به گزارش خبرگزاری ایمنا، تختحوضی یا نمایش روحوضی، گونهای از تئاتر سنتی ایران است که از اواخر دوره صفویه و بهویژه در عصر قاجار رونق گرفت. این نمایش در خانههای اعیان و اشراف، بهویژه در مراسم عروسی و جشنهای مردمی اجرا میشد. در گذشته، حوضهای بزرگ وسط حیاط خانهها را با تخته میپوشاندند و روی آن صحنهای موقت برای نمایش برپا میکردند، همین بستر ساده، نام «تختحوضی» را برای این هنر ماندگار کرد.
ویژگیهای اجرایی
نمایش تختحوضی ترکیبی از بداههپردازی، طنز، موسیقی و رقصهای آئینی است. بازیگران در این نمایش از سناریوهای نوشتهشده کمتر استفاده میکنند و بیشتر با تکیه بر مهارت بداههگویی و تسلط بر فرهنگ عامه، لحظه به لحظه نمایش را پیش میبرند.
یکی از عناصر مهم تختحوضی، کاراکترهای تیپیکال یا نقشهای ثابت است.
سیاه شخصیت محوری این نمایش است که شوخطبعی و زبانتیز با لهجه و طنز خاصش دل تماشاگر را میبرد. ارباب یا تاجر هم نماد قدرت و ثروت در این نمایش است. عاشق و معشوق هم در این نمایشها نماد عشقهای ساده اما پرهیاهو هستند. دلاک، نوکر یا مطرب هم از عناصر فرعی هستند که به رنگین شدن صحنه کمک میکنند.
این شخصیتها، هرچند ساده و کلیشهایاند، اما چون ریشه در زندگی واقعی مردم دارند، برای تماشاگر باورپذیر و جذاباند.
طنز بهعنوان سلاح اجتماعی
تختحوضی بیش از هر چیز یک نمایش انتقادی است. بازیگران با زبان طنز به سراغ مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی میروند. بسیاری از موضوعاتی که در دورههای تاریخی امکان نقد مستقیم نداشتند، در قالب شوخیهای تختحوضی بیان میشد. این نمایش بهنوعی تریبون مردم کوچه و بازار بود که صدایشان را در قالب خنده به گوش همگان میرساند.
موسیقی و رقص در خدمت نمایش
یکی از جلوههای هنری تختحوضی، حضور پررنگ موسیقی زنده است. نوازندگان با سازهای ایرانی همچون تار، کمانچه، تنبک و نی، ریتم نمایش را میسازند. رقصهای آئینی، حرکات بداهه و حتی ترانههای محلی نیز در کنار دیالوگها اجرا میشوند. این ترکیب موسیقی و نمایش، تختحوضی را به هنری پرشور و رنگین تبدیل کرده است.
از حیاط خانهها تا سالنهای تئاتر
با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی ایرانیان، حوضها و حیاطهای بزرگ جای خود را به آپارتمانها دادند، اما تختحوضی با هوشمندی به سالنهای تئاتر راه پیدا کرد. کارگردانانی همچون علی نصیریان، عزتالله انتظامی و داوود فتحعلیبیگی در زنده نگه داشتن این هنر سهم بزرگی داشتند، اجرای روحوضی در تالار سنگلج تهران، نمونهای از تلاش برای ماندگار کردن این نمایش در قالبی رسمیتر بود.
اگرچه امروز مخاطب ایرانی بیشتر به تئاترهای مدرن یا سینما روی آورده، اما تختحوضی هنوز جذابیت خود را از دست نداده است. جشنوارههای آئینی و سنتی، بارها میزبان این نمایش بودهاند و جوانانی که به فرهنگ بومی علاقه دارند، دوباره به سراغ این هنر رفتهاند.
یونسکو نیز در چارچوب «میراث ناملموس»، نمایشهای آئینی ایرانی همچون تختحوضی را بخشی از فرهنگ جهانی دانسته است، این یعنی تختحوضی تنها متعلق به گذشته نیست، بلکه پلی میان گذشته و آینده، اصالت و نوآوری است.
تختحوضی؛ پارادوکس خنده تلخ
در نگاه اول نمایش تختحوضی ابزاری تنها برای خنده است، اما حقیقت این است که پشت هر شوخی، حقیقتی تلخ و نقدی جدی پنهان است. این نمایش همچون آیینهای در برابر جامعه عمل میکند: آیینهای که هم زشتیها و هم زیباییها را بیپرده نشان میدهد.
تختحوضی یادآور این نکته است که هنر برای مردم است؛ هنری ساده، بیتکلف و صمیمی که هم میخنداند، هم میاندیشاند و هم میراثی از هویت ایرانی را به نسلهای آینده منتقل میکند.
امید که ژانرهای تئاتری سنتی ایران با نگاهی ژرفتر و بنیادیتر مسئولان حفظ، بازآفرینی و معرفی دوباره شده و جایگاه شایسته در فرهنگ امروز بیابند.