پیشتازی را حفظ کردند، در حالی که نروژ با یک سری ضدحملهها سعی در مساوی کردن بازی داشت. نروژیها سه بار به تیرک دروازه ضربه زدند و یک گل آنها به دلیل آفساید بازیکنشان مردود اعلام شد. هشتاد و سه دقیقه طول کشید تا بهترین تلاشهای نروژ با گلی از آرنه بروستاد پاداش داده شود. بازی به وقت اضافه کشید. پیولا پیروزی ایتالیا را تضمین کرد وقتی توانست از نیلز اریکسن، که در طول بازی سایهبهسایه او بود، فاصله بگیرد. پیولا با ضربه سر توپ برگشتی ناشی از شوت منحرف شده توسط دروازهبان رولف یوهانسن را به گل تبدیل کرد. ایتالیاییها از اولین مانع عبور کرده بودند. در همان روز در ورزشگاه شاپو تولوز، کوبا اولین حضور خود در جام جهانی را انجام داد و با تیم باتجربه رومانی روبرو شد. به طرز عجیبی، دو ستاره کوبا دروازهبانان آن، بنیتو کارواخالس و خوان آیرا بودند. هر دو تیم در حضور ۶,۰۰۰ هوادار به تساوی جذاب ۳-۳ رسیدند. وقت اضافه برندهای ارائه نکرد. در ۱۰ ژوئن، جمعیت ۵,۰۰۰ نفری برای بازی تکراری حاضر شدند. کوبا کارواخالس را کنار گذاشت و او را با آیرا جایگزین کرد. رومانی در دقیقه نهم با استفان دوبای توانست پیش بیفتد. در نیمه دوم، کوبا با هکتور سوکورو بازی را مساوی کرد، که در بازی اول دو گل به ثمر رسانده بود. یک بار دیگر، بازی مساوی شد و به وقت اضافه کشیده شد. با ده دقیقه باقیمانده از وقت اضافه، کوباییها بازی خارقالعاده را با گلی از کارلوس ماکینا که برنده بازی بود به پایان رساندند. گل به نظر آفساید میآمد و کمکداور حتی پرچم خود را بالا برده بود، اما داور آلمانی آلفرد بیرلم تصمیم را نقض کرد و گل برقرار ماند. کوباییها به طور معجزهآسایی پیروزی شگفتانگیز ۲-۱ را کسب کردند. در ۵ ژوئن، چکسلواکی، نایب قهرمان جام جهانی قبل، در لو آور مقابل هلند قرار گرفت. آنچه قرار بود بازی آسانی برای چکسلواکیها باشد تقریباً به یک شگفتی دیگر در تورنمنت تبدیل شد. چکسلواکی، که چهار بازیکن از تیم ۱۹۳۴ خود را داشت، به طور بیثمر سعی کرد پیش بیفتد، اما هلندیها توانستند آنها را برای نود دقیقه مهار کنند. وقتی بازی بدون گل به وقت اضافه کشید، هلندیها ناگهان زیر فشار پژمردند. شش دقیقه از وقت اضافه گذشته بود و یوزف کوشتالک توانست اولین گل بازی را به ثمر برساند. چکسلواکیها در نیمه دوم وقت اضافه دو گل دیگر افزودند، اول با نیِدلی و دیگری از یوزف زمان، برای پیروزی ۳-۰. در همان روز در ورزشگاه کولومب پاریس، تیم میزبان فرانسه، که با ده برد پیاپی وارد تورنمنت شده بود، مقابل رقیبش بلژیک آغاز به کار کرد. تیمها از سال ۱۹۰۴ با هم بازی نکرده بودند و هر دو ترکیبهای باتجربهای داشتند. کاپیتان فرانسه اتیِن ماتلر و هافبک ادموند دلفور در سومین جام جهانی پیاپی خود ظاهر میشدند، همانند وورهوف بلژیک. فرانسه زمان کمی برای پیش افتادن تلف کرد، و در دقیقه اول با امیل واینانت گلزنی کرد. یازده دقیقه بعد، گل ژان نیکولا نتیجه را به ۲-۰ رساند. به نظر میرسید کار بلژیک تمام است، تا هفت دقیقه قبل از نیمه که هانری ایزمبورگس پیشتازی فرانسه را کم کرد و نتیجه را به ۲-۱ رساند. اما نیکولا با انرژی گرفتن از تشویق بیوقفه تماشاگران خانگی، در دقیقه ۶۹ میزبان را پیش انداخت و فرانسه را به پیروزی ۳-۱ رساند. این پیروزی به معنای رویارویی با ایتالیا در یکچهارم نهایی بود. در همین حال در رنس، مجارستان مقابل هند شرقی هلند قرار گرفت. مجارها تیمی قدرتمند ساخته بودند، که تنها سه ماه قبل در بوداپست در یک بازی مقدماتی جام جهانی یونان را ۱۱-۱ در هم کوبیده بود. مجارستان برای حریفانش بسیار با استعدادتر بود و تا نیمه اول ۴-۰ پیش بود. رژه گلزنی در دقیقه ۱۸ با ویلْموش کوهوت آغاز شد. پنج دقیقه بعد، گیزه تولدی نتیجه را به ۲-۰ رساند. شاروشی در دقیقه ۲۸ مجارستان را ۳-۰ پیش انداخت و گیولا ژنگلر هفت دقیقه قبل از پایان نیمه اول چهارمین گل تیمش را به ثمر رساند. مجارها در نیمه دوم از جایی که متوقف شده بودند ادامه دادند وقتی ژنگلر هفت دقیقه بعد دومین گل خود در بازی را به ثمر رساند. مجارستان رژه گلزنی را در دقیقه ۷۷ با گل دوم شاروشی به پایان رساند تا پیروزی قاطع ۶-۰ کامل شود. در استراسبورگ، برزیل و لهستان نمایشی تهاجمی به راه انداختند. برزیل چهار بازیکن را به میدان فرستاد که هرگز در یک بازی بینالمللی بازی نکرده بودند، در حالی که لهستانیها اولین حضور خود در جام جهانی را انجام میدادند. نیمه اول در اختیار برزیل و مهاجم ستارهاش لئونیداس بود، که تیمش را در دقیقه هجده پیش انداخت. چهار دقیقه بعد، اِرنست ویلیموفسکی لهستانی بازی را مساوی کرد. لئونیداس، که دور دفاع لهستان میچرخید، توانست در دقیقه ۲۵ برزیل را دوباره پیش بیندازد. او یک دقیقه قبل از وقت استراحت هتتریک خود را کامل کرد تا برزیل ۳-۱ پیش بیفتد. لئونیداس، که با محبت "الماس سیاه" نامیده میشد، یکی از اولین سوپراستارهای برزیل بود. لئونیداس، که در زمان جام جهانی ۱۹۳۸ بیست و پنج سال داشت، حرفه خود را در برزیل آغاز کرده بود قبل از آنکه در سال ۱۹۳۳ به اروگوئه برود تا با پنارول بازی کند، یک سال پس از آنکه در اولین بازی بینالمللی خود دو گل مقابل اروگوئه به ثمر رساند. او یک سال بعد به برزیل بازگشت و واسکو دوگاما را به قهرمانی ریو رساند. پس از بازی در جام جهانی ۱۹۳۴، لئونیداس بازیکن کلیدی در قهرمانی ریو بوتافوگو در یک سال بعد بود. در سال ۱۹۳۶، او با فلامینگو قرارداد بست، جایی که تا سال ۱۹۴۲ بازی میکرد. حتی با وجودی که لئونیداس تمام گلزنی را انجام میداد، دفاع برزیل هنوز نیاز به محافظت از پیشتازی داشت، اما این تلاش ناموفق بود. عقبافتادگی ۳-۱ در نیمه اول، خط حمله لهستان را مجبور کرد به حالت پیشرفته برود. لئونارد پیونتک در دقیقه ۵۰ گلزنی کرد و ویلیموفسکی ده دقیقه بعد بازی را مساوی کرد. پراسیو برزیل را ۴-۳ پیش انداخت، اما با فقط دو دقیقه باقیمانده، ویلیموفسکی هتتریک خود را کامل کرد تا بازی را به وقت اضافه بکشاند. گلها آنجا تمام نشد. برزیل سه دقیقه بعد از شروع وقت اضافه با گل چهارم لئونیداس - اولین بازیکنی که بیش از سه گل در یک تورنمنت جام جهانی به ثمر رساند - به پیشتازی ۵-۴ رسید. دوازده دقیقه بعد، رومئو نتیجه را به ۶-۴ رساند. اما لهستان تسلیم نشد و ویلیموفسکی چهارمین گل خود در بازی را به ثمر رساند، اما خیلی دیر بود. برزیلیها عملکردی برقآسا به نمایش گذاشته بودند و با پیروزی ۶-۵ پاداش گرفتند، که به معنای بازی با چکسلواکی در یکچهارم نهایی بود.
یکچهارم نهایی
جمع هشت تیم - با احتساب سوئد که پس از انصراف اتریش از فینالها، استراحت داده شده بود - مشخص شد. یکچهارم نهایی در ۱۲ ژوئن در چهار محل مختلف برگزار شد. بزرگترین بازی این مرحله، مسابقه بین فرانسه و ایتالیا بود. ورزشگاه کولومب پاریس با ۵۸,۰۰۰ تماشاگر که جمع شده بودند تا به میزبان انرژی بدهند، پر شده بود. هفت ماه قبل، فرانسویها در یک بازی دوستانه قهرمان جهان را به تساوی بدون گل واداشته بودند - و این بار هوادارانشان امید به پیروزی داشتند. برای این بازی، ایتالیاییها پیراهن آبی سنتی خود را کنار گذاشتند (فرانسویها، به عنوان تیم میزبان، اجازه داشتند پیراهن آبی خود را بپوشند) و لباسی کاملاً سیاه به احترام فاشیسم پوشیدند. اگرچه این یونیفرمها همچنین به عنوان طعنه به هواداران عمدتاً ضد فاشیست فرانسوی در نظر گرفته میشد، ایتالیا هیچ زمانی را برای برقراری سلطه خود در زمین تلف نکرد و در دقیقه دهم با یک گل تصادفی توسط کولائوسی پیش افتاد. وینگر چپ توپ را به داخل ارسال کرد به امید آنکه همتیمیاش در محوطه با سر آن را وارد دروازه کند، اما دروازهبان فرانسه لوران دی لورتو توپ را اشتباه قضاوت کرد و پاس تبدیل به گل شد. پیشتازی ایتالیا کوتاهمدت بود. فرانسه توانست یک دقیقه بعد بازی را مساوی کند وقتی اسکار هِیسِرِر توپ را از دروازهبان آلدو اولیویِری گذراند. نیمه دوم شاهد تیم ایتالیایی تهاجمی بود؛ فرانسویها نتوانستند همگام بمانند. دفاع فرانسه کنترل سفت خود روی پیولا را شل کرد و مهاجم بااستعداد توانست از آزادی تازهیافته خود نهایت استفاده را ببرد. با دفاع گشوده فرانسه، پیولا توانست در دقیقه ۵۸ ایتالیا را ۲-۱ پیش بیندازد. فرانسویها سعی کردند دوباره بازی را مساوی کنند، اما با دفاع آشفتهشان، پیولا که توسط گوستی جردن رها شده بود، توانست در دقیقه ۷۸ با ضربه سر گل دوم خود در بازی را پس از پاس آمدهئو بیاواتی به ثمر برساند تا پیروزی ۳-۱ را به ایتالیا اعطا کند. در آنتیب، سوئد کوبا را ۸-۰ شکست داد تا مسیر جذاب این کشور شگفتی ساز جزیره کارائیبی به پایان برسد. سوئدیها با بازی نکردن در دور اول، سرحال وارد بازی شده بودند، در حالی که کوباییها هنوز عضلات خسته خود را پس از دو بازی طاقتفرسا مقابل رومانی تیمار میکردند. سوئد با کارواخالس که به دروازه کوبا بازگشته بود، چهار گل از مهاجم گوستاو وتِرستروم را وارد دروازه او کرد. در لیل، مجارستان مقابل سوئیس قرار گرفت. مجارستان با گلی از ژنگلر سه دقیقه به پایان نیمه اول، پیش افتاد. ژنگلر در دقیقه ۶۸ گل دوم را افزود تا مجارستان را به پیروزی ۲-۰ برساند. در بوردو، ۲۵,۰۰۰ هواداری که جمع شده بودند تا بازی برزیل مقابل چکسلواکی را تماشا کنند، شاهد مسابقهای خشن بودند. خصومت زود شروع شد وقتی مدافع برزیلی زِزِ پروکوپیو نیِدلی را به زمین انداخت و داور مجار پال فون هرتزکا به خاطر خطای خشن به او کارت قرمز نشان داد. برزیل، حالا با یک بازیکن کمتر، در دقیقه ۳۰ با گلی از لئونیداس، پنجمین گل او در تورنمنت، پیش افتاد. احساسات بار دیگر شعلهور شد، این بار یک دقیقه قبل از نیمه وقت، وقتی یان ریها و آرتور ماشادو وارد دعوای مشتزنی شدند. هر دو بازیکن کارت قرمز دریافت کردند. نیمه دوم شاهد گلهای بیشتر و خشونت بود. در دقیقه ۶۴، مدافع برزیلی دمینگوس در محوطه با دست توپ را کنترل کرد. هرتزکا یک ضربه پنالتی به نفع مجارستان اعلام کرد و نیِدلی از نقطه پنالتی گل زد. بازی ۱-۱ تمام شد، اگرچه نیِدلی پای راستش را شکست و مجبور به ترک بازی شد. پلانیچکا، که بخشی از بازی را با بازوی راست شکسته بازی کرد، در حالی که درد میکشید زمین را ترک کرد. هر دو تیم - که به نه بازیکن کاهش یافته بودند - در وقت اضافه نتوانستند گلزنی کنند. بازی تکراری دو روز بعد برنامهریزی شد - آخرین بازی تکراری که تاکنون در طول یک تورنمنت جام جهانی برگزار شده است. همه انتظار رویارویی خشن دیگری بین چکسلواکیها و برزیلیها در بازی دومشان را داشتند. در عوض، بازی نسخه ملایمتری از رویارویی قبلی آنها بود. چکسلواکی، بدون نیِدلی و پلانیچکا، شش بازیکن جدید در ترکیب شروع داشت. برزیل نه تغییر در ترکیب قبل از بازی خود ایجاد کرد، تنها استثناها دروازهبان والتر و مهاجم لئونیداس بودند. چکسلواکی در دقیقه ۳۰ با ولاستیمییل کوپسکی پیش افتاد تا لئونیداس در دقیقه ۵۶ بازی را مساوی کند. چکسلواکیها نزدیک شدند دوباره پیش بیفتند، این بار با کوپسکی، اما داور فرانسوی ژرژ کاپدوویل اعلام کرد والتر توپ را روی خط دروازه مهار کرده است. درست در همین بعدی، رابرتو که اولین بازی بینالمللی خود را انجام میداد با گل خود و دومین برزیل چک اسلواکی را شکست داد تا برزیل را به پیروزی ۲-۱ برساند.
نیمه نهایی
برزیل ناگهان به عنوان سرسختترین تیم تورنمنت ظاهر شده بود. سرنوشت آنها را در یک رویارویی نهایی مقابل ایتالیا قرار داد که لئونیداس و پیولا، دو نفر از مرگبارترین گلزنهای تورنمنت را در تیم های خود داشتند. با این حال، این رویارویی هرگز رخ نداد. در حالی که پیولا در ۱۶ ژوئن در مارسی آماده و سالم بود، سرمربی برزیل آدهمار پیمنتا تصمیم جنجالی گرفت که لئونیداس را روی نیمکت نگه دارد. پیمنتا مغرور از تصمیم دیوانهوار خود با دلیلی حتی دیوانهوارتر دفاع کرد: او لئونیداس را برای فینال ذخیره میکرد. دفاع برزیل روی پیولا دو نفر گذاشت تا او را مهار کند. در حالی که دُمینگاس برزیلی - که پسرش آدمیر سی سال بعد برای برزیل در جام جهانی بازی میکرد - سایهبهسایه پیولا بود، آتزوری توانست بدون او بازیسازی کند و در دقیقه ۵۵ با کولائوسی گلزنی کنند. پنج دقیقه بعد، پیولا دوباره ناخواسته در گل دوم ایتالیا نقش داشت. دمینگوس پیولا را در محوطه زمین انداخت و داور سوئیسی هانس ووتریش ضربه پنالتی اعلام کرد. مئاتزای کهنه کار ضربه را تبدیل به گل کرد و ایتالیا ۲-۰ پیش افتاد. در ورزشگاه کولومب پاریس، مجارستان و سوئد نیمه نهایی دیگر را در ۱۶ ژوئن برگزار کردند. بازی به طور اتفاقی در هشتادمین سالگرد تولد پادشاه گوستاو پنجم مجارستان برگزار شد و مجارها میخواستند نمایش خوبی ارائه دهند. سوئدیها - که از بازی یک بازی کمتر بهره برده بودند - امیدهای خود را به استعدادهای مهاجم آرنه نیبرگ معطوف کرده بودند، که کمتر از یک دقیقه آنها را پیش انداخت. زمان گل ۳۵ ثانیه بود، که آن را به دومین گل سریع تاریخ جام جهانی تبدیل کرد. مجارها در دقیقه ۱۸ با ژنگلر همیشه قابل اعتماد بازی را ۱-۱ مساوی کردند وقتی توپ پس از انحراف خفیف از مدافع ایوار اریکسون وارد دروازه شد. گلزنی آنجا متوقف نشد. مجارها دو گل دیگر به ثمر رساندند، با پال تیتکوش در دقیقه ۲۶ و دیگری از ژنگلر در دقیقه ۳۸. تیم توانست در نیمه دوم پیشتازی ۳-۱ خود را بیشتر کند، و در دقیقه ۶۱ با گل چهارم شاروشی گلزنی کرد. ژنگلر سیزده دقیقه به پایان بازی گل دیگری افزود تا مجارستان را به پیروزی قاطع ۵-۱ برساند. مجارها نمایشی خارقالعاده ارائه داده بودند، با نرمی به فینال رسیده بودند در حالی که در سه بازی سیزده گل به ثمر رسانده بودند.
بازی رده بندی
قبل از بازی نهایی، بازی ردهبندی بین برزیل و سوئد در ۱۹ ژوئن در بوردو برگزار شد. این بار، لئونیداس برای برزیلیها شروع کرد، و دو گل در نیمه دوم به ثمر رساند، هفتمین و هشتمین گل او در تورنمنت، پس از آنکه سوئد در نیمه اول ۲-۱ پیش افتاده بود. پراسیو ده دقیقه به پایان بازی گلزنی کرد تا برزیل را به پیروزی ۴-۲ برساند. دو گل لئونیداس جایگاه اول او را در فهرست گلزنان برتر تورنمنت تضمین کرد. برزیل سه دقیقه به پایان با رومئو گل زد، اما خیلی دیر بود.
فینال
ایتالیاییها، همیشه مقاوم و روشمند، به دومین فینال پیاپی خود رسیده بودند و دوباره ثابت کردند پوتزو استادی در کنار هم قرار دادن ترکیبهایی است که میتوانند با هر موقعیتی سازگار شوند. ایتالیاییها در همین حال برای دومین فینال پیاپی خود آماده شدند. پوتزو و بازیکنانش روزهای منتهی به بازی را در انزوای کامل حومه سن ژرمن پاریس سپری کردند. بازیکنان ایتالیایی - همه در حالی که با لبخند وارد زمین میشدند - اعتماد به نفس لازم برای بردن یک بازی بزرگ را ساطع میکردند. ورزشگاه با ۵۵,۰۰۰ هوادار پر شده بود، نه ظرفیت کامل زیرا فرانسویها پس از حذف تیمشان از تورنمنت علاقه خود را از دست داده بودند. ترکیب پوتزو فونی و راوا را به عنوان پایههای دفاع داشت و مئاتزا، پیولا، فراری و کولائوسی که به خط حمله چهار نفره ایتالیا انرژی میبخشیدند. در طول تورنمنت، تیم پوتزو به تدریج با گذشت هر بازی جوش خورده بود و آنقدر با هم راحت بودند که آن روز میتوانستند هر تیمی را شکست دهند. ایتالیاییها ابتدا در دقیقه ششم با کولائوسی گلزنی کردند. مجارستان بلافاصله پاسخ داد، و دو دقیقه بعد با تیتکوش بازی را مساوی کرد وقتی شوت قدرتمندش پشت تور را لرزاند. ایتالیا تجدید سازمان کرد و در دقیقه شانزدهم با پیولا پیش افتاد، و با به پایان رساندن یک حرکت پاس چهار نفره پیچیده که دفاع درمانده مجارستان را بیحرکت گذاشت. ایتالیاییها ده دقیقه قبل از نیمه وقت گل سوم را افزودند وقتی کولائوسی دومین گل خود در بازی را به ثمر رساند. با پیشتازی ۳-۱، ایتالیاییها در نیمه دوم دفاع خود را فشرده کردند. مجارستان در چند نوبت سعی کرد گلزنی کند و در دقیقه ۷۰ با شاروشی موفق شد. اما ایتالیاییها برای مجارها فقط بسیار خوب بودند. پیولا هشت دقیقه به پایان بازی گل چهارم را با یک شوتی ۱۲ یاردی که برای سابو بسیار قدرتمند بود تا متوقفش کند افزود. ایتالیاییها ۴-۲ برنده شدند و دوباره قهرمانان جهان لقب گرفتند. پوتزو کار شگفتانگیزی انجام داده بود و دو تیم متفاوت را برای قهرمانیهای متوالی شکل داده بود. او همچنین تنها مردی باقی میماند که تیمی را به مدال طلای المپیک و دو جام جهانی پیاپی هدایت کرده است. این بار، مئاتزا میتوانست جام را بدون منتقدانی که ادعا میکردند نتیجه ۱۹۳۴ تحت تأثیر موسولینی بوده بلند کند. متأسفانه، تورنمنت ۱۹۳۸ همچنین پایان چیزی ویژه را نشان میداد. هیتلر از فیفا درخواست کرده بود میزبانی جام جهانی ۱۹۴۲ را بر عهده گیرد، اما آن تورنمنت هرگز برگزار نشد. به طور طعنهآمیزی، چهارده ماه پس از فینال، تانکهای هیتلر وارد لهستان شدند. اروپا، و به زودی بقیه جهان، به سوی جنگ رفت و جام جهانی تعطیلی دوازده ساله را تجربه کرد.
جوزپه مئاتزا
وی اولین سوپراستار واقعی این ورزش بود. جوزپه مئاتزا در سال ۱۹۱۰ در میلان ایتالیا به دنیا آمد و بیشتر دوران حرفهای خود را با تیم زادگاهش اینتر سپری کرد. او ۲۴۳ گل در ۳۶۱ بازی برای این باشگاه به ثمر رساند و هنوز یکی از بهترین بازیکنان متولد ایتالیا در تمام دوران محسوب میشود. مئاتزا هنوز رکورد بیشترین گل زده در یک فصل آغازین در سری آ را با ۳۱ گل در اولین فصل خود در سال ۱۹۳۰ در اختیار دارد. سال قبل از آن، هنگامی که سری آ به شکل فعلی وجود نداشت و قهرمانی ایتالیا متشکل از دو لیگ (تقسیم شده بین شمال و جنوب) با پلیآفها بود، مئاتزا که در آن زمان فقط هجده سال داشت، ۲۹ بازی انجام داد و ۳۸ گل شگفتانگیز به ثمر رساند. او سپس سه عنوان قهرمانی لیگ را با اینتر در سالهای ۱۹۳۰، ۱۹۳۸ و ۱۹۴۰ و یک جام حذفی ایتالیا را در سال ۱۹۳۹ به دست آورد. در سطح شخصی، او سه بار در سالهای ۱۹۳۰، ۱۹۳۶ و ۱۹۳۸ بهترین گلزن لیگ بود. او بخش پایانی دوران باشگاهی خود را با آث میلان، یوونتوس و آتالانتا سپری کرد. برای ایتالیا، مئاتزا در جامهای جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ بازی کرد و در این روند هر دو تورنمنت را برد. در سال ۱۹۳۴، ویتوریو پوتزو سرمربی ایتالیا، مئاتزا را پس از بازی به عنوان مهاجم میانی برای اینتر، به یک چپ میانی تبدیل کرد. مئاتزا سهم بزرگی در کمپین موفق جام جهانی ایتالیا داشت. مقابل اسپانیا، ایتالیا به یک بازی تکراری برای شکست رقیب بزرگ خود نیاز داشت و مئاتزا گل پیروزی را به ثمر رساند. چهار سال بعد، مئاتزا کاپیتان تیم شد و با مهاجم سیلویو پیولا در خط حمله جدید ایتالیا شریک شد و این کشور با موفقیت جام را حفظ کرد. در یکی از به یادماندنیترین لحظات جام جهانی، مئاتزا در تورنمنت ۱۹۳۸ برای زدن یک ضربه پنالتی مقابل برزیل جلو آمد در حالی که شلوارکش پایین افتاد. مئاتزا شلوارک خود را بالا کشید و با خونسردی توپ را به تور زد. مئاتزا که ۵۳ بار برای ایتالیا بازی کرد، یکی از تنها دو بازیکنی بود که در هر دو تیم قهرمان جام جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ حضور داشت. مئاتزا در سال ۱۹۷۹ در شصت و نه سالگی درگذشت. ورزشگاه فوتبال میلان، که سان سیرو نامیده میشود و خانه هر دو تیم اینتر و آث میلان است، پس از مرگ او به احترام مهاجم افسانهای به ورزشگاه جوزپه مئاتزا تغییر نام یافت.
شرکت در دوره های جام جهانی : ۲
بازیها: ۹
گلها: ۳