معصومه کیانی، مستندساز درباره تازهترین پروژه خود با عنوان مستند «سکانس آخر» به خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ گفت: صبحی که ما آفیش داشتیم، بوی باروت و دود همهجا پیچیده بود. در واقع شروع کار ما دقیقا همزمان با چند ساعت قبل از آغاز جنگ بود و چند روز بعد از شروع جنگ هم ادامه پیدا کرد تا زمانی که با حمله به صدا و سیما، فیلمبرداری متوقف شد.
وی ادامه داد: ما ناخواسته درگیر ماجرا شدیم. علاوه بر اتفاقات جلوی دوربین، پشت دوربین هم رخدادهایی شکل میگرفت که خودش میتوانست سوژه یک مستند باشد. شخصیتهای فیلم همزمان با موقعیت واقعی جنگ پیش میرفتند.
کارگردان مستند «پریخوانی» با اشاره به چگونگی انتخاب نام مستند توضیح داد: اسم پیشنهادی من برای این پروژه، بر اساس واقعیتی که تجربه کردیم، «سکانس آخر» است؛ چون آخرین سکانسی بود که توانستیم کار کنیم. بعد از آن ادامه پروژه به دلیل احتمال خطر برای بازیگران کودک ممکن نبود.
این کارگردان افزود: ما با گروهی از کودکان کار میکردیم که در حال بازی در یک فیلم داستانی بودند. این کودکان، همزمان در بحبوحه جنگ هم حضور داشتند؛ جنگی که هیچ ذهنیتی از آن نداشتند. چند نفر از آنها انتخاب شدند تا از زاویه دید خودشان موقعیت را روایت کنند. این روایتها مانند رشتهای به هم متصل شدند تا کلیتی از آن روزها و شرایط، از نگاه بچهها، شکل بگیرد. به این ترتیب، دو موقعیت در برابر هم قرار گرفت: واقعیت جنگ و بازی داستانی فیلم. در واقع کار با کودکان شرایط ویژهای دارد و نیازمند توجه به لایههای روانشناسانه است تا اثری هم تاثیرگذار و هم دلپذیر خلق شود.
نگاه هنری به بحران
کیانی درباره اهمیت مستندسازی در شرایط بحران و پسابحران گفت: مستندسازی که در بحران و پسابحران به ثبت و ضبط وقایع میپردازد، نگاه هنری به بحران دارد. ثبت هنری وقایع میتواند زوایایی را روشن کند که در لحظه نادیده گرفته میشوند. چنین آثاری زاویه دید گستردهتری در اختیار مسئولان و تصمیمگیرندگان قرار میدهد و لایههای زیرین بحران را آشکار میکند.
وی افزود: هرکس به شکل خاصی به بحران واکنش نشان میدهد؛ نویسنده با قلم، نقاش با تصویر، موزیسین با موسیقی و مستندساز با دوربین. تفاوت مستندساز در این است که لطافتهایی را که در بحران آسیب دیدهاند، به تصویر میکشد و عمق فاجعه را نشان میدهد؛ همین موضوع باعث اثرگذاری بیشتر و حتی کارکرد تحلیلی در آینده میشود.
تجربهای متفاوت با روایت غیرکلاسیک
کارگردان «نارین قلعه» درباره تفاوت پرداخت به تجربه جنگ ۱۲ روزه با جنگ ایران و عراق بیان کرد: تجربه و نوع پرداخت به این جنگ با جنگ تحمیلی ایران و عراق متفاوت است. نسل امروز با سینمای مدرن آشناست، بنابراین احتمالا آثاری خلق میشوند که از ساختار کلاسیک فاصله دارند. کار ما هم چنین ویژگیای دارد، یعنی ساختار آن غیرکلاسیک و غیرخطی است و باید گفت این مستند، مستندی تجربی است.
این مستندساز در پایان گفت: پروژه بسیار سریع و فوری شکل گرفت و در صداگذاری، تدوین و فیلمبرداری، ساختار مدرن آن حفظ شد. با توجه به وضعیت کنونی سینمای ایران و گونههای متنوع مستندسازی در سالهای اخیر، باید منتظر نگاههای تازه به این موضوع بود.
انتهای پیام/