به گزارش خبرنگار تئاتر ایرنا، نمایش «ماجرای عجیب سگی در شب» به کارگردانی و نویسندگی حمیدرضا خسرویلرگانی روایت داستان کریستوفر نوجوان نابغه و اوتیسمی را روایت میکند که پس از کشته شدن سگ همسایهاش، وارد مسیری برای کشف حقایق میشود. این اثر اقتباسی از رمان مارک هادون است که توسط بازیگران نسل جوان تئاتر در عمارت هما بر روی صحنه است.
«گاهی موفقیت مسیر سخت و دشوار نیست، موفقیت، لذت در لحظه بودن است. اینجا برای لذت نبردن، نفس را سخت و کام را زهر میکنیم، ما خواستیم نشان دهیم، این، آنچه فکر میکنید، نیست. این آن چیزی است که میبینید.
لحظههای هیجانی مانند اعداد اول فقط یک بار تکرار میشوند. یک بار بدون تکرار. از عدد زندگی لذت ببر، چون خدا زندگی را بخشی از لذت نهایی قرار داده است.
باشد که همه لبخند هم را ببینیم و از بودن کنار هم لذت کافی را ببریم.
تفکر در شما، رسالت ما است و آگاهی دادن مشق ما خواهد بود. سخت است اما گروه ما دست از تلاش برنداشته است.
حمیدرضا خسرویلرگانی طراح و کارگردان نمایش «ماجرای عجیب سگی در شب» میگوید: این نمایش، داستان نابغه اوتیسمی است که وارد چالشهایی میشود؛ چالشهای خیلی ساده برای آدمهای معمولی ولی یک مسیر ایلیاد و اودیسهای در پیش میگیرد و در نهایت خود را به قهرمانی میرساند. و «من قهرمانم» نقطه اوج نمایش است.
او که از سال ۹۰ وارد عرصه بازیگری شده و تاکنون پنج اجرا را کارگردانی کرده است، با اشاره به نخستین تجربه بازیگری در کنار کارگردانی در نمایش« ماجرای عجیب سگی در شب» گفت: من بناچار وارد بازی شدم چون زانوی بازیگرم قبل از اجرا شکست و چون فرم کار خیلی زیاد بود کسی نمیتوانست بیاید، خودم نقش را گرفتم و بازی کردم.
خسرویلرگانی گفت: همه بازیگران این نمایش دانشجو و یا دانشآموخته بازیگری هستند. برخی از بازیگران دانشآموز هستند و از مدرسه با آنها کار کردیم و استعداد تئاتر داشتند.
او که از رمان «مارک هادون» اقتباس کرده و برای همین نمایش دو جایزه در جشنوارهها به خاطر اقتباسی بودن این نمایش گرفته، یکی جشنواره استان مازندران و دیگری جشنواره باران در سال ۹۴ به خاطر اقتباس نوین، میگوید: تمامی فرمهای اجرا شده در نمایش ساخته و پرداخته ذهن خودم است و در رمان چنین چیزی وجود ندارد. اتفاقی که در اجرای ما افتاد این بود که متن، متن بسیار سنگینی است از این جهت که نزدیک به ۵۰ پرسوناژ دارد و اینکه اتفاق بیرون جامعه نسبت به کودک اوتیسم را نشان میدهد. من این کار را نکردم، زاویه دید را از اتفاق کودک اوتیسم نسبت به جامعه نشان دادم. اگر میخواستیم با آن مسیر اجرا کنیم، پروداکتی که داشت اصلا قابل اجرا نبود و کار خیلی سختی بود.
این نمایش دکوری ندارد. در این باره کارگردان میگوید: اگر میخواستم دکور داشته باشم، تغییر لوکیشن و ریتم درنمیآمد. اجرا بیش از یک ساعت و ۱۵ دقیقه، مخاطب را روی این صندلیها خسته میکند.
از نگاه کارگردان نمایش که هفت بازیگر دارد، 6 شخصیت دیگر پنداشتهای شخصیت اصلی داستان بودند و اگر وجود داشتند، از نگاه کریستوفر بود. شروع داستان از کشته شدن سگ همسایه است. از نظر کریستوفر، آقای راجر که مادرش با او رفت، از نگاه کریستوفر آدم سگی بود و آدم خوبی نبود.
خسرویلرگانی افزود: پدر کریستوفر آدم بستهای بود و مادرش فضانورد. کریستوفر هم فضا را دوست داشت و به همین سبب بود که مادرش دوست داشت فضانورد شود. پدر پای بچهاش ایستاده بود اما مساله اصلی در داستان، مسیر قهرمانانه است.
از میزانسن اول در یک جا کریستوفر برمیگردد دوباره در همان لوکیشن به عنوان قهرمان پرزنت میشود. او میگوید: برای تطبیق فضای محتوایی و فرمی، دنبال این بودیم که صرفا فرم بدنی خاصی داشته باشد.
به گفته او، تمرینات یک سال و ۶ ماه طول کشیده و این نمایش از ۱۵ خرداد روی صحنه رفته و اجرا تا ۱۵ شهریور ادامه دارد.
در این نمایش، مهبد جهان نوش، امیر حسن بیک، امیرحسین بختیاری، سینا ایزدی، مهرناز بختیاری، مروارید کفائی جو، آرزو جلالی، مصباح طالب، حمیدرضا خسروی لرگانی و کیمیا هوشمند ایفای نقش می کنند.