این مکانیسم - که بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت طراحی شده -امکان بازگرداندن تمامی تحریمهای پیشین علیه ایران را فراهم میکند. در واکنش به این حرکت، وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد تهران آماده گفتوگو با ایالات متحده است مشروط بر ارائه تضمینهای امنیتی معتبر و رعایت اصول انصاف و عدالت در فرایند مذاکره. در تحلیل روند پیش رو، دو دیدگاه کاملاً متضاد در میان ناظران قابل شناسایی است.
سناریو اول: بنبست مذاکرات و تقابل فزاینده
طبق این دیدگاه، مذاکرات در ۳۰روز آینده -مهلت پیش روی بازگشت قطعنامهها- محکوم به شکست است. دلیل این امر، همراهی عملی کشورهای اروپایی با آمریکا و اسرائیل برای تحمیل خواستههایی غیرقابل اجرا و در نهایت وادار کردن ایران به تسلیم است. طرفداران این دیدگاه استدلال میکنند ایران با اجازه دادن به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای نظارت بر جایگزینی سوخت نیروگاه بوشهر—با وجود منع مجلس—نشانهای آشکار از حسن نیت خود داده، اما طرف مقابل با اقداماتی رادیکال مسیر همکاری را مسدود کرده است. حتی اظهارات اخیر وزیران خارجه آلمان، فرانسه و بریتانیا مبنی بر اینکه «فعالسازی مکانیسم ماشه به معنای پایان دیپلماسی نیست» قابل اعتماد نیست؛ چرا که آنان با این اقدام، عملاً مدل
«برد-برد» را نقض کرده و ایران را به عکسالعمل متقابل سوق خواهند داد.واقعیت این است که پرونده هستهای ایران در بستر پیچیدهای از روابط قدرت و منافع متعارض شکل گرفته است. کشورهای اروپایی—با وجودی که حل نهایی مسئله را در گرو واشنگتن میدانند—ترجیح میدهند بدون هزینه کردن سیاسی، ایران را به میز مذاکره با آمریکا بکشانند. این در حالی است که آمریکا—با زیر پا گذاشتن قواعد بینالمللی و حمله به تأسیسات ایران—و همچنان پافشاری بر سیاست غیرواقعبینانه «غنیسازی صفر»—هیچ نشانهای از تمایل به بازگشت به برجام یا کاهش خصومت نشان نمیدهد. در چنین شرایطی، ادامه مذاکره بدون دریافت امتیاز ملموس، تنها به معنای افزایش هزینهها و تفسیر به قبول زورگویی خواهد بود.
در همین راستا، حامیان برداشت اول استدلال میکنند ایران باید همکاری همهجانبه خود را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی حفظ کند. از نظر آنان، این استراتژی بهانه را از دست طرف مقابل میگیرد. اگرچه ایران بهدرستی از عملکرد آقای گروسی، مدیرکل آژانس و برخی بازرسان به دلیل جانبداری و همسویی با اسرائیل و آمریکا انتقاد دارد، اما نباید اعتبار نهاد بینالمللی آژانس را به طور کلی زیر سؤال ببرد، بلکه باید با ادامه همکاری، خود را برای بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای و پایبندی به چارچوبهای نظارتی (انپیتی) به جامعه جهانی اثبات کند. این رویکرد، موضع اخلاقی و حقوقی ایران را تقویت کرده و اروپا و آمریکا را در عرصه دیپلماسی بینالمللی تحت فشار قرار میدهد. ادامه این مسیر، فضای لازم برای مانور دیپلماتیک را حفظ کرده و از انزوای بیشتر ایران جلوگیری میکند.
سناریو دوم: انفعالزدایی و تابآوری از طریق اصلاحات داخلی
در مقابل، برداشت دوم بر ضرورت واکنش قاطعانهتر تأکید دارد. بر این اساس، ایران باید همکاریهای خود با آژانس را به حالت تعلیق درآورده و با اتخاذ سیاست «ابهام هستهای»، تمام تمرکز خود را بر تابآوری اقتصادی در داخل کشور از طریق اجرای سریع اصلاحات ساختاری معطوف کند. این سناریو بر این پیشفرض استوار است که تنها با کاهش واردات و تقویت بنیه تولید داخلی میتوان در برابر فشارهای فزاینده مقاومت کرد. محورهای اصلی این راهبرد، انجام اصلاحات فوری در نظام بانکی (بازگشت به وظایف اصلی و خروج از بنگاهداری)، اصلاح نظام مالیاتی و مدرنیزاسیون سیستم گمرکی برای افزایش کارایی تولید و بهرهوری ملی است. موفقیت این سناریو منوط به تبیین دقیق این سیاستها برای افکار عمومی و آمادهسازی جامعه برای عبور از دوره فشار است.
راهبرد پیشنهادی: دیپلماسی هوشمند و ائتلافسازی فعال
با این حال، تجربه ۲۳ ساله مقابله با فشارهای حداکثری—از مرداد ۱۳۸۱ تاکنون—به ایران آموخته میتوان بدون تقابل نظامی و از طریق دیپلماسی هوشمند، زمینه کاهش فشارها را فراهم کرد. برگزاری مذاکرات با اروپا—حتی بدون دستیابی فوری به نتیجه—یک ضرورت راهبردی است؛ زیرا تعهد ایران به حل مسالمتآمیز بحران را به جامعه جهانی نشان داده و فضایی برای مانور دیپلماتیک ایجاد میکند. پیشنهاد روسیه برای تعویق ۶ماهه اجرای مکانیسم ماشه—اگرچه با مخالفت آمریکا روبهرو خواهد شد—میتواند با حمایت چین به عنوان فرصتی برای مهار بحران مورد استفاده قرار گیرد.
نتیجهگیری: فراتر از دوگانه تقابل- تعامل
دیپلماسی ایران در شرایط کنونی نباید در دام دوگانه «تسلیم یا تقابل» گرفتار شود. راهبرد سوم—که بر پایه واقعبینی استوار است—استفاده همزمان از اهرمهای دیپلماتیک، حفظ همکاری محدود و حساب شده با نهادهای نظارتی و در عین حال شتاببخشی به اصلاحات اقتصادی برای کاهش آسیبپذیری است. ایران باید با ادامه تحرکات دیپلماتیک و ارائه پیشنهادهای جدید و ابتکاری، با تشکیل یک ائتلاف غیررسمی متشکل از متحدان خود (مانند روسیه و چین) و حتی بازیگران ناراضی در غرب، هزینههای فعالسازی مکانیسم ماشه برای اروپا و آمریکا را افزایش دهد. در نهایت، مدیریت موفق این بحران—در کنار حفظ تصویر یک فعال طرفدار گفتوگو—کلید حفظ منافع ملی و امنیت کشور در این برهه حساس خواهد بود.