روایت از خاطرات آغاز میشد؛ روزهایی پر از شور و کنجکاوی، از علاقهای به سینما و تجربههای ساده و صمیمی، همراه با تمنای دیدن دنیایی فراتر از آنچه اطرافیان میگفتند. شخصیت در میان خاطراتش عشق و امید را تجربه میکرد، لحظاتی که گاه با خنده همراه بود و گاه با اندوهی آرام و عمیق. هر تجربه و تصمیم ردپایی از گذشته و انتخابهای زندگی را بر صحنه باقی میگذاشت؛ خاطراتی که گاهی شادیآور و گاهی تلخ، اما همواره زنده و ملموس بودند.
نور و موسیقی، روایت را به شکل زنده همراهی میکردند. نور، با آمدن و رفتنش حس انتظار، دلهره و گاه یادآوری خاطرات گذشته را منتقل میکرد و موسیقی غمگین، هر سکوت و حرکت را با عمقی روانشناسانه پر میکرد. تضاد میان نور و سایه، شادی و اندوه، حضور و فقدان، به شکلی محسوس در صحنه جاری بود و به مخاطب این امکان را میداد که همزمان در زمان و مکانهای مختلف حضور داشته باشد.
فضا پر از پرسشها و تردیدهای درونی بود؛ حس دوست داشتن، آسیبپذیری، امید و تنهایی در هر نگاه و حرکت جاری بود. شخصیت در مواجهه با خاطرات، آرزوها و واقعیتهای زندگی خود، گاه خندهای کوتاه و گاه بغضی عمیق تجربه میکرد؛ حرکاتی که بدون بیان صریح، همه پیچیدگیها و کشمکشهای درونی را آشکار میکردند.
اجرای این تئاتر با دقت در نور، صدا، لباس و حرکات، صحنهای زنده و پویا خلق کرده بود که زمان و مکان را کمرنگ میکرد. روایت به آرامی میان گذشته و حال، خیال و واقعیت، لحظاتی از دلتنگی، آرزو، امید و فقدان را شکل میداد و به مخاطب این حس را میداد که داستان همچنان در جریان است، حتی پس از خاموش شدن نورها و پایان اجرا. تجربهای که ذهن و احساسات را همزمان درگیر میکرد و پس از ترک سالن نیز ادامه مییافت، همانند سایههای پراکنده نور شمعها که هنوز در ذهن و قلب باقی میماندند.
نادر فلاح، کارگردان و بازیگر نمایش «جایی که گوزنها آواز میخوانند» در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: ایده اولیه نمایش از نیاز به نمایشنامهای شکل گرفت که قابلیت اجرا توسط یک بازیگر را داشته باشد و بتواند داستانی تأثیرگذار و در عین حال فشرده را به تصویر بکشد.
وی اضافه کرد: از میان نمایشنامههای متعددی که از دوستان نویسنده دریافت کردیم این اثر انتخاب شد و در طول تمرین و اجرا با همکاری نزدیک نویسنده اثر، بخشهایی از متن بازنویسی و اصلاح شد تا بیشترین همخوانی را با نیازهای اجرایی داشته باشد و تجربهای کامل و اثرگذار برای مخاطب فراهم کند.
فلاح ادامه داد: این نمایش قصد دارد ضمن بازخوانی سینمایی بخشی از تاریخ کشور، به مسائل بنیادین انسانی مانند عشق، دوستی، مرگ و تنهایی بپردازد. داستان نمایش در فضایی تأملبرانگیز، مخاطب را با ابعاد مختلف تجربه انسانی مواجه میکند و از این طریق، فرصتی برای تأمل و همذاتپنداری با شخصیتها فراهم میآورد. شکل و ساختار اجرا نیز اهمیت ویژهای داشت؛ سالها دغدغههای اجرایی و تکنیکهای قصهگویی نمایشی در طراحی صحنه و حرکت شخصیتها به کار گرفته شد تا اجرای اثر تجربهای متفاوت و ارزشمند باشد.
این کارگردان تئاتر بیان کرد: تمامی عناصر اجرایی شامل نور، لباس، دکور و موسیقی با دقت و بر اساس نیازهای داستان و لحظات دراماتیک نمایش انتخاب شدند. موسیقیها که توسط آهنگساز اثر انتخاب و در بخشهایی از اجرا ساخته شدهاند، هماهنگی کامل با دیالوگها دارند و یادآور بخشهایی از نوستالژی تاریخی و زندگی شخصیتها هستند. دکور نمایش، تصویری از یک سینمای سوخته ارائه میدهد که محوریت اصلی قصه را شکل میدهد و بسیاری از رویدادهای مهم نمایش در این مکان روی میدهد. ترکیب این عناصر فضایی ملموس و تأثیرگذار برای مخاطب ایجاد میکند و حس حضور در داستان را تقویت میکند.
فلاح افزود: اجرای نمایش در مشهد، پس از تجربههای تهران و کرمان، فرصتی ویژه برای ارائه داستان غربت و تنهایی انسان فراهم کرد. ۲ نفر از اصلیترین اعضای گروه، نویسنده و آهنگساز اثر، اهل مشهد بودند و نقش برجستهای در تولید و اجرای اثر ایفا کردند. تماشاخانه مایان، محل اجرای نمایش در مشهد، از نظر امکانات و کیفیت چیزی از تماشاخانههای خصوصی تهران کم ندارد و محیطی حرفهای و مناسب برای اجرای اثر فراهم کرده است.
کارگردان تئاتر «جایی که گوزنها آواز میخوانند» ادامه داد: تیمی جوان و کاربلد، تمامی امور اجرایی را با دقت، وسواس و احترام کامل به هنرمند و مخاطب مدیریت کرد و مدیر محترم تماشاخانه با شناخت کامل از شرایط تئاتر و سلایق مخاطبان، نهایت همکاری و دلسوزی را برای اجرای موفق نمایش فراهم کرد.
ظرفیت بالای تئاتر مشهد در اجرای آثار همتراز شهرهای بزرگ
وی تصریح کرد: این اجرا در مشهد علاوه بر انتقال پیامهای انسانی و تاریخی نمایش، نشاندهنده ظرفیت بالای تئاتر این شهر و توانایی تیمهای جوان و حرفهای برای ارائه اثر با کیفیتی برابر با استانداردهای تئاتر شهرهای بزرگ است. تجربه حضور در مشهد و اجرای این نمایش، ضمن غنیسازی تجربه اجرایی، فرصتی برای ایجاد ارتباط مستقیم با مخاطبان جدید و فهم بهتر ظرفیتهای فرهنگی و هنری این شهر فراهم کرد.
«جایی که گوزنها آواز میخوانند» به نویسندگی مهدی غلامحیدری، تهیهکنندگی افسانه کاشفی و با کارگردانی و بازیگری نادر فلاح، نمایشی تجربهگراست که در تهران روی صحنه رفت تنها به مدت پنج شب، از سهشنبه چهارم شهریور تا امروز شنبه هشتم شهریور در مشهد در تماشاخانه مایان به نمایش در میآمد و فرصت کوتاهی شد تا مخاطبان با دنیای درونی و خاطرات پیچیده شخصیت اصلی همراه شوند.
انتهای پیام