به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سال گذشته، رژیم صهیونیستی با هدف نابودی کامل حزبالله و اشغال دوباره جنوب لبنان به این کشور حمله کرد؛ اما 66 روز بعد، با صدها کشته و خسارات سنگین، ناچار به آتشبس و عقبنشینی از مناطق جنوبی لبنان شد.
امروز بیستونهم نوامبر 2025 است و دقیقاً یک سال از پذیرش رسمی آتشبس توسط رژیم صهیونیستی میگذرد؛ آتشبسی که نقطهٔ پایان یک تهاجم همهجانبهٔ زمینی، هوایی و اطلاعاتی با هدف «نابودی کامل زیرساخت نظامی و سازمانی حزبالله» و «ایجاد منطقهٔ حائل عمیق تا شمال رودخانهٔ لیتانی» بود.
این جنگ، که در ادبیات رسمی اسرائیل «عملیات تیرهای شمالی» نام گرفت، در اسناد راهبردی مقاومت لبنان بهعنوان «جنگ 66 روزه» ثبت شد و به یکی از بارزترین نمونههای شکست راهبردی یک ارتش متعارف در برابر راهبرد دفاع نامتقارن تبدیل گردید.

کابینهٔ جنگ رژیم صهیونیستی در فراهم کردن مقدمات جنگ و تجاوز به لبنان و نبرد با حزب الله، سه هدف راهبردی را تعیین کرده بود:
1. انهدام کامل توان موشکی، پهپادی و زیرساخت فرماندهی حزبالله
2. اشغال دائمی نوار مرزی در جنوب لبنان و تبدیل آن به منطقهٔ حائل تحت کنترل مستقیم ارتش رژیم صهیونیستی
3. تغییر معادلهٔ سیاسی داخلی لبنان از طریق تضعیف مقاومت و تقویت جریانهای همسو با غرب و کاهش تنش با تلآویو
4. در نهایت نابودی کامل مقاومت لبنان و تبدیل آن به یک جریان سیاسی صرف
این اهداف، ادامهٔ مستقیم دکترین «اشغال برای امنیت» بود که پیشتر در سالهای 1982–2000 و جنگ 2006 با شکست مواجه شده بود.
بهانه تراشی رژیم صهیونیستی برای آغاز تجاوز به لبنان
در 27 ژوئیه 2024 رژیم صهیونیستی مدعی شد که حزب الله لبنان طی حمله به شمال فلسطین اشغالی، یک زمین بازی را هدف قرار داده است که طی آن، چندین کودک کشته شده اند. علی رغم وجود شواد و همچنین تاکید صریح حزب الله مبنی بر اینکه حادثه مجدل شمس بر اثر حمله حزب الله نبوده است و اتفاق مذکور به دلیل سقوط موشک سامانههای اسرائیلی است، سران این رژیم از این فرصت استفاده کرده و با هدف قرار دادن ضاحیه بیروت در 30 ژوئیه 2024، فرمانده ارشد حزب الله لبنان، فواد شکر را به شهادت رساند و از این رو، سطح درگیری ها میان حزب الله و رژیم صهیونیستی وارد فاز جدیدی شد.

انفجار پیجرها در لبنان
حزب الله لبنان در پاسخ به ترور شهید فواد شکر، در 25 آگوست 2024 نیز طی یک حمله موشکی و پهپادی غافلگیرانه، مواضع رژیم صهیونیستی و از جمله مقر یگان 8200 رژیم صهیونیستی را هدف قرارداد. تنش و درگیری میان حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی وارد سطح جدیدی شده بود، با عملیات تروریستی صهیونیستها موسوم به عملیات پیجرها طی دو روز متوالی در 17 و 18 سپتامبر 2024 که منجر به زخمی شدن تعداد بالایی از مردم و نیروهای حزب الله و شهادت تعدادی از آنها شد، وارد نقطه اوج خود شده و در رسانه های جهان، به نوعی اعلان غیر رسمی جنگ از سوی رژیم صهیونیسی قلمداد شد. دبیرکل وقت حزب الله لبنان، شهید سید حسن نصرالله در واکنش به عملیات پیجرها اعلام کرد که رژیم صهیونیستی تمام خطوط قرمز را رد کرده و پاسخ شدیدی دریافت خواهد کرد.
در حالی که حزب الله خود را آماده پاسخ شدید به عملیات تروریستی رژیم صهیونیستی میکرد، صهیونیستها در 20 سپتامبر 2024، با حمله به ضاحیه بیروت، سردار ابراهیم عقیل، فرمانده یگان ویژه رضوان و جایگزین شهید فواد شکر به عنوان رئیس ستاد فرماندهی حزب الله را در هنگام برگزاری یک جلسه، همراه با جمعی (که بین 10 تا 15 نفر گفته میشود) از فرماندهان ارشد حزب الله به شهادت رساند.
آغاز رسمی جنگ سوم لبنان
س از عملیات تروریستی پیجرها و ترور جمعی از فرماندهان رده بالای حزب الله، فرماندهان و سران رژیم صهیونیستی که در محاسبات خود، شرایط را مناسب در نظر میدیدند، در 23 سپتامبر 2024، مصادف با 2 مهر 1403، دستور آغاز حملات گسترده هوایی به لبنان را صادر کردند که طی این حملات جنون آمیز، صدها نقطه مسکونی در مناطق مختلف لبنان بمباران شده و براساس آمار رسمی وزارت بهداشت فلسطین، چندهزار نفر از مردم لبنان از جمله صدها کودک را به شهادت رسیدند.
بنابر گفته صهیونیستها و کارشناسان و رسانههای جهان، این حملات رژیم صهیونیستی آغاز رسمی جنگ علیه مردم و مقاومت لبنان بود که طی آن، حملات بسیار شدید و وحشیانه ای علیه لبنان انجام شد. در پاسخ حزب الله لبنان با شدت دادن به حملات خود، در سطح بالا و گسترده ای اقدام به هدف قرار دادن مواضع ارتش رژیم صهیونیستی و شمال سرزمین های اشغالی کرد.
لحظه بمباران محل حضور شهید سید حسن نصرالله
هفت روز پس از آغاز رسمی جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان و حملات گسترده رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی لبنان و حملات متقابل حزب الله، در تاریخ 27 سپتامبر 2024، رژیم صهیونیستی طی یک حمله وحشیانه و سنگین، دبیر کل حزب الله لبنان، جناب سید حسن نصرالله را به همراهی جمعی از فرماندهان و همراهان ایشان، به شهادت رساندند. همزمان با بمباران محل حضور شهید سید حسن نصرالله، ضاحیه جنوبی بیروت نیز هدف حملات وحشیانه قرار گرفت.
به فاصله 3 روز پس از ترور دبیر کل حزب الله لبنان و همچنین گذشت 7 روز از آغاز حملات گسترده هوایی به لبنان که منجر به شهادت هزارن نفر از مردم لبنان شده بود، رژیم صهیونیستی که تصور میکرد طی حملات هوایی بخش قابل توجهی از توانایی های حزب الله نابود شده است، در تاریخ 1 اکتبر 2024، در کنار ادامه عملیات هوایی، آغاز عملیات زمینی در لبنان را اعلام کرد. لازم به ذکر است که پیش از آغاز عملیات زمینی، درگیریها در مرز لبنان و فلسطین اشغالی میان رزمندگان حزب الله و ارتش رژیم صهیونیستی به شکل شدیدی در جریان بود.
دو روز پس از آغاز عملیات زمینی، رژیم صهیونیستی در ادامه عملیات هوایی خود، در تاریخ 3 اکتبر 2024، محل حضور شیخ هاشم صفی الدین، جانشین سید حسن نصرالله را هدف حمله قرار که طی این حمله، جناب شیخ هاشم صفی الدین به همراه جمعی از مقامات و فرماندهان حزب الله، به شهادت رسیدند. در نهایت در تاریخ 29 اکتبر 2024، شیخ نعیم قاسم، قائم مقام دبیر کل حزب الله لبنان، به عنوان دبیر کل جدید این سازمان انتخاب شد.
حملات هوایی رژیم صهیونیستی به لبنان
با ادامه نبرد زمینی در جنوب لبنان، الگوی جنگ مقاومت در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی بهکلی دگرگون شد. مقاومت لبنان که طی سالهای 2018–2024 شبکهٔ گستردهای از تونلها، اتاقهای جنگ بتنی مسلح و انبارهای تسلیحاتی غیرمتمرکز ایجاد کرده بود، به استراتژی «دفاع فعال عمقی» روی آورد. استفادهٔ ترکیبی از موشکهای ضدزرهٔ نسل سوم الماس-2 و ثاقب، پهپادهای انتحاری مهاجر-6 و ابابیل-3 اصلاحشده، و مهمتر از همه، تاکتیکهای کمین چندلایهٔ محلی، هزینهٔ هر کیلومتر پیشروی را برای ارتش رژیم صهیونیستی به سطحی غیرقابل تحمل رساند.
شهادت دبیرکل حزبالله، سید حسن نصرالله، و شمار قابل توجهی از اعضای شورای تصمیمگیری در شهریور و مهر 1403، بهعنوان «موفقیت اطلاعاتی بیسابقه» در اسرائیل عنوان شد. اما طراحی پیشین مقاومت برای چنین شرایطی، عملاً برنامه صهیونسیتها برای از بین بردن حزب الله را خنثی کرد. ساختار سلولی–شبکهای و انتقال سریع اختیارات به فرماندهان منطقهای باعث شد که هماهنگی عملیاتی نهتنها کاهش نیابد، بلکه در برخی محورها افزایش نیز پیدا کند.
همزمان با نبرد زمینی در جنوب لبنان، ادامه حملات موشکی و راکتی حزب الله لبنان به سرزمینهای اشغالی، شمار آوارگان صهیونسیت را به بیش از 120 هزار نفر رساند. خسارت اقتصادی مستقیم به بخش صنعت و گردشگری شمال فلسطین اشغالی از 22 میلیارد شکل فراتر رفت.
در نهایت، پس دو ماه نبرد مستمر، با وجود حملات گسترده هوایی ارتش رژیم صهیونیستی به نقاط مختلف لبنان، پیشروی نیروهای اشغالگر که هدف خود را رسیدن به رود لیتانی تعیین کرده بودند، در سه محور مارون الراس–بنت جبیل، عیتا الشعب–رامیا و الناقوره–یارین کمتر از 10 کیلومتر (حدود 4 تا 7 کیلومتر) بود که یک شکست کامل برای صهیونیستها محسوب میشود، چرا که بر اساس ارزیابی ارتش این رژیم و اهداف تعیین شده، حداقل پیشروی لازم برای رسیدن به رود لیتانی 30 کیلومتر بود که این امر محقق نشد.
تجاوز صهیونیستها به جنوب لبنان
یوسی یهوشه، نویسنده و کارشناس نظامی رژیم صهیونیستی، در روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت ضمن انتقاد تند از «عملکرد ضعیف ارتش و کابینه» صهیونیستی در جبهه شمالی و «فرو رفتن در باتلاق یک جنگ فرسایشی»، در مقالهای تحت عنوان «یا آتشبس و یا جنگ فرسایشی و کمربند امنیتی» به نقل از یک افسر ارشد ارتش رژیم اشغالگر نوشت: «ارتش اسرائیل شروع به تهاجم زمینی در لبنان کرد تا بتواند امنیت را به شهرکهای شمالی برگرداند، اما آیا واقعا این اتفاق افتاده است؟»
این نویسنده صهیونیست سپس به نقل از همان افسر ارتش اشغالگر تأکید کرد که «ارتش اسرائیل بعد از چند هفته تلاش نتوانست حتی یک روستا را هم در جنوب لبنان اشغال کند. اسرائیل یا باید به آتشبس تن دهد، یا اینکه با ادامه جنگ فرسایشی وارد باتلاق شود و مجبور است یک نوار امنیتی ایجاد کند که آوارگان در شهرکهای شمالی بتوانند برگردند... اما واقعیتهای روی زمین برخلاف تصورات اسرائیل بوده و نشان میدهد که بعد از هفتهها درگیری زمینی، 5 لشکر نظامی اسرائیل با یک تیپ ذخیره، موفق به پیشروی و استقرار در جنوب لبنان نشدهاند. ما درباره 50 هزار نظامی اسرائیلی حرف میزنیم؛ یعنی سه برابر تعداد نیروهایی که در جنگ 2006 شرکت کرده بودند.»
معادلات غلطی که منجر به تن دادن صهیونیستها به آتشبس با حزب الله شد
سران رژیم صهیونیستی که تصور میکردند با ترور چندتن از فرماندهان و دبیرکل حزب الله لبنان قادر به شکست و برچیدن جریان مقاومت در لبنان و به کنترل گرفتن کامل جنوب این کشور هستند، پس از 66 روز جنگ در نهایت ناچار به تن دادن به آتشبس با مقاومت لبنان و عقب رفتن از مناطق جنوب لبنان شدند.
خوشحالی مردم لبنان پس از تن دادن رژیم صهیونیستی به آتشبس
در نتیجه این تجاوز نه تنها مقاومت لبنان از بین نرفت، بلکه مشروعیت حزب الله بیشتر شده و گفتمان آن در میان مردم لبنان مقبولیت بیشتری پیدا کرد و در انتخابات شهرداریهای لبنان که چند ماه پس از پایان جنگ برگزار شد، دشمنان و رقیبان حزب الله نقره داغ شده و مقاومت خود را بیش از پیش تثبیت کرد.
سد آهنین رزمندگان مقاومت در برابر ماشین جنگی رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی وارد جنگ شد با این فرض که پس از شهادت سید حسن نصرالله و شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد و میانی، ساختار فرماندهی حزبالله فرو خواهد پاشید و نیروهایش یا تسلیم خواهند شد یا به سرعت عقبنشینی میکنند. این محاسبه دقیقاً همان اشتباهی بود که آنها در جنگ 33 روزه 2006 مرتکب شده بودند. اما آنچه رخ داد، فعال شدن فوری «طرح جایگزینی فرماندهی غیرمتمرکز» بود که از سالها قبل د با جدیت طراحی و تمرین شده بود.
هر منطقهٔ عملیاتی جنوب لیتانی از قبل دارای فرماندهٔ محلی مستقل، انبار تسلیحاتی مستقل، شبکهٔ ارتباطی فیبر نوری مستقل و زنجیرهٔ تصمیمگیری کوتاه بود. ترور یک یا حتی دهها فرماندهٔ ارشد، نه تنها هماهنگی را مختل نکرد، بلکه خشم و انگیزهٔ رزمندگان را دوچندان کرد.
نتیجه این مسئله این شد که هزینهٔ هر کیلومتر پیشروی برای ارتش اسرائیل به سطحی رسید که حتی فرماندهان میدانی صهیونیست آن را «غیرقابل تحمل» توصیف کردند: به طور متوسط بیش از 20 کشته و 40 زخمی به ازای هر کیلومتر مربع در مناطق کوهستانی جنوب. موشکهای ضدزرهٔ نسل سوم «ثاقب» و «الماس»، پهپادهای انتحاری تکبار مصرف و مهمتر از همه، شناخت عمیق رزمندگان محلی از هر دره و تپه، ماشین زرهی اسرائیل را عملاً فلج کرد، موضوعی که کاملا از محاسبات ارتش رژیم صهیونیستی خارج بود.
فلج شدن کامل شمال سرزمینهای اشغالی/ محاسبه ای که درست از آب در نیامد
دومین اشتباه راهبردی صهیونیستها، این فرض بود که جامعهٔ این رژیم میتواند یک جنگ فرسایشی طولانی را تحمل کند. اما جامعهٔ اسرائیلِ سال 2024–2025، جامعهای با شکافهای عمیق طبقاتی، سیاسی و قومی که پس از یک سال جنگ غزه به شدت خسته و شکننده شده بود و این جامعه قادر به تحمل جنگ طولانی مدت با حزبالله لبنان نبود.
پس از تهاجم زمینی به لبنان، حزبالله آتش سنگین موشکی و پهپادی خود را بر شمال فلسطین اشغالی از سر گرفت. بیش از دهها هزار راکت و موشک در طول 66 روز به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک شد که بخش قابل توجهی از آنها موشکهای دقیق و سنگین بودند. شهرهای حیفا، عکا، نهاریا و کریات شمونه عملاً غیرقابل سکونت شدند. بندر حیفا برای هفتهها تعطیل شد. خسارت اقتصادی مستقیم شمال اسرائیل تا پایان جنگ به میلیاردها دلار رسید.
آثار حملات حزب الله لبنان به تلآویو
مهمتر از اعداد، فروپاشی روانی جامعه اسرائیل بود. تصاویر صفهای طولانی در ایستگاههای اتوبوس برای خروج از شمال، هتلهای پر از آوارگان در تلآویو و قدس اشغالی، و اعتراضات شبانهٔ صهیونیستها و شهرکنشینان، کابینهٔ نتانیاهو را در موقعیتی انفعالی قرار داد که راهی جز پذیرش آتشبس و خروج نیروها از لبنان برای این رژیم وجود نداشت.
امروز، یک سال پس از آتشبس جنگ سوم لبنان، تنشها همچنان بالاست؛ رژیم صهیونیستی با بیش از 10 هزار نقض توافق (شامل بمبارانهای روزانه و اشغال پنج نقطه مرزی) و عملیاتهای تروریستی، به دنبال تضعیف حزبالله است.
اما به اذعان کارشناسان و مقامات صهیونیست، زحزبالله، علیرغم خسارات و تلفات وارد شده به آن، زرادخانه و ساختار فرماندهی خود را بدون آنکه در تله جنگ رژیم صهیونیستی گرفتار شود، به شکل کامل بازسازی کرده و در صورت خطای مجدد صهیونیستها برای آغاز یک نبرد دیگر، رژیم صهیونیستی در موقعیت بسیار پیچیده و دشواری نسبت به قبل قرار خواهد گرفت.
منبع: مشرق
انتهای پیام/