شناسهٔ خبر: 74563573 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

روزنامه‌های امروز در یک نگاه؛

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا

مهم‌ترین عناوین روزنامه‌های امروز _چهارشنبه پنجم شهریور_ را در ادامه می‌خوانید.‌

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری ایمنا، رسانه‌های آزاد، روزنامه‌ها و مطبوعات در هر جامعه‌ای از ارکان توسعه و دموکراسی به‌شمار می‌آید، بر این اساس خبرگزاری ایمنا، مرور عناوین مطبوعات کشور را به‌صورت روزانه در دستور کار خود دارد.

روزنامه ایران در صفحه نخست امروز خود با تیتر «همدلی مجلس با کارنامه یک‌ساله» نوشت: «با گذشت یک سال از آغاز به کار دولت، طبیعی است که عملکرد آن را با توجه به شرایط جاری، محدودیت‌ها و مشکلات فراوان مورد قضاوت قرار دهیم. در سالی که کشور با تحمیل جنگ، تحریم‌های اقتصادی شدید و محدودیت‌های مالی روبه رو بود، انتظار عملکرد ایده‌آل از دولت نمی‌تواند واقع‌بینانه باشد. اما دولت در زمینه‌های مختلف، بویژه در به ثمر رساندن پروژه‌های عمرانی و اجرای برخی اصلاحات در حوزه سیاست‌های پولی و بانکی، عملکرد نسبتاً قابل قبولی داشت. رئیس‌جمهوری نیز اهداف مهمی مانند اصلاح نظام حقوق و مزایا و افزایش بهره‌وری و کارآمدی دستگاه‌های اجرایی را مطرح کرد؛ برنامه‌هایی که لازم است با حمایت مجلس به قانون تبدیل شده و از حرف به عمل درآیند. بنابراین باید عملکرد دولت را به صورت عادلانه و منصفانه ارزیابی کنیم و انتظار داشته باشیم همه بخش‌ها، از جمله مجلس و دولت، در مسیر حفظ آرامش، انسجام ملی و توسعه کشور همسو و همدل حرکت کنند. همزمان در فضای داخلی شاهد برخی تنش‌ها و بازی‌های سیاسی ناسالم هستیم که بیشتر به نفع دشمن و به زیان انسجام ملی است. شرایط کنونی نیازمند خردگرایی و عقلانیت است، نه فضاسازی‌های کاذب یا بد اخلاقی سیاسی که بازی در زمین دشمن محسوب می‌شود. همانند صدر اسلام، امروز نیز افرادی وجود دارند که جلوتر از رهبری حرکت کرده و نظرات نادرستی مطرح می‌کنند.

از سوی دیگر، بخشی از طیف مقابل نیز با صدور بیانیه‌هایی پیام ضعف به خارج ارسال می‌کند. افراط‌گرایی و دیدگاه‌های متصلب در هر قالبی، موجب تضعیف عقلانیت و خردگرایی در کشور شده و خساراتی به همراه دارد.

هادی قوامی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه:

عملکرد یک‌ساله دولت را نمی‌توان جدا از حوادث تحمیلی و شرایط طبیعی خارج از اراده کشور ارزیابی کرد. جنگ تحمیلی و خشکسالی گسترده از مهم‌ترین چالش‌هایی بود که پیش روی دولت قرار گرفت. با این همه، دولت چهاردهم نسبت به دولت‌های پیشین در پایبندی به برنامه هفتم توسعه و انجام مسئولیت مهم تهیه بیش از ۲۰۰ آئین‌نامه اجرای احکام برنامه هفتم، موفق‌تر عمل کرد.

در چنین شرایطی، درست است که مجلس شورای اسلامی با اجرای دقیق و قاطعانه وظیفه نظارتی خود باید از انحراف‌ها و تخلفات جلوگیری و نقش هدایتگری را ایفا کند، اما دولت نباید تحت فشارها و انتقادهای نابجا قرار گیرد و بار اضافی بر دوش آن گذاشته شود. از این رو، اصل بر حمایت از دولت است تا با کاهش هزینه‌ها و فراهم ساختن زمینه جذب سرمایه‌های مورد نیاز، بتوان امکان تحقق اهداف برنامه هفتم پیشرفت و رشد ۸ درصدی را که دست‌کم به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیازمند است، فراهم کرد.

ما باید در تبعیت از رهنمودهای رهبر انقلاب و تأکید ایشان بر حفظ اتحاد و انسجام ملی، از هرگونه مانع‌تراشی در مسیر دولت اجتناب کنیم. رهبر معظم انقلاب همواره از دولت‌ها حمایت کرده و از این دولت نیز حمایت ویژه‌ای داشته‌اند که ان‌شاءالله دولت قدر این حمایت را می‌داند و از آن به عنوان فرصتی کلیدی برای حل مسائل پیش‌روی کشور بهره خواهد برد.

روح‌الله لک علی آبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان:

برای نقد منصفانه عملکرد مسعود پزشکیان و وزرایش، ابتدا باید درک کنیم دولت در چه وضعیتی کار را تحویل گرفت. پزشکیان دولت را پس از حادثه بسیار دلخراش شهادت رئیسی تحویل گرفت. همچنین اولین رویداد پس از تحلیف ترور شهید هنیه در تهران بود. آن ترور اعلام جنگ بود و این یعنی رئیس‌جمهوری پزشکیان کارش را با جنگ آغاز کرد. اما هیچ وقت پا پس نکشید، همیشه صادقانه سخن گفت و شجاعانه عمل کرد. به این ترتیب دولتی که با برنامه تغییر اقتصادی به میدان آمده بود ناگزیر شد امنیت و رفاه را در اولویت بگذارد و منابع را برای تقویت قوای دفاعی هدایت کند. اما دیدیم که بویژه در جنگ، مدیریت قابل قبولی انجام شد و از کمبود کالاهای اساسی و سوخت که محتمل بود، خبری نبود. همچنین جنگ روانی با تدبیر دولت مدیریت شد و رسانه‌های معاند نتوانستند جامعه را ناامید کنند. امام خامنه‌ای نیز در حمایت قاطع و صریح از دولت و توصیه به اتحاد، خط مشی روشنی ارائه کردند که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم. بنابراین، فعالان و کنشگران سیاسی باید همراه این جریان اصلی قرار گیرند و اجازه ندهند اختلافات به نقطه‌ای برسد که دشمنان بهره ببرند.

محمدباقر قالیباف:

رئیس مجلس شورای اسلامی قدردانی چندباره رهبر حکیم انقلاب از «کمال اتحاد و همدلی میان قوا» و تأکید ایشان بر «حفظ اتحاد مقدس موجود در کشور» را مُهر تأیید دیگری بر همکاری نزدیک مجلس دوازدهم و دولت برای رفع مشکلات کشور دانست. محمدباقر قالیباف، دیروز در نطق خود در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با فصل الخطاب دانستن توصیه قطعی و صریح رهبر انقلاب بر حفظ و تقویت اتحاد میان دولت و ملت و مسئولان نظام، گفت: «از تمام ظرفیت‌های نهادی و اجتماعی مجلس برای کمک به دولت جهت حل مشکلات مردم و عمل به وظایف خطیر خود استفاده خواهیم کرد.» نطق پیش از دستور محمد باقر قالیباف دو روز پس از رهنمودهای صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر ضرورت حفظ و حراست از سپر پولادین اتحاد مردم و مسئولان و حمایت قاطع ایشان از رئیس‌جمهوری و دولت، تصویرگر رویکرد اکثریت مجلس بود. بر همین اساس رئیس مجلس با مخاطب قرار دادن تلویحی طیف معدودی از نمایندگان که در روزهای اخیر مواضع ادعایی و حملات تندی علیه دولت داشتند، اظهارکرد: «هم کسانی که حرف از عدم کفایت رئیس‌جمهوری می‌زنند و هم آنان که با بیانیه‌های کذایی به وحدت کلمه لطمه می‌زنند، در زمین دشمن بازی می‌کنند. البته بی‌تردید بیانیه‌ای که با عنوان یک مجموعه صادر می‌شود، از حیث ضربه زدن بر انسجام ملی قابل مقایسه با اظهار نظر افراد نیست.»

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا

روزنامه کیهان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «بسیج ضدصهیونیستی از انگلیس به استرالیا رسید» نوشت: «اقدام نیابتی دولت استرالیا در اخراج سفیر ایران و متهم کردن سپاه پاسداران، از فشار شدید تحولات افکار عمومی این کشور بر انگلیس و اسرائیل حکایت می‌کند.

انگلیس، پدر رژیم نامشروع صهیونیستی است؛ و استرالیا، مستعمره انگلیس. بنابراین وقتی استرالیا در حمایت از اسرائیل اقدام به اخراج سفیر ایران می‌کند، باید فهمید که فشار اصلی به انگلیس وارد شده است.

استرالیا دیروز اعلام کرد ضمن تعلیق سفارت خود در تهران، سفیر ایران را اخراج می‌کند. دولت استرالیا، ایران را به اجرای دو حمله یهودستیزانه در شهرهای سیدنی و ملبورن متهم کرد. سفارت رژیم صهیونیستی، با استقبال از تصمیم دولت استرالیا برای متهم کردن سپاه پاسداران، اعلام کرد «این گامی است که مدت‌ها خواستار آن بوده‌ایم».

البته طبیعی است که پدر و بنیانگذار رژیم نامشروع صهیونیستی، از سپاه پاسداران عصبانی باشد. به هر حال، موشک‌های نقطه‌زن، بزرگ‌ترین تحقیر اسرائیل در طول هفت دهه گذشته را انجام داده‌اند؛ آن هم با عبور از هفت لایه پدافندی در منطقه. اما مشکل انگلیس و اسرائیل در استرالیا، سپاه پاسداران نیست، بلکه بسیج است! بسیج ضدصهیونیستی مردم در مقیاس‌های چند صدهزار نفری و میلیونی، از لندن و پاریس به استرالیا رسیده و این، دردناک‌تر از موشک‌های هایپرسونیک سپاه است.

حامیان رژیم صهیونیستی می‌خواستند نفوذ راهبردی ایران را در منطقه محدود کنند، اما حالا می‌بینند که به اقیانوسیه رسیده است. بنابراین چاره‌ای ندیده‌اند جز اینکه ایران را متهم به اقدامات یهودستیزانه کنند؛ انگار که ایران، بیش از یک‌صد هزار انسان را در غزه سلّاخی کرده است!

واقعیت دردناک برای اسرائیل و حامیانش این است که سه‌هفته قبل، سیدنی استرالیا، شاهد تظاهرات سیصد هزار نفری علیه رژیم صهیونیستی بود. تظاهرات‌کنندگان، تصاویر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را سر دست گرفته بودند و شعار آزادی فلسطین می‌دادند.

رسانه‌های اسرائیل، این رویداد خیره‌کننده را «انتفاضه استرالیا» خواندند؛ و فعال رسانه‌ای صهیونیست نوشت: «امروز روز تاریکی برای سیدنی استرالیا بود. جمعیت طرفدار حماس، از روی پل هاربر عبور کردند، نه برای درخواست آزادی گروگان‌های اسرائیل، بلکه برای انتفاضه. شرم‌آور!».

سه‌روز قبل هم، تظاهرات حامیان فلسطین با حضور بیش از یک میلیون نفر در ۴۰ شهر در استرالیا برگزار شد. روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در این‌باره گزارش داد: «بسیاری از معترضان، چفیه فلسطینی پوشیده بودند یا پلاکاردهایی با رنگ پرچم فلسطین داشتند. پلاکارد جمعیت سیدنی این بود: استرالیا باید همین حالا روابط خود را با اسرائیل قطع کند». پس از این اعتراضات مردمی، الکس ریفکین، رئیس سازمان یهودیان استرالیا به اسکای‌نیوز انگلیس گفت: «اعتراضات ضداسرائیلی، فضایی ناامن برای یهودیان ایجاد کرده و نباید برگزار شود»!

فراگیری حمایت از غزه و بیزاری از رژیم جنایتکار اسرائیل به حدی است که روزنامه دیلی‌تلگراف استرالیا خطاب به نتانیاهو تیتر زد: تو یک مرد ضعیف هستی! «اسکات مارش» هنرمند استرالیایی نیز عکس هیتلر با چهره نتانیاهو را روی دیوار بازآفرینی کرد تا نشان دهد نتانیاهو، جایگزین امروز هیتلر در نسل‌کشی است.

انگلیس و آمریکا و دیگر حامیان اسرائیل، لابد باید دادستان دیوان کیفری بین‌المللی را هم آدم ایران بنامند و تهدیدش کنند؛ چرا که او هم حکم جلب نتانیاهو را صادر کرده و تحت تعقیب قرار داده است. البته همین‌طور هم شده! آمریکا داستان دیوان کیفری را تحریم کرده و سرویس تروریستی موساد اسرائیل، او را به ترور فیریکی و حیثیتی تهدید کرده است!

صدای غزه نه‌فقط در لاهه، بلکه در خیابان‌های نیویورک، واشنگتن، لندن، پاریس، برلین، بروکسل، سیدنی و اتاوا طنین انداخته است: «انتفاضه جهانی».

متأسفانه در کشور افرادی هستند که در موضوع رابطه ایران و آمریکا، تحلیل سطحی دارند و اسیر ظواهر و یا همان سیاست‌های اعلامی می‌شوند. برای مثال در قضیه هسته‌ای، علی‌رغم آنکه بارها رهبر انقلاب تأکید کردند برای آمریکا هسته‌ای بهانه است، اما در دولت یازدهم این فرض مبنای عمل قرار گرفت که می‌شود با آمریکا در موضوع هسته‌ای که مورد اختلاف است به توافق رسید. بر همین مبنا مذاکره، و بر سیاست‌های اعلامی آمریکا تکیه شد تا جایی که به نقطه «امضا و قول کری تضمین است» رسید. اما به دلیل آنکه واقعیت صحنه این نبود، توافق چیزی بسیار متفاوت از تصور تیم ایرانی بود و حتی در عمل نیز آمریکا همان تعهدات را نقض کرد.

بعد از خروج آمریکا از برجام، کشورهای اروپایی در سیاست اعلامی گفتند که هم تعهدات خود و هم تعهدات آمریکا را اجرا می‌کنند. روحانی و ظریف با ظاهربینی به آنها تکیه و کشور را معطل کردند. بعد از یک سال مشخص شد که واقعیت چیز دیگری بوده و اروپا تنها به دنبال فریب ایران برای انجام تعهدات به صورت یک‌طرفه بوده است. در دوره بایدن نیز ظاهربینی در دولت روحانی دیده شد. بایدن با لفاظی صحبت از بازگشت به برجام می‌کرد اما در عمل به دنبال تعهدات گسترده‌تر ایران بود. مذاکرات با ظاهربینی و تکیه بر همین گفتارها آغاز شد. در دوره اخیر این ظاهربینی‌ها هنوز هست، هرچند تجربیات چندساله، کار را برای افراد ظاهربین سخت کرده است.

صحبت از سرمایه‌گذاری هزار میلیاردی آمریکا در ایران که از سوی مرعشی (و حضرتی و فیاض زاهد) مطرح شد، از مصادیق ظاهربینی‌های مفرط است. یا این گزاره که میان رژیم صهیونیستی و آمریکا فاصله وجود دارد و می‌توان با سرمایه‌گذاری روی این فاصله منافع ملی را تأمین کرد. دلیل این ادعا توجه بیش از اندازه به گفتار آمریکایی‌ها بدون توجه به اقدامات آنهاست. این ظاهربینی و خطای ادراکی، اگر تصحیح نشود حتماً هزینه‌های جدی در پی خواهد داشت.

هرقدر بتوانیم سیاست خارجی را از ظاهربینی و سطحی‌نگری دور کنیم، که معنای آن حاکم شدن واقع‌گرایی و نگاه عمیق است، منافع ملی را بهتر تأمین می‌کنیم و هزینه‌های کمتری در تأمین منافع ملی می‌پردازیم.»

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا

روزنامه جوان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا» نوشت: «استرالیا در گرماگرم خشم عمومی بی‌سابقه از جنایات اسرائیل در غزه، چالش اجتماعی خود را فرافکنی کرد و سفیر ایران را با برچسب یهودستیزی اخراج کرد. ظاهراً سیاستمداران کانبرا به این نتیجه رسیده‌اند ۳۰۰ هزار نفری که چند روز قبل در چندین شهر به خیابان‌ها آمدند، به تحریک تهران تظاهرات کرده‌اند!

به گزارش «جوان»، استرالیا، دیروز یک بار دیگر در چند ماه اخیر، خود را شانه به شانه رژیم صهیونیستی قرار داد. آنتونی آلبانیز، نخست‌وزیر استرالیا که در کشاکش تهاجم صهیونیست‌ها به خاک ایران، از نگرانی درباره دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای صحبت کرده بود، روز سه‌شنبه با متهم کردن تهران به هدایت دو حمله یهودستیزانه در این کشور مربوط به چندین ماه قبل، احمد صادقی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در کانبرا را اخراج کرد. آلبانیز در گفت‌وگو با خبرنگاران، حملات مذکور را که پارسال در سیدنی و ملبورن رخ دادند، «اقدامات خصمانه غیرعادی و خطرناک تحت سازماندهی یک کشور خارجی با هدف تضعیف انسجام جامعه استرالیا» توصیف کرد و با غیرقابل قبول خواندن این اقدامات گفت: «دولت استرالیا اقدام محکم و قاطع دراین‌باره اتخاذ خواهد کرد. اندکی پیش به سفیر ایران در استرالیا اطلاع دادیم که اخراج خواهد شد.» به گفته آلبانیز، فعالیت‌های سفارت استرالیا در ایران نیز تعلیق و تمام دیپلمات‌های آن به کشوری ثالث منتقل شده‌اند. وی به مواضع دیپلماتیک بسنده نکرد و گفت: «همچنین می‌توانم اعلام کنم که دولت (استرالیا) قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی را تصویب خواهد کرد.» پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا گفت که صادقی و سه نفر دیگر از کارکنان دیپلماتیک سفارت ایران «عناصر نامطلوب» تشخیص داده شده و هفت روز فرصت دارند استرالیا را ترک کنند و از استرالیایی‌ها هم خواست که به ایران سفر نکنند. با این حال، وانگ گفت که کانبرا برای پیشبرد منافع استرالیایی‌ها، روابط دیپلماتیک با ایران را حفظ خواهد کرد. این نخستین بار از زمان جنگ جهانی دوم است که استرالیا یک سفیر خارجی را اخراج و سفیر خود را نیز از تهران خارج می‌کند.

چیزی که مقامات استرالیا آن را دستمایه تنش‌آفرینی در روابط تهران – کانبرا کرده‌اند، حملات اکتبر و دسامبر گذشته، اولی در رستورانی در سیدنی و دیگری در کنیسه‌ای در ملبورن است. هیچ‌کدام از این حملات تلفات نداشت، اما در هر دو، مهاجمان اموال را به آتش کشیده و خسارت گسترده‌ای وارد کردند. پیش‌تر آلبانیز بدون ارائه سند و مدرکی مدعی شده بود که سرویس‌های اطلاعاتی استرالیا، ایران را به حملات یادشده مرتبط کرده‌اند. او در جمع خبرنگاران هم ادعا کرد: «سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا اطلاعات معتبر کافی برای رسیدن به یک نتیجه‌گیری عمیقاً نگران‌کننده جمع‌آوری کرده است. دولت ایران حداقل دو مورد از این حملات را هدایت کرده است. ایران تلاش کرده است دخالت خود را پنهان کند، اما ارزیابی این سازمان نشان می‌دهد که ایران پشت این حملات بوده است.» این در حالی است که شخص «مایکل برگس» رئیس سرویس اطلاعاتی جاسوسی استرالیا اذعان کرده است که سفارت ایران در استرالیا و دیپلمات‌های آن در حملات ادعایی دخیل نبوده‌اند. آلبانیز اخیراً گفته است که استرالیا رسماً در ماه سپتامبر یک کشور فلسطینی را به رسمیت خواهد شناخت، موضعی که باعث واکنش نخست وزیر رژیم صهیونیستی شد. نتانیاهو، هفته گذشته، آلبانیز را به عنوان «سیاستمداری ضعیف که به اسرائیل خیانت کرده و یهودیان استرالیا را رها کرده است» مورد انتقاد قرار داد. او به نخست‌وزیر استرالیا مهلت داده بود تا «روش هاشانا» یا همان سال نوی یهودیان (از غروب ۲۲ تا ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵) علیه یهودستیزی اقدام کند.

سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه در واکنش به موضع استرالیا در مورد اخراج سفیر ایران، با طعنه به اینکه «من در هیچ موضوعی با جنایتکاران جنگی تحت تعقیب نظر موافقت نداشته‌ام، اما نتانیاهو در یک مورد درست می‌گوید نخست‌وزیر استرالیا واقعاً یک «سیاستمدار ضعیف» است» واکنش نشان داد و یادآور شد: «ایران میزبان یکی از قدیمی‌ترین جوامع یهودی جهان است که دارای ده‌ها کنیسه هستند. اتهام زدن به ایران مبنی بر حمله به چنین مکان‌هایی در استرالیا، در حالی که ما در کشور خودمان نهایت تلاش‌مان را برای حفاظت از آنها می‌کنیم، کاملاً بی‌معنی است.» رئیس دستگاه دیپلماسی خاطرنشان کرد: «ظاهراً قرار است ایران بهای حمایت مردم استرالیا از فلسطین را بپردازد. کانبرا باید بهتر بداند که تلاش برای جلب رضایت رژیم تحت رهبری جنایتکاران جنگی، تنها نتانیاهو و امثال او را جسورتر خواهد کرد.» اقدامات استرالیا به ویژه اظهارات آلبانیز، با استقبال شدید و همه‌جانبه صهیونیست‌ها همراه شد که مفهوم موضع‌گیری عراقچی را بیش از پیش برجسته می‌کند. در بیانیه‌ای که صهیونیست‌ها در این راستا منتشر کرده‌اند، ادعا شده است: «این اقدامی است که ما از آن حمایت می‌کنیم. رژیم ایران نه تنها تهدیدی علیه یهودیان و اسرائیل است، بلکه تمام جهان از جمله استرالیا را نیز به خطر می‌اندازد. این اقدام، اقدامی محکم و مهم بود.»

استرالیا طی دو سال گذشته شاهد افزایش بی‌سابقه احساسات ضد صهیونیستی بوده است. طبق ادعای گزارش Executive Council of Australian Jewry ECAJ، تعداد حوادثی که این نهاد از عبارت «ضدیهودی» برای آنها استفاده می‌کند بین اکتبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۴ به عدد ۲،۰۶۲ رسید که نسبت به سال قبل بیش از ۳۱۶ درصد افزایش نشان می‌دهد. استرالیا طی ماه‌های گذشته بارها صحنه تظاهرات حامیان فلسطین بوده است و در پی اعلام قحطی در غزه، این کشور شاهد بزرگ‌ترین تظاهرات تاریخ خود در حمایت از فلسطین بود و نیم میلیون نفر در شهرهای مختلف این کشور خواستار تحریم رژیم صهیونیستی و پایان تجارت تسلیحاتی با آن شدند. فقط در بریزبن، یک شهر استرالیا، سازمان‌دهندگان تظاهرات چند روز قبل تخمین زدند که حداقل ۵۰ هزار نفر برای راهپیمایی که آن را «تاریخی» توصیف کردند، گرد هم آمدند. در ملبورن، برگزارکنندگان گفتند که ۱۰۰ هزار نفر در راهپیمایی شرکت کردند. احساسات ضد اسرائیلی، در دانشگاه‌های استرالیا هم به شدت افزایش یافته و باعث نگرانی سیاستمداران استرالیایی شده است. روزنامه گاردین به نقل از رئیس کمیته مشترک پارلمان استرالیا در امور حقوق بشر و نماینده حزب کارگران یک گزارش جدید منتشر کرده و به دانشگاه‌ها توصیه کرده که سیاست‌های شکایات خود علیه یهودی ستیزی را ساده‌تر کنند. از جمله یک فرد برای ثبت شکایت یهودی‌ستیزی لازم نیست که هویت خودش را ابراز کند و اصطلاحاً شکایت یهودستیزی بدون شاکی خصوصی هم امکان‌پذیر است، چیزی که دست دولت را برای سرکوب اعترضات ضد اسرائیلی باز می‌کند.»

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا

روزنامه وطن امروز در صفحه نخست امروز خود با تیتر «نسل جدید سپاه» نوشت: «خود را ببرید در آرامش روز پنجشنبه، ۲۲ خرداد و کمی درباره «نسل جدید پاسداران انقلاب اسلامی» تأمل کنید. به نظر می‌رسد در ذهن جامعه ایرانی نسل جدید نیروهای سپاه با چهره‌هایی چون شهید «محسن حججی» و شهید «محمد بلباسی» گره خورده است؛ نسلی که با تکیه بر تجربه فرماندهان میدان‌دیده، پا به عرصه نبرد در فراسوی مرزها نهاد و گویی هیچ‌گاه بازنگشت. اگر نسل نخست سپاه در دهه ۶۰ هویت خود را از تجربه مستقیم جنگ تحمیلی می‌گرفت، نسل امروز در متن یک «زیست جهادی» ادامه‌دهنده مسیر آنهاست، بی‌آنکه جنگ را زیست کرده باشد. آنچه تصور عمومی از نسل جدید سپاهیان بود اما از ۲۳ خرداد تغییری بنیادی کرد و آزمون واقعی این نسل در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران رقم خورد؛ روزی که اغلب فرماندهان باتجربه به طور همزمان هدف حملات تروریستی قرار گرفتند و شهید شدند و انتظار می‌رفت بدنه نیروهای مسلح دچار سردرگمی شود اما معادله به گونه‌ای دیگر پیش رفت؛ چهره‌های ناشناخته‌ای به میدان آمدند و الگوی جدیدی از جنگ را نمایان کردند؛ چهره‌هایی که موشک شلیک می‌کردند اما به همان اندازه به تصویر رسانه‌ای آن موشک می‌اندیشیدند، در عملیات پدافندی نقش داشتند اما همزمان تصویر آفندی برجا می‌گذاشتند، میدان را می‌چرخاندند و رسانه را مدیریت می‌کردند، در فضای سایبری می‌جنگیدند و جنگ روانی را به خدمت میدان می‌گرفتند.

جنگ اخیر نشان داد نسل جدید سپاه نه‌تنها آمادگی جانشینی فرماندهان پیشکسوت را دارد، بلکه با الگویی متفاوت و ترکیبی، قادر است سازمان رزم سپاه را وارد مرحله‌ای تازه کند. این گزارش درصدد پرداخت به این پرسش است: نسل جدید سپاه چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه توانست در نخستین آزمون بزرگ خود موفق شود؟

نسل جدید سپاه در کنار نسل قدیمی و جنگ‌آموخته دفاع مقدس، هم نسبت به تدین و ایمان اهتمام داشته و هم جنگ و جنگاوری را با فرمت‌ها و متدهای روز و تجهیزات مدرن آموخته است اما نسل جدید سپاه که تربیت شده نسل اول است، دارای چه ویژگی‌هایی است؟

ایمان و باور عمیق: همچون نسل ابتدای انقلاب، این نسل نیز ریشه‌های خود را در باورهای اعتقادی و آرمان‌گرایانه جست‌وجو می‌کند.

تسلط بر فناوری‌های نوین جنگی: این نسل با موشک‌های هوشمند، پهپادها و فضای سایبری و هوش مصنوعی مأنوس است و کار با تجهیزات نسل جدید را بخشی از زیست روزمره خود می‌داند.

جامع‌نگری و آرمان‌گرایی واقع‌گرا: این نسل در عین وفاداری به آرمان‌های انقلاب، جهان را پیچیده‌تر می‌بیند. نگاه آنان صرفاً پدافندی نیست، بلکه با رویکرد آفندی به تغییر معادلات می‌اندیشند.

غرب‌شناسی و پیوند با دانش: بسیاری از نیروهای این نسل در دانشگاه‌ها رشد کرده‌اند و با مطالعه و آشنایی با ادبیات غرب به درک عمیق‌تری از دشمن دست یافته‌اند.

تکیه بر تجربه پیشینیان: هرچند خود در دفاع مقدس حاضر نبودند اما سرمایه تجربی نسل‌های قبلی را از طریق روایت‌ها و آموزش‌های مستقیم با خود حمل می‌کنند.

جرأت تغییر و خلاقیت سازمانی: از ساختارهای دست‌وپاگیر گریزانند و در میدان، به ابتکار فردی و جمعی تکیه می‌کنند.

اعتمادبه‌نفس و مسؤولیت‌پذیری: این نیروها خود را موظف به حل مساله می‌دانند، نه گرفتار شدن در ساختارهای سلب. آنان از سال‌ها قبل خود را در میدان‌های نبرد آینده تصویر کرده بودند.

به طور کلی این نسل آمیزه‌ای از ایمان، دانش، تجربه غیرمستقیم و خلاقیت است که به آنان جرأت رهبری سازمان رزم در شرایط غیرمنتظره را داده است. اگر موشک «شهاب ۳» در سال ۱۳۸۲ به سازمان رزم سپاه اضافه شد، یعنی سپاه از همان سال خود را برای رویارویی با رژیم صهیونیستی آماده کرده است. این مساله به طور ناخواسته این باور را در نسل جدید سپاه شکل داده که به «فردا فکر کند» و حالت «آفندی» داشته باشد.

نسل جدید در آئینه مقایسه با نسل اول سپاه

اگر بخواهیم جایگاه نسل جدید سپاه را درک کنیم، ناگزیر باید آن را در نسبت با نسل نخست بسنجیم؛ نسلی که در آتش جنگ تحمیلی شکل گرفت و هویت سازمانی سپاه را تثبیت کرد.

شباهت‌ها:

- هر دو نسل برآمده از باورهای عمیق انقلابی هستند و پیوند با آرمان‌های امام و رهبری، همچنان ستون هویتی است.

- روحیه ایثار و حضور داوطلبانه در میدان همچنان برجسته است. جوانان امروز همان‌قدر داوطلبانه وارد کارزار می‌شوند که رزمندگان دهه ۶۰.

- پیوستگی نسلی وجود دارد؛ بسیاری از جوانان امروز خود شاگردان میدانی و فکری فرماندهان دفاع مقدسند.

تفاوت‌ها:

قبل از ورود به بحث تفاوت‌ها باید این مهم را دانست که این نسل جدید، تربیت‌یافته نسل اول هستند. در واقع تمایزات آنها حاصل فهم فرماندهان نسل اول نسبت به الزامات نسل جدید است.

- نسل قدیمی سپاه در فضای دفاعی و پدافندی شکل گرفت؛ آنان مأموریت اصلی را حفظ سرزمین می‌دانستند. در مقابل، نسل جدید نگاه آفندی دارد و به تغییر وضع موجود به سود ایران و مقاومت می‌اندیشد.

- نسل پیشین درگیر جنگ سخت و کلاسیک بود، نسل جدید جنگ را ترکیبی می‌بیند؛ همزمان رسانه‌ای، سایبری، موشکی و میدانی.

- نسل قدیمی به فرماندهان متکی بود و ساختار عمودی داشت، نسل جدید با خلاقیت فردی و ابتکار میدانی شناخته می‌شود؛ در نبود فرمانده، میدان را به دست می‌گیرند و این در سوریه، عراق و اخیراً در جنگ ۱۲ روزه به وضوح دیده شد.

- نسل قدیمی سپاه با گفتمان مقاومت منطقه‌ای شناخته می‌شد اما نسل جدید در پی بسط مقاومت در جهان است.

نسل جدید در حالی که همچنان ریشه در آرمان‌های نسل اول دارد اما از منطق «پدافندی» عبور کرده و به نسل «آفندی، خلاق و ترکیبی» بدل شده است؛ نسلی که جنگ را فقط برای بقا نمی‌خواهد، بلکه برای تغییر معادلات منطقه‌ای به میدان آمده است. نرگس باجغلی، استاد دانشگاه «جان هاپکینگز» در مقاله بسیار مهمی در مجله آمریکایی «فارن پالیسی» نوشت: «نسلی جوان‌تر در سپاه پا به عرصه گذاشته است؛ نسلی که نه در دفاع، بلکه در تهاجم شکل گرفته است. برخی از این نیروهای جوان که اکنون در دهه چهارم زندگی خود هستند، آماده‌اند مسؤولیت‌های رهبری را به دست بگیرند. این نسل جدید با پهپاد، موشک و جنگ سایبری آموزش دیده‌اند؛ در نبردهای سوریه حضور مستقیم داشته‌اند و در سازمان‌دهی شبه‌نظامیان در عراق نقش ایفا کرده‌اند. امروز این نسل در حال صعود در ساختار سپاه، درگیری را نه‌تنها اجتناب‌ناپذیر، بلکه سودمند می‌داند. برای آنها، بازدارندگی فقط به معنای بقا نیست، بلکه مساله موقعیت منطقه‌ای، غرور ملی و احیای حاکمیت است. حملات ماه ژوئن، همراه با پاسخ محدود اما هدفمند ایران، این نسل جدید را جسورتر کرده است. آنها معتقدند خویشتنداری در ۲ دهه گذشته - بویژه پایبندی اشتباه‌آمیز به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵- تنها موجب حملات بیشتر شده است. این واقعیت که اسرائیل توانست تا این حد به خاک ایران ضربه بزند، استدلال آنها را تقویت کرده: ایران به یک بازدارندگی واقعی نیاز دارد و آن را باید فوراً ایجاد کند».

حضور میدانی برای تغییر معادله

تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، نسل جدید سپاه در کنار فرماندهی قرار داشت. آنها در میدان حاضر بودند اما در سایه نسل اول عمل می‌کردند؛ منطقی هم بود. نسل اول که تعدادی از آنها همچنان فرماندهی ارشد سپاه را بر عهده دارند، نسل طلایی سپاه هستند؛ نسلی که ایران را با وجود نبود تجهیزات، در مقابل تهاجم ده‌ها کشور حفظ کردند.

با این حال جنگ ۱۲ روزه، نخستین صحنه‌ای بود که در آن، نسل جدید نه به عنوان «پشتیبان»، بلکه به عنوان «پیش‌برنده میدان» ظاهر شد. برخلاف تصویرسازی‌ها، نسل جدید منفعل نماند؛ آنان در لحظه غیبت فرماندهان ارشد، میدان را به دست گرفتند و مشهود است جنگ فقط با موشک و پهپاد پیش نرفت. جوانان سپاه، همزمان جنگ سایبری، رسانه‌ای و روانی را نیز فعال کردند. انتشار هدفمند فیلم شلیک موشک، همراه با تولید محتوا و هدایت افکار عمومی، نشان داد این نسل، سواد رسانه‌ای و سایبری بالایی نیز دارد.

یکی از ویژگی‌های بارز این نسل، آمادگی ذهنی برای فرماندهی بود. آنها از سال‌ها قبل و به واسطه تدبیر و هوشمندی فرماندهان نسل اول، خود را در جایگاه فرمانده تصویر کرده بودند، به همین دلیل در بحران، دچار سردرگمی نشدند، هرچند ضعف‌ها را پنهان نمی‌کنند و به پذیرش آسیب‌ها تن می‌دهند و آن را فرصتی برای رشد می‌دانند. همین ویژگی باعث شد پس از حمله رژیم صهیونیستی، سریعاً خود را بازسازی کنند. اسرائیل انتظار داشت با حذف فرماندهان ارشد، سپاه دچار سردرگمی شود اما نسل جدید در کنار فرماندهان جدید نسل اول، با حضور فعال، معادله جنگ را به سود ایران تغییر داد. این نسل، نه‌تنها توانست عملیات را ادامه دهد، بلکه با تاکتیک‌های جدید جنگی، دشمن را سردرگم کرد، همچنین مدیریت صحنه رسانه‌ای و روانی را نیز در دست گرفت.»

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا

روزنامه شرق در صفحه نخست امروز خود با تیتر «آخرین قمار بایرو» نوشت: «فرانسه روزهای پرتنشی را پشت سر می‌گذارد. نخست‌وزیر، فرانسوا بایرو، که کمتر از یک سال پیش از سوی امانوئل مکرون منصوب شد، با چالش بزرگی مواجه است: گذراندن بودجه‌ای سخت‌گیرانه که هدف آن کاهش کسری شدید مالی کشور است. او در نشست خبری اخیر خود اعلام کرد که پیش از موعد مقرر، خواستار رأی اعتماد در مجلس ملی خواهد شد؛ حرکتی که بسیاری آن را «آخرین تیر ترکش» او می‌دانند. برنامه بودجه بایرو شامل کاهش ۴۳.۸ میلیارد یورو هزینه در سال آینده است؛ طرحی که با مخالفت فراگیر احزاب چپ و راست مواجه شده است. پیشنهاد جنجالی او برای حذف دو تعطیلات رسمی از مجموع ۱۱ تعطیلی سالانه، خشم افکار عمومی را برانگیخت. بر اساس نظرسنجی‌ها، ۸۴ درصد شهروندان مخالف این طرح هستند. در فضای مجازی نیز فراخوانی با شعار «همه چیز را متوقف کنیم» (Bloquons tout) برای اعتصاب عمومی در دهم سپتامبر به‌سرعت فراگیر شد و حمایت اتحادیه‌ها و جریان‌های مخالف دولت را به دست آورد. وزرا نگران‌اند این حرکت به تکرار شورش و غارت اموال عمومی توسط «جلیقه‌زردها» در دوره نخست ریاست‌جمهوری مکرون تبدیل شود. بایرو در کنفرانس خبری هشدار داد: «فرانسه نمی‌تواند این خطر را نادیده بگیرد، نمی‌تواند هیچ کاری نکند. در غیر این صورت با فروپاشی بازارها مانند دوران لیز تراس در بریتانیا روبه‌رو خواهیم شد».

با توجه به توازن شکننده در پارلمان، سرنوشت نخست‌وزیر تا حد زیادی به حزب سوسیالیست گره خورده است. جناح راست افراطی «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن و چپ رادیکال «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» اعلام کرده‌اند از دولت حمایت نخواهند کرد. سبزها و کمونیست‌ها نیز همین موضع را گرفته‌اند. در این شرایط، فقط حمایت سوسیالیست‌ها می‌تواند مانع سقوط دولت شود. ناظران بر این باورند که درخواست رأی اعتماد اقدامی پیش‌دستانه برای تغییر روایت و مهار موج مخالفت‌هاست. با این حال، حتی اگر بایرو موفق به کسب حمایت شود، باید امتیازهای بزرگی به مخالفان بدهد و این کار را برای او دشوار خواهد کرد.

فرانسه سال گذشته با کسری بودجه معادل ۵.۸ درصد تولید ناخالص داخلی روبه‌رو بود؛ رقمی که باعث شده بسیاری این کشور را «مرد بیمار اروپا» بخوانند. بایرو قصد دارد این میزان را در سال آینده به ۴.۶ درصد کاهش دهد؛ هدفی که مستلزم افزایش مالیات‌ها و کاهش هزینه‌های دولت‌های محلی، رفاه اجتماعی و سایر بخش‌های عمومی است. تجربه نشان داده چنین سیاست‌هایی بهای سیاسی سنگینی دارد. میشل بارنیه، نخست‌وزیر پیشین و مذاکره‌کننده سابق برگزیت در اتحادیه اروپا، سال گذشته با طرح مشابهی فقط سه ماه دوام آورد و سپس از کار برکنار شد. اکنون بایرو نیز با خطر مشابهی روبه‌روست. مکرون تأکید کرده است حتی اگر بایرو سقوط کند، حاضر به برگزاری انتخابات زودهنگام نخواهد بود. با این حال، تجربه گذشته نشان می‌دهد که او ممکن است در لحظه آخر تصمیمش را تغییر دهد. در هر صورت، بحران کنونی بیش از هر چیز شکنندگی دولت ائتلافی و بی‌اعتمادی عمومی به سیاست‌های ریاضتی را آشکار می‌کند.

در همین حال، بایرو در تلاش است با ابزارهای ارتباطی تازه، از جمله انتشار هفت ویدئو در یوتیوب، افکار عمومی را با خود همراه کند؛ اما استقبال ناچیز از این محتوا فقط بر انزوای سیاسی او افزود. اکنون همه نگاه‌ها به هشتم سپتامبر دوخته شده است؛ روزی که رأی اعتماد در پارلمان سرنوشت نخست‌وزیر و آینده سیاسی دولت را رقم خواهد زد. بحران تازه سیاسی فرانسه فقط در عرصه داخلی خلاصه نمی‌شود؛ ابعاد مالی و اقتصادی آن نیز اهمیت حیاتی دارد. در حالی که نخست‌وزیر فرانسوا بایرو برای بقای سیاسی خود تقلا می‌کند، بازارهای مالی نشانه‌هایی آشکار از بی‌اعتمادی نسبت به توانایی پاریس در مدیریت بدهی‌های کلان کشور نشان داده‌اند. نرخ بهره اوراق قرضه فرانسه به آرامی در حال افزایش است و گمانه‌زنی‌ها درباره کاهش رتبه اعتباری کشور شدت گرفته است. فرانسه تاکنون توانسته جایگاه «اعتبار ممتاز» خود را نزد مؤسسات رتبه‌بندی بین‌المللی حفظ کند، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند این وضعیت بیش از حد دوام آورده و بیشتر به دلیل فرضیه «بزرگ‌تر از آنکه سقوط کند» بوده است.

اقتصاد فرانسه دومین اقتصاد بزرگ اروپا محسوب می‌شود و همین امر تا این لحظه به نوعی سپر حفاظتی برای آن عمل کرده است. اما تحمل بازارها نیز حدی دارد. به باور کارشناسان، اگر در میانه سپتامبر بحران سیاسی و بن‌بست بودجه‌ای ادامه یابد، یک تنزل رتبه تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. چنین اتفاقی هزینه‌های استقراض دولت را افزایش داده و می‌تواند زنجیره‌ای از بی‌ثباتی را در سراسر بازارهای اروپایی به راه اندازد.»

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا

روزنامه دنیای اقتصاد در صفحه نخست امروز خود با تیتر «بازارها در فاز مذاکرات ژنو» نوشت: «مذاکرات ایران و تروئیکای اروپایی روز سه‌شنبه در شهر ژنو با محوریت مکانیسم ماشه برگزار شد. این نشست در حالی بدون بیانیه رسمی به پایان رسید که تهران و سه پایتخت اروپایی در یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار دارند. فعال شدن سازوکار «اسنپ‌بک» یا تمدید چندماهه آن، هر کدام وضعیت‌های متفاوتی را پیش روی طرفین قرار می‌دهد. با این حال و به‌رغم لفاظی‌های غربی‌ها، کشورهای ایران، فرانسه، بریتانیا و آلمان در تلاشند تا همچنان پنجره دیپلماسی باز بماند و از قرار گرفتن در مسیر افزایش تنش دور بمانند. در این میان بازارها هم کاملاً در فاز مذاکراتی قرار دارند. روز گذشته دلار آزاد تحت‌تأثیر ریسک‌های سیاسی با افزایش ۵۰۰ تومانی به رقم ۹۶ هزار و ۱۵۰ تومان رسید. سکه امامی نیز ۸۹۰ هزار تومان افزایش یافت و رقم ۸۷ میلیون و ۷۰۰ هزارتومان را ثبت کرد. این افزایش قیمت در حالی رخ داد که مذاکرات نمایندگان ایران و تروئیکای اروپایی در ژنو برای جلوگیری از فعال‌شدن ماشه در جریان بود و شاخص بورس در آستانه از دست دادن ۲.۴ میلیون واحد قرار گرفت.

۱۰ سال پس از امضای برجام (برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک)، این توافق در لحظات حساس خود به سر می‌برد. المیادین گزارش داد که دور جدید مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی عضو برجام بدون هیچ بیانیه مشخصی از سوی طرفین به اتمام رسید. کاظم غریب‌آبادی در پیامی در شبکه ایکس پس از انتهای این دیدار عنوان کرد که ایران همچنان به دیپلماسی و یک راه‌حل دیپلماتیک سودمند برای هر دو طرف متعهد است و زمان آن رسیده که سه کشور اروپایی و شورای امنیت سازمان ملل انتخاب درستی انجام دهند و به دیپلماسی، زمان و فضا بدهند.

مذاکرات میان ایران و سه کشور اروپایی عضو برجام (فرانسه، انگلیس و آلمان) سه‌شنبه ۴ شهریور در ژنو برگزار شد. مجید تخت‌روانچی، مسؤول هیأت ایرانی در مذاکرات ژنو بود و از طرف آلمان، فرانسه و بریتانیا، معاونان وزرای خارجه این کشورها حضور داشتند. این مذاکرات که آخرین تلاش‌ها پیش از فعال‌سازی مکانیسم ماشه بود، در یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار دارد.

وزرای خارجه سه کشور اروپایی مردادماه گذشته با ارسال نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کردند در صورتی که ایران تا پایان ماه اوت ۲۰۲۵ (۹ شهریور ۱۴۰۴) مذاکرات هسته‌ای با جامعه جهانی را از سر نگیرد، آماده‌اند سازوکار بازگشت خودکار تحریم‌ها را فعال کنند. در این نامه، بدون اشاره به طرف مقصر وضعیت کنونی برجام، ادعا شده است که اگر ایران پیش از پایان اوت به راه‌حل دیپلماتیک تن ندهد، تروئیکای اروپایی مکانیسم ماشه (اسنپ‌بک) را فعال خواهد کرد. این در حالی است که طبق برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، موعد پایان برخی بندهای کلیدی توافق در اکتبر ۲۰۲۵ فرامی‌رسد.

نیویورک‌تایمز سه‌شنبه ۴ شهریور گزارش داد که دلیل تعیین مهلت ۳۱ اوت این است که روسیه از سپتامبر ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده می‌گیرد و تروئیکای اروپایی نگرانند که مسکو، به‌عنوان متحد نزدیک تهران، قصد کارشکنی در بازگشت تحریم‌ها علیه ایران داشته باشد.

روزنامه ساوث چاینا مورنینگ پست در گزارشی عنوان کرد که پیش‌تر سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اعلام کرد که این کشور زیر بار فشار از سوی تروئیکای اروپایی نرفته و این کشورها اساساً مبنای حقوقی برای اجرای مکانیسم ماشه را ندارند. این گزارش عنوان کرد که با توجه به تحولات روزهای اخیر این اجماع وجود داشت که مذاکرات روز سه‌شنبه در ژنو حتی پیش از آغاز، بی ‌راهبردی منسجم پایان یافته و با شکست مواجه خواهد شد.

گای بورتون، نویسنده کتاب «چین و نزاع‌های خاورمیانه»، در گفت‌وگو با ساوث چاینا مورنینگ پست اظهار کرد که تهدید مکانیسم ماشه به احتمال بسیار قوی به واقعیت بدل خواهد شد و نمی‌توان انتظار معجزه در این زمینه را از سوی کسی داشت. این نویسنده افزود: «فعال‌سازی مکانیسم یعنی بازگشت تحریم‌های شورای امنیت که در وضعیت فعلی این امر معادل است با از دست رفتن هرگونه امکان دیپلماسی، لااقل طی ماه‌های آینده.»

بنا به سازوکار مکانیسم ماشه، اگر یکی از طرف‌های توافق مدعی شود که ایران به تعهدات خود در چارچوب برجام پایبند نیست، این موضوع می‌تواند به کمیسیون مشترک برجام ارجاع داده شود. بنابر این فرآیند، شورای امنیت طرف ۳۰ روز به بازگشت تحریم‌ها علیه ایران رأی می‌دهد، البته مگر اینکه تمامی اعضای دائم آن موافق ادامه لغو تحریم‌ها باشند که در شرایط فعلی چنین امری غیرممکن است. بورتون در ادامه عنوان کرد که ماهیت مذاکرات ژنو و استانبول میان ایران و اروپا، از همان آغاز کار، بیشتر اعمال فشار بر واشنگتن و تهران بود. وی افزود: «اروپایی‌ها شرایط کافی برای توافق با ایران را ندارند و بدیهی است که بازیگر اصلی در این زمینه آمریکا و رئیس‌جمهور این کشور است.» این نویسنده و تحلیلگر همچنین عنوان کرد که اولتیماتوم اروپا دست‌آخر تلاشی است از جانب بروکسل تا مانع از توافق احتمالی دوجانبه میان تهران و واشنگتن شود، همان‌گونه که قاره سبز می‌کوشد در مذاکرات صلح اوکراین نیز موقعیت خود را از دست ندهد. به گفته این نویسنده، چنانچه تهران و واشنگتن بتوانند به دستاوردی دیپلماتیک و دوجانبه برسند، این امر ضربه‌ای مهلک به اقتدار و اثرگذاری بروکسل خواهد بود.

گفتنی است که در پی خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال تحریم‌های کاخ سفید، ایران فرآیند تدریجی کاهش تعهدات هسته‌ای را آغاز کرد. در پاسخ به عدم بهره‌مندی اقتصادی از توافق و ناتوانی اروپا در جبران تأثیر تحریم‌های آمریکا، ایران شروع به افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم به فراتر از ۳.۶۷ درصد، انباشت ذخایر بزرگ‌تر اورانیوم غنی‌شده و استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته کرد.»

نسل جدید سپاه؛ انگ یهودستیزی به جنبش استرالیا