شناسهٔ خبر: 74610355 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

در گفت و گو آنا با یک استاد میکروبیولوژی و ایمونولوژی دانشگاه تهران مطرح شد

بحران انرژی و تحریم‌ها، دو مانع بزرگ بر سر راه پژوهش‌های علمی ایران

رشد علمی کشور روزگاری با سرعتی چشمگیر پیش می‌رفت، اما امروز این شتاب کاهش یافته و آینده پژوهش را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. کاهش انگیزه پژوهشگران، فاصله عمیق بین دانشگاه و صنعت و توقف برخی ایده‌های ارزشمند در آزمایشگاه‌ها، نشان می‌دهد که مسیر علمی کشور ناپایدار و پرنوسان است.استاد میکروبیولوژی و ایمونولوژی دانشگاه تهران، وضعیت فعلی را «سینوسی» توصیف می‌کند؛ نوسانی میان دستاوردهای درخشان و رکودهای عمیق که نیازمند بازنگری فوری در سیاست‌های علمی و آموزشی کشور است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری آنا، شتاب علمی ایران در سال‌های اخیر بیش از آنکه نشانه رشد پایدار باشد، نشانه‌ای از ناپایداری است: نوسانی سینوسی بین دستاورد‌های درخشان و رکود‌های عمیق. در این میان، کاهش انگیزه پژوهشگران و گسست عمیق بین دانشگاه و صنعت، چالش‌های ساختاری جدی را رقم زده‌اند که نیازمند بازنگری فوری در سیاست‌های علمی و آموزشی کشور است.

ایران با وجود پتانسیل‌های بالای علمی و نیروی انسانی متخصص، شاهد آن است که بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی به جای تمرکز بر پژوهش، به فکر مهاجرت هستند. ایده‌های ارزشمند در آزمایشگاه‌ها متوقف می‌شوند و استادان، با وجود تعهد علمی، به دلیل فشار‌های اقتصادی و کمبود حمایت مادی و معنوی، از حضور مشوقانه و تمام‌وقت در کنار دانشجو دور می‌مانند. این شتاب سینوسی، تنها نتیجه تحریم‌های بین‌المللی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک سیستم آموزشی و پژوهشی در حال فرسودگی است.

خبرنگار آنا در گفت‌وگویی تخصصی و صریح با جلیل مهرزاد، استاد نخبه گروه میکروبیولوژی و ایمونولوژی دانشگاه تهران و پژوهشگر برتر کشور، به بررسی عوامل مؤثر بر کاهش شتاب علمی پرداخته و راهکار‌هایی برای بازگشت ایران به مسیر پیشرفت علمی ارائه کرده است.

اصلی‌ترین دلیل کاهش شتاب علمی کشور از نظر شما چیست؟

این پرسشی بسیار مهم و حیاتی است، چراکه ایران در رقابت علمی و فناوری با دیگر کشور‌های جهان در حال حرکت است. علم همچون آب جاری همواره در حال پیشروی و تحول است. تا زمانی که این حرکت در مسیرهایی همچون تولید محصولات ارزشمند، تأمین امنیت ملی و ایجاد آسایش اجتماعی ادامه داشته باشد، شرایط مطلوب خواهد بود. کشور ما در این مسیر دشوار طی سال‌ها تلاش، با وجود محدودیت‌ها، دستاوردهای قابل توجهی کسب کرده است.

اما امروز شاهد کاهش شتاب علمی هستیم؛ روندی که ناشی از ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی است. یکی از مهم‌ترین این عوامل، تحریم‌های گسترده بین‌المللی است. در گذشته، هنگام اجرای پروژه‌های پژوهشی، برای خرید تجهیزات به کشورهایی مانند آلمان سفر می‌کردم، اما حتی در تهیه دستگاه‌های ساده و پایه‌ای نیز با مشکل مواجه می‌شدیم. دستگاه‌هایی که از نظر فنی بسیار معمولی بودند، به دلیل تحریم‌ها به ما فروخته نمی‌شدند؛ چه رسد به تجهیزات پیشرفته و حساس که دسترسی به آنها تقریباً غیرممکن شده است. این محدودیت‌ها، همراه با قطع ارتباطات علمی با بسیاری از مراکز تحقیقاتی جهان، به طور مستقیم بر کیفیت و سرعت پژوهش‌های علمی کشور تأثیر گذاشته است.

از سوی دیگر، بحران انرژی و به‌ویژه قطعی‌های مکرر برق، چالش دیگری است که مستقیماً بر فعالیت‌های پژوهشی اثر می‌گذارد. بسیاری از دستگاه‌های آزمایشگاهی برای انجام آزمایش‌ها باید ساعت‌ها یا حتی یک شبانه‌روز بدون وقفه کار کنند، اما قطع برق باعث توقف فرایند، از دست رفتن داده‌های ارزشمند و در نهایت کاهش عمر مفید دستگاه‌ها می‌شود. این مشکل تنها به آزمایشگاه‌ها محدود نمی‌ماند، بلکه در صنعت نیز که باید ارتباط تنگاتنگی با دانشگاه داشته باشد، اختلال ایجاد می‌کند و چرخه «دانش‌بنیان بودن صنعت» را مختل می‌سازد.

همچنین کاهش حمایت و تشویق دانشجویان و پژوهشگران در سال‌های اخیر نگران‌کننده است. دانشجویان نیروی محرکه علم و پژوهش هستند، اما متأسفانه انگیزه‌های معنوی و مادی آنها کاهش یافته و حس تعلق و امید به آینده در بسیاری از آنان کمرنگ شده است. این روند به مرور موجب افت کیفیت پژوهش و کاهش تمایل به ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی می‌شود.

در مجموع، شتاب علمی کشور روندی ناپایدار و گاه سینوسی داشته است؛ به گونه‌ای که در برخی دوره‌ها پیشرفت‌های چشمگیر رقم خورده و در دوره‌هایی دیگر با کاهش شدید روبه‌رو بوده‌ایم. این نوسان نشان‌دهنده بی‌ثباتی بسترهای علمی و پژوهشی است. برای دستیابی به رشدی پایدار و شتاب‌مند در عرصه علم، باید علاوه بر رفع محدودیت‌های خارجی، بستر داخلی را نیز با برنامه‌ریزی دقیق، تأمین انرژی پایدار، حمایت از نیروهای جوان و تقویت ارتباط میان دانشگاه و صنعت بهبود و تقویت کرد.

از نظر شما، دلیل روند سینوسی شتاب علمی در کشور ما چیست؟

مهم‌ترین دلیل این روند سینوسی آن است که برای تولید علم، فناوری و پروتکل‌های پیشرفته در سطح بالا، نیازمند تأمین پیش‌نیاز‌های گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف هستیم، هم از نظر مادی و هم معنوی.

از نظر مادی، یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازها، وضعیت اقتصادی کشور است. برای تقویت علم در هر حوزه‌ای — چه بیولوژی، چه پزشکی، مهندسی یا علوم انسانی — باید منابع مالی و انرژی لازم صرف شود تا علم در کشور پویا و پایدار شود. جایی که سرمایه‌گذاری شده، پیشرفت داشته‌ایم و جایی که سرمایه‌گذاری نشده، طبیعتاً پیشرفتی هم حاصل نشده است.

به یاد دارم در دورانی که در خارج از کشور تحصیل می‌کردم، وزارت علوم به‌صورت منظم — ماهانه و سالانه — حقوق و مزایایی به دانشجویان پرداخت می‌کرد. اما امروز، به دلیل چالش‌هایی مانند تحریم‌ها، بحران اقتصادی و کاهش بودجه‌های پژوهشی، منابع مالی لازم برای حمایت از علم و پژوهش به‌شدت کاهش یافته است. حتی دانشجویان دکتری داخل کشور که در حال تحصیل هستند، در بسیاری از موارد هیچ حقوق یا مزایی دریافت نمی‌کنند. این موضوع نه‌تنها انگیزه آنها را تضعیف می‌کند، بلکه مانع جذب نیرو‌های بااستعداد به حوزه پژوهش می‌شود.

اما از نظر معنوی، الحمدلله شرایط به نسبت مناسبی داریم. ما استادان دانشگاه، به‌ویژه در حوزه تحصیلات تکمیلی، وظیفه داریم با ایجاد امید، انگیزه و اشتیاق، روحیه دانشجویان را تقویت کنیم و آنها را به سوی تولید علم و نوآوری سوق دهیم.

علم یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت یک کشور محسوب می‌شود. هرگاه شتاب علمی کشور کاهش یابد، نه‌تنها مشکلات اقتصادی تشدید می‌شود، بلکه قدرت ملی نیز تضعیف خواهد شد. در این مسیر، ما استادان دانشگاه نقش مهمی در هدایت و پرورش نسل آینده داریم و در این تضعیف یا تقویت شتاب علمی، سهم قابل‌توجهی داریم. متاسفانه مشاهده می‌کنم که در برخی موارد، انگیزه و تلاش مضاعفی که قبلاً در محیط دانشگاهی احساس می‌شد، امروز کاهش یافته است. بنابراین، نه‌تنها نیاز به حمایت مادی بیشتر داریم، بلکه باید فرهنگ تلاش، خودباوری و افتخار علمی را دوباره زنده کنیم.

استادان دانشگاه در جهت بهبود شتاب علمی کشور چه وظیفه‌ای دارند؟

متأسفانه در حال حاضر، تقریباً اقتصاد بر همه جنبه‌های زندگی، از جمله عرصه علم و آموزش، تأثیر گذاشته است. قبلاً به برخی از عوامل کلی که در کاهش شتاب علمی کشور مؤثر هستند اشاره کردم، اما یکی از مهم‌ترین وظایف استادان دانشگاه، حضور مشوقانه و پیوسته آنان در کنار دانشجویان است. استادان باید نه تنها دانش منتقل کنند، بلکه با حضور فعال، دانشجویان را تحریک به تفکر کنند، از انتقاد‌های سازنده استقبال کنند و فرهنگ انتقادپذیری را در محیط آموزشی تقویت نمایند.

به عنوان استاد دانشگاه، باید بیشتر از آنکه انگیزه‌های مادی داشته باشیم، به وظیفه‌ی معنوی خود در قبال جامعه علمی و نسل جوان پایبند باشیم. آموزش و پرورش نیرو‌های متخصص و خالق علم، یک مأموریت اجتماعی و اخلاقی است که فراتر از درآمد و مزایای مالی است. اما متأسفانه این بعد معنوی در سال‌های اخیر کمرنگ شده است.

شرایط اقتصادی دشوار، مادی‌گرایی را در بین بسیاری از افراد افزایش داده و متاسفانه این مادی‌گرایی به حوزه آموزش نیز سرایت کرده است. تبعیض‌هایی که امروز در محیط دانشگاه دیده می‌شود — چه در تخصیص منابع، چه در رفتار با دانشجویان یا همکاران — بخشی از پیامد‌های همین فضای مادی‌گرا و نابرابر است. این مسائل باید در تمام سطوح اصلاح شوند، چه از سوی سیاست‌گذاران، چه از سوی مسئولان دانشگاهی و چه از سوی خود استادان.

بنابراین، وظیفه استادان فراتر از تدریس درس است؛ آنان باید الگویی از اخلاق حرفه‌ای، عدالت، اشتیاق به دانش و تعهد معنوی باشند تا بتوانند نه تنها دانشجویان را به سوی تولید علم سوق دهند، بلکه فضایی سالم و الهام‌بخش برای پیشرفت علمی کشور ایجاد کنند.

از نظر شما چرا استادان دانشگاه در کنار دانشجویان خود حضوری مشوقانه و تمام‌ وقت ندارند؟

یکی از دلایل اصلی این امر، مشکلات اقتصادی و کمبود بودجه در بخش آموزش و پژوهش است. به ویژه در حوزه ارتباط آموزش و پژوهش با صنعت، بودجه کافی در نظر گرفته نشده و این امر استادان دانشگاه را مجبور می‌کند تا علاوه بر وظایف دانشگاهی، فعالیت‌هایی خارج از محیط آموزشی و پژوهشی را نیز دنبال کنند.

متأسفانه شاهدیم که برخی اساتید به دلیل فشار‌های مالی، در مشاغلی غیرمرتبط با تخصص خود مشغول به کار می‌شوند. این وضعیت نه‌تنها ناراحت‌کننده است، بلکه باعث کمرنگ‌شدن نقش آنها در آموزش و پژوهش می‌شود. در نتیجه، سرعت پیشرفت علمی، کیفیت آموزش و تولید دانش در کشور کاهش می‌یابد.

برای بهبود این شرایط، لازم است سیاست‌گذاران منابع مالی کافی به بخش آموزش و پژوهش اختصاص دهند و زمینه را برای حضور مستمر و تأثیرگذار اساتید در کنار دانشجویان فراهم کنند.

چه شرایطی باید برای استادان فراهم شود تا  شتاب علمی بهبود پیدا کند؟

برای افزایش سرعت پیشرفت علمی و آموزشی، لازم است انگیزه‌های مادی و معنوی استادان دانشگاه به‌طور جدی تأمین شود. متاسفانه در حال حاضر، فقدان این شرایط منجر به عقب‌افتادگی علمی شده است. در کشور ما استادان و پژوهشگران بسیاری وجود دارند که ایده‌های نوآورانه و ارزشمندی دارند و پژوهش‌های آن‌ها در مجلات معتبر بین‌المللی نیز منتشر می‌شود. اما متأسفانه بسیاری از این ایده‌ها به مرحله تولید انبوه و عملیاتی نمی‌رسند.

گاهی اوقات ما استادان حتی از هزینه شخصی خود برای اجرای طرح‌های پژوهشی استفاده می‌کنیم و محصولات مورد نیاز را خودمان تولید می‌کنیم. اما وقتی کار به مرحله تولید انبوه می‌رسد، به طور طبیعی به حمایت صنعت و بخش تولید نیاز داریم. اگر طرح‌های علمی و فناوری ما از سوی صنعت حمایت شود، مانند تجربه موفق تولید واکسن در دوران همه‌گیری کرونا، می‌توان به تولید گسترده محصولات پژوهشی دست یافت. نمونه بارز این همکاری، توسعه و تولید سلاح‌های راهبردی در شرایط تحریم است که به دلیل قطع واردات، نیاز به خوداتکایی و همکاری نزدیک دانشگاه و صنعت احساس شد و نتایج مثبتی داشت.

برای حرکت به سمت چنین موفقیت‌هایی در سایر حوزه‌ها، لازم است مسئولان دلسوز و متعهد در سطوح مدیریتی، به‌ویژه در تخصیص بودجه، اقدامات مؤثری انجام دهند. پیش از اینکه نخبگان علمی کشور تحت فشار شرایط اقتصادی و عدم حمایت، به سمت مهاجرت روی آورند، باید زمینه حضور پایدار و تأثیرگذار آنها در دانشگاه فراهم شود.

بودجه‌های تحقیقاتی باید عمدتاً به خرید تجهیزات غیرمصرفی و زیرساخت‌های پایه‌ای اختصاص یابد و در عین حال، تولید لوازم مصرفی در داخل کشور تقویت شود. در مواردی که نیاز به واردات است، باید از کشور‌هایی مانند چین و اروپا سفارش داده شود. اما متأسفانه در حال حاضر، تخصیص منابع ناکافی و ناکارآمد است و بخشی از دانش تولیدشده در کشور، به جای استفاده داخلی، به خارج از کشور صادر می‌شود.

در نهایت، اگرچه تأمین شرایط مادی و حمایت ساختاری از سوی نظام ضروری است، اما ما استادان نیز باید فداکاری کنیم و با حضور تمام‌وقت و مشوقانه در کنار دانشجویان، به تربیت نسل آینده و توسعه علم کشور بپردازیم — حضوری که متأسفانه در سال‌های اخیر کمرنگ شده است.

مهاجرت نخبگان که یکی از عوامل اثرگذار بر کاهش شتاب علمی است، ناشی از چه عواملی است؟

مهاجرت نخبگان یکی از عوامل مهم کاهش شتاب پیشرفت علمی و فناوری در کشور است که ریشه در چند مشکل ساختاری دارد. یکی از مهم‌ترین این عوامل، نبود فرصت‌های شغلی مناسب برای فارغ‌التحصیلان متخصص، به ویژه دارندگان مدرک دکتری و پژوهشگران حرفه‌ای است. اگرچه ممکن است مسئله «تعهد ملی» مطرح شود، اما واقعیت این است که اگر بستر مناسبی برای اشتغال و ادامه فعالیت علمی و پژوهشی در کشور فراهم باشد، بسیاری از نخبگان تمایلی به ترک کشور نخواهند داشت.

امروزه شاهدیم که دانشجویان و پژوهشگران جوان، پس از سال‌ها تحصیل و سرمایه‌گذاری کلان کشور بر روی آموزش آنها، به دلیل نبود شغل و آینده شغلی روشن، مهاجرت می‌کنند. در کشور‌های مقصد، فرصت‌های شغلی مناسب به آنها داده می‌شود و این نشان می‌دهد که مشکل، فقدان استعداد نیست، بلکه فقدان بستر مناسب برای بهره‌برداری از این استعدادهاست. همچنین، عدم وجود امید به آینده و بی‌اطمینانی دربارهٔ وضعیت اقتصادی و اجتماعی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را به سمت مهاجرت سوق می‌دهد. بسیاری از آنها نه به دلیل بی‌علاقگی به کشور، بلکه به خاطر جست وجوی شرایط بهتر زندگی و ادامه فعالیت حرفه‌ای، اقدام به مهاجرت می‌کنند.

درعین حال، اگر این افراد به کشور‌های دیگر بروند، دوره‌های تخصصی و تجربیات بین‌المللی را کسب کنند و سپس به کشور بازگردند، می‌توانند به عنوان نیرو‌های متخصص و نخبه، نقش بسیار مثبتی در پیشرفت علمی و اقتصادی کشور ایفا کنند و حتی موجب درآمدزایی شوند. اما اگر به‌طور دائم در خارج بمانند، این پدیده به «فرار مغزها» تبدیل شده و خسارت جبران‌ناپذیری به کشور وارد می‌کند؛ زیرا آموزش یک نیروی متخصص هزینه‌های سنگینی برای کشور دارد و سال‌ها سرمایه‌گذاری صرف تربیت این افراد شده است.

متأسفانه برخی از اساتید و پژوهشگران نیز با استفاده از برند، امکانات و منابع دانشگاهی کشور، به خارج رفته و دیگر باز نمی‌گردند. این رفتار نه‌تنها نشان‌دهنده ضعف در تعهد ملی و دلسوزی، بلکه نشانه‌ای از سوءاستفاده از منابع عمومی است. برخی نیز در دنبال دستیابی به درجات علمی و امتیازات بین‌المللی، هویت و مأموریت ملی خود را فراموش می‌کنند.

در مجموع، نبود شغل مناسب برای نخبگان، خود ناشی از عوامل ساختاری عمیقی است:عدم تزریق بودجه کافی به بخش آموزش و پژوهش، ضعف در ایجاد ارتباط مؤثر بین صنعت و دانشگاه و افزایش بی‌رویه تعداد رشته‌های دانشگاهی بدون توجه به نیاز‌های بازار کار.

بنابراین، لازم است تعداد دانشجویان پذیرفته‌شده در رشته‌هایی که بازار کار مناسبی ندارند، کاهش یابد و سیاست‌های آموزشی و اشتغالی کشور بر اساس برنامه‌ریزی دقیق و متناسب با نیاز‌های واقعی اقتصاد و صنعت بازتعریف شوند. در غیر این صورت، نه‌تنها شاهد ادامه مهاجرت نخبگان خواهیم بود، بلکه شاهد هدررفت منابع ملی و کاهش شتاب علمی کشور نیز خواهیم بود.

تفاوت‌های کلیدی حمایت مالی و امکانات پژوهشی بین دانشگاه‌های داخلی و خارجی چیست؟

در کشور ما دانشجویان با پتانسیل بالا و توانمندی‌های قابل توجهی وارد دانشگاه می‌شوند، اما متاسفانه در بسیاری از موارد نتوانسته‌ایم آنها را به جنبش علمی و پژوهشی وارد کنیم. دو عامل اصلی این امر، نقش استادان و شرایط اقتصادی هستند.

در دانشگاه‌های پیشرفته خارجی، از جمله کشور‌های اروپایی، حمایت مالی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی بسیار جدی است. من زمانی که در بلژیک در مقطع دکتری تحصیل می‌کردم، از طرف وزارت علوم بورسیه داشتم و حقوق ماهانه و سالانه دریافت می‌کردم. حتی دانشجویان خارجی نیز حقوق داشتند و تجهیزات آزمایشگاهی — هم مصرفی و هم غیرمصرفی — به سرعت و به‌راحتی تأمین می‌شد. این امکانات باعث می‌شود ذهن دانشجو و استاد تنها روی پژوهش متمرکز باشد، نه مسائل مالی یا تدارکات.

در مقابل، در دانشگاه‌های داخلی، دانشجویان دکتری در طول دوره تحصیل خود معمولاً حقوق ماهانه یا سالیانه دریافت نمی‌کنند. این امر تمرکز آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بسیاری مجبور به کار‌های جانبی می‌شوند. در حالی که اگر به کشور‌های خارجی بروند، با دسترسی به امکانات و حمایت مالی، انگیزه و بازدهی‌شان افزایش می‌یابد و به مرحله تولید محصول و نوآوری واقعی می‌رسند.

اقتصاد قوی و تمرکز صرف بر پژوهش در دانشگاه‌های خارجی، عملکرد علمی را به شدت تقویت می‌کند. اگر دانشجویی در آنجا از پیشرفت خود عقب بیفتد، عذر او به صورت جدی خواسته شده و شرایطش بررسی می‌شود. اما در کشور ما، اغلب شرایط اداری و مالی، به جای حمایت، مانع ایجاد می‌کند.

همچنین، فرآیند پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های پیشرفته بسیار سخت‌گیرانه و استاندارد است تا افراد با پایه علمی قوی وارد شوند. در کشور ما متاسفانه به دلیل درآمدزایی، دانشگاه‌ها در دوره‌های شبانه و نیمه‌حضوری نیز دانشجو جذب می‌کنند، در حالی که زیرساخت شغلی و صنعتی برای فارغ‌التحصیلان وجود ندارد. این رویه نه تنها کیفیت آموزش را کاهش می‌دهد، بلکه باعث بی‌اعتمادی جامعه به نظام آموزشی می‌شود.

نکته مهم دیگر، ارتباط دانشگاه و صنعت است. در کشور‌های توسعه‌یافته، صنعت به پیشنهاد‌ها و دستاورد‌های دانشگاه توجه جدی دارد و ایده‌های علمی به‌سرعت به تولید انبوه تبدیل می‌شوند. در ایران نیز پتانسیل این امر وجود دارد. به عنوان مثال، دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر، امکانات و تجهیزات غیرمصرفی ارزشمندی دارد که می‌توان از آنها بهره برد — البته با شرط به‌روزرسانی و نگهداری مناسب.

اما تبدیل ایده به محصول، کاری فراتر از تخصص پژوهشگران است و نیازمند انرژی، زمان و شبکه‌های صنعتی است. پژوهشگران باید شناخته شوند و مسئولان ویژه‌ای برای ارتباط با صنعت تعیین شوند تا ایده‌ها به مسیر مشخصی هدایت شوند. متأسفانه در حال حاضر، بسیاری از ایده‌ها هدر می‌روند و این امر باعث دلسردی و ناامیدی استادان و پژوهشگران می‌شود.

کشور‌های خارجی بودجه کافی برای پژوهش دارند و تجهیزات غیرمصرفی به‌طور منظم به‌روز می‌شوند یا تعویض می‌شوند. همکاری علمی بین کشور‌ها نیز رایج است. من به یاد دارم در سوئد، زمانی که دستگاه آزمایشگاهی خراب شد، مهندسی از آلمان آمد و آن را تعمیر کرد. ترویج بیشتر و موثرتر همکاری‌های بین المللی به طور مشوقانه کمک کننده است چرا که ما توان تولید تمام تجهیزات را نداریم و به کشور‌های دیگر وابسته‌ایم، اما کشور‌های اروپایی از طریق شبکه‌های علمی و اقتصادی، یکدیگر را پشتیبانی می‌کنند. در مقابل، ایران به دلیل تحریم‌ها و ضعف در ارتباطات بین‌المللی، از چنین حمایت‌هایی محروم است و کشور‌های همسایه نیز همکاری لازم را نشان نمی‌دهند — گویی روابط علمی ما عمدتاً یک‌طرفه است.

علاوه بر این، ضعف در کار تیمی و گروهی در محیط‌های پژوهشی داخلی، یکی دیگر از چالش‌های مهم است. در حالی که کشور‌های پیشرفته بر کار جمعی و همکاری بین رشته‌ای تأکید فراوان دارند، در ایران هنوز فرهنگ کار گروهی به‌طور کامل شکل نگرفته است.

در نهایت، تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی، تنها عوامل بیرونی نیستند؛ ضعف‌های داخلی مانند بودجه ناکافی، کمبود تجهیزات، ناکارآمدی در مدیریت منابع و ضعف در ارتباط دانشگاه و صنعت نیز تأثیرگذارند. با این حال، ما از نظر ایده و استعداد کمبود نداریم. ایران کشوری بزرگ با دانشمندان با استعداد و پتانسیل‌های متنوع است — پتانسیلی که در هیچ کجای دنیا به این شکل یکجا دیده نمی‌شود.

ما تاکنون با مقاومت و مصممیت ایستاده‌ایم، اما برای پیشرفت علمی پایدار، باید کیفیت آموزش ارتقا یابد، ارزش‌های علمی حفظ شود و ارتباطات بین‌المللی تقویت گردد. در غیر این صورت، این چالش‌ها می‌توانند مانعی جدی در مسیر پیشرفت باشند.

با توجه به مشکلات فعلی، چه اقداماتی فوری می‌توان انجام داد تا شتاب علمی کشور افزایش یابد؟

در کوتاه‌مدت، باید تمرکز اصلی بر حمایت مستقیم از دانش‌آموزان، دانشجویان و پژوهشگران قرار گیرد. تأمین تجهیزات ضروری آزمایشگاهی، ایجاد تسهیلات مالی — حتی در سطح کوچک — برای دانشجویان دکتری، و حمایت معنوی از استادان، می‌تواند انگیزه و تمرکز آنان را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

همچنین، تسهیل ارتباط بین دانشگاه و صنعت در پروژه‌های کاربردی و ایجاد هماهنگی بین بخش‌های مختلف، زمینه‌ساز تبدیل ایده‌های علمی به تولید انبوه خواهد بود. این اقدامات نه‌تنها سرعت پیشرفت علمی را افزایش می‌دهند، بلکه دلسردی پژوهشگران را کاهش داده و فضایی مشوق برای نوآوری ایجاد می‌کنند.

انتهای پیام/