به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سالهای اخیر بار دیگر پرسش مهمی در محافل دانشگاهی و سیاستگذاری کشور مطرح شده است: پژوهشها تا چه اندازه میتوانند تأثیر واقعی بر تصمیمگیریها و برنامهریزیهای اجرایی داشته باشند؟ تجربه نشان داده است که بسیاری از مطالعات علمی، با وجود صرف وقت، انرژی و منابع قابل توجه، در نهایت تنها به گزارشها و مقالات محدود میشوند و وارد میدان عمل نمیشوند. این شکاف میان تولید علم و بهرهبرداری عملی، چالشی ساختاری است که در حوزههای مختلف، از مدیریت شهری گرفته تا علوم اجتماعی، به وضوح دیده میشود.
یکی از نمودهای این مشکل، فقدان حلقه واسط میان پژوهشگران و نهادهای اجرایی است؛ حلقهای که بتواند یافتهها را از سطح نظری به سطح عملی منتقل کند و مسیر اجرا را هموار سازد. بدون وجود چنین حلقهای، پژوهشها حتی اگر کیفیت علمی بالایی داشته باشند، در تصمیمگیریهای کلان مورد توجه قرار نمیگیرند و عملاً تأثیرگذاری خود را از دست میدهند.
در همین زمینه، احمد مهرشاد، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان و مجری پروژه پژوهشی سنجش نگرشهای فرهنگی اجتماعی نوجوانان شهر اصفهان با تأکید بر اهمیت پیوند میان پژوهش و عمل و اشاره به این پژوهش در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: یکی از موارد قابل توجه در انجام این پژوهش این است که بالاخره فضایی پژوهشی در اصفهان ایجاد شده و زمینهای برای به رسمیت شناختن نوجوانان فراهم آمده است، اما نکتهای که به نظر میرسد جای تأمل دارد، حلقه میانی میان این پژوهشها و ارگانها و نهادهایی است که قرار است از این یافتهها بهره بگیرند. این پرسش وجود دارد که این حلقه دقیقاً چیست و چگونه قرار است این شکاف پر شود.
وی افزود: این شکاف محدود به یک پروژه خاص نیست، بلکه نشاندهنده انقطاع کلی در حوزه پژوهش است. بسیاری از استادان و پژوهشگران بارها این مسئله را مطرح کردهاند که اساساً سرنوشت مطالعات ما چه میشود و قرار است به کجا برسد؟ این شکاف میان نظر و عمل، در بسیاری از بخشها وجود دارد.
این پژوهشگر ادامه داد: بهعنوان مثال، در موضوعات فنی و ملموسی مانند ترافیک، میان مطالعات پژوهشگران و آنچه در عمل رخ میدهد فاصلهای محسوس دیده میشود. در اینجا با دو مسئله روبهرو هستیم: نخست اینکه پژوهش باید ویژگیهایی داشته باشد که قابلیت اجرا داشته باشد، و دوم اینکه فضای عمل نیز نباید خود را بینیاز از پژوهش بداند. متأسفانه در هر دو زمینه با مشکل مواجه هستیم؛ برخی پژوهشها توان ورود به اجرا را ندارند و از سوی دیگر دستگاههای اجرایی نیز خود را بینیاز از پژوهش میبینند و میگویند کار خود را انجام میدهند.
مهرشاد تصریح کرد: در مطالعه اخیر نیز این مسئله مدنظر قرار گرفته است. البته باید توجه داشت که جنس این پژوهش الزاماً عملیاتی نیست؛ بلکه بیشتر یک مطالعه پهنانگر است. میتوان آن را شبیه عکسی هوایی دانست که یک تیم برای عملیات میگیرد؛ تصویری کلی که باید مبنای تعریف پروژههای بعدی قرار گیرد.
وی افزود: هدف این پژوهش بیش از آنکه ورود مستقیم به میدان عمل باشد، بررسی و ارائه تصویری کلی برای پروژههای بعدی است. بر این اساس، نقاط مبهم میتواند مبنای مطالعات بعدی شود و در قالب اتاقهای فکر و با بهرهگیری از تجربه و دانش نخبگان به استنباطهای جدیدی منجر گردد. بنابراین، متن این پژوهش با این ساختار، بهخودیخود قرار نیست وارد عرصه اجرا شود، بلکه فلسفه تعریف آن، فراهم کردن بستری برای شکلگیری پروژههای آینده است.
به گزارش ایمنا، مسئله اصلی پژوهش در ایران نه در کمبود مطالعه، بلکه در نحوه پیوند آن با عرصه عمل نهفته است. پژوهشها زمانی میتوانند اثرگذار باشند که هم با نگاهی واقعبینانه طراحی شوند و هم در فضای تصمیمگیری به رسمیت شناخته شوند. مطالعه اخیر نیز اگرچه بهطور مستقیم برای اجرا طراحی نشده، اما میتواند زمینهای برای طرح پرسشهای جدید، تعریف پروژههای آینده و شکلگیری گفتوگو میان پژوهشگران و نهادهای اجرایی باشد.
به نظر میرسد راه برونرفت از این چرخه، بازتعریف رابطه میان دانشگاه و ساختار اجرایی کشور است؛ رابطهای که تنها در صورت اعتماد متقابل و توجه واقعی به یافتههای علمی میتواند به ثمر بنشیند.