سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سیاوش پارسامنش -کتاب «تاریخچه جنگ سرد؛ از آغاز تا پایان» تالیف لی ادواردز، الیزابت ادواردز و اسپالدینگ با ترجمه ام. درخشش از سوی انتشارات سبزان به بازار کتاب آمد.
مترجم در ابتدای کتاب به شرح جنگ سرد میپردازد و مینویسد: تاریخ قرن بیستم، به عنوان یکی از پربارترین و در عین حال پیچیدهترین دورانهای تاریخ بشر، با داستانهایی از جنگ، ویرانی و بازسازیهای عظیم آغاز میشود. پیش از وقوع جنگهای جهانی، اوضاع سیاسی و اجتماعی اروپا و سایر نقاط جهان به شدت تحت تاثیر رقابتهای امپریالیستی و ملیگرایی بود. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کشورها به منظور گسترش قلمروهای خود و تسلط بر منابع طبیعی به مستعمرات دوردست چشم دوختند. این جاهطلبیها موجب تنشهای جدی میان قدرتهای بزرگ شد، به ویژه در اروپا، جایی که اتحادیههای نظامی پیچیدهای شکل گرفتند.
این وضعیت، بستر مناسبی را برای بروز جنگ جهانی اول فراهم آورد. این جنگ، که در سال ۱۹۱۴ آغاز و به مدت چهار سال ادامه داشت، به خاطر ویرانیهای گسترده و تعداد بیشمار قربانیان امید به صلح را در دلها سوزاند. قرار بود این جنگ «پایان همه جنگها» باشد، اما در حقیقت، تنها آغازگر بحرانهای جدید و عمیقتری شد. با پایان جنگ و امضای معاهده ورسای، شرایط ناعادلانهای به آلمان تحمیل شد که به شکلگیری نارضایتیهای عمیق و ظهور رژیمهای فاشیستی در اروپا انجامید.
با گذر زمان و در دهه ۱۹۳۰، اوضاع به سرعت تغییر کرد. رکود بزرگ اقتصادی به بیکاری و فقر گسترده انجامید و در این میان، رهبران افراطی مانند آدولف هیتلر در آلمان و بنیتو موسولینی در ایتالیا با شعارهای ناسیونالیستی و وعدههای بهبود اقتصادی به قدرت رسیدند. این وضعیت به سرعت به جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) انجامید، جنگی که به بزرگترین و ویرانگرترین نبرد تاریخ بشر تبدیل شد. قدرتهای محور شامل آلمان، ایتالیا و ژاپن در برابر متفقین که شامل ایالات متحده شوروی، بریتانیا و چین بودند، قرار گرفتند. این جنگ، علاوه بر تلفات انسانی و ویرانیهای گسترده باعث تغییرات بنیادین در نقشه سیاسی جهان و شکلگیری سازمان ملل شد.
پس از جنگ جهانی دوم، دنیا به دو قطب بزرگ تقسیم شد: ایالات متحده به عنوان پیشوای نظام سرمایهداری و دموکراسی و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان مدافع کمونیسم. این تقسیمبندی نه تنها بر روابط بینالملل تاثیر گذاشت، بلکه به شکلگیری «جنگ سرد» انجامید. جنگ سرد نبردی بود که بیشتر از آنکه در میدانهای جنگ اتفاق بیفتد، در میادین سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شکل گرفت. دو ابرقدرت به رقابت در زمینه تسلیحات هستهای و گسترش نفوذ در مناطق مختلف جهان مشغول شدند. در این دوران، بحرانهایی چون جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳) و جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) به وقوع پیوست. در جنگ ویتنام، آمریکا به منظور جلوگیری از گسترش کمونیسم در جنوب شرق آسیا از ویتنام جنوبی حمایت کرد، در حالیکه شوروی و چین از ویتنام شمالی حمایت میکردند. این جنگ به یکی از پرهزینهترین و طولانیترین درگیریهای نیابتی تاریخ تبدیل شد و تاثیرات عمیقی بر سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده داشت.
این کتاب خواننده را به سفری در تاریخ پرپیچ و خم جنگ سرد میبرد و تلاش میکند تا جنبههای مختلف این دوران را از جنبههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تحلیل کند. آیا این رقابتها به دنیایی امنتر و بهتر منجر شدند یا تنها یادآور ویرانیها و ترسها بودند؟ این پرسشها در لایههای عمیق این کتاب مطرح میشوند و به خواننده کمک میکنند تا نگاهی تازه و انتقادی به داستان این رقابت بزرگ و پایانناپذیر داشته باشد.
مقدمه کتاب با شرحی بر جنگ سرد، آغاز میشود: جنگ سرد، طولانیترین و غیرمتعارفترین درگیری قرن بیستم به شمار میرفت. با وجود اینکه جنگ جهانی اول و دوم نبردهای عظیمی بودند که به تاریخ و جهان ما شکل دادند، اما هیچیک به پیچیدگی و طول مدت این نبرد نبودند. این درگیری که بیش از چهل سال به طول انجامید، نبردی ایدئولوژیک و استراتژیک بود که ابرقدرتها و کشورهای کوچکتر را در سراسر جهان درگیر خود ساخت.
دامنه جنگ سرد بسیار گسترده بود و از آمریکا تا شوروی، از اروپا تا آسیا و از آفریقا تا آمریکای لاتین کشیده شده بود. در این درگیری جهانی، انواع مختلف حکومتها شرکت داشتند: از دموکراسیهای لیبرال گرفته تا رژیمهای تمامیتخواه و حکومتهای میانه. این جنگ پیچیده شامل برنامهریزیهای کلان، سیاستهای ریز، مذاکرات دیپلماتیک هوشمندانه و حتی کودتاهای خشونتبار میشد. همچنین مسائل اقتصادی، مذهبی و فرهنگی نیز در آن نقش مهمی داشتند. در این دوره، جنگهای خونین در کره و ویتنام به وقوع پیوست و اقداماتی چون تصفیههای سیاسی و حذف مخالفان، تبعید مخالفان، ایجاد گولاگها (اردوگاههای کار اجباری در شوروی) و ایجاد قحطیهای عمدی، جان میلیونها انسان را گرفت.
مسئله اصلی در جنگ سرد این بود: آیا جهان پس از جنگ جهانی دوم زیر سلطه حکومت تمامیتخواه شوروی قرار میگرفت، یا از اصول آزادی سیاسی و اقتصادی که آمریکا نماد آن بود، پیروی میکرد؟ اگر جلوی گسترشطلبی شوروی گرفته نمیشد، احتمال داشت بخش زیادی از اروپای غربی و شرقی یا کمونیست شوند یا دستکم با کمونیسم همراهی کنند. این وضعیت میتوانست آمریکا را سالها یا حتی دههها از نظر نظامی و اقتصادی منزوی کند. با توجه به اینکه چین نیز حکومتی کمونیستی داشت، آمریکا خود را در محاصره دو قدرت بزرگ و غیردوست در شرق و غرب میدید.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، مردم آمریکا میخواستند به زندگی عادی برگردند و به جای مسائل خارجی به امور داخلی کشورشان بپردازند. بیشتر آنها امید داشتند که بتوانند مسئولیتهای بینالمللی را به متحدان زمان جنگشان – یعنی بریتانیای کبیر و روسیه شوروی- و همچنین به سازمان ملل متحد واگذار کنند.
اما شش سال جنگ طاقتفرسا بریتانیا را چنان ضعیف کرده بود که دیگر قدرت گذشته را نداشت. از سوی دیگر، اتحاد شوروی جنگجو، به رهبری ژوزف استالین، مصمم بود برنامه بلندپروازانه خود برای گسترش سوسیالیسم در سراسر جهان را پیش ببرد. سازمان ملل هم هنوز سازمانی نوپا و بیتجربه بود. در این شرایط، به طور غیرمنتظرهای آمریکا دریافت که برای حفاظت از خود و منافع جهانیاش تنها به خودش میتواند تکیه کند.
درباره لی ادواردز
لی ویلارد ادواردز (۱ دسامبر ۱۹۳۲ - ۱۲ دسامبر ۲۰۲۴) یک استاد دانشگاه و نویسنده آمریکایی و از اعضای بنیاد هریتیج بود. او مورخ جنبش محافظهکاری در ایالات متحده بود.
کتاب «تاریخچه جنگ سرد؛ از آغاز تا پایان» تالیف لی ادواردز، الیزابت ادواردز و اسپالدینگ با ترجمه ام. درخشش با ۱۹۲ صفحه و بهای ۲۳۰ هزار تومان از سوی انتشارات سبزان منتشر شد.
∎