به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ حمله تجاوزکارانه آمریکا به خاک ونزوئلا و دستگیری هالیوودی نیکلاس مادورو و همسرش مصداق بارزی از حاکمیت قانون جنگل در جهان است. ، ایالات متحده آمریکا با حملاتی دقیق و محدود، زیرساختهای نظامی و ارتباطی کاراکاس را هدف قرار داد؛ حملاتی که تنها ساعتی بعد با اعلام خبر بازداشت نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و همسرش سیلیا فلورس و انتقال آنها به خارج از کشور، ابعاد تازهای به خود گرفت.
عملیات ناگهانی آمریکا علیه ونزوئلا
بهشکلی شتابزده و در زمانی حسابشده، دولت دونالد ترامپ بامداد نخستین آخر هفته سال جدید میلادی، پایتخت ونزوئلا را با انفجارهایی هدفمند غافلگیر کرد. این انفجارها بنا بر گزارشها، بنادر، فرودگاهها، پایگاههای نظامی و مراکز حساس امنیتی را هدف قرار دادند؛ حملاتی که با جنگ الکترونیک و اختلال در سامانههای پدافندی و ارتباطی ونزوئلا همراه بود.
تنها یک ساعت پس از آغاز این حملات، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که نیکولاس مادورو و همسرش بازداشت شدهاند و «بهصورت هوایی» از کشور خارج شدهاند. ترامپ در اظهارات خود از واژه Flown استفاده کرد؛ واژهای که اگرچه انتقال هوایی را القا میکند، اما مقصد نهایی را مشخص نمیسازد.
روایت دستگیری مادورو
بر اساس بیانیه کاخ سفید، عملیات بازداشت مادورو با هماهنگی نیروهای نظامی ایالات متحده و نهادهای اجرای قانون انجام شده است. ترامپ تلاش کرد این اقدام را همزمان بهعنوان یک «موفقیت نظامی» و یک «اقدام قضایی» معرفی کند؛ اقدامی که به گفته او، در راستای حکم بازداشت صادرشده از سوی دادگاهی در نیویورک علیه مادورو به اتهامهای مرتبط با قاچاق مواد مخدر صورت گرفته است.
با این حال، او از اعلام مقصد نهایی مادورو و همسرش خودداری کرد؛ مسئلهای که به گمانهزنیهای گسترده دامن زد.
به گفته منابع رسانهای و خبرنگاران الجزیره در واشنگتن، مأموریت بازداشت مادورو توسط یگان ویژه «دلتا فورس» انجام شده است. این نیروها با پشتیبانی هواگردهای اوسپری و در پوشش حملات دقیق هوایی و جنگ الکترونیک گسترده، ظرف زمانی بسیار کوتاه به هدف دست یافتند.
طبق این روایت، سامانههای راداری، پدافند هوایی و ارتباطی ونزوئلا بهطور کامل مختل شده و شرایطی «فلجکننده» ایجاد شده بود که امکان واکنش مؤثر را از نیروهای ونزوئلایی سلب کرد.
سهولت نفوذ نیروهای آمریکایی و نبود واکنش مؤثر پدافند ونزوئلا، پرسشهای جدی برانگیخت. برخی کارشناسان، از جمله پل دوبسون، احتمال «تبانی داخلی» را مطرح کردند و به عدم فعال شدن سامانههای پیشرفتهای مانند اس-۳۰۰ اشاره نمودند.
به گفته این تحلیلگران، انجام عملیات بازداشت در کمتر از نیم ساعت میتواند نشانهای از شکاف عمیق درون ساختار قدرت یا خیانت در حلقه نزدیک به رئیسجمهور باشد.
دلسي رودریگز، معاون رئیسجمهور، اعلام کرد از محل نگهداری مادورو اطلاعی ندارد و خواستار ارائه مدرکی دال بر زنده بودن او شد.
دیوسدادو کابیو، وزیر کشور، با تجهیزات نظامی در خیابانهای کاراکاس ظاهر شد و تلاش کرد مردم را آرام کند. وزیر دفاع، ولادیمیر پادرینو لوپز، حمله را «بزرگترین تجاوز رسمی آمریکا» خواند و وعده مقاومت داد.
در پی این تحولات، حضور گسترده نیروهای ارتش، پلیس و نیروهای مردمی در کاراکاس گزارش شد و اطراف کاخ ریاستجمهوری بهطور کامل بسته شد. برخی منابع از هدف قرار گرفتن منزل وزیر دفاع نیز خبر دادند؛ موضوعی که پیچیدگی شرایط را افزایش داد.
در عین حال، ادامه فعالیت مقامات ارشد دولت نشان میدهد که ساختار اجرایی ونزوئلا فرو نپاشیده و کشور در آستانه مرحلهای جدید و پرتنش قرار دارد.
واکنش رهبران منطقه
در میان رهبران منطقه، گوستاوو پترو، رئیسجمهور کلمبیا، از نخستین چهرههایی بود که واکنش نشان داد. او با انتشار چندین پیام، خواستار برگزاری نشست فوری سازمان کشورهای آمریکایی و سازمان ملل شد و سپس در بیانیهای رسمی، هرگونه اقدام نظامی یکجانبه را که جان غیرنظامیان را به خطر اندازد، محکوم کرد.
پترو بر پایبندی بیقیدوشرط کشورش به اصول منشور سازمان ملل—از جمله احترام به حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، ممنوعیت استفاده از زور و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات—تأکید کرد و همزمان دستور داد مرزهای کلمبیا با ونزوئلا از نظر نظامی تأمین شود.
کوبا نیز بهسرعت واکنش نشان داد. رئیسجمهور و وزیر خارجه این کشور اقدام آمریکا را «نسنجیده» خوانده و آن را مصداق تروریسم دولتی علیه مردم ونزوئلا و کل قاره آمریکا دانستند.
اوو مورالس، رئیسجمهور پیشین بولیوی، نیز با لحنی تند، بمباران ونزوئلا را «تجاوز امپریالیستی وحشیانه» توصیف کرد و اعلام کرد: «ونزوئلا تنها نیست.»
سابقه تاریخی رئیس جمهور دزدی توسط امریکا
پاناما (۱۹۸۹)
یکی از نزدیکترین نمونههای تاریخی به ماجرای مادورو، حمله آمریکا به پاناما در سال ۱۹۸۹ است. در این عملیات، نیروهای آمریکایی با حمله مستقیم نظامی به پاناما، «مانوئل نوریهگا»، رئیسجمهور وقت این کشور را بازداشت و به خاک آمریکا منتقل کردند.
نوریهگا پس از انتقال، در دادگاههای فدرال آمریکا به اتهام قاچاق مواد مخدر محاکمه و زندانی شد. این اقدام در همان زمان نیز با محکومیت گسترده بینالمللی مواجه شد و بهعنوان نقض آشکار حاکمیت ملی یک کشور مستقل مورد انتقاد قرار گرفت، اما آمریکا بدون دریافت مجوز شورای امنیت، آن را اجرا کرد.
گواتمالا (۱۹۵۴): سرنگونی دولت منتخب
در سال ۱۹۵۴، آمریکا با عملیات سازمان سیا، دولت منتخب «خاکوبو آربنز» را در گواتمالا سرنگون کرد. علت اصلی این کودتا، اصلاحات ارضی و تهدید منافع شرکتهای آمریکایی—بهویژه «یونایتد فروت»—بود.این مداخله، دههها بیثباتی، دیکتاتوری نظامی و جنگ داخلی را برای گواتمالا به همراه داشت.
ایران (۱۳۳۲ / ۱۹۵۳): کودتای ۲۸ مرداد
در ایران، کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت قانونی دکتر محمد مصدق، با نقش مستقیم آمریکا و انگلیس انجام شد. هدف اصلی، جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت بود.
پس از کودتا، مصدق بازداشت، محاکمه و تا پایان عمر در تبعید قرار گرفت.
هائیتی (۲۰۰۴): برکناری رئیسجمهور منتخب
در سال ۲۰۰۴، ژان-برتران آریستید، رئیسجمهور منتخب هائیتی، در جریان بحران سیاسی از کشور خارج شد. آریستید بعدها اعلام کرد که این خروج اجباری و با دخالت مستقیم آمریکا بوده است؛ ادعایی که واشنگتن آن را رد کرد.
کودتای نافرجام ۲۰۰۲ علیه هوگو چاوز
در آوریل ۲۰۰۲، هوگو چاوز، رئیسجمهور منتخب ونزوئلا، در جریان یک کودتای نظامی ربوده و برای ساعاتی از قدرت کنار گذاشته شد. دولت آمریکا در همان ساعات نخست، دولت کودتا را به رسمیت شناخت..چند کودتا با بسیج مردمی شکست خورد و چاوز به قدرت بازگشت.
هیاهوی بسیار برای نفت
موضع گیری دونالد ترامپ در برابر ماچادو ابعاد تازهای از اهداف او را آشکار کرد. هدف اصلی آمریکا چپاول منابع نفتی ونوزئلاست. برای او تفاوتی ندارد چه حکومتی در راس کار قرار دارد. رئیسجمهور آمریکا، در نشست خبری اعلام کرد که تاکنون هیچ گفتوگویی با ماریا کورینا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، نداشته است.
او با اشاره به دشواریهای پیشروی ماچادو در هدایت کشور، افزود که رهبری ونزوئلا برای او بسیار سخت خواهد بود. ترامپ در عین حال ماچادو را «زنی بسیار خوب» توصیف کرد، اما تأکید داشت او در داخل ونزوئلا از حمایت گسترده و احترام کافی برخوردار نیست.
ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا بعد از ظهر یکشنبه اظهار داشت: آمادهایم تا دولت را در ونزوئلا به دست بگیریم.
رئیسجمهوری آمریکا به دکترین مونرو در سال ۱۸۲۳ که توسط جیمز مونرو پنجمین رئیسجمهوری آمریکا تدوین شد و برای توجیه مداخلات نظامی ایالات متحده در آمریکای لاتین به کار میرفت، اشاره کرد و نام خود را به آن افزود و آن را «دکترین دانرو» نامید و گفت: «سلطه آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز زیر سوال نخواهد رفت.»
رئیس جمهوری آمریکا ادعا کرد که قدرت کشورش اکنون از دکترین ۲۰۰ ساله «مونرو» هم فراتر رفته و صاحباختیار مطلق قاره آمریکا است.
وی اضافه کرد: دکترین مونرو مساله مهمی است، اما ما اکنون خیلی فراتر از آن رفتهایم؛ خیلی خیلی فراتر! حالا دیگر به آن میگویند «دکترین دانرو» (ترکیب نام دونالد + مونرو)
رئیس جمهوری آمریکا همچنین در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره وضعیت ونزوئلا پس از این حمله گفت: ما صنعت نفت ونزوئلا را احیا کردیم و مدیریت آن را به دست میگیریم. ما نفتی را که ونزوئلا نمیتواند بفروشد به دیگر کشورها خواهیم فروخت.
هزینه سازش برای مادورو
نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، در مصاحبهای از پیش ضبط شده که روز پنجشنبه از تلویزیون دولتی پخش شد، گفت که ونزوئلا برای مذاکره در مورد توافق با آمریکا در مورد مبارزه با قاچاق مواد مخدر آماده است.
یک روز بعد از این مصاحبه، ایالات متحده او و همسرش را دستگیر و خاک ونزوئلا را مورد حمله قرار داد. به نظر میرسد مذاکره و دیپلماسی واژگانی بیمعنا در قاموس آمریکایی هستند. چراکه این عادت دیرینه ایالات متحده است که در صورت رد خواستههای طمعکارانهاش گزینه نظامی را در اولویت قرار دهد.
ونزوئلا نه تاسیسات هستهای دارد و نه از نظر موشکی قابلیتهای بالایی دارد. و اتفاقا دلیلی که میتوانست باعث مصون ماندن از حملات زیاده خواهان شود، زمینه را برای چپاول بزرگترین ذخایر نفتی در جهان مهیا کرد. بدون ایجاد بازدارندگی نظامی، تحقق امنیت امری محال به نظر میرسد! در قانون جنگل آمریکایی هر کشوری که قدرت نظامی بیشتری دارد اجازه ورود به حریم کشورهای دیگر را به خود میدهد و رئیس جمهور دزدی میکند.