به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ فناوری هستهای به عنوان یکی از پیشرانهای کلیدی توسعه پایدار در قرن بیست و یکم، نقشی بیبدیل در پیشرفت علمی، صنعتی، اقتصادی و بهداشتی کشورها ایفا میکند. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان عضوی از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، همواره بر حق ذاتی و انکارناپذیر خود برای تحقیق، توسعه و بهرهبرداری از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز تأکید ورزیده است.
این حق که در ماده ۴ معاهده NPT به صراحت ذکر شده، نه یک امتیاز، بلکه یک استاندارد جهانی برای تمامی کشورهای عضو است. برنامه هستهای ایران، که با تکیه بر دانش و توانمندی متخصصان داخلی به بالندگی رسیده، نمادی از استقلال علمی و خودباوری ملی است. این برنامه در طول حیات خود با چالشهای فنی و فشارهای سیاسی و حتی بمباران متعددی روبرو بوده است، اما با ارادهای پولادین، مسیر توسعه را پیموده و به دستاوردهای چشمگیری نائل آمده است. با این حال، روایت توسعه این صنعت، همواره با بدعهدی شرکای غربی و تلاش برای محدودسازی حقوق ایران گره خورده است.بمباران تاسیسات هسته ای توسط آمریکا و فعال سازی مکانیسم ماشه تنها گوشه ای از اقدامات خصمانه وحوش غربی در مقابل برانمه صلح طلبانه هسته ای کشور بوده است. در روز های اخیر مکانیسم ماشه فعال شده است و با موجی از واکنش ها در بین اهالی رسانه و مردم همراه شده است. همزمان دیوارنگاره میدان ولیعصر هم به تصویری از فرایند غنی سازی اورانیوم اختصاص پیدا کرده است.
در ادامه، ضمن تشریح فرآیندهای غنیسازی اورانیوم در ایران، به تحلیل دستاوردها، رویکرد صلحآمیز برنامه و عدم پایبندی طرفهای غربی به تعهدات خود در توافقات بینالمللی میپردازیم و نشان میدهیم که چگونه ایران با حفظ استقلال و تعهد به اصول، توان هستهای صلحآمیز خود را به عنوان یک ضرورت راهبردی حفظ و توسعه داده است.
فرآیند غنیسازی اورانیوم در ایران
غنیسازی اورانیوم، قلب چرخه سوخت هستهای و فرآیندی پیچیده برای افزایش غلظت ایزوتوپ شکافتپذیر اورانیوم-۲۳۵ (U-235) است. در اورانیوم طبیعی، غلظت این ایزوتوپ تنها حدود ۰.۷ درصد است و مابقی آن را ایزوتوپ سنگینتر و غیرشکافتپذیر اورانیوم-۲۳۸ (U-238) تشکیل میدهد. برای استفاده در راکتورهای آب سبک جهت تولید برق، این غلظت باید به ۳ تا ۵ درصد افزایش یابد. ایران با تسلط بر فناوریهای پیشرفته، این فرآیند را به صورت کاملاً بومی به انجام میرساند.
از معدن تا کیک زرد:
چرخه سوخت از استخراج سنگ معدن اورانیوم از معادنی مانند ساغند یزد آغاز میشود. سنگ معدن استخراج شده در کارخانههای فرآوری، طی فرآیندهای پیچیده فیزیکی و شیمیایی خرد و آسیاب شده و اورانیوم آن استخراج میگردد. محصول نهایی این مرحله، کنسانتره اکسید اورانیوم با فرمول U3O8 است که به دلیل رنگ زرد آن به "کیک زرد" مشهور است.
تبدیل به گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF6)
کیک زرد مادهای جامد است و برای غنیسازی در سانتریفیوژهای گازی، باید به حالت گاز درآید. این کار در تأسیسات تبدیل اورانیوم (UCF) اصفهان انجام میشود. در این تأسیسات، کیک زرد طی چندین مرحله واکنش شیمیایی به گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF6) تبدیل میشود. انتخاب این گاز به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد آن است: UF6 در دمای نسبتاً پایین (حدود ۵۷ درجه سانتیگراد) به گاز تبدیل میشود و فلوئور تنها یک ایزوتوپ پایدار دارد که باعث میشود تفاوت جرم مولکولهای 235UF6 و 238UF6 تنها به دلیل تفاوت جرم ایزوتوپهای اورانیوم باشد.
غنیسازی با سانتریفیوژ گازی:
مرحله کلیدی غنیسازی در تأسیسات نطنز و فردو با استفاده از دستگاههای سانتریفیوژ گازی انجام میشود. سانتریفیوژ یک استوانه بلند و باریک است که با سرعت بسیار بالا (دهها هزار دور در دقیقه) میچرخد. گاز UF6 به داخل این استوانه تزریق میشود. نیروی گریز از مرکز بسیار قوی ناشی از چرخش سریع، باعث میشود مولکولهای سنگینتر 238UF6 به سمت دیواره خارجی استوانه رانده شوند، در حالی که مولکولهای سبکتر 235UF6 در نزدیکی محور مرکزی تجمع مییابند.
آبشار سانتریفیوژها:
از آنجایی که تفاوت جرم بین دو ایزوتوپ بسیار ناچیز است، یک سانتریفیوژ به تنهایی قادر به جداسازی مؤثر نیست. به همین دلیل، هزاران سانتریفیوژ در مجموعههایی به هم پیوسته به نام "آبشار" (Cascade) به صورت سری و موازی به یکدیگر متصل میشوند. گاز خروجی از یک سانتریفیوژ که کمی غنیتر شده، به ورودی سانتریفیوژ بعدی داده میشود و این فرآیند بارها تکرار میشود تا اورانیوم به غنای مورد نظر دست یابد. ایران با طراحی و تولید نسلهای مختلف سانتریفیوژها (از IR-1 تا ماشینهای پیشرفتهای مانند IR-6 و IR-8)، توانمندی خود را در بهینهسازی این فرآیند و افزایش بهرهوری به اثبات رسانده است.
تاریخچه توسعه صنعت هستهای، خودباوری در برابر فشار
برنامه هستهای ایران برخلاف تبلیغات مغرضانه، برنامهای نوپا نیست و ریشههای آن به دهه ۱۳۳۰ شمسی بازمیگردد. این برنامه با حمایت دولت وقت و قبل از انقلاب اسلامی آغاز شد. در سال ۱۳۳۷ ایران به عضویت آژانس بینالمللی انرژی اتمی درآمد و در سال ۱۳۴۷ پیمان NPT را امضا کرد. اولین راکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی تهران نیز با همکاری آمریکا در سال ۱۳۴۶ راهاندازی شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برنامه هستهای برای مدتی متوقف شد اما با درک اهمیت راهبردی این فناوری، در دوران دفاع مقدس و پس از آن با جدیت از سر گرفته شد. نقطه عطف این دوره، تصمیم نظام برای بومیسازی کامل چرخه سوخت هستهای بود. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که کشورهای غربی از ارائه هرگونه کمک فنی و تجهیزاتی به ایران خودداری میکردند. دانشمندان ایرانی با تلاشی جهادگونه و با وجود تحریمهای ظالمانه، موفق شدند گام به گام به فناوریهای پیچیده این صنعت، از جمله فرآیند دشوار غنیسازی، دست یابند. اعلام دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای در سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در تاریخ علمی و صنعتی کشور بود و ایران را در زمره معدود کشورهای دارای این فناوری راهبردی قرار داد.
اسارت ایران در برجام، درامی جذاب از عشق یکطرفه!
برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که در سال ۲۰۱۵ میان ایران و گروه ۱+۵ به امضا رسید، قرار بود فصلی نو در روابط ایران و جهان بگشاید. ایران با پذیرش محدودیتهای داوطلبانه و بیسابقه بر برنامه هستهای صلحآمیز خود و همچنین نظارتهای فراپادمانی، حسن نیت خود را به جامعه جهانی اثبات کرد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشهای متعدد خود پایبندی کامل ایران به تعهداتش را تأیید نمود.
در مقابل، طرفهای غربی، به ویژه ایالات متحده آمریکا، از اجرای تعهدات کلیدی خود سر باز زدند. تعهداتی که قرار بود در ازای محدودیتهای ایران، تحریمهای اقتصادی و هستهای را به طور کامل لغو کرده و روابط تجاری و بانکی ایران را به حالت عادی بازگرداند، هرگز به طور کامل محقق نشد. شرکتها و بانکهای بزرگ اروپایی به دلیل ترس از تحریمهای آمریکا، از همکاری با ایران امتناع ورزیدند. خروج یکجانبه و غیرقانونی آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال سیاست "فشار حداکثری"، تیر خلاصی بر پیکر این توافق بود. شرکای اروپایی نیز علیرغم وعدههایشان، نتوانستند یا نخواستند سازوکار مؤثری برای جبران خسارات ایران و حفظ منافع اقتصادی آن فراهم کنند.
این بدعهدی آشکار، به ایران ثابت کرد که اتکا به وعدههای غرب، مسیری بیسرانجام است. اقدامات جبرانی ایران در کاهش تعهدات برجامی، پاسخی کاملاً قانونی و منطبق بر بندهای ۳۶ و ۲۶ خود برجام به این بیعملی و نقض عهد طرف مقابل بود. ایران در عین حال که توان هستهای خود را برای بازگشتپذیری سریع حفظ کرد، همواره درهای دیپلماسی را باز نگه داشت و نشان داد که برنامه هستهایاش ماهیتی صلحآمیز و شفاف دارد و صرفاً به دنبال تأمین منافع ملی و حقوق مسلم خود است.
هرچند ایران حتی پس از خروج آمریکا از برجام هم به مفاد کلی برجام وفادار ماند در دولت های مختلف مذاکرات احیای برجام را انجام داد ولی تمامی طرف های اروپایی و آمریکایی پس از ضربه زدن از طریق دیپلماسی به صنعت هسته ای ایران، ضمن امتناع از انجام تعهدات یا حتی محکومیت خروج و نقص تعهدات طرفین دیگر، اقدامات ددمنشانه ای را علیه ایران انجام دادند:
آمریکا
خروج یکطرفه از توافق هسته ای و اعمال فشار حداکثری، پشتیبانی از تروریسم علیه امنیت ملی ایران، حمله کشتیرانی آزاد بین المللی، جاسوسی، ترور سپهبد شهید، قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس به دستور شخص ترامپ، کارشکنی های دیپلماتیک بین المللی و در آخر بمباران تاسیسات هسته ای و نقض حریم سرزمینی ایران
کشور های آلمان، انگلیس و فرانسه
نقض تعهدات برجامی، حمایت از سیاست کثیف فشار حداکثری ترامپ، پشتیبانی از اقدامات ضد امنیتی علیه ایران در قالب حمایت از جریانات ضد امنیتی مانند سازمان منافقین و در آخر فعال سازی مکانیسم ماشه در عین اجرای صفر تعهدات برجامی
دور شدن خطر جنگ، درمان بیماری ها، کشاورزی قوی، رفع ناترازی برق= انرژی هسته ای
برخلاف تصویرسازیهای رسانههای غربی که برنامه هستهای ایران را تهدیدآمیز جلوه میدهند، دستاوردهای این صنعت به طور مستقیم در جهت بهبود کیفیت زندگی مردم و توسعه پایدار کشور به کار گرفته شده است:
حوزه سلامت و پزشکی: یکی از درخشانترین کاربردهای فناوری هستهای در ایران، تولید رادیوداروها برای تشخیص و درمان بیماریهای صعبالعلاج، به ویژه انواع سرطان است. سالانه بیش از یک میلیون بیمار در کشور از این رادیوداروها بهرهمند میشوند. تولید محصولاتی چون "رادیوداروی گالیوم فاپی" برای تشخیص دقیق تومورها و "لوتشیم فاپی" برای درمان هدفمند سرطان، ایران را در لبه علم پزشکی هستهای قرار داده و از خروج مقادیر هنگفتی ارز از کشور جلوگیری کرده است.
کشاورزی و امنیت غذایی: با استفاده از تکنیکهای پرتودهی، ماندگاری محصولات کشاورزی افزایش یافته و ضایعات کاهش مییابد. این فناوری همچنین برای از بین بردن آفات، اصلاح بذر و افزایش مقاومت گیاهان در برابر شرایط نامساعد محیطی به کار میرود که نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور دارد.
انرژی و صنعت: امروزه که ناترازی تبدیل به یکی از بزرگ ترین تهدیدات ملی کشور شده است اهمیت توسعه زیرساخت های نیروگاهی هسته ای بیش از پیش نمایانگر شده است.
نیروگاه اتمی بوشهر به عنوان اولین نیروگاه هستهای ایران، سالانه هزار مگاوات برق پاک و پایدار را به شبکه سراسری کشور تزریق میکند و از انتشار میلیونها تن گاز گلخانهای جلوگیری میکند. علاوه بر این، از فناوری هستهای در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی برای چاهپیمایی، کنترل فرآیندها و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا مانند "متانول دوتره" استفاده میشود.
تداوم مسیر پیشرفت با اقتدار و صلحطلبی
داستان صنعت هستهای ایران، روایت غلبه اراده، دانش و خودباوری بر فشارها و محدودیتهای بینالمللی است. ایران با تکیه بر جوانان و دانشمندان متعهد خود، توانسته است به چرخه کامل سوخت هستهای دست یابد و از مواهب صلحآمیز آن در حوزههای مختلف بهرهمند گردد. این مسیر پرافتخار در حالی طی شده است که شرکای غربی به طور مداوم و سیستماتیک به تعهدات خود ذیل توافقات بینالمللی عمل نکرده و با اعمال تحریمهای ظالمانه، اقدامات ضد امنیتی و حتی حمله و بمباران مستقیم سعی در متوقف کردن این پیشرفت داشتهاند.
جمهوری اسلامی ایران ضمن تأکید بر ماهیت کاملاً صلحآمیز و شفاف برنامه هستهای خود که تحت نظارت مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد، نشان داده است که در دفاع از حقوق مسلم خود کوتاه نخواهد آمد. توسعه صنعت هستهای برای ایران نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تضمین آیندهای روشن، مستقل و پیشرفته است. این فناوری، ضامن استقلال انرژی، پیشران توسعه علمی و ابزاری قدرتمند برای خدمت به ملت ایران است و این مسیر با صلابت و اقتدار ادامه خواهد یافت.