صاحبخبر -
به گزارش خبرگزاری حوزه با وجود محبوبیت طالعبینی، پژوهشهای علمی ثابت کردهاند که ستارگان نمیتوانند سرنوشت یا شخصیت ما را تعیین کنند.
آستروولوژی؛ باور کهن، چالشهای امروز
آستروولوژی یا طالعبینی، از قدیمیترین تلاشهای بشر برای فهم آینده و معنابخشی به جهان بوده است. در دورههایی که ابزار علمی وجود نداشت، انسان با نگاه به آسمان و حرکت ستارگان، سعی میکرد رویدادهای زندگی خود و جامعه را توضیح دهد؛ چه در سطح فردی مانند شخصیت و سرنوشت انسان، و چه در سطح جمعی مانند سالهای کامیابی یا بحران، جنگها، فراز و فرودهای اقتصادی و اتفاقات آینده.
این نگاه، در گذشته پاسخی به نیاز انسان برای فهم ناشناختهها بود، اما امروز با گسترش دانش، تصویر روشنتری از جهان در اختیار ماست.
آسترولوژی یا طالعبینی با علم واقعی تفاوت بنیادی دارد، زیرا علم مبتنی بر آزمونپذیری، تکرارپذیری و قابلیت ردشدن است، در حالیکه ادعاهای طالعبینی مبهم و غیرقابل آزمایشاند. پژوهشهایی مانند مطالعه شان کارلسون (۱۹۸۵) و تحقیق ریچارد وایزمن (۲۰۰۴) نشان دادند که پیشبینیهای طالعبینی بهتر از حدس تصادفی عمل نمیکنند، به همین دلیل کارل پوپر آن را شبهعلم میداند.
ادعای آسترولوژی درباره تأثیر ماه تولد بر شخصیت نیز درست نیست؛ شخصیت انسان محصول ژنتیک، تربیت و تجربیات است و هیچ ارتباط معناداری با موقعیت ستارگان ندارد. پدیده اثر فورر توضیح میدهد چرا افراد توصیفهای کلی طالعبینی را شخصی و دقیق میدانند. ادعای تأثیر مستقیم سیارات بر زندگی نیز از نظر فیزیکی بیپایه است؛ حتی گرانش پزشک زایمان از تأثیر سیارات قویتر است.
نیروهای واقعی که بر انسان اثر میگذارند، زیستی، محیطی و تجربیاند. از نظر تصمیمگیری، آسترولوژی بیشتر نقش تسکین روانی و کاهش اضطراب دارد تا راهنمای عملی و علمی. مطالعات نشان میدهند افراد تحت تأثیر باورهای خود تصمیم میگیرند، نه ستارگان. در نتیجه، تکیه بر طالعبینی میتواند به انتخابهای نادرست و آسیبزننده منجر شود. به طور کلی، آسترولوژی جذاب است اما فاقد پشتوانه علمی و تجربی است.
چرا آستروولوژی، چه فردی و چه کلان، قابل پیشبینی نیست؟
با وجود این، طالعبینی همچنان در شکلهای جدید ادامه دارد؛ از پیشبینی شخصیت افراد تا تحلیلهای کلی درباره آینده کشورها و رویدادهای جهانی. برای بررسی درست این ادعاها، لازم است ببینیم چرا آستروولوژی ،چه در سطح فردی و چه در سطح کلان، توان پیشبینی واقعی ندارد.
نخست اینکه هیچ رابطهٔ فیزیکی یا طبیعی میان ستارگان و رویدادهای انسانی یافت نشده است. فاصلهٔ ستارگان چنان زیاد است که تأثیر نیروهای آنها بر انسان یا زمین ناچیز و عملاً صفر است. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که موقعیت اجرام آسمانی، وضعیت اقتصادی یک سال، نتیجهٔ انتخابات، یا حتی اخلاق و شخصیت انسان را تعیین کند.
دوم اینکه روششناسی آستروولوژی فاقد معیار علمی است. پیشبینیهای آن معمولاً کلی، چندپهلو و انعطافپذیرند؛ بهگونهای که تقریباً با هر نتیجهای قابل تطبیق هستند. از عباراتی استفاده میشود که هم در شرایط مثبت و هم در شرایط منفی قابل تفسیرند، و همین باعث میشود ظاهر «درست» داشته باشند. این ویژگی نه فقط درباره طالع افراد، بلکه درباره پیشبینیهای بزرگتر اجتماعی و سیاسی نیز صدق میکند؛ پیشبینیهایی که عملاً قابل سنجش دقیق نیستند.
سوم اینکه ذهن انسان تمایل دارد میان وقایع پراکنده ارتباط پیدا کند. وقتی اتفاقی رخ میدهد، ما معمولاً بخشهایی از پیشگویی نجومی را که «شبیه» آن است به یاد میآوریم و بخشهای نادرست را نادیده میگیریم. این خطاهای شناختی باعث میشوند پیشبینیهای مبهم، دقیق و معنیدار به نظر برسند، در حالی که در واقع مبتنی بر کلیگویی و شانساند.
چهارم اینکه رویدادهای بزرگ اجتماعی و جهانی امور بسیار پیچیدهای هستند. تحولات اقتصادی، تغییرات سیاسی، روابط بینالملل یا حتی رفتار جمعیتها، نتیجهٔ دهها عامل واقعیاند: تصمیمها، سیاستها، ساختارها، فرهنگ، روانشناسی جمعی و شرایط طبیعی. چنین پدیدههای چندعاملی را نمیتوان با موقعیت چند ستاره یا سیاره توضیح داد؛ زیرا ماهیت این امور با آسمان ارتباطی ندارد.
جمعبندی
بنابراین چه در حوزهٔ فردی و چه در سطح کلان، آستروولوژی نمیتواند آینده را پیشبینی کند. اعتماد به آن، در نهایت انسان را از تحلیل دقیق، مسئولیتپذیری و تصمیمگیری آگاهانه دور میکند. دین نیز به همین دلیل انسان را از اتکا به امور گمانی و پیشگوییهای بیپایه بازمیدارد و بر عقل، اختیار و تلاش تکیه میکند.
در نهایت، طالعبینی بخشی از میراث فرهنگی بشر و نشانی از تلاش او برای فهم جهان بوده است، اما با معیارهای علمی و دینی امروز سازگار نیست. ستارگان همچنان زیبا، الهامبخش و شگفتانگیزند، اما مسیر زندگی ما و آیندهٔ جامعه را انتخابها، رفتارها، تحلیلهای دقیق و تلاشهای واقعی میسازد، نه موقعیت اجرام آسمانی.
∎