موفقیت اولین جام جهانی به سرعت این تورنمنت را به رقابت اصلی فوتبال تبدیل کرد. برخلاف اولین جام جهانی که اکثر تیمهای اروپایی دعوتها برای شرکت را رد کردند، این بار سی و دو عضو از پنجاه عضو فیفا خواهان شانسی برای قهرمانی بودند. در سال ۱۹۳۲، فیفا میزبانی تورنمنت را به ایتالیا سپرد و دیکتاتور فاشیست بنیتو موسولینی — که پس از راهپیمایی به سوی رم در سال ۱۹۲۲ قدرت را به دست گرفته و توسط پادشاه ویکتور امانوئل سوم به عنوان نخستوزیر منصوب شده بود — هیچ هزینهای را فروگذار نکرد. موسولینی نه تنها میخواست برتری رژیم فاشیستی را به جهان نشان دهد، بلکه میخواست نشان دهد تیم ملی او تا چه حد میتواند در برابر سایر کشورها بزرگ باشد. مقدماتی پیش از تورنمنت و مزیت ایتالیا تعداد زیاد شرکتکنندگان فیفا را مجبور به برگزاری اولین دورهای مقدماتی جام جهانی کرد. تیمها در گروههای دو یا سهتایی قرار گرفتند تا تعداد کاهش یابد. به شکلی عجیب، کشور میزبان ایتالیا نیز مجبور به شرکت در مسابقات مقدماتی شد. چه فاجعهای میشد اگر ایتالیا در مرحله مقدماتی شکست میخورد و به فینال نمیرسید. اما فیفا حریف آسانی به ایتالیا داد و آنها را در گروهی با یونان قرار داد، کشوری که تنها چهار سال قبل از آن تیم ملی خود را تشکیل داده بود. ایتالیاییها ۴-۰ پیروز شدند و یونانیها پس از شکست سنگین، بازی دوم را واگذار کردند. در همین حال، اروگوئه فراموش نکرده بود که حضور اروپاییها در تورنمنت گذشته چقدر ضعیف بود و تصمیم گرفت تیمی اعزام نکند و بدین ترتیب تحقیری که ایتالیاییها در چهار سال قبل کردند را جبران کرد. این اولین — و تنها — باری بود که قهرمان مسلط جهان از عنوان خود دفاع نمیکرد. آرژانتین، که چهار سال قبل در فینال شکست خورده بود، نیز در موقعیت نامساعدی قرار داشت زیرا تیم ملی آن تنها از بازیکنان آماتور تشکیل شده بود پس از آنکه تیمهای باشگاهی از آزاد کردن بازیکنانشان خودداری کردند. تیم با بازیکنان دسته دوم و سوم به ایتالیا آمد و شانس کمی برای بلند کردن جام داشت. باشگاههای آرژانتینی میترسیدند که با رسیدن بازیکنانشان به ایتالیا، تیمهای محلی آنجا بازیکنان را ترغیب به ترک وطن خود کرده و برایشان بازی کنند. در واقع، بهترین فوتبال جهان در اروگوئه و آرژانتین بازی میشد، اما آن استعدادها در جام جهانی غایب بودند. علاوه بر این، بریتانیاییها — مبلغان مدرن این ورزش — بار دیگر به دلیل اختلاف جاری با فیفا در تورنمنت غایب بودند. تورنمنت از ۲۷ می تا ۱۰ ژوئن در هشت شهر برگزار شد: ناپل، رم، فلورانس، جنوا، بولونیا، میلان، تورین و تریسته. در تلاش برای حفظ رقابتی بودن تورنمنت و تضمین حیات مالی آن، هشت تیم — ایتالیا، چکسلواکی، برزیل، مجارستان، اتریش، آرژانتین، آلمان و هلند — سید شدند و در دور اول به مصاف هم نرفتند. وقتی شانزده تیم نهایی شدند، دوازده تیم از اروپا بودند. تنها استثناها ایالات متحده، مصر، برزیل و آرژانتین بودند. نیمی از تیمهایی که به ایتالیا رفتند، از جمله ایالات متحده، برزیل و آرژانتین، به دلیل فرمت جدید حذفی، تنها پس از نود دقیقه بازی به خانه بازگشتند. بزرگترین مشکل ایتالیا امکان رویارویی با اتریش بود. هوگو میزل مربی تیم قدرتمند اتریشی بود که به دلیل برتری و سهولت شکست دادن حریفان، لقب وونتِراتیم (تیم شگفتانگیز) را گرفته بود. میزل که در خانوادهای ثروتمند متولد شده بود و در دهه ۱۹۲۰ رئیس فدراسیون فوتبال اتریش بود، در نهایت به عنوان مربی تیم ملی کشورش شهرت یافت. میزل نیروی محرکه تبدیل فوتبال به ورزشی حرفهای در اتریش بود و در سال ۱۹۲۷ جام میتروپا — پیشدرآمدی بر جام قهرمانان اروپا — را ابداع کرد، اگرچه بزرگترین دستاوردهایش به زمین بازی نزدیکتر بود. در سال ۱۹۱۲، میزل اولین بازی خود روی نیمکت اتریش را در شکست ۳-۱ مقابل ایتالیا در جنوا تجربه کرد. او تنها دو سال مسئول تیم ملی بود قبل از آنکه به جنگ جهانی اول برود، اما بلافاصله پس از درگیری مسلحانه در سال ۱۹۱۹ به نیمکت اتریش بازگشت. وونتِراتیم — که به عنوان قدرتمندترین تیم ملی اروپا پیش از جنگ جهانی دوم شناخته میشد — ابداع میزل بود. پیروزی ۲-۱ بر چکسلواکی در آوریل ۱۹۳۱ اولین بازی از یک رشته چهارده بازی بدون شکست بود، روندی که شامل یازده پیروزی و سه تساوی میشد. این رشته همچنین شامل دو پیروزی چشمگیر بر آلمان (۶-۰ در برلین و ۵-۰ در وین) و شکست ۵-۰ اسکاتلند در می ۱۹۳۱ بود. اتریش پس از تنها سه شکست در فاصله سی و یک بازی بین آوریل ۱۹۳۱ و ژوئن ۱۹۳۴، لقب وونتِراتیم را کسب کرد. یکی از آن بردها، پیروزی ۴-۲ بر ایتالیا در تورین در آستانه فینالهای جام جهانی بود — نشانهای دیگر که وونتِراتیم محکوم به فتح بزرگترین جایزه این ورزش بود. جام جهانی به برگزارکنندگان ایتالیایی فرصت داد تا به دولت در ایجاد تصویری مثبت از کشورشان کمک کنند و — چرا نه؟ — همزمان جام را نیز ببرند. راه ایتالیا به سوی افتخار جام جهانی، علیرغم خوشبینی موسولینی و برگزارکنندگان تورنمنت، مملو از موانع بود. چکسلواکی، مجارستان و اسپانیا نیز از مدعیان قهرمانی بودند، اگرچه "ایل دوچه" تردیدی نداشت که ایتالیای محبوبش جام را تصاحب خواهد کرد. موسولینی علاقهمند بزرگ فوتبال نبود — اما برای او جام جهانی چیزی بیش از یک تورنمنت فوتبال بود. این فرصتی بود تا به جهان نشان دهد رژیم تمامیتخواه او ایتالیا را به یک قدرت جهانی تبدیل کرده است. در نتیجه، موسولینی بسیار درگیر بود، حتی تا حدی که شب قبل از بازی افتتاحیهشان مقابل ایالات متحده در یک هتل رم برای بازیکنان سخنرانی تشویقی کرد. ایتالیاییها به مربیگری ویتوریو پوتزو، تقریباً دو ماه قبل از شروع مسابقات در یک اقامتگاه کوچک کوهستانی نزدیک دریاچه زیبای ماجیوره در شمال ایتالیا اردو زده بودند. پوتزو، که از سال ۱۹۰۵ به مدت پنج فصل برای تورینو بازی کرده بود، یک استراتژیست ماهر در سنت میزل بود. پوتزو که نسبت به بازیکنانش پدرانه رفتار میکرد، عشق خود به بازی را در جوانی هنگام تحصیل در انگلستان کشف کرد. پوتزو در سال ۱۹۲۹ به عنوان مربی ایتالیا منصوب شد و برای اولین بار در تاریخ تیم، یک مربی منفرد، به جای یک کمیته، اجازه انتخاب بازیکنان را یافت. پوتزو همچنین مردی خرافاتی بود و برای هدایت خود در دوران سخت به دو طلسم خوششانسی متکی بود. اولی تکه شیشه کوچکی از یک جام شکسته بود که ایتالیا در سال ۱۹۳۰ در فینال جام گرو با نتیجه ۵-۰ بر مجارستان برنده شده بود، پیشدرآمدی بر قهرمانی اروپا.۵ او همیشه آن را در جیبش حمل میکرد و اغلب دیده میشد که با آن ور میرود. دیگری بلیت یکطرفه به انگلستان بود که خانوادهاش چند سال قبل برایش خریده بودند. جدا از طلسمهای خوششانسی، ایتالیاییها مملو از استعداد بودند، از جمله بازیکنانی که این کشور به دلیل اصالت ایتالیاییشان به تابعیت پذیرفته بود. با نگرانی از اینکه برتری ایتالیا ممکن است برای بردن جام کافی نباشد، موسولینی فرمانی صادر کرد که هر فردی با اصالت ایتالیایی واجد شرایط پیوستن به ارتش این کشور است. اوریوندیها (آمریکای جنوبیهایی که تابعیت ایتالیا گرفته و برای بازی در تیم ملی وارد شده بودند) شامل مونتی، که چهار سال قبل با آرژانتین در فینال بازی کرده بود؛ رایموندو اورسی، که در المپیک ۱۹۲۸ مدال نقره گرفته بود اما در اولین جام جهانی بازی نکرده بود؛ و آتیلیو دماریا و انریکه گوآیتا بودند. پوتزو حضور آنها را با این استدلال توجیه میکرد که پدرانشان ایتالیایی الاصل بودند — اگر فرض بر این بود که میتوان آنها را برای خدمت در ارتش ایتالیا فراخواند، پس قطعاً میتوانستند برای کشور تازهپذیرفتهشان فوتبال بازی کنند. پوتزو گفت: "اگر میتوانند برای ایتالیا بمیرند، میتوانند برای ایتالیا فوتبال بازی کنند." مربی ایتالیایی همچنین چیزی را طراحی کرد که آن را "ایل متودو" (روش) مینامید، با استفاده از آرایش ۲-۳-۵ با دو مدافع، سه هافبک و پنج مهاجم. این سیستم تاکتیکی — که اولین بار توسط اتریشیها، چکاسلواکیها و مجارها استفاده شد و اغلب به آن مدرسه دانوبی میگفتند — در دهه ۱۹۲۰ به طور گسترده استفاده میشد. ترکیب بازیکنان به شدت بر یک سری پاسهای کوتاه و مهارت فردی متکی بود که بر بازی با توپ روی زمین تأکید داشت. با این حال، روش پوتزو بازیکنان بیشتری به خط میانی اضافه کرد و آرایش ۲-۳-۲-۳ را ایجاد کرد. این امر دفاع قویتری ایجاد کرد و اجازه استفاده موثر از ضدحمله را به عنوان یک سلاح تهاجمی داد.
بازیهای گروهی ایتالیا تورنمنت را در ۲۷ می در ورزشگاه ملی رم در برابر ایالات متحده در حضور ۳۰٬۰۰۰ تماشاگر آغاز کرد. آمریکاییها که دیر وارد مسابقات شده بودند، تنها سه روز قبل در یک بازی پلیآف خودجوش در میلان، مکزیک، برنده گروه آمریکای شمالی را شکست داده بودند. آمریکاییها ۴-۲ بردند و مکزیکیها سفر طولانی خود را بیهوده انجام دادند. آلدو "باف" دانلی در کتاب رکوردها نام خود را ثبت کرد و اولین بازیکن در تاریخ تیم ملی ایالات متحده شد که در یک بازی چهار گل به ثمر رساند. آمریکاییها تیم مشابهی نبودند که چهار سال قبل به نیمهنهایی رسیده بودند. تنها سه بازیکن بازگشتند — بیل گونزالوز، مورهاوس و فلوری، که در سی و هفت سالگی مسنترین بازیکن تورنمنت بود — و بازیکنان آمریکایی پس از یک سری بازی آزمونی گرد هم آمده بودند. آمریکاییها در برابر ایتالیاییهای قدرتمند مقاومت کردند، حداقل برای هجده دقیقه اول. در آن زمان ایتالیاییها با آنجلو اسکیاویو گلزنی را آغاز کردند. ایتالیا وقتی اورسی دو دقیقه بعد گل زد، ۲-۰ پیش افتاد. اسکیاویو در دقیقه ۲۹ بازی را از دسترس خارج کرد تا نتیجه ۳-۰ شود. آمریکاییهای ضعیفتر در نیمه دوم با دانلی تک گل خود را به ثمر رساندند. علیرغم گل دانلی، ایتالیاییها — که به دلیل رنگ پیراهنشان لقب آتزوری (آبیها) را داشتند — همچنان مصمم بودند. جووانی فراری در دقیقه ۶۳ بازی را ۴-۱ کرد و اسکیاویو یک دقیقه بعد هتریک خود را کامل کرد. اورسی یک بار دیگر در جدول گلها ظاهر شد، گل دوم خود در بازی را ثبت کرد و جوزپه مئاتزا، یکی از بهترین بازیکنان جهان در آن زمان، یک گل به ثمر رساند تا نتیجه نهایی ۷-۱ شود. این برد یک رکورد جدید گل در جام جهانی ثبت کرد و مئاتزا به اولین سوپراستار فوتبال ایتالیا تبدیل شد. مئاتزا که در سال ۱۹۱۰ در میلان متولد شد، در سال ۱۹۲۷ با اینتر میلان قرارداد بست و به سرعت به عنوان یک تکزن بیرحمانه و دارای شوت قدرتمندی که اغلب دروازهبانان را متحیر میکرد، شهرت یافت. در سومین سال حضورش در اینتر، مئاتزا در فصل 1929-1930 در سی و سه بازی لیگ سی و یک گل به ثمر رساند. در سال ۱۹۳۰، او همچنین اولین بازی خود را برای ایتالیا انجام داد و دو گل در پیروزی ۴-۲ بر سوئیس به ثمر رساند. اقدامات مئاتزا خارج از زمین اغلب با اقداماتش در زمین برابری میکرد. مئاتزا تنها بازیکن تیم ملی بود که اجازه سیگار کشیدن داشت و عادت داشت قبل از بازیها زیاد بنوشد. اگرچه به عنوان مهاجم موفقیتهای بزرگی کسب کرد، اما به عنوان هافبک بود که مئاتزا بزرگترین دستاوردهایش را تجربه کرد. تصمیم پوتزو برای عقبتر بردن او در طول جام جهانی، نبوغ تاکتیکی بزرگی از آب درآمد. شش بازی دیگر دور اول نیز در همان روز برگزار شد. در تریسته، چکاسلواکی سید یک شده، که تنها بازیکنان باشگاههای اسپارتا و اسلاویا پراگ را داشت، زمان سختی را برای حذف رومانی پشت سر گذاشت. چکاسلواکی سرانجام در دقیقه ۶۹ بازی را از سختی خارج کرد وقتی ییری سوبوتکا توپ را گرفت و به اولدریخ نجیدلی پاس داد که گل پیروزی را در پیروزی ۲-۱ به ثمر رساند. در ورزشگاه برتا فلورانس، آلمان ۵-۲ بلژیک را شکست داد. آلمانیها در دقیقه ۲۶ با استانیسلائوس کوبیرسکی گلزنی کردند، اما دو گل برنارد وورهوف بلژیک در دقیقه ۳۱ و ۴۳ به تیمش برتری شگفتانگیز ۲-۱ در نیمه اول داد. هتریک مهاجم ادموند کونن در نیمه دوم به آلمان پیروزی داد. در ورزشگاه موسولینی تورین، اتریش ۳-۲ فرانسه را در وقت اضافه شکست داد — علیرغم شکایتهای میزل در آستانه بازی از اینکه تیمش آماده نیست. وونتِراتیم به نظر میرسید در ابتدا خوششانس بود پس از آنکه مهاجم فرانسوی ژان نیکولا مصدومیت سر برداشت — اگرچه این مانع از آن نشد که نیکولا پس از نوزده دقیقه تیمش را ۱-۰ جلو بیندازد. اتریش بازی را با مهاجم ماتیاس زینلار در آخرین دقیقه نیمه اول مساوی کرد. نیمه دوم بدون گل به یک وقت اضافه جذاب منجر شد. بازی پس از تنها چهار دقیقه به نفع اتریش شد وقتی آنتون شال با گلی که آشکارا آفساید بود تیمش را ۲-۱ جلو انداخت. دو دقیقه بعد، با خشمگینی بازیکنان فرانسوی، اتریش بار دیگر با یوزف بیچان گل زد تا نتیجه ۳-۱ شود. فرانسویها شش دقیقه مانده به بازی وقتی ژرژ وریرست پنالتی را تبدیل کرد گل زدند، اما گل وی خیلی دیر بود. اتریشیها ۳-۲ بردند و به دور بعد صعود کردند. در جنوا، اسپانیا و برزیل در احتمالاً سرگرمکنندهترین بازی دور اول به مصاف هم رفتند. برزیلیها میدانستند تیمی ندارند که بتواند برای قهرمانی رقابت کند پس از آنکه اختلافات داخلی مانع مربی کارلو روچا از استفاده از بازیکنان لیگهای ریو و سائوپائولو شده بود. از سوی دیگر، اسپانیا به لطف دروازهبان مستعدش ریکاردو زامورا یک قدرت فوتبالی در حال ظهور بود. اسپانیا در دقیقه ۱۸ پس از یک ضربه پنالتی عالی اجراشده توسط خوزه ایراگوری ۱-۰ پیش افتاد. اسپانیاییها نه دقیقه بعد با ایسیدرو لانگارا گل دوم را افزودند. برزیلیها عقب بودند، اما حذف نشده بودند. تیم تجدید قوا کرد و با لئونیداس داسیلوا در دقیقه ۵۶ یک گل بازگرداند. اسپانیا با گل دوم لانگارا که پیروزی ۳-۱ را قطعی کرد، راهیاش به یکچهارم نهایی را تضمین کرد. والدمار دی بریتوی برزیلی تاریخ ساز شد وقتی اولین بازیکن در جام جهانی شد که یک ضربه پنالتی را از دست داد پس از آنکه زامورا شوت را با هر دو مشت منحرف کرد. بار دیگر، برزیل پس از دور اول جام جهانی را ترک کرد. والدمار بعدها به یک استعدادیاب تبدیل شد و دههها بعد برای کشف بازیکن جوانی به نام پله بخشیده شد. لئونیداس برزیلی، که به طور گسترده به خاطر کامل کردن ضربه قیچی برگردان شناخته میشود، چهار سال دیگر طول کشید تا به عنوان یک گلزن چشمگیر به صحنه جهانی بازگردد. یک تیم آمریکای جنوبی دیگر، آرژانتین، نیز پس از شکست ۳-۲ مقابل سوئد در ورزشگاه لیتوریاله بولونیا زود چمدانهایش را بست. شکست آرژانتین نشانهای دیگر بود که تورنمنت در حال تبدیل شدن به یک رویداد کاملاً اروپایی بود. علیرغم حضور اکثراً بازیکنان جوان، آرژانتین بیتجربه توانست جمعیت را خوشحال کند — حتی دو بار پیش افتاد — اما اسکاندیناویاییها با گل کنوت کروون یازده دقیقه مانده به بازی پیروز شدند. در ورزشگاه سن سیرو میلان، سوئیس ۳-۲ هلند را در بازی خستهکنندهای شکست داد؛ سوئیسیها توانستند با دو گل لئوپولد کیلهولتس پیروز شوند. در ورزشگاه آسکارلی ناپل، مصر با تبدیل شدن به اولین کشور آفریقایی که در یک بازی جام جهانی بازی میکند تاریخ ساز شد. مجارستان در صدد انتقام شکست شگفتانگیز ۳-۰ بود که مصریها در المپیک ۱۹۲۴ پاریس به آنها تحمیل کرده بودند، و این بار حریف را دست کم نگرفت. مجارستان مطمئن شد که از ابتدا فشار بیاورد، که منجر به گل پال تلکی در دقیقه ۱۲ شد. گژزه تولدی در دقیقه ۳۰ مجارستان را ۲-۰ راحت جلو انداخت. مصر هشت دقیقه بعد با گل عبدالرحمن فوزی پاسخ داد. نیمه اول با برتری ۲-۱ مجارستان به پایان رسید. مجارها نیمه دوم را تحت سلطه داشتند و گلهای میکلوش تولدی در دقیقه ۵۲ و انه وینچه هفت دقیقه بعد منجر به پیروزی ۴-۲ آنها شد.
هشت تیم باقیمانده یکچهارم نهایی
همه بازی ها در ۳۱ می برگزار شد و شامل برخی از رقابتیترین و در عین حال خشنترین بازیهای جام جهانی بود. آلمان، که قبل از شروع تورنمنت به اندازه برخی انتظارات قوی ظاهر نشده بود، بازی ناامیدکنندهای مقابل سوئد در میلان انجام داد. بازی برای یک ساعت بدون گل ماند زیرا هر دو طرف زیر باران شدید بیثمر تلاش کردند تا پیش بیفتند. آلمان توانست در فاصله سه دقیقه دو گل — هر دو از کارل هومان — به ثمر برساند. سوئد پس از مصدومیت ارنست اندرسون به ده بازیکن کاهش یافت. علیرغم کمبود بازیکن، سوئدیها در دقیقه ۸۳ با مهاجم گوستا دونکر گل زدند. تیم آلمان که بار دیگر عملکرد ضعیفی از خود نشان داده بود، با این وجود مهار سوئد با نتیجه ۲-۱ و تضمین راهیابیشان به نیمهنهایی کافی بود. بازی بین اتریش و مجارستان در بولونیا انتظارات را برآورده کرد. میزل ترکیبش را تغییر داد و یوهان هوروات کوتاه قد را به میدان فرستاد، حرکتی که برای وونتِراتیم نتیجهبخش بود. هوروات وقت را تلف نکرد و پس از تنها پنج دقیقه گل زد. بازی پس از گل خشن شد. داور ایتالیایی فرانچسکو ماتیا کنترل بازی را از دست داد و بازیکنان هر دو طرف اجازه یافتند آزادانه هرج و مرج کنند. در میان تمام خطاکاریها، اتریشیها در دقیقه ۵۳ گل دوم را افزودند وقتی مهاجم کارل زیچک شوت قدرتمندی از کنار دروازهبان آنتال سابو شلیک کرد. مجارها اجازه ندادند لغزشهای دفاعیشان بر آنها چیره شود و چهارده دقیقه بعد وقتی بلا شاروشی، یکی از معدود بازیکنان زمین که توانسته بود در میان هرج و مرج خونسردی خود را حفظ کند، روی پنالتی گل زد، مجارها یک گل را بازگرداندند. مجارها تلاش کردند بازی را مساوی کنند، اما امیدهایشان وقتی مهاجم ایمره مارکوش کارت قرمز گرفت نقش بر آب شد. اتریش ۲-۱ برد. رویارویی چکسلواکی و سوئیس در تورین بهترین بازی یکچهارم نهایی از آب درآمد. سوئیس در دقیقه ۱۸ پس از آنکه کیلهولتس روی ضدحمله گل زد پیش افتاد. تیم چکاسلواکی دفاعش را مرتب کرد و شش دقیقه بعد با فرانتیشک سوبودا بازی را مساوی کرد. سه دقیقه بعد از شروع نیمه دوم با سوبوتکا گل دیگری افزود. سوئیس وقتی آندره آبهگلن توانست توپ را از دروازهبان فرانتیشک پلانیچکا عبور دهد بازی را دو-دو مساوی کرد. چکها سرانجام وقتی نجیدلی هفت دقیقه مانده به پایان گل پیروزی را به ثمر رساند ۳-۲ بردند. این پیروزی به معنای صعود به نیمهنهایی و دیدار با آلمان بود. تیم ایتالیا به فلورانس سفر کرد تا در برابر اسپانیا که یکی از زشتترین و خشنترین بازیهای هر جام جهانی بود بازی کند. کاپیتان ایتالیا ویرجینیو رزتا در دور افتتاحیه مقابل تیم ایالات متحده مصدوم شد و در نهایت از بازی کنار رفت. بازوبند کاپیتانی به دروازهبان کهنهکار جیامپیرو کُمبی رسید، اما بسیار به ناامیدی ۳۵٬۰۰۰ تماشاگر در ورزشگاه برتا — و میلیونها شنونده رادیو — زامورای اسپانیایی بود که در جلوی دروازه دیگر ایستاده بود و تمام توجهات را جلب میکرد. ایتالیاییها میدانستند زامورا، که برای رئال مادرید بازی میکرد، نیرویی است که باید با آن حساب کرد و در تلاش برای زخمی کردنش وقت را تلف نکردند. داور لویی بارت بلژیک بسیاری خطاها را بدون جریمه گذاشت؛ با این وجود، اسپانیا اول گل زد وقتی شوت لوئیس رگرو در دقیقه ۳۱ توسط کُمبی بد کنترل شد و از کنارش عبور کرد. آتزوری یک دقیقه بعد از شروع نیمه دوم با فراری بازی را مساوی کرد. بازیکنان اسپانیا اعتراض کردند و مدعی شدند اسکیاویو مانع رسیدن زامورا به توپ شده است. اعتراضات نادیده گرفته شد و گل قبول شد. بازی به وقت اضافه کشید، اما ۱۲۰ دقیقه برای تعیین برنده کافی نبود. بازی تکراری روز بعد برگزار میشد — اما این بار با برخی تغییرات. بازی تکراری در ورزشگاه برتا برخی از همان هواداران مشتاق را داشت، اما تقریباً هیچ یک از همان بازیکنان را نداشت. هر دو مربی از بازیکنان تازهنفس استفاده کردند (پنج تغییر برای ایتالیاییها و هفت تغییر برای اسپانیا)، اما بازیکن پشت بازیکن در بعدازظهری به طرز غیرقابل تحملی مرطوب از خستگی افتادند. بارت با داور سوئیسی رنه مرسه جایگزین شد، اما مدیریت بازی او نیز چندان بهتر نبود. اسپانیا مجبور شد بدون زامورا بازی کند که از روز قبل کتک خورده بود، و جانشینش، خوان خوزه نوگوئس، در برابر خط حمله آتزوری عملکرد مناسبی داشت. مئاتزا تنها گل بازی را روی ضربه سر در دقیقه ۱۲ به ثمر رساند تا ایتالیاییها را به نیمهنهایی پرتاب کند. اسپانیا دو گل به دلیل آفساید بودن بازیکنانش رد شد. هر دو توسط اسپانیاییها مورد اعتراض قرار گرفت. داوری بلافاصله مورد سؤال قرار گرفت و مرسه به دلیل عملکرد ضعیفش توسط فدراسیون فوتبال سوئیس تعلیق شد. ایتالیاییها، که با استعداد و با مقداری شانس، در نیمهنهایی باید با اتریشیهای ترسناک روبرو میشدند. موسولینی، که در بخش ویآیپی نشسته بود، به آرزویش رسیده بود و اکنون کشور میزبان یک گام تا فینال فاصله داشت. ایتالیای موسولینی به نظر میرسید در مسیر برخورد با آلمان آدولف هیتلر در فینال قرار داشت. اما اول، ایتالیاییهای خسته میبایست بر اتریش در میلان غلبه کنند، در حالی که آلمانیها در رم با چکسلواکی روبرو میشدند.
نیمهنهایی
در ۳ ژوئن، ایتالیا و اتریش در بازیای با ستارگان بسیار و شبیه به یک فینال به مصاف هم رفتند. هر دو تیم زیر باران شدید بازی کردند در حالی که ۶۰٬۰۰۰ هوادار آتزوری را تشویق میکردند. اتریشیها، که به شدت بر پاسکاری برای ایجاد موقعیتهای گلزنی متکی بودند، در زمین گلی میلان در موقعیت نامساعدی بودند و ایتالیاییها توانستند زینلار را در خط میانی خنثی کنند. مهاجم ستاره اتریش نتوانست هیچ موقعیت گلزنی ایجاد کند. ایتالیاییها به رهبری تلاشهای اورسی و مونتی، در دقیقه ۱۹ با گوآیتا پیش افتادند، که توپ برگشتی را پس از آنکه دروازهبان پیتر پلاتزر نتوانست شوت قدرتمند اسکیاویو را مهار کند، وارد دروازه کرد. اتریش تلاش کرد توپ را به جلو ببرد، اما غیبت هوروات به دلیل مصدومیت بیشتر وونتِراتیم را ناتوان کرد. اتریشیها در نیمه اول تنها یک شوت به سمت دروازه توانستند بزنند و هر دو طرف با برتری ۱-۰ ایتالیا به رختکن رفتند. اتریش در نیمه دوم قوی ظاهر شد، اما کُمبی در دروازه ستاره بود و شوت پشت شوت را خنثی کرد. حمله اتریش در یک اقدام آخر ناامیدانه برای تساوی بازی وقتی کارل زیچک از دفاع گذشت و تلاش کرد، اما شوتش بیرون رفت. ایتالیاییها ۱-۰ بردند و به فینال رسیدند. دستگاه تبلیغات دیکتاتور — کامل با گردهماییهایی در سراسر ایتالیا پس از هر برد — به طور کامل فعال بود. در همین حال، شکست اتریش پایان یک دوره را نشان داد. رشته پیروزیهای وونتِراتیم به قهرمانی جام جهانی منجر نشد. دوران سلطه اتریش بر فوتبال اروپا و هر شانسی برای افتخار جام جهانی به پایان رسیده بود. نیمهنهایی دیگر، که همچنین در ۳ ژوئیه پس از آنکه برگزارکنندگان تصمیم گرفتند هر دو را در یک روز برگزار کنند برگزار شد، آلمان را مقابل چکسلواکی قرار داد. آلمانیها، که یکی از مدعیان پیش از تورنمنت بودند، در دو دور قبل عملکرد کسلکنندهای داشتند، در حالی که چکاسلواکیها به وضوح سرگرمکنندهترین تیم مسابقات بودند. آلمانیها در ابتدا غافلگیر شدند و چکسلواکی در دقیقه ۲۱ با نجیدلی، که سومین گل خود در تورنمنت را به ثمر رساند، پیش افتاد. آلمانیها تجدید قوا کردند و در دقیقه ۵۰ وقتی شوت رودولف نوک از پلانیچکا گذشت بازی را مساوی کردند. آلمانیها چند دقیقه بعد نزدیک بود پیش بیفتند، اما شوت لهر توسط پلانیچکا خنثی شد. چکسلواکی در دقیقه ۶۰ بار دیگر گل زد وقتی نجیدلی پس از آنکه ضربه آزاد آنتونین پوچ به تیرک دروازه برخورد کرد توپ را در دروازه آلمان کوبید. آلمان نتوانست بازگردد و نجیدلی در دقیقه ۸۱ هتریک خود را کامل کرد تا چکسلواکی را به پیروزی ۳-۱ برساند.
بازی ردهبندی
آلمان و اتریش در ۷ ژوئن در ناپل در اولین بازی ردهبندی تاریخ جام جهانی به مصاف هم رفتند. آلمانیها در نیمه اول با نتیجه ۳-۱ پیش افتادند در حالی که اتریشیهای خسته به تنبلی تلاش میکردند همگام بمانند. وونتِراتیم علائم خستگی را پس از شکستش مقابل ایتالیا چهار روز قبل در گِل میلان نشان داد و مقاومت کمی ارائه کرد، و پس از تنها سی ثانیه با گلی از لِهنر با نتیجه ۱-۰ عقب افتاد — سریعترین گل تورنمنت. آلمانیها در ادامه ۳-۲ پیروز شدند. پس از بازگشت اتریشیها به کشورشان، بسیاری در کشور عملکرد ضعیف تیم را به میزل نسبت دادند، که بلافاصله استعفا داد. فدراسیون فوتبال اتریش استعفای او را نپذیرفت و میزل در راس قدرت باقی ماند — حداقل برای حالا.
فینال
سقوط اتریش کمترین مورد در ذهن موسولینی بود. دیکتاتور بر بردن جام متمرکز بود و شب قبل از فینال حضورش را با دادن یکی از سخنرانیهای پرشور تشویقیاش به بازیکنان ایتالیایی احساسپذیر کرد. موسولینی به آنها گفت: «اگر چکها منصفانه بازی کنند، ما هم منصفانه بازی خواهیم کرد. این مهمترین چیز است. اما اگر بخواهند کثیف بازی کنند، پس ما ایتالیاییها باید کثیفتر بازی کنیم.» پوتزو و بازیکنانش تمام فشار یک کشور را بر دوش داشتند. آنها باید با حریف سختی به نام چکاسلواکیها روبرو بودند. ۱۰ ژوئن، به طور جمعی نفس را در سینه ایتالیایی ها حبس کرد. استفاده سیاسی از جام جهانی برای موسولینی معجزه میکرد و با یک بازی باقیمانده برای بردن همه چیز، یک پیروزی ایتالیایی، پایانبخش بینظیری برای یک تورنمنت به یاد ماندنی برای دیکتاتور میبود. چکاسلواکی در سه بازی قبلی سبک شیک و زیبایی از فوتبال بازی کرده بود و قادر به کسب یک پیروزی ديگر به نظر میرسید. هر دو تیم توسط دروازهبانانشان کاپیتانی میشدند: کُمبی، که چهل و هفتمین و آخرین بازی بینالمللیاش را انجام میداد، در حالی که پلانیچکا به همان اندازه توانا با واکنشهای گربهوار نشانهدارش از دروازه چکاسلواکی دفاع میکرد. بازی همچنین تقابلی از سبکها بود. ایتالیاییها قدرت و استقامت داشتند. چکاسلواکیها از هنر و مهارت بهره میبردند. علیرغم رویکردهای تهاجمی هر دو تیم، هفتاد دقیقه طول کشید تا گلی به ثمر برسد. پوچ کرنر را زد و وقتی توپ به او برگشت، با موفقیت از زاویهای تقریباً غیرممکن شوت قدرتمندی شلیک کرد تا چکاسلواکی را ۱-۰ جلو بیندازد. چکاسلواکیها نتوانستند ایتالیاییها را تمام کنند وقتی شوت سوبودا به تیرک دروازه برخورد کرد. ایتالیا هرگز تسلیم نشد. با ده دقیقه باقیمانده، آتزوری یک گل تساویبخش قابل توجه به ثمر رساند وقتی اورسی، با پاسی از گوآیتا، از دفاع چکاسلواکی گذشت و با پای چپش تظاهر به شوت زدن کرد. در عوض، با خارج پای راستش توپ را شلیک کرد تا توپی چرخان و فرودآمده را از دستان پلانیچکای درمانده عبور دهد. تیمها در بخش عمدهای از بازی برابر بودند. وقت اضافه به مسابقهای از استقامت تبدیل شد. ایتالیاییها تیم آمادهتری بودند، اما با حضور مئاتزای مصدوم ناتوان شده بودند. با این وجود، مصدومیتش در دقیقه ۹۵ به یک نعمت دوگانه تبدیل شد. چکاسلواکیها زحمت مارک کردن مئاتزای لنگان را به خود ندادند. وقتی او توپ را روی بال گرفت، مئاتزا بلافاصله تصمیم گرفت آن را برای گوآیتا سانتر کند. هافبک آرژانتینیالاصل سپس توپ را به اسکیاویو پاس داد، که توانست از یک مدافع عبور کند و با شوتی که دقیقاً زیر تیرک دروازه خزید پلانیچکا را شکست دهد. جام متعلق به ایتالیا بود و جشنها به خیابانهای رم سر ریز کرد. پوتزو، که بر روی شانههای بازیکنانش از زمین خارج شد، به عنوان یک قهرمان ملی مورد تحسین قرار گرفت. موسولینی نیز حاضر بود، همانطور که در تمام بازیهای ایتالیا حاضر بود، و وقتی بازیکنان در زمین جشن میگرفتند تلاش آنها را تحسین کرد. دیکتاتور که صاف و ایستاده، مغرور و با کلاه قایقرانی، ظاهری خنثی از خود نشان میداد، حتی اگر در درون از دیدن پیروزی ایتالیاییها خوشحال بوده باشد. موسولینی بلافاصله دستور داد که مئاتزا و همتیمیهایش به پاس موفقیتشان جایزه نقدی ۱۷۰۰۰ دلاری دریافت کنند. مونتی یک قهرمانی به مدال نایبقهرمانی که چهار سال قبل با آرژانتین به دست آورده بود افزود، که برایش تمایز تبدیل شدن به اولین و تنها بازیکنی را به ارمغان آورد که افتخارات پیدرپی جام جهانی را با ملتهای مختلف دریافت کرده است. پیروزی ایتالیا همچنین تورنمنتی جنجالی را به پایان رساند، تورنمنتی که با بازیهای خشن و داوری ضعیف لکهدار شده بود. این پیروزی شاید برای موسولینی شیرین بود، اما خارج از کشور، نتیجه تورنمنت برای بسیاری طعمی تلخ باقی گذاشت.