دفاع حضرت فاطمه زهرا (س) ستون فقرات تثبیت امامت در آن برهه حساس بود. اگر این مواضع قاطع و روشنگرانه نبود، چه بسا حقانیت خط امامت در پس پرده غصب و سیاستبازیهای زمانه محو میشد. بنابراین، این استراتژی، نه تنها یک نقطه تعیینکننده، بلکه مهمترین استراتژی برای حفظ اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) در آن مقطع بود که آثار آن تا امروز و تا ظهور حجت خدا (عج) ادامه دارد ان شاء الله تعالی.
حادثه سقیفه بنیساعده که بلافاصله پس از رحلت حضرت محمد مصطفی «صلی الله علیه و آله» رخ داد، جامعه نوپای اسلامی را در یکی از حساسترین و تعیین کننده ترین مقاطع تاریخ خود قرار داد.
در این واقعه، مسیر جانشینی پیامبر(ص) منحرف شد و حق مسلم امیر المومنین علی (ع) به عنوان وصی و جانشین بر حق رسول الله«ص» نادیده گرفته شد. در این فضای ملتهب و بحرانی، دفاع حضرت فاطمه زهرا«س» تنها یک واکنش عاطفی یا دفاع از حق شخصی و خانوادگی نبود. این دفاع، یک استراتژی حساب شده و مبتنی بر درایت الهی بود که با آگاهی از پیامدهای سرنوشت ساز آن برای آینده اسلام طراحی و اجرا شد. ایشان با شجاعت و بینشی کم نظیر، به میدان آمدند تا از اصل امامت که ضامن بقا و هدایت امت است دفاع کنند.
یکی از گواهان روشن این استراتژی، خطبه ای است که حضرت در بستر بیماری و در آستانه شهادت خویش ایراد فرمودند. هنگامی که گروهی از زنان مهاجر و انصار برای عیادت ایشان آمدند، حضرت فاطمه زهرا«س» از این فرصت استفاده کردند تا یکبار دیگر حقایق را برای امت بیان کنند و هشداری تاریخی را به نسلهای آینده منتقل نمایند.
محورهای اساسی خطبه صدیقه کبری(سلام الله علیها) در بستر بیماری:
۱. توبیخ انصار و مهاجرین: دفاع از امامت، دفاع از اسلام
مهمترین نکتۀ در این خطبه،تمرکز بر مسئله خلافت و امامت است. اگرچه در نگاه اول ممکن است به نظر برسد که حضرت در مورد مظلومیت شخصی یا مصادره فدک سخن میگویند، اما لایه زیرین و هدف اصلی این بیانات، دفاع از اصل ولایت و رهبری است. حضرت زهرا «س»به خوبی میدانستند که اگر پایه نخستین حکومت اسلامی بر اساس انحراف از وصایت نبوی بنا نهاده شود، آینده اسلام به خطر خواهد افتاد. بنابراین دفاع ایشان از امامت، در حقیقت دفاع از هویت و اساس اسلام بود و دلسوزی برای هدایت و سعادت مردم، انگیزه اصلی این دفاع جانانه به شمار میرفت.
ایشان در پاسخ به احوال پرسی زنان حاضر، مستقیماً به موضوع انحراف در مسئله ولایت و غصب خلافت میپردازند و با بیانی روشنگرانه، پیامدهای این انحراف را برای امت تبیین میکنند.
استشهاد به آیۀ قرآن: هشدار درباره خسران مبین
حضرت فاطمه«س»برای تأکید بر عظمت فاجعهای که رخ داده بود، به آیه ۱۵ سوره زمر استناد میفرمایند:
«فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ ۗ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۗ أَلَا ذَٰلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ».
بپرستید هر چه را غیر از او میخواهید! [ای پیامبر] بگو: همانا زیانکاران واقعی کسانی هستند که خود و خانوادهشان را در روز قیامت زیان دادهاند،آگاه باشید که این همان زیان آشکار است.
توضیح مفصل این استشهاد:
"بپرستید هر چه را غیر از او میخواهید": این جمله که در ظاهر خطاب به مشرکان است، در بیانات حضرت زهرا«س» به صورت کنایهای عمیق به کار میرود. ایشان با این عبارت به جامعه تازه مسلمان هشدار میدهند که گرایش به حکومت و رهبری غیرالهی و انتخاب طاغوت به جای امام معصوم، شکلی نوین از عبادت غیرخدا و پیروی از هوای نفس است. وقتی امت، رهبری منصوب از سوی خدا امیر المومنین علی «علیه السلام » را رها کند و به سراغ رهبری منتخب بر اساس مصلحت اندیشیهای دنیوی برود، در حقیقت چیزی غیر از خدا را عبادت کرده است.
"همانا زیانکاران واقعی...":
این بخش از آیه، مستقیم به سرنوشت کسانی اشاره دارد که در ماجرای سقیفه و غصب خلافت، نقش داشتند یا سکوت اختیار کردند. حضرت با استناد به این آیه هشدار میدهند که زیان این عمل تنها محدود به دنیا نیست، بلکه دامنگیر آخرت و اهل و عیال افراد نیز خواهد شد. "خسارت نفس و خانواده" نشان میدهد که این انحراف تنها یک اشتباه سیاسی نیست، بلکه یک گناه کبیره است که سرنوشت اخروی فرد و حتی خانوادهاش را تحت تأثیر قرار میدهد.
حضرت صدیقه کبری(س) با برشمردن این صفات، به روشنی اعلام میکنند که مشکل مولا نه یک ضعف، که همان کمالات و فضائلی بود که او را شایسته ترین فرد برای حکومت میکرد. مشکل با او، "خوب بودن بیش از حد" او بود؛ زیرا حکومت او جایی برای زراندوزی، تبعیض، نفوذ اشراف و انحراف از مسیر حق باقی نمیگذاشت. بنابراین، حکومت امیر المومنین «ع»از نگاه فاطمه زهرا«س»الگوی کامل حکومت اسلامی است؛ حکومتی که عدالت، شجاعت، تقوا و اخلاص در آن حاکم است.
این همان زیان آشکار است،حضرت زهرا«س» با تأکید بر عبارت "الخُسران المُبین"، نتیجه این انحراف را "زیانی آشکار و غیرقابل انکار" میدانند. زیانی که نه پنهان است و نه جبرانپذیر. این زیان، دور ماندن از هدایت الهی، قرار گرفتن در مسیر ضلالت و به خطر افتادن سعادت ابدی است.
۲- ویژگیهای حکومت و فضائل امیرالمؤمنین علی«علیه السلام»
پس از آنکه حضرت زهرا«س» با استدلال های قاطع و رسا، حق غصب شده خویش و همسرش را طلب کردند و با متصدیان حکومت اتمام حجت نمودند، در بخشی از خطبه به بیان علت اصلی محروم شدن امیر المومنین علی«ع» از حکومت میپردازند. ایشان با بیان این پرسش که «مردم از ابوالحسن «ع» چه عیبی گرفتند؟
خود پاسخ میدهند: زیرا شمشیرش خویش و بیگانه، شجاع و ترسو نمی شناخت و دریافتند که او به مرگ توجهی ندارد و دیدند که او چگونه بر آنها می تازد و آنان را به وادی فنا می افکند و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران باقی می گذارد و به کتاب خدا مسلط و دانا، و خشم او در راه خوشنودی خداوند بود .
این جملات کلیدی، در حقیقت بیانگر ویژگی های یک حاکم آرمانی و حکومت عدل اسلامی است:
۱. نَکِیرَ سَیْفِهِ (دشمنی شمشیرش): این ویژگی به شجاعت و قاطعیت حاکم در برابر دشمنان داخلی و خارجی اشاره دارد. حاکم اسلامی نباید در برابر متجاوزان و منحرفان سکوت کند. شمشیر امیر المومنین «ع» همواره در خدمت اسلام و برای درهم کوبیدن کفر و نفاق بود.
۲. قِلَّةَ مُبَالاتِهِ بِحَتْفِهِ (به مرگ توجهی ندارد): حاکم اسلامی باید در راه خدا استوار باشد که از هیچ تهدید و خطری نهراسد. علی«ع»در راه احقاق حق، از جان خود مایه میگذاشت و این برای قدرت طلبان دنیاگرا بسیار خطرناک بود.
۳. شِدَّةَ وَطْأَتِهِ (سختگیری و قاطعیتش): این صفت به عدالت سختگیرانه و تبعیض ناپذیر امام«ع» اشاره دارد. در حکومت علی«ع» هیچکس به دلیل مقام، ثروت یا قبیله بر دیگری برتری نداشت و حدّ خدا بر همگان به یکسان اجرا میشد. این ویژگی برای اشراف و قدرتمندان که به امتیازات خود خو گرفته بودند، غیرقابل تحمل بود.
۴. نَکَالَ وَقْعَتِهِ «کیفر و عبرتآموزی ضرباتش»: مجازات ها و قضاوت های امام«ع»چنان عادلانه و کوبنده بود که برای دیگران عبرت میشد و مانع از تکرار جرم میگردید. این امر امنیت و عدالت را برای توده مردم به ارمغان می آورد، اما بستر فساد را بر مفسدان میبست.
۵. تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ «خروش و غیرتش در راه خدا»: غیرت دینی امیر المومنین «ع» اجازه نمیداد کوچکترین تعرضی به حریم دین خدا شود. این غیرت، مصلحت اندیشی های سیاسی و سکوت در برابر انحرافات را برنمی تابید.
حضرت صدیقه کبری(س) با برشمردن این صفات، به روشنی اعلام میکنند که مشکل مولا نه یک ضعف، که همان کمالات و فضائلی بود که او را شایسته ترین فرد برای حکومت میکرد. مشکل با او، "خوب بودن بیش از حد" او بود؛ زیرا حکومت او جایی برای زراندوزی، تبعیض، نفوذ اشراف و انحراف از مسیر حق باقی نمیگذاشت. بنابراین، حکومت امیر المومنین «ع»از نگاه فاطمه زهرا«س»الگوی کامل حکومت اسلامی است؛ حکومتی که عدالت، شجاعت، تقوا و اخلاص در آن حاکم است.
۳- تعجب از انتخاب مردم و ارزیابی آن با معیار قرآن
حضرت فاطمه«س» در بخش دیگری از خطبه که در جمع زنان انصار و مهاجر در مدینه ایراد فرمودند، با زبانی توبیخ آمیز و متعجبانه، به ارزیابی انتخاب مردم میپردازند. ایشان با مقایسه اهل بیت عصمت و طهارت«علیهم السلام» که مردم آنان را کنار زدند، با کسانی که به حکومت برگزیدند، این انتخاب را به شدت به چالش میکشند.
ایشان با استناد به دو آیه از قرآن کریم، این گزینش را تقبیح میکنند:
الف. تمسک به آیه ۱۳ سوره مبارکه حج: «یَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ ۚ لَبِئْسَ الْمَوْلَیٰ وَلَبِئْسَ الْعَشِیرُ»
تحلیل حضرت زهرا «س»: حضرت با این استشهاد، به مردم هشدار میدهند که شما کسانی را به ولایت و حکومت برگزیدید که زیانشان برای شما از سودشان نزدیکتر و بیشتر است. این حاکمان، به جای آنکه مایه خیر و برکت و سعادت باشند، به دلیل دوری از علم و تقوای اهل بیت(ع) موجبات گمراهی، تفرقه و دوری از مسیر حق را فراهم خواهند کرد. بنابراین، این انتخاب، "بدترین مولایی" است که میتوان برگزید.
ب. تمسک به آیه ۵۰ سوره مبارکه کهف: «... بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا»
تحلیل حضرت زهرا «س»: این آیه در اصل در مورد انتخاب ابلیس به جای خداوند است. حضرت فاطمه«س» با مهارتی کم نظیر این آیه را در مورد انتخاب حاکمان جدید به جای اهل بیت«ع» به کار میبرند. ایشان میفرمایند که شما اهل بیت پیامبر«ص» را که عِدل قرآن و معدن علم و فضیلت بودند، رها کردید و به سراغ جانشینانی رفتید که انتخابشان، "بدترین جانشینی" برای ستمکاران «به خود و جامعه» است. این آیه به طور ضمنی اشاره دارد که این انتخاب، ظالمانه و همانند انتخاب کفار است.
۴- انذار پایانی
حضرت صدیقه کبری «سلام الله علیها » پس از بیان روشنگری های خویش دانست این سخنان بر قلب سخت آن مردم تأثیری نخواهد داشت ،از این رو آخرین تیر ترکش برای تنبیه و هدایت مردم به کار گرفت.
حضرت در بخش پایانی نتیجه سر سپردن به اهل سقیفه را بیان می فرمایند :که گمان می کنید حاصل کارتان آرامش و رفاه است اما جز بدبختی حاصلی برای شما نخواهد داشت .
پس از پایان یافتن خطبه شریفه بانوی دو عالم «سلام الله علیها » زنان مهاجر و انصار برای همسران خویش مواضع قطعی و رسمی صدیقه کبری را بیان کردند و آمدند برای عذر خواهی که ما نمی توانیم دیگر نقض عهد کنیم با خلیفه وقت عهد کردیم و دیگر از ما کاری ساخته نیست و حضرت زهرا «س» این عذر خواهی را رد فرموند که اگر نقض عهدی است شما غدیر را فراموش کرده اید که عهدی را نقض کردید که ۷۰ روز پیش رسول خدا «ص» با شما بست و شما از کدام عهد سخن می گویید.
جمعبندی نهایی:
دفاع حضرت فاطمه زهرا (س) ستون فقرات تثبیت امامت در آن برهه حساس بود. اگر این مواضع قاطع و روشنگرانه نبود، چه بسا حقانیت خط امامت در پس پرده غصب و سیاستبازیهای زمانه محو میشد. بنابراین، این استراتژی، نه تنها یک نقطه تعیینکننده، بلکه مهمترین استراتژی برای حفظ اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) در آن مقطع بود که آثار آن تا امروز و تا ظهور حجت خدا (عج) ادامه دارد ان شاء الله تعالی.
حادثه سقیفه بنیساعده که بلافاصله پس از رحلت حضرت محمد مصطفی «صلی الله علیه و آله» رخ داد، جامعه نوپای اسلامی را در یکی از حساسترین و تعیین کننده ترین مقاطع تاریخ خود قرار داد.
در این واقعه، مسیر جانشینی پیامبر(ص) منحرف شد و حق مسلم امیر المومنین علی (ع) به عنوان وصی و جانشین بر حق رسول الله«ص» نادیده گرفته شد. در این فضای ملتهب و بحرانی، دفاع حضرت فاطمه زهرا«س» تنها یک واکنش عاطفی یا دفاع از حق شخصی و خانوادگی نبود. این دفاع، یک استراتژی حساب شده و مبتنی بر درایت الهی بود که با آگاهی از پیامدهای سرنوشت ساز آن برای آینده اسلام طراحی و اجرا شد. ایشان با شجاعت و بینشی کم نظیر، به میدان آمدند تا از اصل امامت که ضامن بقا و هدایت امت است دفاع کنند.
یکی از گواهان روشن این استراتژی، خطبه ای است که حضرت در بستر بیماری و در آستانه شهادت خویش ایراد فرمودند. هنگامی که گروهی از زنان مهاجر و انصار برای عیادت ایشان آمدند، حضرت فاطمه زهرا«س» از این فرصت استفاده کردند تا یکبار دیگر حقایق را برای امت بیان کنند و هشداری تاریخی را به نسلهای آینده منتقل نمایند.
محورهای اساسی خطبه صدیقه کبری(سلام الله علیها) در بستر بیماری:
۱. توبیخ انصار و مهاجرین: دفاع از امامت، دفاع از اسلام
مهمترین نکتۀ در این خطبه،تمرکز بر مسئله خلافت و امامت است. اگرچه در نگاه اول ممکن است به نظر برسد که حضرت در مورد مظلومیت شخصی یا مصادره فدک سخن میگویند، اما لایه زیرین و هدف اصلی این بیانات، دفاع از اصل ولایت و رهبری است. حضرت زهرا «س»به خوبی میدانستند که اگر پایه نخستین حکومت اسلامی بر اساس انحراف از وصایت نبوی بنا نهاده شود، آینده اسلام به خطر خواهد افتاد. بنابراین دفاع ایشان از امامت، در حقیقت دفاع از هویت و اساس اسلام بود و دلسوزی برای هدایت و سعادت مردم، انگیزه اصلی این دفاع جانانه به شمار میرفت.
ایشان در پاسخ به احوال پرسی زنان حاضر، مستقیماً به موضوع انحراف در مسئله ولایت و غصب خلافت میپردازند و با بیانی روشنگرانه، پیامدهای این انحراف را برای امت تبیین میکنند.
استشهاد به آیۀ قرآن: هشدار درباره خسران مبین
حضرت فاطمه«س»برای تأکید بر عظمت فاجعهای که رخ داده بود، به آیه ۱۵ سوره زمر استناد میفرمایند:
«فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ ۗ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۗ أَلَا ذَٰلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ».
بپرستید هر چه را غیر از او میخواهید! [ای پیامبر] بگو: همانا زیانکاران واقعی کسانی هستند که خود و خانوادهشان را در روز قیامت زیان دادهاند،آگاه باشید که این همان زیان آشکار است.
توضیح مفصل این استشهاد:
"بپرستید هر چه را غیر از او میخواهید": این جمله که در ظاهر خطاب به مشرکان است، در بیانات حضرت زهرا«س» به صورت کنایهای عمیق به کار میرود. ایشان با این عبارت به جامعه تازه مسلمان هشدار میدهند که گرایش به حکومت و رهبری غیرالهی و انتخاب طاغوت به جای امام معصوم، شکلی نوین از عبادت غیرخدا و پیروی از هوای نفس است. وقتی امت، رهبری منصوب از سوی خدا امیر المومنین علی «علیه السلام » را رها کند و به سراغ رهبری منتخب بر اساس مصلحت اندیشیهای دنیوی برود، در حقیقت چیزی غیر از خدا را عبادت کرده است.
"همانا زیانکاران واقعی...":
این بخش از آیه، مستقیم به سرنوشت کسانی اشاره دارد که در ماجرای سقیفه و غصب خلافت، نقش داشتند یا سکوت اختیار کردند. حضرت با استناد به این آیه هشدار میدهند که زیان این عمل تنها محدود به دنیا نیست، بلکه دامنگیر آخرت و اهل و عیال افراد نیز خواهد شد. "خسارت نفس و خانواده" نشان میدهد که این انحراف تنها یک اشتباه سیاسی نیست، بلکه یک گناه کبیره است که سرنوشت اخروی فرد و حتی خانوادهاش را تحت تأثیر قرار میدهد.
حضرت صدیقه کبری(س) با برشمردن این صفات، به روشنی اعلام میکنند که مشکل مولا نه یک ضعف، که همان کمالات و فضائلی بود که او را شایسته ترین فرد برای حکومت میکرد. مشکل با او، "خوب بودن بیش از حد" او بود؛ زیرا حکومت او جایی برای زراندوزی، تبعیض، نفوذ اشراف و انحراف از مسیر حق باقی نمیگذاشت. بنابراین، حکومت امیر المومنین «ع»از نگاه فاطمه زهرا«س»الگوی کامل حکومت اسلامی است؛ حکومتی که عدالت، شجاعت، تقوا و اخلاص در آن حاکم است.
این همان زیان آشکار است،حضرت زهرا«س» با تأکید بر عبارت "الخُسران المُبین"، نتیجه این انحراف را "زیانی آشکار و غیرقابل انکار" میدانند. زیانی که نه پنهان است و نه جبرانپذیر. این زیان، دور ماندن از هدایت الهی، قرار گرفتن در مسیر ضلالت و به خطر افتادن سعادت ابدی است.
۲- ویژگیهای حکومت و فضائل امیرالمؤمنین علی«علیه السلام»
پس از آنکه حضرت زهرا«س» با استدلال های قاطع و رسا، حق غصب شده خویش و همسرش را طلب کردند و با متصدیان حکومت اتمام حجت نمودند، در بخشی از خطبه به بیان علت اصلی محروم شدن امیر المومنین علی«ع» از حکومت میپردازند. ایشان با بیان این پرسش که «مردم از ابوالحسن «ع» چه عیبی گرفتند؟
خود پاسخ میدهند: زیرا شمشیرش خویش و بیگانه، شجاع و ترسو نمی شناخت و دریافتند که او به مرگ توجهی ندارد و دیدند که او چگونه بر آنها می تازد و آنان را به وادی فنا می افکند و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران باقی می گذارد و به کتاب خدا مسلط و دانا، و خشم او در راه خوشنودی خداوند بود .
این جملات کلیدی، در حقیقت بیانگر ویژگی های یک حاکم آرمانی و حکومت عدل اسلامی است:
۱. نَکِیرَ سَیْفِهِ (دشمنی شمشیرش): این ویژگی به شجاعت و قاطعیت حاکم در برابر دشمنان داخلی و خارجی اشاره دارد. حاکم اسلامی نباید در برابر متجاوزان و منحرفان سکوت کند. شمشیر امیر المومنین «ع» همواره در خدمت اسلام و برای درهم کوبیدن کفر و نفاق بود.
۲. قِلَّةَ مُبَالاتِهِ بِحَتْفِهِ (به مرگ توجهی ندارد): حاکم اسلامی باید در راه خدا استوار باشد که از هیچ تهدید و خطری نهراسد. علی«ع»در راه احقاق حق، از جان خود مایه میگذاشت و این برای قدرت طلبان دنیاگرا بسیار خطرناک بود.
۳. شِدَّةَ وَطْأَتِهِ (سختگیری و قاطعیتش): این صفت به عدالت سختگیرانه و تبعیض ناپذیر امام«ع» اشاره دارد. در حکومت علی«ع» هیچکس به دلیل مقام، ثروت یا قبیله بر دیگری برتری نداشت و حدّ خدا بر همگان به یکسان اجرا میشد. این ویژگی برای اشراف و قدرتمندان که به امتیازات خود خو گرفته بودند، غیرقابل تحمل بود.
۴. نَکَالَ وَقْعَتِهِ «کیفر و عبرتآموزی ضرباتش»: مجازات ها و قضاوت های امام«ع»چنان عادلانه و کوبنده بود که برای دیگران عبرت میشد و مانع از تکرار جرم میگردید. این امر امنیت و عدالت را برای توده مردم به ارمغان می آورد، اما بستر فساد را بر مفسدان میبست.
۵. تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ «خروش و غیرتش در راه خدا»: غیرت دینی امیر المومنین «ع» اجازه نمیداد کوچکترین تعرضی به حریم دین خدا شود. این غیرت، مصلحت اندیشی های سیاسی و سکوت در برابر انحرافات را برنمی تابید.
حضرت صدیقه کبری(س) با برشمردن این صفات، به روشنی اعلام میکنند که مشکل مولا نه یک ضعف، که همان کمالات و فضائلی بود که او را شایسته ترین فرد برای حکومت میکرد. مشکل با او، "خوب بودن بیش از حد" او بود؛ زیرا حکومت او جایی برای زراندوزی، تبعیض، نفوذ اشراف و انحراف از مسیر حق باقی نمیگذاشت. بنابراین، حکومت امیر المومنین «ع»از نگاه فاطمه زهرا«س»الگوی کامل حکومت اسلامی است؛ حکومتی که عدالت، شجاعت، تقوا و اخلاص در آن حاکم است.
۳- تعجب از انتخاب مردم و ارزیابی آن با معیار قرآن
حضرت فاطمه«س» در بخش دیگری از خطبه که در جمع زنان انصار و مهاجر در مدینه ایراد فرمودند، با زبانی توبیخ آمیز و متعجبانه، به ارزیابی انتخاب مردم میپردازند. ایشان با مقایسه اهل بیت عصمت و طهارت«علیهم السلام» که مردم آنان را کنار زدند، با کسانی که به حکومت برگزیدند، این انتخاب را به شدت به چالش میکشند.
ایشان با استناد به دو آیه از قرآن کریم، این گزینش را تقبیح میکنند:
الف. تمسک به آیه ۱۳ سوره مبارکه حج: «یَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ ۚ لَبِئْسَ الْمَوْلَیٰ وَلَبِئْسَ الْعَشِیرُ»
تحلیل حضرت زهرا «س»: حضرت با این استشهاد، به مردم هشدار میدهند که شما کسانی را به ولایت و حکومت برگزیدید که زیانشان برای شما از سودشان نزدیکتر و بیشتر است. این حاکمان، به جای آنکه مایه خیر و برکت و سعادت باشند، به دلیل دوری از علم و تقوای اهل بیت(ع) موجبات گمراهی، تفرقه و دوری از مسیر حق را فراهم خواهند کرد. بنابراین، این انتخاب، "بدترین مولایی" است که میتوان برگزید.
ب. تمسک به آیه ۵۰ سوره مبارکه کهف: «... بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا»
تحلیل حضرت زهرا «س»: این آیه در اصل در مورد انتخاب ابلیس به جای خداوند است. حضرت فاطمه«س» با مهارتی کم نظیر این آیه را در مورد انتخاب حاکمان جدید به جای اهل بیت«ع» به کار میبرند. ایشان میفرمایند که شما اهل بیت پیامبر«ص» را که عِدل قرآن و معدن علم و فضیلت بودند، رها کردید و به سراغ جانشینانی رفتید که انتخابشان، "بدترین جانشینی" برای ستمکاران «به خود و جامعه» است. این آیه به طور ضمنی اشاره دارد که این انتخاب، ظالمانه و همانند انتخاب کفار است.
۴- انذار پایانی
حضرت صدیقه کبری «سلام الله علیها » پس از بیان روشنگری های خویش دانست این سخنان بر قلب سخت آن مردم تأثیری نخواهد داشت ،از این رو آخرین تیر ترکش برای تنبیه و هدایت مردم به کار گرفت.
حضرت در بخش پایانی نتیجه سر سپردن به اهل سقیفه را بیان می فرمایند :که گمان می کنید حاصل کارتان آرامش و رفاه است اما جز بدبختی حاصلی برای شما نخواهد داشت .
پس از پایان یافتن خطبه شریفه بانوی دو عالم «سلام الله علیها » زنان مهاجر و انصار برای همسران خویش مواضع قطعی و رسمی صدیقه کبری را بیان کردند و آمدند برای عذر خواهی که ما نمی توانیم دیگر نقض عهد کنیم با خلیفه وقت عهد کردیم و دیگر از ما کاری ساخته نیست و حضرت زهرا «س» این عذر خواهی را رد فرموند که اگر نقض عهدی است شما غدیر را فراموش کرده اید که عهدی را نقض کردید که ۷۰ روز پیش رسول خدا «ص» با شما بست و شما از کدام عهد سخن می گویید.
جمعبندی نهایی:
دفاع حضرت فاطمه زهرا (س) ستون فقرات تثبیت امامت در آن برهه حساس بود. اگر این مواضع قاطع و روشنگرانه نبود، چه بسا حقانیت خط امامت در پس پرده غصب و سیاستبازیهای زمانه محو میشد. بنابراین، این استراتژی، نه تنها یک نقطه تعیینکننده، بلکه مهمترین استراتژی برای حفظ اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) در آن مقطع بود که آثار آن تا امروز و تا ظهور حجت خدا (عج) ادامه دارد ان شاء الله تعالی.